کد خبر: ۶۶۷
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۷:۳۸-14 June 2017
سخن پيامبر/پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم: علي وشيعته هم الفائزون يوم القيامه علـي و پيـروانش در روز قيامت رستــگاران‌اند

سخن مترجم

و ايـاه نستعيـن

گفتن و نوشتن درباره شخصيتي كه برتر از وصف، بالاتر از انديشه و والاتر از جوهر كلام است و فضايل و مناقب ارزنده اش به قدري زياد و فراوان است كه قابل احصاء و احاطه نيست، كاري بسي دشوار، بلكه بدون هدايت خداوند سبحان غير ممكن است.

در حديثي از پيامبر اقدس صلي‌الله‌عليه‌وآله به اميرمؤمنان علي عليه‌السلام آمده است:

اي علي! جز خدا و من كسي تو را آن‌سان كه شايسته است، نشناخت.1

ابعاد مختلف و به ظاهر متضاد وجود ذي جود آن حضرت را كسي مي‌تواند درك و توصيف كند كه از او بالاتر باشد يا همتاي او. و به مصداق كلام معروف: «معرِّف بايد اجلي از معرّف باشد» چه مي‌تواند بگويد انسان ملكي درباره انساني ملكوتي كه «فضائلش به شماره نمي‌آيد»؟2 و بنابراين فرمودة رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله «اگر جنگل‌ها همه قلم و درياها همه مركب و پريان شمارشگر و انسان‌ها نگارگر شوند، نمي‌توانند فضائل علي بن ابي‌طالب را برشمرند.»3

از اين رو، بي‌ترديد بهترين ومستندترين منبع براي شناخت علي

عليه‌السلام، قرآن مجيد و سخنان نغز و شيرين رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله است.

با توجه به آنچه گفته شد بسياري از نويسندگان بهتر آن ديده‌اند كه سيماي درخشنده امير مؤمنان عليه‌السلام را در آينة احاديث نبوي به نظاره بنشينند و بنگرند معلم و مربي امير مؤمنان عليه‌السلام آن حضرت را چگونه معرفي و توصيف مي‌كند.

يكي از عالمان برجسته كه بيان فضائل، ويژگي‌ها و برجستگي‌هاي امام امير المؤمنين علي رامدنظر داشته و به بازشماري قطره‌اي از درياي بيكران فضائل امام عليه‌السلام از لسان گهربار نبيّ مكرّم صلي‌الله‌عليه‌وآله از كتب و منابع عامه پرداخته است، آيت الله العظمي حاج شيخ لطف الله صافي گلپايگاني دام ظله الوارف است.

چرا اين كتاب را ترجمه كرديم؟

چون ترجمة اين گونه كتاب‌هاي پر ارج براي شيعياني كه نمي‌توانند از منابع عربي استفاده كنند، سود بخش خواهد بود. زيرا ماية استواري ساختارهاي اعتقادي و داد و اعتماد آنان شده و به جانشان نورانيت و به دلشان صفا و به انديشه‌شان روشنايي و به خود آنان آگاهي مي‌بخشد، صاحب اين قلم از سر عشق و ارادتي كه به سرور پرهيزكاران و اميرجانِ مؤمنان داشت، و بر حسب وظيفه، با استمداد از عنايت ايزدي به ترجمة آن پرداخت تا آن عده از برادران و خواهران ايماني كه بهرة كافي از زبان عربي ندارند از اين كتاب ارزشمند بي‌نصيب نمانند.

كاري كه ما در اين اثر انجام داده‌ايم

علاوه بر پيش‌گفتار ترجمه، چون احاديث كتاب فاقد تيتر و خود كتاب

بدون فهرست منابع بود براي احاديث عنوان گذاشتيم و مصادر مورد استفاده مؤلف محترم را در پايان كتاب فهرست كرديم. و در برخي موارد توضيحاتي را در متن يا پانوشت داخل [] و گاه مستقل در ذيل پاره‌اي از احاديث آورده‌ايم.

اميد است اين خدمت ناچيز در پيشگاه با عظمت حضرت بقية الله الاعظم امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف مقبول افتد و مؤلف محترم، مترجم و ناشر مشمول رحمت بيكران حق‌تعالي و عنايات خاصه ولي او قرار گيرند. بمنّه و كرمه.

قم / آشيانة آل محمد صلي‌الله‌عليه‌وآله

ناصر باقري بيدهندي

مقدمه مؤلف

بنام خداوند بخشنده‌ي مهرورز

و ماذا يقول الناس في مدح من أتت مدائحه الغـراء فـي محــكم الـذكر

چه مي‌توان گفت در مدح شخصيتي كه مدح و منقبت بلندش در قرآن كريم آمده است.

سكوت معني‌دار فصحا و بلغا و علما و حكما و عرفا و اولياء از ذكر مناقب امام امير المؤمنين عليه السلام ـ برادر رسول خدا، همسر فاطمه زهرا، داناترين مردم، كسي كه در خداشناسي و عبادت پس از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله برترين شخصيت است ـ گوياتر از مديحت‌سرايي و ذكر فضائل و مناقب و مراتب رفيع و مقامات والا و حضور شكوهمند او در صحنه‌هاي مختلف و معجزات آشكار و عجائب زندگي اوست.

از اين رو اعتراف به عجز در پيشگاه مقدس و با عظمت آن حضرت براي همگان بهتر است. سَروري كه رسول خدا صلي الله عليه و آله در خطابي درباره‌اش فرمود: «اگر انسان‌ها نويسنده و پريان حسابگر شوند، نمي‌توانند فضائلت را بنگارند.»

امير المؤمنين عليه السلام شخصيتي است كه خداوند متعال فضائلي غير قابل شمارش برايش قرار داد. فرزانه‌اي كه پروردگار سبحان در شب معراج با پيامبرش با صداي دلرباي حضرت علي عليه السلام تكلم كرد.4

همو كه بعضي اصحاب در فراواني فضائلش گفته‌اند: «علي سوابق درخشاني دارد كه اگر سابقه‌اي از آن را بين همه آفريدگان توزيع كنند همه به خير مي‌رسند.»5

آن حضرت، بزرگترين نشانه خداي متعال و علم و قدرت و سائر صفات برجسته اوست و در عالم امكان مانندي جز پسر عمش رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم ندارد. همو كه حضرت رسول صلي الله عليه و آله حامي بي‌نظير او بود. آن سَرور اسوة جانفشاني و در نصرت حق و اقامة عدل، يگانه و در اعلاء كلمةالله فوق العاده بود. با ضعفا ترّحم و با فقرا مواساتي عظيم داشت. از خداي متعال خوفي فراوان بر دل داشت. و افصح و ابلغ همگان بود و در خوراك و پوشاك و در تمامي احوال و افعال با عظمت بود.

بلند مرتبه است خداي علي مرتبة عظيم، آفرينندة چنين انساني و وديعت گذارنده اين عظمت‌ها و كمالات در اين آفريننده.

بزرگ است خدايي كه چنين انساني در مقابل عظمتش كُرنش مي‌كند و در مقابل جلال و جبروت و سلطنتش خود را كوچك

مي‌داند و از كبريايي‌اش خائف و ترسان است و در مقابل ذات پاكش به عجز و فقر اعتراف دارد. و اوست كسي كه گفت:

الهي كفي لي عزّا أن اكون لك عبداً، و كفي لي فخراً أن تكون لي ربّاً

خداي من همين عزت مرا بس كه بنده تو باشم و براي من افتخار همين بس كه تو خداي مني.

اوست ممسوس در ذات حق، و بسيار گريان از خشيت الهي و مجاهد در راه خدا. اوست صراط مستقيم و عروة الوثقي و حبل الله متين، و ميزان اعمال، و تقسيم‌گر بهشت و دوزخ، و دست باز خداوندي و ديدة بيناي حق و حجت بالغه‌اش.

حضرت امير عليه السلام در نامه‌اي كه به معاويه نوشت فرمود:

فانا صنائع ربنا و الناس بعد صنائع لنا.

ما ساخته و تريبت يافتة مستقيم پروردگاريم و مردم تربيت شدة ما هستند.

ابن ابي الحديد در ذيل آن مي‌نويسد: «اين سخن بزرگ و برترين سخن است و معنايش سرآمد معاني، و ساخته و پرداختة خداوندگاري كه خدايش صانع اوست و منزلتش را رفيع و سرآمد مصنوعات نمود.

حضرت مي‌فرمايد: احدي از انسان‌ها بر ما نعمت ندارد، تنها خداست كه بر ما نعمت داده است. بين ما و بين او واسطه‌اي در كار نيست. ديگران به وسيله ما تربيت شده‌اند و ما واسطه بين خدا و آنان هستيم و اين مقام بلندي است. ظاهرش اين است كه شنيدي، و باطنش آن است كه آنان بندگان خدا هستند و مردم بنده آنان.»6

و از سوي ديگر صاحب اين مفاخر عظيم را مي‌بينيم كه از خوف خدا چون مارگزيده به خود مي‌پيچد!

و آن گونه كه بعضي از يارانش [ضرار پسر حمزه ضبابي]7 او را توصيف كرده داراي چشمي گريان، و متفكر بود وقتي با خود خلوت مي‌كرد به محاسبة نفس مي‌پرداخت.

و مي‌گفت: «آه از كمي زاد و توشه و دوري راه و كمي انس، علي را با نعمت‌هاي فناپذير و لذت‌هاي زودگذر چه كار؟» و مي‌فرمود: «بدان كه امام شما از دنياي خود به دو پاره تن پوش و از خوردني‌هايش به دو قرص نان، بسنده كرده است به خدا قسم! از دنيايتان شمش طلايي، و از غنايمش ثروتي نيندوخته‌ام و حتي اين پيراهني كه پوشيده ام را تن پوش ديگري فراهم نكرده‌ام.»8

چه بگوييم از نفس پيامبر كه رسول خدا صلي الله عليه و آله درباره‌اش فرموده بود: « تو مي‌شنوي آنچه من مي‌شنوم و مي‌بيني آنچه من مي‌بينم جز آنكه تو نبي نيستي.»9

از اين رو آنچه ما درباره امير المؤمنين و مولي الموحدين مي‌گوييم چون قطره‌اي است در مقابل دريا و ذره‌اي است در مقابل خورشيد. پس عقول جهانيان و زبان ستايش‌گران، كوچك‌تر و نارساتر از آن است كه حق اين امام همام را ادا كند.

لكن از همان آغاز كه خود را شناختم نسبت به يادمان آن حضرت و فرزندان گرامش حرص و ولع داشتم و اين امر به مرور ايام و گذشت سال‌ها فزوني مي‌يافت و شوقم بيشتر مي‌شد و قلبم به مطالعه احاديث و آثار و استماع مناقب و مدايحشان نوراني مي‌گرديد.

و گويا شاعر، اين اشعار را به زبان حال من سروده است:

«محبت خاندان پيامبر با استخوانم در آميخته و در مفاصلم جريان پيدا كرده پس مرا معذور داريد.

خدا را سوگند كه مـن شيفته آنان هستم.

با ياد آنان مرا از خود، بي‌خود كنيد.

مادرم را عذاب خدا فرا نگيرد كه جام عشق علي پيمود و از راه شير به كامم فرو ريخت.»

و پدري داشتم شيفته ابو الحسن علي، و مرا شيفتگي علي از اين پدر و مادر به ارث است.

در اين كتاب صد و ده10 حديث در مناقب حضرت از جوامع حديثي اهل سنت از مسانيد و صحاح سته و غير آنها بهگزين كردم و آن را «قبس من مناقب امير المؤمنين» ناميدم.

ناگفته نماندكه احاديث وارده در‌كتاب‌هاي اهل‌سنت دربارة حضرت علي عليه السلام فوق العاده فراوان است. به رعايت اختصار و اين كه گفته‌اند گاه مختصر مفيد، انسان منصف بصير را از مراجعه به موسوعه‌هاي بزرگ و مجلات متعدد بي‌نيازمي‌كند؛ بر اين‌ تعداد بسنده ‌كردم واوست ياور ومددكار.

و حمد ويژة خدايي است كه ما را بدين موهبت عظمي رهنمون شده و اگر هدايت الهي نبود ما بدين امر هدايت نمي‌شديم. و صلي الله علي سيد الانبياء و المرسلين ابي القاسم محمد و آله الطاهرين.

و دوست دارم اين مقدمه را به مُشك صلوات بر محمد و آل با نقل اين ابيات خاتمه بخشم:

بار الها! بر پيامبر و آلش درود فرست.

پاكيزه‌ترين و بهترين و شايسته‌ترين درودها را.

پروردگارا! بر پيامبر و آلش درود فرست.

مادامي كه درخت اثلاث از نَفَس باد صبا در اهتزاز است.

خداوندا! بر پيامبر و خاندانش درود فرست.

تا زماني كه آذرخشي در زمين‌هاي هموار بدرخشد.

ايزدا! بر پيامبر و آلش درود فرست.

تا آن‌گاه كه انسان كريمي به ميهمان خود خوش‌آمد گويد.

خداوندا! بر رسول خود و خاندانش درود فرست.

تا موقعي كه زائري هست كه آهنگ يثرب كند.

بار پروردگارا! بر پيامبر اعظم و خاندانش درود فرست.

تا لحظه‌اي كه پرندة خوش‌خوان بر شاخسار درخت بخواند.

بار الها! بر حضرت رسول و عترتش درود فرست.

مادام كه در آسمان ستاره‌اي در مقابل ستاره‌اي قرار مي‌گيرد.

خداوندا! بر پيامبر و آلش درود فرست.

[همان] كشتي‌هاي نجات و اصحاب عبا.

و قرار بده آنان را شفيعان ما.

در روز رستاخيز آن‌گاه كه مي‌پرسند از خبرها.11

احاديث

1. عليه‌السلام امير غدير

عن زيد بن أرقم و جماعة من الصحابة، قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

مَنْ كنتُ مولاه فعلي مولاه، اللهمَّ والِ مَنْ والاه وعادِ مَنْ عاداه.

زيد بن أرقم وگروهي از صلي‌الله‌عليه‌وآله صحابة روايت كرده‌اند كه رسول اكرم صلي الله عليه وآله فرمود:

هر كس را كه من مولاي او هستم علي نيز مولاي اوست. خدايا ياران او را ياري و دشمنانش را دشمن بدار.(12)

2. علي عليه‌السلام هادي امت

عن ابن عباس: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

أنا المنذر وعلي هادي ـ و أشار بيده إلي علي و قال ـ : بك يهتدي المهتدون.

ابن عباس از رسول خدا صلي الله عليه وآله روايت كرده كه آن سرور فرمود:

من بيم‌دهنده‌ام و علي هدايت كننده ـ و با دستش به علي عليه‌السلام اشاره كرده، فرمودند: به واسطه تو هدايت‌شوندگان راه مي‌يابند و هدايت مي‌شوند.13

3. ورود به شهر علم پيامبر صلي ‌الله ‌عليه ‌و آله

عن عليّ عليه‌السلام و ابن عباس و جابر بن عبدالله: قال صلي‌الله‌عليه‌وآله:

أنا مدينة العلم و عليّ بابُها ، فَمَن أراد العلم فليأت الباب.

علي عليه‌السلام و ابن عباس و جابر بن عبدالله روايت كرده‌اند كه پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

من شهر علمم و علي دروازه آن، پس هر كس طالب علم باشد ازدروازة آن وارد شود.(14)

4. علي عليه ‌السلام دو كفة ترازوي علم پيامبر صلي ‌الله‌ عليه‌ و آله

عن ابن عباس: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

أنا ميزان العلم وعليّ كفتاه، والحسن والحسين خيوطه، وفاطمة علاقته، والأئمة من بعدي عموده، يوزن به أعمال المحبين لنا والمبغضين لنا.

ابن‌عباس از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله روايت‌كرده است‌كه حضرت فرمود:

من ميزان علمم، و علي دو كفه‌اش، و حسن و حسين بندهايش و فاطمه آويزه (شاهينش)، و امامان بعدي دستگيره آن هستند، كه در آن كار‌هاي محبان و دشمنان ما وزن و سنجيده مي‌شود.(15)

5. ياد علي عليه‌السلام عبادت است

عن عايشة و ابن عباس: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

ذكر عليّ عبادة.

عايشه و ابن عباس از رسول اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله روايت كرده‌اند كه فرمود:

ياد كردن از علي عبادت است.(16)

[توضيح: مناوي گويد: يعني عبادت خداست و خدا در برابر آن پاداش مي‌دهد.]

6. پيغمبر و علي عليهم السلام از يك ريشه‌اند

عن ابن عباس، قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

أنا و علي من شجرة واحده، و الناس من أشجار شتّي.

ابن عباس از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله روايت مي‌كند:

من و علي از يك درخت آفريده شديم و مردم از درختان متعدد.(17)

[توضيح: ريشه نسبي مقصود نيست. «اشاره به نور نبوت و ولايت است كه از اين دو از ازل يك جلوه مي‌كردند هنگامي كه اين نور نبوت و ولايت به صلب عبدالمطلب رسيد، از هم جدا شده، يكي به پشت ابوطالب منتقل گرديد و ديگري در صلب عبدالله».]

7. كارزار علي عليه‌السلام بر تأويل قرآن

عن وهب بن صيفي: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

أنا اُقاتل علي تنزيل القرآن، و عليّ يقاتل علي تأويل القرآن.

وهب بن صيفي از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله روايت كرده است كه حضرت فرمود:

من براي تنزيل قرآن كارزار مي‌كنم و علي در ارتباط با تأويل آن نبرد مي‌كند.(18)

[توضيح: يكي از معاصران در ذيل حديث فوق اين بيان را دارد:

مراد از تنزيل قرآن،‌ تصديق به وحي بودن آن است كه پيغمبر براي آن جهاد كرد؛ و مراد از تأويل قرآن، فهم صحيح آن و عمل كردن به احكام آن است، كه علي در جنگ جمل و صفين و نهروان انجام داد.19]

8. من به درختي مانم كه...

عن ابن عباس: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

أنا شجرة، و فاطمة حملها، وعليّ لقاحها، والحسن والحسين ثمرتها، والمحبون أهل البيت ورقها من الجنّة حقّاً حقاً.

ابن عباس از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله روايت كرده كه حضرت فرمود:

من به درختي مانم كه فاطمه باردان آن و علي بارور سازنده آن، حسن و حسين ميوة آن و دوستداران خاندانم برگ‌هاي آن درخت‌اند كه آن درخت و توابعش از بهشت‌اند.(20)

9. علي عليه‌السلام حجت خدا بر بندگان

عن أنس: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

أنا وعلي حجّة الله علي عباده.

انس از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله روايت كرده كه حضرت فرمود:

من و علي حجت خدا بر بندگانش مي‌باشيم.(21)

10. افتخار به علي عليه‌السلام

عن جابر: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

إنَّ الله عزّوجلّ يباهي بعليّ بن أبي طالب كّل يوم الملائكة المقرّبين حتي يقول: بخ بخ هنيئاً لك يا علي.

جابر از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله و سلم روايت كرده كه حضرت فرمود:

خداوند با عزت و جلال هر روز بر فرشتگان مقربش به علي بن ابي‌طالب افتخار مي‌كند. تا آنجا كه مي‌گويد: «به به! اي علي گوارا باد بر تو.»(22)

11. بشارت به علي عليه‌السلام

عن شراحيل بن مرة قال: سمعت رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

أبشر يا علي حياتك معي وموتك معي.

شراحيل فرزند مره گويد: از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله شنيدم كه فرمود:

اي علي! بشارتت باد كه زندگي و مرگ تو با من است.(23)

12. جواز عبور از صراط

عن أبي بكر قال: سمعت رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله يقول:

لا يجوز أحدٌ الصِّراط إلّا مَنْ كَتَبَ لَه علي الجواز.

ابوبكر گويد: شنيدم رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله مي‌فرمود:

احدي از پل صراط نمي‌گذرد جز كسي كه از علي جواز عبور داشته باشد.(24)

13. همراه با پيامبر در بهشت

عن عمر، قال: سمعت رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله يقول لعليّ:

يا عليّ يَدك في يدي تدخل معي الجَنَّة حيث أدخل.

از عمر بن خطاب نقل است كه گفت: شنيدم پيامبر اكرم صلي ‌الله ‌عليه ‌و آله به علي فرمود:

اي علي! روز قيامت در حالي كه دست تو در دست من باشد وارد بهشت مي‌شوي و من هر كجا كه داخل شدم، وارد خواهي شد. (25)

14. دشمني علي عليه‌السلام وخاندان رسول‌خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله

عن جابر بن عبدالله، عن رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

ثلاث مَنْ كَُنَّ فيه فليس منّي ولا أنا منه: بُغْضُ علي، وبُغْضُ أهل بيتي، ومَنْ قال: الإيمانُ كلام.

جابربن عبدالله از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله روايت‌كرده‌كه حضرت فرمود:

سه چيز است در هر كه باشد از من نيست و من از او بيزارم: دشمني علي، بغض خاندانم وهركس معتقد است‌كه ايمان صرف گفتار مي‌باشد.(26)

15. بهشت آرزوي ديدار امام علي عليه‌السلام را دارد

عن أنس: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

ثلاثة تشتاق إليهم الجنّة: عليّ وعمّار و سلمان.

انس از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله روايت كرده است كه حضرت فرمود:

بهشت در آرزوي ديدار سه تن به سر مي‌برد: علي، عمار و سلمان.(27)

16. حق امام علي عليه‌السلام بر عهده مسلمانان

عن جابر: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

حق عليّ بن ابيطالب علي هذه الاُمّة كحقّ الوالد علي ولده.

جابر از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله روايت كرده كه حضرت فرمود:

حق علي بن ابي‌طالب بر مسلمانان چون حق پدر است بر فرزندش.(28)

17. محبت امام علي عليه‌السلام، نابودكننده گناهان

عن ابن عباس: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

حبّ عليّ بن ابي طالب يأكل الذنوب كما تأكل النار الحطب.

از ابن عباس نقل شده كه رسول اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

دوستي علي بن ابي‌طالب گناهان را مي‌خورد چنانچه آتش، هيزم را.(29)

18. دوستي امام علي عليه‌السلام برائت از آتش

عن عمر بن خطاب: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

حبُّ علي براءةٌ مِنَ النار.

از عمر بن خطاب روايت است كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

محبت علي مايه دوري از آتش دوزخ است.(30)

19. محبت امام علي عليه‌السلام عمل صالح است

عن معاذ بن جبل: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

حبُّ عليّ بن ابيطالب حسنة لايضرّ معها سيّئةٌ، وبغضُه سيّئةٌ لاتنفع معها حسنة.

معاذ بن جبل از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله روايت مي‌كند كه حضرت فرمود:

محبت علي بن ابي‌طالب حسنه‌اي است كه با وجود آن، گناه زيان نمي‌رساند، و دشمني او گناهي است كه با وجود آن، هيچ عمل نيكي سودي نمي‌بخشد.(31)

[توضيح: زمخشري در توضيح اين گونه احاديث مي‌نويسد: زيرا دوستي علي عليه‌السلام ايمان كامل است و با ايمان كامل گناهان ضرري نمي‌زنند.]

20. امام علي عليه‌السلام دوست رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله

عن عائشة: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله و هو في بيتي لما حضره الموت:

ادعوا لي حبيبي. فدَعَوتُ أبابكر،فنظر إليه رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله ثمَّ وضع رأسَه، ثمَّ قال: ادعوا لي حبيبي. فقلتُ: وَيْلَكُم اُدْعُوا له علي بن ابي‌طالب، فوالله ما يريده غيره، فلمّا رآه استوي جالساً، وخرج الثوب الّذي كان عليه، ثمّ أدخله فيه، فَلَمْ يَزَلْ يَحْتَضنُه حتّي قُبِضَ وَيدُه عليه.

از عايشه نقل است كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله در مرضي كه بدان وفات يافت در بيت من بود كه فرمود:

حبيب مرا به نزدم بياوريد. من (پدرم) ابوبكر را دعوت كردم. پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وآله بدو نگريست و آن‌گاه سر خود را بر بالين نهاد و همان سخن را تكرار كرده فرمود: «حبيبِ

مرا به نزدم بياوريد». به حاضران گفتم: واي بر شما علي بن ابي‌طالب را نزد او آوريد كه به خدا سوگند جز او كسي را نمي‌طلبد! چون علي را مشاهده كرد از بستر جدا شد و پوششي را كه بر رويش بود عقب زد و علي را در زير آن برد و همچنان او را در آغوش داشت تا از دنيا رحلت كرد در حالي كه دستش بر بدن علي بود.( (32))

21. محبوب‌ترين مردم نزد رسول‌اكرمصلي‌الله‌عليه‌وآله

عن معاذ الغفارية:

كنت أنيساً لرسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله أخرج معه في الأسفار، اقوم علي المرضي، واداوي الجرحي. فدخلت علي رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله ببيت عائشه وعلي خارج من عندها،‌ فسمعته يقول لعائشه: إنَّ هذا أحبُّ الرجال إليَّ وأكرَمهم عَلَيَّ، فَاعْرفي لي حقّه، وأكرمي مثواه.

از معاذ غفاري روايت است كه گفت:

من انيس و همدم رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله بودم به طوري كه با ايشان به سفرها مي‌رفتم، و از سوي آن جناب بر بالاي سر مريض‌ها حاضر مي‌شدم، و جراحت زخم‌خوردگان را مداوا مي‌كردم. روزي به ديدار پيامبر كه در بيت عايشه بود رفتم در اين هنگام علي در خارج از منزل حضور داشت. شنيدم حضرت، سفارش علي را به عايشه مي‌كرد و فرمود: «اين محبوب‌ترين مردان نزد من و

گرامي‌ترين آنها براي من است، پس به خاطر من حق او را بشناس و جايگاه او را گرامي بدار.»33

22. كامروايان رستاخيز

عن أمّ سلمة: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

علي وشيعته هم الفائزون يومَ القيامة.

ازامّ سلمه روايت شده كه پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

علي و پيروانش در روز قيامت رستگاران‌اند.(34)

[نكته: از اين گونه احاديث كه كلمه «شيعه» به زبان مبارك پيامبر اعظم صلي‌الله‌عليه‌وآله صادر شده مي‌توان فهميد كه نخستين كسي كه بذر تشيع را در سرزمين اسلام پاشيده، شخص رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله بوده است.]

23. مَحرَم اسرار پيامبر صلي ‌الله ‌عليه ‌و آله

عن سلمان: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

صاحبُ سرّي علي بن أبي طالب.

از سلمان روايت است كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

صاحب سرّ من علي بن ابي‌طالب است.(35)

24. بهترين راستگويان (صديق اعظم)

عن داودبن بلال بن أجنحة: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

الصدّيقون ثلاثة: حبيبُ النجّار، وحزقيل مؤمن آل فرعون، وعلي بن أبي طالب، والثالث أفضلهم.

داود بن بلال بن اجنحه روايت كرده كه رسول اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

صديقين سه نفرند: حبيب نجار، حزقيل مؤمن آل فرعون، علي بن ابي‌طالب كه از همه آنها با فضيلت‌تر است.(36)

[توضيح: حبيب، فردي است كه از جاي دور دست شهر با شتاب آمد و مردم انطاكيه را پند داد كه از فرشتگان خدا پيروي كنيد. داستانش در سوره مباركه يس است.

مؤمن آل فرعون همان است كه ايمانش را از فرعونيان پنهان مي‌داشت و آنان را از مخالفت با موسي عليه‌السلام باز مي‌داشت و مي‌گفت: «آيا مردي را مي‌كشيد كه مي‌گويد پروردگارم خداست؟»]

25. حامل لواي حمد

عن محدوج بن زيد الذهلي ـ في حديث ـ : قال النبي صلي‌الله‌عليه‌وآله لعليّ:

ألا وإنّي اُخبِرُك يا علي أنَّ اُمتي أوّل الأمم يحاسبون يوم القيامة، ثمَّ اُبَشِّرك بانّك أوّل من يُدعي لقرابتك منّي ومنزلتك عندي فيدفع إليك لوائي لواء الحمد وهو أوّل لواء يسار به بين السماطين ؛ آدم وجميع خلق الله يستظلّون بظلّ لوائي يوم القيامة.

مجدوج بن زيد ذهلي در ضمن حديثي نقل مي‌كند كه رسول خدا ـ كه درود خدا بر او و خاندانش باد ـ ، به علي عليه‌السلام فرموده است:

آگاه باش امتم نخستين امت‌هاست كه در رستاخيز محاسبه مي‌شوند، بشارت باد كه تو به لحاظ قرابت و خويشاوندي كه با من داري و به جهت موقعيت و منزلتي كه پيش من داري اولين كس هستي كه خوانده مي‌شوي و پرچم حمد من در اختيارت گذاشته مي‌شود و آن نخستين پرچمي است كه در بين دو گروه به اهتزاز در مي‌آيد. همه آفريدگان، روز رستاخيز در سايه پرچم من‌اند.(37)

26. منزلت علي عليه‌السلام نزد پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وآله

عن عمران بن حصين: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

عليّ منّي و أنا منه، وهو وليُ‌ كلّ مؤمن من بعدي.

از عمران بن حصين روايت شده است كه پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

علي از من است و من از او هستم، و او سرپرست هر مؤمني بعد از من است.(38)

27. ‌همانند هارون عليه‌السلام نسبت به موسي عليه‌السلام

عن عمر و أنس و جابر بن عبدالله و غير هم: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

عليّ منّي بمنزلة هارون من موسي إلّا أنّه لا نبي (بعدي).

از عمر و انس و جابر بن عبدالله و غير آنان روايت است كه پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

نسبت علي به من همان نسبتي است كه هارون به موسي داشت منهاي نبوت.(39)

28. عينيت با پيامبر صلي ‌الله ‌عليه ‌و آله

عن ابن عباس: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

علي منّي بمنزلة رأسي من بدني.

از ابن عباس روايت شده كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

علي، به منزله سر از جسدم است.(40)

[علامه مناوي درشرح آن مي‌نويسد: اين سخن مبالغه در شدت اتصال و پيوند آنها با يكديگراست.]

29. چون ستاره صبح مي‌درخشد

عن أنس: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

علي بن أبي طالب يزهر في الجنة ككوكب الصبح لأهل الدنيا.

از انس روايت شده كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

علي بن ابي‌طالب در بهشت مي‌درخشد چنان كه ستاره صبحگاهي بر اهل دنيا مي‌درخشد.(41)

30. علي عليه‌السلام درِ آمرزش الهي

عن ابن عباس: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

عليّ بن ابي‌طالب باب حطة، من دخل منه كان مؤمناً، و من خرج منه كان كافراً.

از ابن عباس روايت است كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

علي بن ابي‌طالب باب حطه بني اسرائيل است كسي كه از آن در وارد شود مؤمن است و كسي كه از او خارج گردد كافر است.(42)

[توضيح: لفظ حطه دو بار در قرآن به كار رفته است: سوره بقره، آية 58 و سوره اعراف، آية 161 و هر دو درباره بني‌اسرائيل است. باب حطه آن دري بود كه بني اسرائيل با وارد شدن از آن، در امان بودند. شايد وجه شبه در حديث چنين باشد كه آن باب مظهر فروتني در مقابل ذات لايزال الهي و قوانين اوست. انقياد از علي عليه السلام هم، چنين است.

مقصوداز «خرج منه»، «خرج عليه» است. يعني كسي كه بر او خروج كند. نيز نك: فيض القدير، ج4، ص356]

31. تقسيم‌گر آتش دوزخ

عن حذيفة: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

عليّ قسيم النار.

از حذيفه روايت است كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

علي تقسيم‌گر آتش دوزخ است.(43)

32. نخستين گروه بهشتي

عن علي عليه‌السلام قال: أخبرني رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

ان اول من يدخل الجنة أنا و فاطمه و الحسن و الحسين.

فقلت: يا رسول الله، صلي‌الله‌عليه‌وآله فمحبونا؟ قال: من ورائكم.

از علي نقل است كه فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله به من فرمود:

همانا نخستين گروهي كه به بهشت در آيند من و فاطمه و حسن و حسين مي‌باشيم.

پرسيدم: «دوستداران ما چه موقعيتي دارند؟»

فرمود: «ايشان به دنبال سر شما وارد بهشت مي‌شوند.»(44)

33. خدايا! دوستش بدار

عن انس بن مالك اهدي لرسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله طير فقال:

اللهمَّ ائتني برجل يحبّه الله و يحبّه رسوله، قال أنس: فأتي علي فقرع الباب فقلت: إنَّ رسول الله صلي ‌الله ‌عليه ‌و آله مشغول و كنت اُحبّ أن يكون من الأنصار ثم، إنّ عليّاً فعل مثل ذلك، ثم أتي الثالثة، فقال رسول الله صلي‌ الله ‌عليه‌ و آله: يا أنس أدخله فقد عَنَيْتُه فلمّا أقبل قال: اللهمَّ و ال اللهمَّ وال.

از انس بن مالك روايت شده: پرنده كباب شده‌اي براي رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله هديه آوردند حضرت فرمود:

خدايا مردي را برسان كه خدا او را دوست مي‌دارد و پيامبر نيز او را دوست مي‌دارد تا با من در خوردن اين مرغ بريان شريك شود.

انس گويد: «ناگهان علي در را كوفته تا بر پيامبر صلي‌ الله ‌عليه‌وآله وارد شود.» گفتم: «رسول خدا صلي‌الله‌‌عليه‌‌وآله سرگرم كاري است و دوست داشتم شخصي كه مي‌آيد

از انصار (مردم مدينه)باشد.» طولي نكشيد بار ديگر علي در را به صدا در‌آورد، سومين بار نيز علي در را زد. در اين هنگام پيامبر فرمود: «در را باز كن كه من در دعايم او را قصد كردم.» و چون علي به نزد رسول خدا رسيد پيامبر اكرم گفت: «خداوندا! دوستش بدار، خداوندا! دوستش بدار.»(45)

34. پيشواي اهل تقوا

عن عبدالله بن حكيم الجهني: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

إنَّ الله عزوجل أوحي إلي في علي ثلاثة أشياء ليلة اُسري: إنّه سيّد المؤمنين، وإمام المتقين وقائد الغرّ المحجّلين.

از عبدالله بن حكيم جهني روايت شده كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

خداوندا! در مورد علي در شب معراج سه نكته را وحي فرمود: «اين كه او سيد و سَرور مؤمنان و پيشواي پروا پيشگان و فرماندة سپيد جبينان است.»(46)


35. علي عليه‌السلام در بهشت

قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

فاطمة وعل‍‍‍ي والحسن والحسين في حظيرة القدس في قبّة بيضاء سقفها عرش الرحمان عزّ و جلّ.

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

فاطمه و علي و حسن و حسين عليهم السلام در حظيرة قدس (جايگاه قدس) در گنبد سفيد رنگي كه سقفش به عرش خداوندي منتهي مي‌شود جاي داده شده‌اند. (47)

36. سهم علي از حكمت الهي

عن ابن مسعود: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

قُسِّمت الحكمة عشرة أجزاءٍ فأعطي عليّ تسعة وأعطي الناس جزءاً واحداً.

از ابن مسعود روايت شده است كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

حكمت به ده بخش تفسيم شده كه نه جزء آن به علي اختصاص يافته است و يك بخش باقيمانده به بقيه مردم موهبت گرديده است. (48)

37. علي عليه‌السلام و قرآن

عن أم سلمة، قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

عليٌّ مع القرآن، والقرآن مع عليّ، لايفترقان حتّي يردا علي الحوض.

ام سلمه نقل مي‌كند كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

علي با قرآن است، و قرآن با علي است، و از يكديگر جدا نمي‌شوند تا آنكه در روز قيامت كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.(49)

38. معيار ايمان و نفاق

عن أبي‌ذر: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

عليّ بابُ علمي، ومبيّن لاُمّتي ما أرسلت به من بعدي. حبّه ايمانٌ، وبغضه نفاق، والنظر اليه رأفة ومودّته عبادة.

از ابوذر روايت است كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

علي دروازه دانش من است، و پس از من، تبيين كنندة رسالتم (دين خدا) براي امتم خواهد بود؛ دوستي‌اش ايمان و دشمني‌اش نفاق و دورويي است، و نگريستن به رخسارش از روي رأفت و مودت، عبادت است.(50)

39. پيامبر و علي عليهما السلام از يك ريشه‌اند

عن سلمان: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

كنتُ أنا وعليّ نوراً بين يدي الله عزّوجلّ معلّقاً، يسبّح الله ذلك النور ويقدّسه قبل أن يخلق الله آدم بأربعة(عشر) ألف عام، فلمّا خلق الله عزّوجلّ آدم ركب ذلك النور في صلبه فلم نزل في شيءٍ واحد حتي افترقنا في صلب عبد المطلب فجزء أنا و جزء علي.

از سلمان فارسي روايت شده كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

من و علي در پيشگاه الهي به صورت نوري معلق بوديم، آن نور مي‌كرد. تسبيح و تقديس، خدا را [تسبيح يعني تنزيه و گفتن سبحان الله.تقديس يعني خدا را بدون هر عيب و نقص دانستن] چهار (ده) هزار سال پيش از آن كه آدم را بيافريند. چون حضرت آدم را خلق كرد آن نور را در صلب او قرار داد، ما پيوسته با هم دريك چيز بوديم تا آن كه در پشت عبدالمطلب از يكديگر جدا شديم يك جزء آنمن و جزء ديگر آن علي شد. [من در نبوت بروز كردم و علي در خلافت](51)

40. ناميده شدن علي عليه‌السلام به امير مؤمنان

عن حذيفة: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

لو علم الناس متي سمّي علي أمير المؤمنين ما أنكروا فضله، سمي أمير المؤمنين وآدم بين الروح والجسد.قال الله عزّوجل:«وإذ أخذ ربّك من بني آدم من ظهورهم ذريّتهم وأشهدهم علي أنفسهم ألست بربّكم» قالت الملائكة: «بلي» فقال تبارك وتعالي:‌ «أنا ربّكم ومحّمد نبيّكم وعلي أميركم».

از حذيفه روايت شده كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

اگر مردم مي‌دانستند از چه وقت علي، اميرمؤمنان نامگذار شده است، فضل و برتري‌اش را انكار نمي‌كردند. پس افزود: «او امير المؤمين ناميده شد در حالي كه آدم در هنگامه دميدن روح در جسدش بود.»

خداوند فرمود: «و چون پروردگارت از پشت فرزندان آدم، پيمان گرفت و آنان را بر خودشان گواه كرد كه: آيا من پرورگار شما نيستم؟» (52)

فرشتگان گفتند: بلي.

پس خداوند متعال فرمود: «من پروردگار شماو محمد پيامبرتان و علي امير شماست.» (53)

41. برتري ايمان علي عليه‌السلام بر هر ايماني

عن عمر بن الخطاب: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

لو أنَّ السماوات والأرض وضعتا في كفّةٍ و ايمانُ‌ عليّ في كفّة لرجح ايمانُ عليّ.

از عمر بن خطاب روايت شده كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

اگرآسمان‌ها و زمين را در يك كفه ترازو بگذارند و ايمان علي را در كفه ديگر، بي‌شك ايمان علي از‌ آن سنگين‌تر خواهد بود. (54)

[توضيح: ايمان امير المؤمنين عليه‌السلام در حدي است كه خود فرموده: لو كشف الغطاءُ ما ازددت يقيناً.]

42. عبادت بدون ولايت امير مؤمنان عليه‌السلام اثري ندارد

عن علي بن ابي‌طالب عليه‌السلام: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

لو أنَّ عبداً عَبَداللهَ مثل ما قام نوح في قومه، وكان له مثل اُحد ذهباً فأنفقه في سبيل الله، ومُدَّ في عمره حتي يحجّ ألف عام علي قدميه، ثم قتل بين الصفا والمروة مظلوماً، ثمَّ لم يوالك يا علي، لم يشمَّ‌ رائحة الجنّة ولم يدخلها.

از علي بن ابي‌طالب روايت شده كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

هرگاه بنده‌اي خدا را به مدت عمر نوح كه در ميان قومش قيام كرد [نهصد و پنجاه سال] به عبادت خدا بپردازد، و به مقدار كوه احد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق كند، و بر فرض به قدري عمر كند تا بتواند با پاي پياده هزار سال حج به جا آورد، و بعد (دربهترين مكان) بين صفا و مروه به ناحق كشته شود، اما ولايت تو را قبول نداشته باشد بوي بهشت به مشام او نمي‌رسد و داخل آن نمي‌شود. (55) و (56)

43. پيام‌رسان برائت

عن أبي سعيد الخدري: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله (في قصة إعلان البراءة):

يا عليّ! إنّه لا يؤدي عنّي إلّا أنا أو أنت.

از ابوسعيد خدري روايت است كه پيامبر اكرم (در ارتباط با اعلام برائت از مشركان) فرمود:

اي علي! (آنچه وظيفه بر عهده من است) را ادا نمي‌كند جز خودم يا تو. (57)

[توضيح: پيامبر در سال نهم هجرت براي منع مشركان از ورود به مسجدالحرام و رفع هر نوع پيمان از آنها، ابوبكر را با شانزده آيه از آغاز سوره برائت به مكه اعزام كرد تا در موسم حج آيات را بر حاضران بخواند. ابوبكر در نيمة راه بود كه جبرئيل بر پيامبر نازل شد و فرمود: «امر الهي آن است كه اين آيات را يا خودت يا مردي از اهل بيت تو بر مردم ابلاغ كند.»] 

44. سفارش پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وآله به ولايت‌پذيري

عن عمار بن ياسر: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

أوصي من آمن بي وصدّقني بولاية علي بن أبي‌طالب، فمن تولاه فقد تولاني ومن تولاني فقد تولي الله عزّوجلّ، ومن أحبّه فقد أحبنّي، و من أحبنّي فقد أحبّ الله ـ تعالي ـ ومن أبغضه فقد أبغضني و من أبغضني فقد أبغض الله عزّوجلّ.

از عمّار بن ياسر نقل است كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

به آن كس كه به من ايمان آورده و مرا تصديق نموده سفارش مي‌كنم به ولايت علي بن ابي‌طالب. هر كس ولايت او را بپذيرد در حقيقت ولايت مرا پذيرفته ومعتقد به ولايت من ولايت الهي را پذيرفته، و هر كس او را دوست بدارد در حقيقت مرا دوست داشته و كسي كه مرا دوست داشته باشد در حقيقت خدا را دوست داشته، و هر كس او را دشمن بدارد حقيقتاً مرا دشمن داشته و هر كس با من دشمني ورزد در واقع با خداوند، دشمني ورزيده است. (58)

45. علي عليه‌السلام كفو (همتاي) فاطمه سلام الله عليها

عن امّ سلمة: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

لو لم يخلق عليّ ماكان لفاطمة كفوٌ.

از ام سلمه روايت است كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

اگر خداوند علي را براي فاطمه نيافريده بود كفو (همتايي) براي فاطمه سلام الله عليها نبود.(59)

[توضيح: به طور مسلم مقصود از كفويت و همتايي مهين دخت رسول اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله كه سيدة نساء عالمين است با امير المؤمنين عليه‌السلام كه سيّدِ و صيين است، در عصمت و دانش و بينش و نكات والاي اخلاقي و مقام قرب و فنا و آگاهي از اسرار قدسي و اسماء و صفات خداوند است نه همتايي از جهت خويشاوندي و امثال آن.]

46. اگر در دل همه، مهر علي عليه‌السلام بود

عن ابن عباس: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

لو اجتمع الناس علي حبّ علي بن أبي طالب لما خلق الله عزّوجلّ النّار.

از ابن عباس روايت شده كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

اگر مردم بر محبت علي بن ابي‌طالب اتفاق داشتند خداي بزرگ، آتش دوزخ را نمي‌آفريد.(60)

[توضيح: علي بن عيسي اربلي در شرح اين روايت مي‌نويسد: راز مطلب اين است كه محبت علي عليه‌السلام فرع محبت پيامبر است و محبت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرع محبت خدا و توحيد او و عمل به تكاليف و اطاعت از اوامر و نواهي الهي و التزام به كتاب و سنت نبوي است. بديهي است اگر مردم همگي بر اين فطرت مبارك پايبند بودند خداوند دوزخ را نمي‌آفريد. كشف الغمه، 1، ص100.

عالم ديگري درذيل حديث فوق مي‌گويد: ازاين حديث شريف فهميده مي‌شود كه عذاب و آتش فقط براي مخالفان (يعني دشمنان امير و فرزندانش عليهم السلام، آفريده شده است.]

47. علي عليه‌السلام جدا كننده بين حق و باطل

عن أبي‌ذر و سلمان: أخذ النبي صلي‌الله‌عليه‌وآله  بيد عليّ فقال:

إنَّ هذا أوّل من آمن بي، و هذا أوّل من يصافحني يوم القيامة، و هذا الصدّيق الأكبر، و هذا فاروق هذه الأُمّة يفرق بين الحقّ و الباطل، و هذا يعسوب المؤمنين، والمال يعسوب الظالمين.

ازابوذر و سلمان روايت شده كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  دست علي عليه‌السلام را گرفت و فرمود:

به درستي كه اين مرد اولين كس از امت است كه به من ايمان آورد. و نخستين كس است كه در روز رستاخيز با من مصافحه كند و اوست صدّيق اكبر (بزرگترين راستگو) و فاروق امت كه حق و باطل را از هم جدا و متمايز مي‌سازد. و اين است خسرو مؤمنان و مال، خسرو ستمكاران مي‌باشد.(61)

48. ارزش مبارزة علي عليه‌السلام

عن معاوية بن حيدة: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

لَمبارزة عليّ بن أبي‌طالب لعمروبن عبدود يوم الخندق أفضل من أعمال امّتي إلي يوم القيامة.

از معاوية بن حيده روايت است كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

بي‌شك مبارزه علي بن ابي‌طالب با عمرو بن عبدود در روز (احزاب) و جنگ خندق از اعمال امتم تا روز رستاخيز برتر است.(62)

49. دشمن علي عليه‌السلام غير مسلمان است

عن معاوية بن حيدة: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

من مات و في قلبه بغض علي بن أبي طالب فَلْيَمُتْ يهودياً أو نصرانيّاً.

از معاويه بن حيده روايت است كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

هر كه بدرود حيات گويد و در دلش دشمني علي‌ بن‌ابي‌طالب باشد پس بايست يهودي يا نصراني از دنيا رخت بربندد.(63)

50. سزاي توهين به علي عليه السلام

عن ابن عباس: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

مَن سبَّ علياً فقد سبّني، و من سبّني فقد سبَّ الله، و من سبَّ الله أدخله الله نار جهنّم و له عذاب مقيم.

از ابن عباس روايت است كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

كسي كه به علي دشنام دهد، به من دشنام داده است و كسي كه به من دشنام دهد، در حقيقت به خدا دشنام داده است و هر كس به خدا ناسزا گويد خداوند او را در آتش دوزخ مي‌افكند و هماره دچار عذاب خواهد بود.(64)

51. علي عليه‌السلام برادر پيامبر صلي ‌الله ‌عليه ‌و آله

عن جابر بن عبدالله: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

مكتوبٌ علي باب الجنَّة [لا إله اِلّا الله]، محمَّدٌ رسول الله، علي بن أبي طالب أخو رسول الله قبل أن يخلق [الله] السماوات والأرض بألفي عام.

از جابر بن عبدالله روايت است كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

بر سر درِ بهشت نوشته شد: [خدايي جز الله نيست] محمد فرستاده خداست، و علي برادر فرستاده خداست و پيش از دوهزار سال از آنكه خداوند آسمان و زمين را بيافريند. (65)

52. علي عليه‌السلام همانند سورة اخلاص است

عن حذيفة: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

مَثَل علي بن أبي طالب في الناس مثل«قل هو الله أحد» في القرآن.

از حذيفه نقل شده كه رسول اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

مَثَل علي بن ابي طالب در ميان مردم مَثَل «قل هو الله احد» در قرآن است. (66)

53. نظر به ماه رخسار علي عليه‌السلام عبادت است

عن عائشة و أبوبكر و عمر و عثمان و ابن مسعود و ثوبان و أبي‌ذر و جابر و أنس و عمران بن الحصين: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

النظر إلي وجه عليّ عبادة.

از عايشه و أبوبكر و عمر و عثمان و ابن مسعود و ثوبان و أبي‌ذر و جابر و أنس و عمران بن حصين روايت شده كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

نگاه كردن به سيماي علي عبادت است.(67)

54. افضل امامان عليهم السلام

عن أنس بن مالك: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

هبط علي الملكان لم يهبطا منذ كانت الأرض، فبشراني أنَّ الحسن والحسين سيّدا أهل الجنّة. فقلت: ابوهما خير منهما.

انس بن مالك نقل كرده كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

دو ملك بر من نازل شدند كه از آغاز آفرينش زمين تا آن زمان، فرود نيامده بودند. آن دو به من بشارت دادند كه حسن و حسين سَرور و آقاي بهشتيان‌اند. من افزودم: «پدرشان از آن، بهتر است.»(68)

55. حديث جواز

عن علي عليه‌السلام: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

اذا جمع الله الأولين والآخرين يوم القيامة ونصب الصراط علي جسر جهنّم ما جازها أحد حتّي كان معه براءة بولاية علي بن أبي طالب.

از علي عليه‌السلام نقل است كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

چون خداوند، اولين و آخرين را در روز رستاخيز جمع آورد و صراط را بر روي پل دوزخ؛ نصب كند، احدي از آن عبور نكند مگر كسي كه سند رهايي از آتش به واسطه ولايت علي بن ابي‌طالب رادر دست داشته باشد.(69)

56. اسلام و ايمان علي عليه‌السلام

عن عمر بن الخطاب: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

يا علي، أنت اوّل المسلمين اسلاماً، و أنت أول المؤمنين.

از عمر بن خطاب روايت است كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

اي علي! تو اولين فردي كه اسلام را پذيرفتي و تو نخستين فرد از مؤمنان مي‌باشي. (70)

57. مواسات امام علي عليه‌السلام

لمّا قَتل علي عليه‌السلام يوم احد أصحاب الالوية، قال جبرئيل: يا رسول الله، إنَّ‌ هذه لهي المواساة، فقال النبي صلي‌الله‌عليه‌وآله: إنّه مني وأنا منه. قال جبرئيل: وأنا منكما يا رسول الله.

هنگامي كه علي در جنگ احد پرچمداران سپاه كفر را به قتل رساند، جبرئيل عليه‌السلام به رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  چنين گفت:

حقاً اين است معناي مواسات. رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود: «آخر او از من است و من از اويم.» جبرئيل عليه‌السلام گفت: «من هم از شمايم اي رسول خدا.»(71)

58. امارت امير مؤمنان عليه‌السلام

عن بريدة: قال:

أمرنا رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله أن نسلّم علي عليّ عليه‌السلام بـ «إمرة المؤمنين».

از بريده نقل است كه گفت:

پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله به ما امر كرد به علي به عنوان فرماندة اهل ايمان و امير مؤمنان سلام كنيم.(72)

59. دوستدار علي عليه‌السلام دوستدار رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله است

عن سلمان الفارسي: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

يا عليّ، محبّك محبّي، ومبغضك مبغضي.

سلمان فارسي نقل كرده كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

اي علي! محبّ تو دوستدار من است و دشمن تو دشمن من خواهد بود. (73)

60. دور ساختن منافقان از حوض كوثر

عن أبي سعيد: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

يا عليّ، معك يوم القيامة عصاً من عصي الجنّة تذود بها المنافقين عن حوضي.

ابو سعيد گويد: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

اي علي! دررستاخيز عصايي از عصاهاي بهشتي در اختيار داري كه به وسيله آن منافقان را از حوضم خواهي راند.(74)

61. راه رفتن در زمين بر دشمن علي عليه‌السلام حرام است

عن ابن عباس: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

يا علي، إنَّ‌ الله عزّوجلّ زوّجك فاطمة وجعل صداقها الأرض، فمن مشي عليها مبغضاً لك يمشي حراماً.

از ابن عباس روايت شده كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

يا علي! به درستي كه خداوند با عزّ و جلال فاطمه را به ازدواج تو درآورد و زمين را مهريه او قرار داد؛ پس هر كسي كه روي زمين راه برود در حالي كه دشمن تو باشد و بغض تو را داشته باشد اين راه رفتن او حرام است.(75)

62. هدية فرشتگان به شيعيان علي عليه‌السلام

عن أبي بكر: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

أنَّ الله خلق من نور عليّ بن أبي طالب ملائكة يسبّحون ويقدّسون ويكتبون ثواب ذلك لمحبّيه ومحبّي ولده.

از ابوبكر نقل شده كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

همانا خدا از نور علي بن ابي‌طالب فرشتگاني آفريد كه خداوند را تسبيح گويند و تقديس نمايند و ثواب آن را براي دوستان علي و دوستان فرزندانش ثبت و ضبط كنند. (76)

63. آزردن علي عليه‌السلام اذيت پيامبرصلي‌الله‌عليه‌وآله است

عن عمر بن الخطاب: قال: كنت أجفو عليّاً، فلقيني رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله فقال:

إنّك آذيتني يا عمر!

فقلت: أعوذ بالله ممن أذي رسوله!

قال: إنك قد آذيتَ عليّاً،‌ ومن آذي عليّاً فقد آذاني.

از عمر بن خطاب نقل است كه گفت: هماره به علي جفا و اذيت روا مي‌داشتم. روزي پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وآله  مرا ديد و فرمود:

اي عمر! مرا آزار دادي.

گفتم: به خدا پناهنده مي‌شوم از كسي كه رسولش را بيازارد.

فرمود: تو علي را اذيت كردي و هر كس علي را آزرده و اذيت كند، در حقيقت مرا اذيت نموده است.(77)

64. ‌همه درها جز در خانه علي را ببنديد

عن سعد بن مالك أمر رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله بسدّ الأبواب الشارعة في المسجد و ترك باب عليّ (قال الهيثمي: رواه أحمد و أبو يعلي و البزار و الطبراني في الاوسط، و زاد قالوا: يا رسول الله، سددت أبوابنا كلّها إلّا باب عليّ؟ قال:

ما أنا سددت أبوابكم و لكن الله سدّها.

سعد بن مالك گفت: رسول اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمان داد تمام درهاي خانه‌هايي را كه به داخل مسجد، باز مي‌شد ببنديم و در خانه علي را وا نهاد.

هيثمي مي‌نويسد: اين حقيقت را احمد، و ابويعلي ، بزار و طبراني در الأوسط روايت كرده‌اند و افزوده كه ايشان گفتند: اي رسول خدا! درهاي ما را بستي و در خانه علي عليه‌السلام را وا نهادي. حضرت فرمود:

درهاي شما را من نبستم، خداوند آنها را بست.(78)

65. پرچمدار رسول‌خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله در هر دو سرا

عن جابر، قال: قالوا: يا رسول الله! من يحمل رايتك يوم القيامة؟ قال:

من يحسن أن يحملها إلّا من حملها في الدنيا؟: علي بن أبي طالب.

از جابر روايت است كه گفت: اصحاب از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  پرسيدند: آن كس كه پرچم شما را در روز قيامت حمل خواهد كرد كيست؟

حضرت فرمود: چه فردي جز همان كه آن را در دنيا در دست داشت، شايستگي حمل آن را خواهد داشت؟(علي بن ابي‌طالب)(79)

66. قاتل علي عليه السلام، تيره بخت‌ترين امّت

عن جابر بن عبدالله، قال: رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله  لعليّ عليه‌السلام:

مَن أشقي الثَّمود؟ قال: من عَقَر الناقة. قال: فمن أشقي هذه الأمّة؟ قال: الله أعلم. قال: قاتلك.

از جابر بن عبدالله نقل است كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  به علي عليه‌السلام فرمود:

مي‌داني تيره بخت‌ترين كسي كه در قوم ثمود بود كيست؟ گفت: آنكه پاي ناقه صالح عليه‌السلام را قطع كرد. حضرت پرسيد تيره بخت‌ترين امت من كيست؟ گفت: الله اعلم (خدا داناتر است) فرمود: كسي‌كه تو را به قتل مي‌رساند.(80)

[توضيح: قوم ثمود افرادي سركش و مغرور بودند؛ پيامبر آنها حضرت صالح عليه‌السلام هر چه آنها را نصيحت كرد، اثر نبخشيد. از آن حضرت معجزه خواستند او به اذن خدا در دل كوه ناقه‌اي (شتر ماده‌اي) بيرون آورد؛ آنها به جاي اينكه معجزه الهي را بپذيرند، آن ناقه را پي كردند و كشتند، آنها براي پي كردن و كشتن ناقه، فردي 

شقاوتمند و بي‌رحم به نام «قدار بن سالف» را بدين كار گماشتند و او با يك ضربت شمشير، شتر را پي كرد، و به عنوان «شقي‌ترين فرد گذشتگان» لقب گرفت و سه روز پس از اين ماجرا،‌ بر اثر عذاب الهي، به هلاكت رسيدند.»

شرح در تفسير نمونه، ج27، ص61 و 62،‌ الگوي آسماني، ص35؛ معارف و معاريف، ج3، ص1383.]

67. زينت علي عليه‌السلام

عن عمّار بن ياسر: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

يا علي، إنَّ الله تعالي قد زيّنك بزينة لم تزيّن العباد بزينة أحب إلي الله تعالي منها، هي زينة الأبرارعند الله عزّوجلّ: الزهد في الدنيا، فجعلك لا تزرأ من الدنيا شيئاً ولاتزرأ الدنيا منك شيئاً ووهب لك حبّ المساكين، فجعلك ترضي بهم أتباعاً، ويرضون بك إماماً.

از عمّار بن ياسر روايت شده كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

اي علي! خداي متعال تو را به زينتي آراسته است كه هيچ بنده‌اي به زيوري چنين مزين نگشته و خدا آن را بيش از هر زينت ديگري دوست دارد و آن زهد در دنياست كه زينت نيكوكاران در نزد خداي با عزت و جلال است.

پس تو را طوري قرار داده كه نه ازدنيا دست تو را مي‌گيرد و نه دنيا چيزي از تو به دست مي‌آورد. خدا در وجود تو علاقه به مساكين را عطا كرد، پس تو را طوري قرار داده كه راضي شدي كه رهبر آنها باشي و آنان نيز به پيشوايي چون تو خشنودند. (81)

68. صاحب حوض كوثر

عن أبي هريرة و جابر بن عبدالله،‌ قالا: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

عليّ بن أبي طالب صاحب حوضي يوم القيامة.

از ابو هريره و جابر بن عبدالله نقل شده است كه گفتند: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

در روز قيامت صاحب حوض من علي بن ابي‌طالب خواهد بود. (82)

69. نخستين مسلمان

عن أنس، عن رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

صلّت الملائكة علَيَّ و علي علي بن أبي طالب سبع سنين، و ذلك أنّه لم تُرتفع شهاده أن لا إله إلاّ‍‍ الله إلي السماء إلاّ منّي و من عليٍّ.

انس نقل كرده كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

فرشتگان الهي مدت هفت سال بر من و علي‌بن ابيطالب درود مي‌فرستادند. و اين در زماني بود كه هنوز شعار توحيد و كلمه لا اله الا الله جز از من و علي به آسمان بر نمي‌خاست.(83)

70. علي عليه‌السلام برادر پيامبر صلي ‌الله ‌عليه ‌و آله

عن عبدالله بن عمر. قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

علي أخي في الدنيا و الآخرة.

از عبدالله بن عمر روايت است كه گفت: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

علي برادر من است در اين جهان و سراي ديگر. (84)

71. برادر و وزير پيامبر صلي‌ الله ‌عليه ‌و آله

قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

أخي و وزيري، و خير من أترك بعدي، يقضي ديني، و ينجز وعدي علي بن أبي طالب.

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

برادر و وزير، و بهترين شخصي كه بعد از خودمي‌گذارم و دين مرا تأديه كرده و وعده‌هايم را عملي مي‌سازد، علي بن ابي‌طالب است. (85)

72. راه علي عليه‌السلام حق است

عن عمّار بن ياسر، سمعنا رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله يقول:

علي مع الحق والحق مع علي، لا يفترقان حتّي يردا علي الحوض يوم القيامة.

عمّار بن ياسر گفت: شنيدم رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

علي با حق است و حق با علي است؛ اين دو از يكديگر جدا نمي‌شوند تا در رستاخيز در كنار حوض كوثر بر من درآيند. (86)

73. كينه‌هاي پنهان

عن عليّ عليه‌السلام:

بينما رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله آخِذٌ بيدي، و نحن نمشي في بعض سكك المدينة، إذ أتينا علي حديقة، فقلت: يا رسول الله، ما أحسنها من حديقة! قال: لك في الجنّة أحسن منها. ثمّ مررنا باُخري فقلت: يا رسول الله، ما أحسنها من حديقة! قال: لك في الجنّة أحسن منها. حتّي مررنا بسبع حدائق، كلّ ذلك أقول: ما أحسنها! و يقول: لك في الجنّة أحسن منها.

فلمّا خلا له الطريق اعتنقني، ثم أجهش باكياً.[قال: قلت: يا رسول الله، ما يبكيك؟ قال: ضغائن في صدور أقوام لا يبدونها لك إلّا من بعدي].

قال: قلت: يا رسول الله، في سلامة من ديني ؟

قال: في سلامة من دينك.

علي عليه‌السلام مي‌گويد:

روزي به اتفاق رسول خدا در حالي كه دست مرا در دست خود داشت در بعضي از كوچه‌هاي مدينه مي‌رفتيم. از كنار باغي گذشتيم. عرضه داشتم يا رسول الله! اين باغ چه زيبا است! فرمود: باغي كه در بهشت براي تو مهيّا شده از اين زيباتر است. سپس قدم زنان به باغ ديگري رسيديم، گفتم: اي پيامبر خدا، صلي‌الله‌عليه‌وآله  اين باغ نيز زيبا است!

فرمود: باغ تو در بهشت زيباتر از آن است.

تا اينكه از هفت باغ گذشتيم در همه آنها من همان سخن پيشين را و آن حضرت همان پاسخ را تكرار كرديم. هنگامي كه به پايان راه رسيديم پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وآله  مرا در آغوش گرفت و سخت بگريست.

عرضه داشتم: اي رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله، چرا مي‌گريي؟

فرمود: از كينه‌هايي كه در سينه گروهي عليه تو نهفته شده و آشكار نمي‌كنند مگر پس از آنكه مرا از دست بدهند.

پرسيدم: آيا من بر سلامت دينم خواهم بود؟

فرمود: بله در سلامت دينت مي‌ماني. (87)

74. پدرم فداي شهيد تنها!

عن عائشة: رأيت النبي صلي‌الله‌عليه‌وآله  التزم عليّاً و قبّله و يقول:

بأبي الوحيد الشهيد، بأبي الوحيد الشهيد.

از عايشه نقل شده است كه گفت: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  را ديدم كه علي را به خود چسبانده و مي‌بوسيد و مي‌فرمود:

پدرم فداي آن شهيد تنها باد، پدرم فداي شهيد تنها. (88)

75. هم‌درجه پيامبر صلي ‌الله ‌عليه‌ و آله

عن عليّ عليه‌السلام: ان رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله أخذ بيد حسن و حسين فقال:

من أحبّني وأحبّ هذين و أباهما و أمّهما كان معي في درجتي يوم القيامة.

از علي عليه‌السلام روايت است كه رسول اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله  دست حسن و حسين را گرفت و فرمود:

هر كس مرا و اين دو نفر و پدر و مادرشان را دوست داشته باشد، در روز قيامت با من در يك رتبه خواهد بود.(89)

[توضيح: اين بدان جهت است كه هر كس مردمي را دوست داشته باشد با آنها محشور مي‌شود.]

76. پرسش در قيامت

عن أبي برزة: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

لاتزول قدما عبد حتي يُسأل عن أربعة:

عن جسده فيما أبلاه، وعمره فيما أفناه، وماله مِن أين إكتسبه وفيما أنفقه، وعن حبّ أهل البيت.

فقيل: يا رسول الله، فما علامة حبّكم؟

فضرب صلي‌الله‌عليه‌وآله بيده علي منكب علي عليه‌السلام.

ابن برزه روايت كرده كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

هيچ بنده‌اي [روز قيامت] گام از گام بر نمي‌دارد تا از چهار چيز بازخواست شود: از جسدش كه در چه راهي آن را فرسوده، از عمرش كه آن را در چه راهي صرف نموده، از مالش كه از كجا آورده و در چه راهي خرج كرده، و از دوستي با ما اهل بيت [كه در دل پرورده يا نه؟]

سؤال شد: اي رسول خدا! نشانه دوستي با شما [پس از شما] چيست؟

پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله دست خود را بر شانه علي عليه‌السلام [كه كنارش ايستاده بود] زد.(90)

77. دوست‌ علي عليه‌السلاممؤمن و دشمنش منافق است

عن أبي‌ذر: سمعت رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله  يقول لعليّ عليه‌السلام:

إنّ الله أخذ ميثاق المؤمنين علي حبّك، و أخذ ميثاق المنافقين علي بغضك. و لو ضربتَ خيشوم المؤمن ما أبغضك، و لو نثرت الدنانير علي المنافق ما أحبك. ياعلي، لايحبّك إلّا مؤمن، ولايبغضك إلّا منافق.

از ابوذر روايت است كه گفت: شنيدم رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  به علي عليه‌السلام فرمود:

خداوند به دوستي تو از مؤمنان پيمان گرفته و نيز بر دشمني تو از منافقان پيمان گرفته و اگر تو (با شمشيرت) بر بيني مؤمني ضربه وارد كني تو را دشمن نخواهد داشت و دل آزرده نخواهد شد. و چنانچه دينارها را به پاي منافق بريزي تو را دوست نخواهد داشت.

اي علي! تو را دوست نمي‌دارد مگر مؤمن (به خدا و رسول) و با تو دشمني نمي‌كند مگر دورو و منافق.(91)

78. به دوستي علي عليه السلام فرزندانتان را بشناسيد

قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله ـ في صفة علي عليه‌السلام ـ:

يا أيها الناس، إمتحنوا أولادكم بحبّه، فإِنَّ عليّاً لا يدعو إلي ضلالة ولا يبعد عن هدي، فمن أحبَّه فهو منكم، ومن أبغضه فهو ليس منكم.

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله در صفت علي عليه‌السلام فرمود:

اي مردم! فرزندانتان را به دوستي علي عليه‌السلام آزمايش كنيد، زيرا علي به گمراهي نمي‌خواند، و كسي را از هدايت دور نمي‌نمايد، هر فرزندي او را دوست داشت از شماست (حلال زاده است) و هر فرزندي او را دشمن داشت، از آن شما نيست (نامشروع است). (92)

79. راهنمايي پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وآله

قال الإمام الحسن عليه‌السلام:

أرسل رسول الله صلي ‌الله ‌عليه و آله إلي الأنصار فأتوه، فقال لهم: يا معشر الأنصار، ألا أدلّكم علي ما إن تمسّكتم به لن تضلّوا بعده؟

قالوا: بلي يا رسول الله. قال: هذا علي، فأحبّوه بحبّي وَ كرّموه لكرامتي، فإنّ جبرئيل عليه‌السلام أمرني بالذي قلت لكم عن الله عزوجل.

امام حسن عليه‌السلام فرمود:

رسول خدا صلي ‌الله ‌عليه ‌و آله پيكي به سوي انصار فرستاد و آنان را فرا خواند، انصار اجابت كردند. حضرت به آنان فرمود:

اي گروه انصار! آيا مي‌خواهيد شما را به چيزي راهنمايي كنم كه اگر به آنان چنگ زنيد، هرگز گمراه نشويد؟

گفتند: يا رسول الله بفرماييد.

فرمود: اين شخص علي (بن ابي‌طالب) است، او را به سبب محبت و دوستي با من، دوست بداريد و او را به گراميداشت من، گرامي بداريد؛ زيرا اين گفته را خداي عزّوجل به من فرمان داد تا به شما بگويم. (93)

80. بيت رفيع علي و فاطمه عليهما السلام

عن أنس بن مالك و بردة:

قرأ رسول الله صلي ‌الله‌ عليه ‌و آله هذه الآيه: (في بيوت أذِن الله أن ترفع)، فقام إليه رجل فقال: أي بيوت هذه يا رسول الله ؟

قال: بيوت الأنبياء.

فقام اليه ابوبكر، فقال: يا رسول الله، هذا البيت منها؟ ـ لبيت علي وفاطمة ـ قال: نعم من (أفاضلها).

از انس بن مالك و بريده نقل شده است كه گفتند:

پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله اين آيه شريفه (في بيوت اذن الله ان ترفع (94)) را در جمع ياران تلاوت فرمود، يكي از آن ميان برخاست و گفت: كدامين خانه‌ها مورد نظر است يا رسول الله؟ حضرت پاسخ داد: خانه‌هاي انبياء الهي.

ابوبكر برخاست و اشاره به خانه علي و فاطمه كرد و گفت: اي رسول خدا! آيا اين خانه هم شامل اين بيوت مي‌باشد؟

حضرت جواب فرمود: بلي اين خانه جزء شرافتمندترين و با فضيلت‌ترين آن خانه‌ها مي‌باشد.(95)

. توصيه درباره علي عليه‌السلام

قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

من سرّه أن يحيا حياتي ويموت مماتي ويسكن جنّة عَدْن غرسها ربّي فليوال عليّاً من بعدي وليوال وليّه، وليقتِد بالأئمة من بعدي، فإنّهم عترتي، خلقوا من طينتي، رزقوا فهماً وعلماً، وويْلٌ للمكذّبين بفضلهم من أمتي، القاطعين فيهم صلتي، لا أنا لهم‌ الله شفاعتي.

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

هر كه بدين دلشاد است كه چون من زيست كند، و چون من بميرد، و در بهشت عدن كه پروردگار درختان آن را غرس كرده است جاي گيرد، بايستي بعد از من از علي هواداري كند و هوادار هواداران او باشد، و از امامان پس از من پيروي كند؛ زيرا آنان عترت من هستند، از سرشت من آفريده شده‌اند و فهم و علم روزي آنان ساخته‌اند. پس بدا بر تكذيب كنندگان از امت من كه پيوند مرا دربارة آنان بگسلد، خداوند شفاعت مرا شامل حالشان نگرداند.(96)

82. خداوند، دل علي عليه‌السلام را به ايمان آزموده است

عن أمير المؤمنين عليه‌السلام:

جاء سهيل بن عمرو إلي رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله فقال: يا محمد، انّه قد خرج إليك أناس مِن أرقّائنا ليس بهم للدّين تعبّداً فارددهم علينا. فقال ابوبكر وعمر: صدق يا رسول الله. فقال النبي صلي‌الله‌عليه‌وآله: لن تنتهوا يا معشر قريش حتّي يبعث الله عليكم رجلاً منّي امتحن الله قلبه للإيمان يضرب رقابكم علي الدين وأنتم متجفّلون عنه اجفال النعم. فقال ابوبكر: أنا هو يا رسول الله؟

قال: لا.

قال عمر: أنا هو يا رسول الله؟

قال: لا، ولكنّه خاصف النعل.

قال: وكان في كفّ علي نعل يخصفها لرسول الله صلي ‌الله‌ عليه ‌و آله.

از علي عليه‌السلام نقل شده كه فرمود:

سهيل بن عمرو [همراه عده‌اي از قريشيان مكه] نزد رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  آمد و عرض كرد:

يا محمد! گروهي از فرزندان، برادران و بردگان ما نزد تو آمده‌اند. آنان نه به دليل علاقه به دين و نه براي فهم وانديشه آمده‌اند (به عبارت ديگر) نسبت به دين، هيچ التزام و تعبدي ندارند آنان را به سوي ما بازگردان.

ابوبكر و عمر بر سخنان او صحه گذاشتند اما نبي اكرم صلي‌ الله ‌عليه ‌و آله فرمود: اي گروه قريش! شما هرگز به اصلاح نمي‌رسيد تا آن كه كسي را به سويتان گسيل دارم كه خداوند، دلش را به ايمان آزموده است تا شما را بر اساس آموزه‌هاي ديني گردن زند و شما همچون شترمرغ سركش از او فرار مي‌كنيد و طغيان مي‌ورزيد.

ابوبكر گفت: آيا آن مرد كه مي‌گوييد منم اي پيامبر خدا؟

فرمود: خير.

عمر گفت: آن كس منم اي پيامبر خدا؟

فرمود: آن مرد همان اصلاح كنندة كفش است.

سهيل بن عمر گويد: در دست علي كفش رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  بود كه آن را وصله مي‌كرد.(97)

83. علم علي عليه‌السلام

قال أبو سعيد الخدري: سألت رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله  عن قول الله تعالي: «ومن عنده علم الكتاب»؟ قال:

ذاكَ أخي علي بن أبي طالب.

از ابوسعيد خدري روايت شده كه گفت: من دربارة آيه شريفه (و من عنده علم الكتاب) (و كسي كه علم كتاب نزد اوست) از پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله سؤال كردم، حضرت فرمود:

آن شخص برادرم علي بن ابي‌طالب است.(98)

84. حكمت امام علي عليه‌السلام

عن حميد بن عبدالله بن يزيد المدني: ذكر عند النبي صلي‌الله‌عليه‌وآله  قضاء قضي  به علي بن أبي‌طالب، فأعجب النبي صلي‌الله‌عليه‌وآله، فقال:

الحمد لله الذي جعل فينا الحكمة أهل البيت.

از حميد بن عبدالله بن يزيد مدني روايت شده: علي قضاوتي كرده بود و در نزد رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله سخن از آن قضاوت رفت، رسول اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله  بسيار خوشحال شد و فرمود:

حمد و سپاس ويژة خداوندي است كه حكمت را در ما خاندان قرار داد. (99)

85. رسول خداصلي‌ الله ‌عليه ‌و آله در مبارزه است با دشمن علي عليه‌السلام

عن أبي هريرة: نظر النبي صلي‌الله‌عليه‌وآله إلي علي و حسن و حسين و فاطمة عليهم السلام، فقال:

أنا حربٌ لمن حاربكم، وسلم لمن سالمكم.

از ابوهريره روايت است كه گفت: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  به علي و حسن و حسين و فاطمه عليهم السلام ـ كه بر آنان درود خدا باد ـ نگريست و فرمود:

من در جنگم با كسي كه با شما در جنگ باشد و آشتي هستم با هر كه با شما در صلح و سلامت باشد.(100)

86. اولين از اولوا الامر

قال أمير المؤمنين عليه‌السلام: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

شركائي الذين قرنهم‌الله بنفسه و بي وأنزل فيهم:«يا أيها الذين آمنوا أطيعوا الله وأطيعوا الرسول» الآية، فإن خفتم تنازعاً في أمر فأرجعوه إلي الله والرسول واولي الأمر، قلت: يا نبيّ الله، من هم؟

قال: أنت اوّلهم.

امير مؤمنان عليه‌السلام فرمود: نبي مكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

شركاي من آنان‌اند كه پروردگار به خود و من، نزديكشان ساخته و در خصوص ايشان اين آيت را فرو فرستاده (اي ايمان آورندگان! از خدا اطاعت كنيد و از رسول خدا نيز فرمانبرداري نماييد) تا آخر آيه. پس اگر از درگيري و كشمكش بيمناك شديد آن را به خدا و رسول و اولوالامر ارجاع دهيد.

گفتم: اي رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  اولوا الامر كيان‌اند؟

فرمود: تو اولين‌شان هستي. (101)

87. وصي رسول خدا صلي ‌الله ‌عليه ‌و آله

عن ابن عباس: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله  لعبد الرحمن بن عوف:

يا عبدالرحمن، أنتم أصحابي و عليّ بن أبي طالب منّي و أنا من علي، فهو باب علمي ووصيّي، وهو وفاطمة و الحسن و الحسين هم خير الأرض عنصراً و شرفاً و كرماً.

از ابن عباس، روايت شده كه گفت: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  به عبدالرحمن بن عوف فرمود:

اي عبدالرحمن! شما ملازمان و همراهان من هستيد و علي بن ابي‌طالب از من است و و من از او هستم. او باب علم من و وصي من است. او و فاطمه و حسن و حسين بهترين اهل زمين هستند در اصالت و شرافت و كرامت. (102)

88. پيشي گيرندگان

عن ابن عباس عن النبي صلي‌الله‌عليه‌وآله  قال:

السبق ثلاثة: السابق إلي موسي، يوشع بن نون والسابق إلي عيسي، صاحب ياسين، والسابق إلي محمد صلي الله ‌عليه و آله علي بن ابي طالب.

ابن عباس از رسول اعظم صلي‌الله‌عليه‌وآله  نقل كرده است كه حضرت فرمود:

سبقت جويان خلق [در ايمان به پيامبران] سه نفرند: كسي كه به سوي موسي سبقت گرفت و او يوشع بن نون است. و پيش‌گيرنده در امت عيسي صاحب ياسين است. و سبقت گيرنده در امت محمد صلي ‌الله ‌عليه ‌و آله، علي‌بن ابي‌طالب است. (103)

[نكته1: مراد از سابقون، كساني هستند كه در پذيرش دين حق از ديگران پيشي گرفتند.. نكته2: مناوي گفته: راستي اين چه فضيلت بزرگي براي علي عليه‌السلام است و چه بسيار صفات برجسته‌اي است كه در او وجود داشت و ديگران از آن برخوردار نبودند.]

89. برترين انسان‌ها

قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

خير رجالكم عليّ بن ابي‌طالب، و خير شبابكم الحسن و الحسين، و خير نسائكم فاطمة بنت محمد صلي الله عليهم.

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:بهترين مردان شما علي‌بن ابي‌طالب، و بهترين جوانانتان حسن و حسين هستند، و بهترين بانوان شما دخت محمد عليهم السلام است. (104)

90. بهترين انسان

عن حذيفة: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

عليّ خير البشر فمن أبي فقد كفر.

از حذيفه نقل است كه گفت: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

علي، برترين انسان است؛ هر كه نپذيرد، كافر است. (105)

91. نخستين مسلمان

عن سلمان الفارسي قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

أوّلكم وارداً علي الحوض اولكم اسلاماً عليّ بن أبي‌طالب.

از سلمان فارسي نقل شده است كه گفت: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

اولين فردي كه در كنار حوض كوثر بر من وارد مي‌شود نخستين كسي است كه اسلام آورد و او علي بن ابي‌طالب است. (106)

92. هم‌نشينان پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وآله در بهشت

عن ابن مردويه: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

في الجنَّة درجة تُدعي «الوسيله» فإذا سألتم الله فاسألوا لي الوسيلة، قالوا: يا رسول الله، من يسكن معك فيها؟ قال: علي و فاطمة والحسن والحسين.

از ابن مردويه نقل است كه گفت: نبي مكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

در بهشت درجه‌اي «وسيله» نام است. پس وقتي كه از خداوند چيزي براي من مي‌خواهيد، «وسيله» را درخواست كنيد.

افراد حاضر پرسيدند: چه كسي در جوار شما در آن درجه سكونت خواهد گزيد؟ فرمود: علي و فاطمه و حسن و حسين. (107)

93. اطاعت عليعليه‌السلام، اطاعت پيامبرصلي ‌الله ‌عليه ‌و آله

قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

من أطاعني فقد أطاع الله و من عصاني فقد عصي الله، ومن أطاع عليّاً فقد أطاعني، و من عصي عليّاً فقد عصاني.

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

هر كس از من پيروي نمايد در حقيقت از خدا فرمانبري كرده است و هر كس نافرماني من كند در واقع نافرماني خدا كرده است و هر كس از علي اطاعت كند، در حقيقت از من پيروي كرده و هر كس از علي نافرماني ‌كند از من نافرماني كرده است. (108)

94. خصال سه گانه

عن سعد، سمعت رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله  يقول لعليّ عليه‌السلام ثلاث خصال لأن يكون لي واحدة منها أحب إلي من الدنيا و ما فيها، سمعته يقول:

أنت منّي بمنزلة هارون من موسي الّا أنّه لا نبي بعدي و سمعته يقول: لأعطين الراية غداً رجلاً يحبّ الله والرسول و يحبّه الله و رسوله ليس بفرّار. و سمعته يقول: من كنت مولاه فعلي مولاه.

از سعد نقل است كه گفت:

سه جمله (خصلت) است كه اگر يكي از آنها در من بود از دنيا و آنچه در آن است بيشترش ارج مي‌نهادم.

شنيدم پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وآله به علي مي‌گويد:

منزلت تو به من همان منزلت هارون به موسي است با اين تفاوت كه ديگر بعد از من نبوت نيست.

و شنيدم در روز فتح خيبر درباره او فرمود:

فردا بيرق جنگ را به كسي خواهم سپرد كه خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند و هيچ‌گاه به دشمن پشت نمي‌كند و نمي‌گريزد.

و شنيدم فرمود:

هركس كه من مولاي اويم علي مولاي اوست. (109)

95. حديث كساء

قال أمير المؤمنين عليه‌السلام:

جَمَعنا رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله في بيت أم‌سلمة، أنا وفاطمة وحسناً وحسيناً، ثم دخل رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله في كساء له، وأدخلنا معه، ثم ضمّنا، ثمّ قال: اللهمَّ هولاء أهل بيتي، فأذهب عنهم الرجس وطهرّهم تطهيراً.

فقالت أم سلمة: يا رسول الله، فأنا؟ ـ ودنت منه ـ فقال: أنتِ ممّن أنتِ منه، وأنتِ علي خير. أعاد رسول الله، ثلاثاً يصنع ذلك.

امير مؤمنان عليه‌السلام فرمود:

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله من و فاطمه و حسن و حسين را در بيت ام سلمه گرد آورد و زير رداي خود رفت؛ ما را هم به زير عبا برد و در آغوش خود جاي داده آن‌گاه فرمود: خدايا! اهل بيت من اينها هستند؛ رجس و ناپاكي را از ايشان زائل فرما و طهارت و پاكي را نصيب آنان قرار ده.

ام سلمه گفت: يا نبي الله! پس من چه؟ ـ و او نزديك رسول اقدس صلي‌الله‌عليه‌وآله واقع شده بود.

پيامبر فرمود: تو از هماني كه تو از آني و تو در مسير خير هستي [اما از ما اهل بيت و اين جماعت پنج تن نيستي]. رسول خدا اين كار را سه بار تكرار نمود. (110)

96. علي و فاطمه عليهما السلام از من‌ هستند

عن ابن عباس في حديث زواج فاطمه و علي عليهما السلام: ثم التزمهما [رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله] فقال:

اللهمَّ إنّهما منّي و أنا منهما، اللهم كما أذهبت عنّي الرجس وطهرّتني فطهرّهما.

از ابن عباس در ضمن روايت ماجراي ازدواج علي و فاطمه عليهما السلام آمده است:

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  زوجين را در بغل گرفت و فرمود:

بار الها! اين دو تن از من هستند و من از ايشان هستم همچنان كه رجس و پليدي را از من زدودي اين دو را نيز پاك گردان. (111)

97. فضائل ويژه علي عليه السلام

عن عمرو بن ميمون: إني لجالس إلي ابن عباس إذ أتاه تسعة رهط فقالوا: يا ابن عباس،‌اما أن تقوم معنا و إما أن تخلو بنا من بين هؤلاء.

فقال ابن عباس: بل أنا أقوم معكم، و هو يومئذ صحيح قبل أن يعمي.

قال: فأبتدؤوا فتحدّثوا، فلا ندري ما قالوا، قال: فجاء ينفض ثوبه و يقول: أفّ و تفّ! وقعوا في رجل له بضع عشرة فضائل ليست لأحد غيره، وقعوا في رجل قال له النبي صلي‌الله‌عليه‌وآله:

لأبْعَثَنَّ رجلاً لا يخزيه الله أبداً، يحبّ الله ورسوله ـ إلي أن قال ـ : وأخذ رسول الله صلي ‌الله ‌عليه ‌و آله ثَوبه فوضعه علي عليّ و فاطمة و حسن و حسين و قال:«انّما يريد الله ليذهب عنكم الرِّجس أهل البيت ويُطَهِّرَكُم تطهيراً».

عمرو بن ميمون گويد: در حضور ابن عباس بودم كه هفت تن 112 نزد او آمدند و گفتند: يا قيام كن و از مجلس فاصله بگير (تا در جاي خلوت با هم گفتگو كنيم) يا از هم‌نشينان خود كناره گير و با ما خلوت كن. 

ابن عباس گفت: با شما هستم. (راوي گويد) وقوع اين جريان در ايامي بود كه ابن عباس هنوز نابينا نشده بود.

ابن ميمون گويد: آنها به گوشه‌اي رفته و سخن آغاز كردند. ما نفهميديم چه سخناني بين آنان رد و بدل شد. ابن عباس در حالي كه ناراحت به نظر مي‌رسيد و جامه‌هايش را مي‌تكاند مي‌گفت: اف و تف بر شما! به مردي ناسزا مي‌گويند كه دهها فضائل ويژه دارد. به شخصيتي بدبين‌اند و بدگويي مي‌كنند كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله [در جنگ خيبر كه ديگران رفتند و عاجزانه برگشتند] دربارة او فرمود:

كسي را براي مبارزه مي‌فرستم كه خداوند هرگز او را خوار و ذليل نكرد؛ او دوستدار خداوند و رسول است تا جايي كه ابن عباس گفت: رسول خدا جامة خويش را روي علي و فاطمه و حسن و حسين قرار داد و فرمود:

جز اين نيست كه خداوند اراده كرده تا آلودگي را از شما اهل بيت بزدايد و شما را پاك گرداند پاك گرداندني... . (113)

98. خاندان پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وآله

عن سعد بن أبي وقّاص: لما نزلت هذه الآية: «فقل تعالوا ندع أبناءنا و أبناءكم» دعا رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله علياً و فاطمة و حسناً و حسيناً، فقال:

اللهم هؤلاء أهلي.

از سعد بن ابي وقاص نقل است كه: وقتي آيه « فقل تعالوا ندع أبناءنا و أبناءكم (يعني بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم و شما فرزندان خود را)» نازل شد، پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله علي و فاطمه و حسن و حسين را صدا زد و به درگاه الهي عرضه داشت:

بارالها! اينان اهل و خانواده من هستند. (114)

99. معلم و مربي امام علي عليه‌السلام

عن أمير المؤمنين عليه‌السلام قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

إنَّ الله أمرني أن ادنيك و لا اقصيك و ان اعلمك، وأن تعي و حقٌّ لك أن تعي. قال: فنزلت هذه الآيه: «وتعيها أذن واعية».

از امير مؤمنان عليه‌السلام روايت است كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  به من فرمود:

خداوند مرا امر كرده كه تو را نزديك كنم و [از خود] دورت نسازم و اين كه بياموزم تو را، و تو نيز فراگيري و سزاوار توست كه بياموزي و حفظ نمايي.

ايشان گفت: پس اين آيه نازل شده (و تعيها أذن واعية) (115) [و بدينسان اذن واعيه را گوش تو قرار داد.] (116)

100. قرين قرآن

قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله في مرض موته:

أيّها النّاس يوشك أن أقبض قبضاً سريعاً فينطلق بي، وقد قدمت إليكم القول معذرة إليكم: ألا إنّي مخلف فيكم كتاب ربّي عزّوجلّ وعترتي أهل بيتي ثمّ أخذ بيد علي فرفعها فقال: هذا علي مع القرآن والقرآن مع علي لايفترقان حتّي يردا علي الحوض فاسالهما ما خلفت فيهما.

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  در مرض موتش فرمود:

اي مردم! احتمال دارد به زودي قبض روح شوم و مرا ببرند. من از اين سخن در اين حال به شما مي‌گويم تا ديگر عذري نداشته باشيد. آگاه باشيد كه من كتاب خداي با عزت و جلال و عترتم را جانشين خود در بين شما مي‌گذارم. آن‌گاه دست علي را گرفته بلند كرد و فرمود: اين علي با قرآن است و قرآن با علي است هرگز از يكديگر جدا نمي‌شوند تا كنار حوض بر من در آيند، آن‌گاه از آن دومي مي‌پرسم درباره عمل به توصيه‌ام درباره دو جانشينم. (117)

101. امام علي عليه‌السلام بهترين امت

قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

أنت خير اُمّتي في الدنيا والآخرة.

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  به علي عليه‌السلام فرمود:

تو بهترين امتم در هر دو سرا مي‌باشي. (118)

102. سرانجام ما و شيعيان

قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

اذا كان يوم القيامة أخذت بحجزة الله وأخذت أنت بحجزتي. و أخذ ولدك بحجزتك، و أخذت شيعة ولدك بحجزتهم فتري أين يؤمربنا.

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

چون رستاخيز برپا شد به خدا متوسل خواهم شد و تو به من متوسل مي‌شوي و فرزندانت به تو متوسل مي‌شوند و پيروان ذريه‌ات به آنها متوسل مي‌شوند و خواهي ديد كه ما را به كجا هدايت خواهند كرد. (119)

103. خدا با علي عليه‌السلام راز گفت

عن جندب بن ناجية (أو ناجية بن جندب) لما كان يوم غزوة الطائف قام النبي صلي‌الله‌عليه‌وآله  مع علي عليه‌السلام ملياً ثم مرّ فقال له أبوبكر: يا رسول الله، لقد طالت مناجاتك علياً منذ اليوم، فقال صلي‌الله‌عليه‌وآله:

ما أنا انتجيته ولكن الله انتجاه.

از جندب بن ناجيه (يا ناجية بن جندب) نقل است كه: در روز جنگ طائف رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  مدتي با علي به راز سخن گفت و چون گفتگو‌ها طولاني شد ابوبكر به حضرت گفت:

اي رسول خدا! گفتمان و راز گوييتان به درازا كشيد. حضرت فرمود:

من با او راز نمي‌گفتم بلكه خداوند با او راز مي‌گفت. (120)

104. مهرورزي به امام علي عليه‌السلام

عن سلمان قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

من أحبَّ‌ عليّاً فقد أحبّني و من أبغض عليّاً فقد أبغضني.

از سلمان فارسي نقل است كه گفت: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

كسي كه به علي مهر بورزد و محبت كندچنان است كه به من محبت ورزيده، و كسي كه به او كينه توزي نمايد در حقيقت با من دشمني كرده است. (121)

105. همانند انبيا عليهم السلام

عن الحارث الأعور: أن النبي صلي‌الله‌عليه‌وآله قال:

من أراد أن ينظر إلي آدم في علمه، و نوح في فهمه، و إبراهيم في حلمه، و يحيي في زهده، و موسي في بطشه، فلينظر إلي علي بن أبي طالب.

از حارث اعور نقل است كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

هر كس دوست مي‌دارد كه مشاهده كند علم آدم ابوالبشر را، و فهم نوح عليه‌السلام را و حلم ابراهيم عليه‌السلام را و زهد يحيي عليه‌السلام را و دلاوري موسي عليه‌السلام را، پس به سوي علي بن ابي‌طالب بنگرد. (122)

106. جوان‌مردي جز علي عليه‌السلام نيست

عن جابر: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله يوم بدر:

هذا رضوان، ملك من ملائكة الله ينادي: لا سيف إلّا ذوالفقار، و لا فتي إلّا علي.

از جابر بن عبدالله نقل است كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  در جنگ بدر 123 فرمود:

اين رضوان، يكي از فرشتگان خداست كه از آسمان ندا مي‌دهد: هيچ شمشير (برّنده‌اي) جز ذوالفقار، و جوان‌مردي جز علي نيست. 124

107. امام اولياي خدا

عن أنس: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

إنَّ ربَّ العالمين عهد إلي عهداً في عليّ بن أبي‌طالب فقال: إنّه راية الهدي، و منار الإيمان و إمام أوليائي، ونور جميع من أطاعني.

يا أبا برزة، علي بن أبي طالب أميني غداً في القيامة و صاحب رايتي في القيامة علي مفاتيح خزائن رحمة ربّي.

از انس نقل است كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

پروردگار جهان دربارة علي بن ابي‌طالب عهدي بسته است كه او عَلَم هدايت، منار ايمان و امام دوستان وپيروان من است. او روشنايي كساني است كه مرا اطاعت كنند.

اي ابو برزه! علي بن ابي‌طالب در روز رستاخيز امين من خواهد بود. و او در قيامت صاحب علم و پرچمدار من است [و امين] بر كليدهاي گنجينه‌هاي رحمت 125 پروردگارم.126

108. امير نيكوكاران

عن حذيفة: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

عليّ أمير البررة، وقاتل الفجرة، منصور من نصره، مخذول من خذله، ألا و إنَّ الحق معه ويتبعه، ألا فميلوا معه.

از حذيفه نقل است كه رسول اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود:

علي، فرمانرواي نيكان، و كُشندة بدان و پست فطرتان است؛ كسي كه ياريش كند، پيروز و كسي كه به او پشت كند و خوارش نمايد مخذول و خوار خواهد شد به هوش باشيد كه حق با اوست و او را دنبال مي‌كند. آگاه باشيد كه گرايش و حركتتان با محوريت او باشد. (127)

109. پيروان علي عليه‌السلام

عن ابن عباس: قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله:

إنّك ستقدم علي الله و شيعتك راضين مرضين.

از ابن عباس نقل است كه گفت: نبي مكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله به علي عليه‌السلام فرمود:

تو در پيشگاه خدا حاضر خواهي شد و شيعيانت خرسند (از پيشوايي‌ات) و مورد رضايت حق تعالي خواهند بود.(128)

110. خداوند او را بيشتر دوست دارد

قال ابن عباس كنت أنا و أبي العباس بن عبد المطلب جالسين عند رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله  إذ دخل عليّ بن أبي طالب فسلّم فردّ عليه رسول الله صلي‌الله‌عليه‌وآله و بشّر به و قام إليه و اعتنقه و قبّل بين عينيه و أجلسه عن يمينه.

فقال العباس: يا رسول الله،‌ أتحب هذا؟

فقال النبي صلي‌الله‌عليه‌وآله:

يا عمّ رسول الله، والله لله أشدّ حبّاً له منّي، إنَّ الله جعل ذريّة كل نبي في صلبه و جعل ذريّتي في صلب هذا.

ابن عباس گفت: من و پدرم (عباس بن عبد المطلب) در حضور رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  شرفياب بوديم در اين هنگام علي بن ابي‌طالب وارد شد و سلام داد. پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وآله بعد از جواب سلام با چهره‌اي گشاده در حالي كه خوشحال به نظر مي‌رسيد برخاست؛ او را در بغل گرفت و پيشاني‌اش را بوسه داد و او را در طرف راست خود نشانيد.

عباس (كه ناظر جريان بود) گفت: اي رسول خدا! آيا او را دوست مي‌داري؟

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله  فرمود: عمو جان! به خدا سوگند خدا او را از من بيشتر دوست دارد؛ خداوند نسل هر پيامبري را از پشت همان پيامبر قرار داد و نسل مرا در صلب اين شخص نهاده است.(129)

فهرست منابع

1. القرآن الكريم.

ـ الف ـ

2. رجح المطالب، عبيد الله امر تسوي بن مظهر جمال

3. الاربعين المنتقي من مناقب المرتضي، رضي الدين ابو الخير، احمد بن اسماعيل طالقاني شافعي (م590)، چاپ شده در مجلة تراثنا، عدد اول، سال 1405 هـ .

4. أساس البلاغه،‌ابوالقاسم محمود بن عمر زمخشري (م538 ق).

5. أسباب نزول القرآن، ابوالحسن علي بن احمد واحدي نيشابوري (م468 هـ).

6. الاستيعاب في اسماء الاصحاب، يوسف بن عبدالله، ابن عبدالبر قرطبي مالكي (م363)، چاپ شده در حاشية الاصابة.

7. اسد الغابة في معرفة الصحابة، عز الدين علي بن ابي المكرم محمد بن محمد بن عبدالكريم شيباني معروف به ابن اثير جزري (م630)، چاپ بيروت، داراحياء التراث العربي.

8. الاصابة في تمييز الصحابة، احمد بن علي: ابن حجر عسقلاني شافعي (م812)، چاپ قاهره 1328

9. الامالي الخميسية (امالي شجري)، يحيي بن حسين شجري (م499ق).

10. الانباء المستطابة، ابن سيد الكل.

11. انساب الاشراف،‌احمد بن يحيي بن جابر بلاذري (م279ق).

ـ ب ـ ت ـ

12. البداية و النهاية، اسماعيل بن عمر بن كثير دمشقي (م774ق).

13. تاريخ بغداد (مدينة السلام)، احمد بن علي بن ثابت خطيب بغدادي (م463ق).

14. تاريخ الخلفاء، جلا ل الدين عبد الرحمن سيوطي (م911ق).

15. تاريخ مدينة دمشق (ترجمة‌الامام علي عليه‌السلام)، ابوالقاسم علي بن حسن بن هبة الله شافعي معروف به ابن عساكر دمشقي.

16. تاريخ دمشق (ترجمة الامام الحسن عليه‌السلام)،‌ ابن عساكر (م571ق).

17. التدوين في أخبار قزوين، عبدالكريم بن محمد رافعي قزويني (623ق).

18. تراثنا، مجلة مؤسسه آل البيت عليهم السلام، قم

19. تفسير روح‌المعاني(تفسيرآلوسي)، محمودبن‌عبدالله آلوسي(1270هـ).

20. تفسير طبري (= جامع البيان في تفسير القرآن)، ابوجعفر محمد بن جرير طبري (م310 هـ ق).

21. تفسير قرطبي (= الجامع لاحكام القرآن)، محمد بن احمد انصاري قرطبي (م671هـ ق).

22. تنزيه الشريعة المرفوعة عن الاحاديث الشنيعة الموضوعة، ابوالحسن علي بن محمد ابن عراق الكناني (م963).

23. تهذيب تاريخ دمشق (ابن عساكر)، عبدالقادر بدران (م1346)

24. توضيح الدلائل، شهاب الدين ايجي.

ـ ج ـ ح ـ خ ـ

25.الجامع الصغير، جلال الدين عبدالرحمن سيوطي (م911ق).

26. الجامع الكبير، جلال الدين عبدالرحمن سيوطي (م911ق).

27. جمع الجوامع،

28. جواهر المطالب في مناقب الامام علي‌بن‌ابي‌طالبعليه‌السلام، (المناقب لابن الدمشقي)، محمد بن احمد دمشقي باعوني شافعي، (م871 هـ ق).

29. حلية الاولياء و الطبقات الأصفياء، ابو نعيم احمد بن عبدالله اصفهاني (م430 هـ).

30. خصائص‌الامام اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام، احمد بن شعيب نسايي (م303ق).

ـ د ـ ذ ـ ر ـ ز ـ

31. الدر المنثور في التفسير المأثور، جلال الدين عبدالرحمن سيوطي (م911ق).

32. ذخائر العقبي في مناقب ذوي القربي، محب الدين احمد بن عبدالله طبري، (م694)، چاپ مصر 1352.

33. رشفة الصادي، ابوبكر حضرمي.

34. الرياض النضرة في مناقب العشرة، محب الدين طبري (م694).

35. زهر الرياض،

ـ س ـ

36. سنن ابن ماجة، محمد بن يزيد بن ماجه قزويني (م275ق).

37. سنن الترمذي (الجامع الصحيح)، محمد بن عيسي بن سوره ترمذي (م297ق).

38. سير اعلام النبلاء، ابو عبدالله محمد بن احمد ذهبي (م748ق).

39. السيرة النبوية،‌عبدالملك بن هشام بن ايوب حميري (م218ق).

ـ ش ـ

40. شرح المقاصد، سعد الدين مسعود بن عمر تفتازاني شافعي (م793).41. شرح نهج البلاغه، عز الدين عبدالحميد بن محمد بن ابي الحديد معتزلي (م656).

42. شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، حاكم حسكاني: عبيد الله بن عبدالله بن احمد حنفي نيشابوري (قرن 5).

ـ ص ـ

43. الصواعق المحرقة، احمد بن حجر هيتمي مكي (م974).

ـ ط ـ

44. طبقات الحنابلة، ابو الحسين محمد بن يعلي محمد بن حسن (م527).

45. الطبقات الكبري، محمد بن سعد كاتب واقدي: ابن سعد (م230).

ـ ع ـ غ ـ

46. عبقات الانوار، مير حامد حسين هندي (م1036 هـ).

47. العلل المتناهية في الاحاديث الواهية، ابوالفرج عبدالرحمان بن علي: ابن جوزي (م597).

48. العلل الواردة في الاحاديث النبوية، ابوالحسن علي بن عمر دار قطني (م385).

49. الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، عبدالحسين اميني (م1390ق).

ـ ف ـ ق ـ

50. فتح الباري في شرح صحيح البخاري، احمد بن علي بن حجر عسقلاني (م852 ق).

51. فتح القدير، محمد بن علي بن محمد شوكاني (م1250).

52. فتح الملك العلي بصحة حديث باب مدينة العلم علي.

53. فرائد السمطين في فضائل المرتضي و البتول و السبطين و الائمة من ذريتهم عليهم السلام، ابراهيم بن محمد جويني حمويني (م730ق).

54. فردوس الاخبار، شيرويه بن شهردار بن شيرويه ديلمي همداني (509ق).

55. فضائل امير المؤمنين عليه‌السلام، ابن عقدة.

56. فضائل الصحابة، احمد بن محمد بن حنبل: ابن حنبل شيباني (م241ق).

57. الفوائد المجموعة،

58. فيض القدير، محمد عبدالرئوف مناوي (م1031 هـ).

59. القول الجلي،

ـ ك ـ

60. الكشاف، محمد بن عمر زمخشري (م538).

61. كشف الخفاء و مزيل الألباس عما اشتهر من الاحاديث علي ألسنة الناس، اسماعيل بن محمد عجلوني (م1162ق).

62. كفاية الطالب في مناقب علي بن ابي طالب عليه‌السلام، محمد بن يوسف بن محمد گنجي شافعي (م658).

63. كنز العمال في سنن الأقوال و الأفعال، علاء الدين علي متقي بن حسام‌الدين هندي (م975ق).

64. كنوز الحقائق في احاديث خير الخلائق، عبدالرؤف مناوي (م1031هـ).

ـ ل ـ

65. اللآلي المصنوعة في الاحاديث الموضوعة، سيوطي (م911 هـ).

66. لسان الميزان، احمد بن علي بن حجر عسقلاني (ابن حجر) (م807)

ـ م ـ

67. مجمع الزوائد و منبع الفوائد، علي بن ابوبكر هيثمي (م817)

68. المستدرك علي الصحيحين، ابو عبدالله محمد بن عبدالله حاكم نيشابوري (م407)

69. مسند علي بن ابي‌طالب عليه‌السلام، سيوطي.

70. مسند فاطمه (س)،

71. المسند، احمد بن محمد شيباني (ابن حنبل) (م241 هـ ق).

72. المسند، ابن ابي حاكم.

73. المنسد، أبي يعلي موصلي: احمد بن علي بن مثّني تميمي (م307ق).

74. المصنف، ابوبكر عبدالله بن محمد: ابن ابي شيبة كوفي (م235هـ)

75. المصنف، ابوبكر عبدالرزاق بن همام صنعاني (م211ق).

76. المعجم الاوسط، سليمان بن احمد، طبراني (م360ق)

77. المعجم الكبير، سليمان بن احمد، طبراني (م360ق).

78. معرفة الصحابة،‌ابونعيم احمد بن عبدالله اصفهاني (م430ق).

79. المعيار و الموازنة، محمد بن عبدالله معتزلي اِسكافي (م240ق).

80. مقتل الحسين عليه‌السلام، موفق بن احمد مكي خوارزمي (م568).

81. ملحقات احقاق الحق، شهاب الدين نجفي مرعشي.

82. مناقب الامام علي بن ابي‌طالب عليه‌السلام، علي بن محمد بن محمد واسطي ابن مغازلي شافعي (م482ق).

83. مناقب سيد نا علي عليه‌السلام، عيني، چاپ هند، حيدر آباد 1352.

84. المواهب في علم الكلام، ايجي

85. موضح أوهام الجمع و التفريق (ذيل التاريخ الكبير)، ابوبكر احمد بن علي بن ثابت خطيب بغدادي (م463 هـ).

86. ميزان الاعتدال في نقد الرجال، محمد بن احمد ذهبي (275 هـ).

ـ ن ـ

87. نظم درر السمطين في فضائل المصطفي و المرتضي و البتول و السبطين، محمد بن يوسف بن حسن بن محمد زرندي حنفي مدني (م750ق).

88. النهاية في غريب الحديث و الاثر، ابن اثير: مبارك بن محمد جزري (606ق).

89. نوادر الاثر في علي عليه‌السلام خير البشر، جعفر بن احمد بن علي رازي (قرن 4).

90. نور البراهين؛ سيد نعمة الله موسوي جزائري (م1112ق).

ـ ي ـ

91. ينابيع المودة لذوي القربي، سليمان بن ابراهيم قندوزي حنفي (م1294ق).

****

سپاس بي‌كران خداي يگانه را كه توفيق ترجمه اين اثر ارزشمند را به بنده ناچيز ارزاني داشت.

اميد آن كه خداوند به ما توفيق دهد كه در مسير زندگي خود همواره پيرو خاندان رسالت باشيم و آنان را اسوه و الگويي شايسته براي خود بدانيم.

آل النبــي ذريعتـــي  و هـم اليه وسيلـــتي

ارجوا بهم اعطي غـداً بيدي اليمين صحيفتي

(ينابيع المودة، ‌ص307)

خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله دست آويز من هستندو آنان وسيله (تقرّب) من به خدا هستند.
آرزو مي‌كنم به خاطر آنها،‌ فرداي قيامتنامه عملم را به دست راستم بدهند.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
متون اسلامی
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان