کد خبر: ۶۵۲۶
تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ - ۲۰:۲۷-19 February 2019
اول آبان ماه سالروز درگذشت جهانگیر اوشیدری است. وی که پیش از مرگ سرنشین انجمن موبدان تهران بود، نقش مهم و تعیین‌کننده‌ای در تاریخ معاصر زرتشتیان ایران ایفا کرد. بنا است تا در نوشتار زیر به گوشه‌ای از این تاریخ نگاه ویژه‌ای داشته باشم.
جهانگیر اوشیدری در سال ۱۲۹۹ در کرمان زاده شد. در روزگاری که جامعه زرتشتی کرمان دستخوش بزرگترین دگرگونی اجتماعی خود بود. درست در همین دهه است که زرتشتیان کرمان یکی از تاثیرگذارترین تصمیمات زندگی خود را می‌گیرند. کنار گذاشتن زبان دری با گویش کرمانی خویش را. کودکی و میانسالی جهانگیر اوشیدری که در خانواده‌ای مذهبی گذشته است نیز با همین تحول درگیر است. 

خانواده اوشیدری در کرمان، خانواده‌ای پشت‌در‌پشت موبد بودند که خویشکاری امور دینی و مذهبی زرتشتیان آن شهر را انجام می‌دادند. شاید همین تحول بزرگ زرتشتیان کرمان زمینه‌ساز اندیشه‌های دینی آن روانشاد در سالهای‌ پس از آن شده بود. به‌یاد دارم اوشیدری خواهان درانداختن طرحی تازه در نظام مذهبی جامعه زرتشتی بود. 

وی تلاش می‌کرد سنت‌ها و اندیشه‌های عمیق این دین را در کالبد جدیدی مطرح کند هرچند که سنت‌گرایان زرتشتی از این کار سرباز می‌زدند. به‌یاد دارم در بامدادی که واج‌یشت گهنبار در آدریان(معبد) تهران برگزار شد موبد در سخنانی از تصمیم انجمن موبدان در کوتاه کردن اوستا‌ها سخن گفت. 

این شهامت سخن گفتن موبد، موضوع جدیدی نیست بلکه بیشتر نشان از موقعیت اجتماعی که وی در آن قرار داشته است، می‌دهد. هرچند که از سطح دانش و آگاهی که موبد از آن برخواسته است نیز نمی‌توان به سادگی گذشت. جهانگیر اوشیدری در روزگاری که پیشه بیشتر مردمان به کشاورزی و دامپروری پایان می‌یافت، توانست وارد دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران شود. دوران تحصیل اوشیدری که از سال ۱۳۱۷ آغاز شده بود، به مدت چهار سال ادامه داشت و پس از آن وی با درجه دکترا وارد اجتماع شد. اجتماعی که از دو منظر جای بررسی دارد، نخست هازمان ایران که دستخوش تغییر حاکمیت و برقراری حکومت پهلوی دوم شده بود. بی‌شک شما خوانندگان، برگ‌‌هایی از تاریخ آن دوران از دید گذرانده‌اید اما اهمیت این موضوع در آن است که اوشیدری در این سال وارد نیروی زمینی ارتش می‌شود، نظامی که در آن دوران توسط خارجی‌ها سرپرستی می‌شد و این با تعالیم خانوادگی اوشیدری که بر پایه ایران دوستی قرار دارد، متناقض بود اما با این حال وی در ارتش ماند. 

اوشیدری همیشه از ایران و ایران‌دوستی سخن می‌گفت و ترک این سرزمین را به‌هیچ عنوان قبول نمی‌کرد. حتا دگرگونی بهمن ۱۳۵۷ نیز این طرز فکر او را تغییر نداد. شجاعت مثال‌زدنی که حداقل تاریخ معاصر زرتشتیان از این نمونه کم داشته است. در دوران انقلاب که تمامی رده داران ارتش یا از ایران گریختند و یا اگر ماندند به‌نام خیانت به ایران احکام جزایی گرفتند؛ اوشیدری در این زمان با آنکه درجه سرتیپی ارتش( این درجه بتاریخ ۲۰/۹/۱۳۴۵ کسب شده است) را داشت و هیچ یک از این دو را تجربه نکرد، البته به این نکته نیز بایستی اشاره کنم که اوشیدری در این زمان بازنشسته ارتش(وی در سال ۱۳۵۲ از ارتش بازنشسته می‌شود) است.

اما در شخصیت درون اجتماعی اوشیدری نیازمند نگاهی متفاوت هستیم. نقش تعیین کننده وی از ابتدای دهه چهل آغاز می‌شود. باشندگی اوشیدری در اجتماع زرتشتیان بر خلاف بسیاری از فعالان اجتماعی که عمدتا از طریق هموندی در انجمن زرتشتیان و یا از طریق موبدی که وی به آسانی می‌توانست به هر دوی آنها دست یابد( چراکه هم جزیی از خانواده موبدان بود و نیزفردی با دانش محسوب می‌شد صورت نگرفت، بلکه وی شیوه نوشتار را برگزید. وی از آغاز دهه چهل همکاری خود را مشهورترین نشریه معاصر زرتشتیان( هوخت) آغاز کرد، باشندگی وی همزمان با پیوستن چهره‌های شاخصی بود که عمدتا نگاه توامان دینی و اجتماعی داشتند، رشید شهمردان، سهراب خدابخشی، خداداد خنجری بخشی از این افراد هستند. 

برگزیدن نوشتار نویسی تاریخی راهی بود که وی برای خود برگزیدند چراکه ضمن آموختن تاریخ زرتشتیان و پی بردن به نقاط ضعف و یا قدرت این جامعه، وی را با افراد بیشماری از اجتماع آشنا کرد که نتیجه آن چیزی جز محبوبیت وی نبود. آنگونه که در سال دوم دهه پنجاه شمسی و در زمان چاپ ماهنامه زرتشتیان نوشته از وی منتشر می‌شود که حکایت از دعوت همکیشان برای حمایت این نشریه دارد. مهنامه‌ زرتشتیان نشریه ویژه انجمن زرتشتیان تهران بود که از مهرماه ۱۳۵۱ منتشر شد. سرپرستی این نشریه را رستم پارکی بر دوش داشت. کسی که پیشتر به همراه فرهنگ مهر، اسفندیار دارابیان و فرنگیس یگانگی نشریه هوخت را پایه‌گذاری کرده بود. مهنامه زرتشتیان بنا داشت تا هر ماه یکبار بچاپ برسد اما به سبب برخی مشکلات که بازگوکردن آن در این مجال نمی‌گنجد پس از چندی با وقفه چاپ می‌شد. اوشیدری در شماره تیرماه ۱۳۵۲ که در برگیرنده سه شماره ۸ تا ده این مجموعه در یک شماره است از همکیشان می‌خواهد تا به این نشریه نیز یاری برسانند. وی در بخشی از نوشتار خود می‌نویسد:« من همواره با خود می‌اندیشم که نامه یا مهنامه‌ای که آماده می‌شود، آراسته می‌شود، نگاره و پرتوهایی برگزیده می‌شود و رویدادهایی که گردآوری می‌شود و یکجا بدست ما می‌رسد از داد و دادگری بدور است که نخوانده و نسنجیده از آن بگذریم و یا وارونه داوری نماییم. بشود که در این راه اندیشمندانه‌تر باشیم و با خود بگوییم، ما مهنامه‌ایم و مهنامه ماست، ما انجمنیم و انجمن از ماست، ما زرتشتی هستیم و انجمن-انجمن زرتشتیان است؛ نه ما می‌توانیم از انجمن جدا باشیم و نه انجمن می‌تواند خود را وابسته به کسانی جز زرتشتیان بداند. پس همه دست به‌دست هم بدهیم و همکاری و هماهنگی بنماییم.» همین روح همکاری وی را وادار به نامزدی در انتخابات گردش سی‌ویکم انجمن زرتشتیان تهران کرد تا در کنار افرادی چون رستم یگانگی، بوذرجمهر مهر، دینیار فرین، فرهنگ مهر، توران شهریاری، فریدون فرهمند و... به عنوان هموندان هیات‌مدیره انجمن به کار بپردازند، هر چند که با برخورد به انقلاب این گردش ناتمام رها شد.
نقش اوشیدری پس از انقلاب اندکی دگرگون می‌شود و وی زیر نظر افرادی چون اردشیر و فیروز آذرگشسب، رستم شهزادی، هرمزدیار خورشیدیان و... دانش موبدی فرا می‌گیرد و در سال ۱۳۶۰ با مراسم نوزوتی به پیشه پدران خود بر می‌گردد. 
در همین دهه نیز وی پروانه باشندگی در هیات‌مدیره انجمن موبدان تهران را کسب می‌کند و سال‌ها به عنوان نایب رییس این انجمن به جامعه خدمت می‌کند تا آنکه از اواخر اسفند ۱۳۷۹ با درگذشت رستم شهزادی ریاست این ارگان را بدست می‌گیرد. (وی البته مدرک موبدی از بمبئی را نیز در سال ۱۳۷۲ کسب کرد.) دهه هفتاد بازگشت موبد اوشیدری به هازمان زرتشتیان است، نقش تعیین کننده وی در انتخابات پنجم مجلس و نیز جانشین فرنشین کنگره جهانی زرتشتیان که در سال ۱۳۷۵ در تهران برگزار شد در همین مجموعه می‌گنجد. اهمیت این موضوع از آن جهت بالاتر می‌رود که بدانیم تشکیل انجمن مرکزی زرتشتیان که امروزه روز بحث آن مطرح است توسط همین گروه پایه‌ریزی شده است. ماهیار اردشیری (فرنشین کنگره)، مهربان مهر(جانشین فرنشین اول کنگره)، مهربان بهمردی(مشاور مالی کنگره)،کیومرث سامیا کلانتری(مدیر روابط عمومی کنگره) و سیما کشاورزی(هموند کمیسیون آمار کنگره). چراکه بر اساس بند ۴ بیانیه این کنگره که اوشیدری نیز از امضا کنندگان آن بوده است لزوم تشکیل یک انجمن منتخب در نزد زرتشتیان به صراحت ذکر شده است.

اوشیدری همزمان با این نقش، تحول درون اجتماعی دیگری را نیز در جامعه زرتشتی بر دوش می‌گیرد. 
وی زمانی هموند انجمن موبدان تهران می‌شود که جامعه زرتشتی از کمبود شدید موبد رنج می‌برد، بنابراین وی و سایر هموندان انجمن و موبدان تصمیم به یک سنت شکنی بزرگ در اجتماع زرتشتیان می‌گیرند: تربیت موبدیار ،کسانی که از خانواده موبدان نیستند اما نقشی هم عرض آنان بر دوش دارند، در این خصوص گزارشی با عنوان سمندران آتشکده از نیلوفر رستمی ،نویسنده، چاپ شده است که وی به تفضیل در این خصوص صحبت کرده است، در بخشی از آن نوشتار موبد اوشیدری می‌گوید:« وجود موبدیار خود یک سنت‌شکنی بود. بر اساس سنت تنها موبدزادگان اجازه موبدی داشتند اما به علت کمبود موبد ما مجبود به تربیت یک دوره موبدیار شدیم. حالا اجرای رسم نوزوتی برای موبدیارها نیز منوط به سنت‌شکنی دیگری است که فعلا جامعه زرتشتی پذیرای چنین چیزی نیست».
اوشیدری همچنین در طرح دیگری نیز شرکت دارد. دوره دانشجویی هیربدی. طرحی که با پیشنهاد کوروش نیکنام( نماینده پیشین جامعه زرتشتی) و با پیگیری اوشیدری به نتیجه می‌رسد و این دوره که خود در حکم بدعت‌گذاری تازه‌ای است در نخستین سال فرنشینی وی بر کنکاش موبدان، در بهمن ۱۳۸۰، بشکل رسمی آغاز می‌شود. پایه‌گذاری درست این شیوه آموزشی دینی سبب شده است تا در زمان حال که چهار سال از درگذشت موبد نیز می‌گذرد همچنان ادامه داشته باشد.
واپسین نقش موبد اوشیدری در هازمان زرتشتی در دو قالب دینی و اجتماعی داوری رقابت‌های مانتره است. هماورد پژوهشی گاتها شناسی، که بیشترین برجستگان آن کسانی هستند که از داوری‌های سخت و بی‌پرده موبد نمره قبولی گرفتند. کسانی که مطمئنا در آینده بیشتر از آنها خواهیم شندید، موضوعی که شاید خود موبد نیز همین را می‌خواست.( لازم به ذکر است جهانگیر اوشیدری از شروع این رقابت‌ها تا زمان مرگ داور این هماورد بود).

از موبد اوشیدری علاوه بر ۵۰۰ مقاله منتشر شده در نشریات زرتشتی چون هوخت، مهنامه، رنگین‌کمان، امرداد، فروهر و... چندین کتاب نیز در دسترس است که از آن جمله می‌توان به دانشنامه مزدیسنا که مرجعی برای واژه‌های دینی، تاریخی زرتشتیان است ، تاریخ پهلوی و زرتشتیان؛ که مرجعی مفید درباره تاریخ معاصر زرتشتیان است، یادداشت‌های ارباب کیخسرو شاهرخ که بازنویسی دست‌نوشته‌های سیاسی‌ترین فرد جامعه زرتشتیان و نیز سند نیمه‌ي اول سده بیستم بر هازمان زرتشتی، اشاره کرد. واپسین کتاب اوشیدری نیز که پس از مرگ وی بچاپ رسیده است، گوشه‌ای از تاریخ و فرهنگ زرتشتیان شریف‌آباد (اردکان) یزد است که به بررسی سیاسی‌ترین محله زرتشتیان می‌پردازد.

گردآوری و نگارش: پیام پورجاماسب
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان