کد خبر: ۶۵۲۰
تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۳:۲۴-19 February 2019
تحلیل مشاور هاشمی رفسنجانی از جواب معروف امام خمینی به خبرنگار خارجی
عصراسلام: غلامعلی رجائی؛ مشاور رسانه ای اکبر هاشمی رفسنجانی؛ رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام در یادداشتی درباره یکی از مشهورترین مصاحبه های امام خمینی در هواپیمای پاریس-تهران پاسخ داد، متن این یادداشت بدین شرح است:
نامه ای به دکترسیدعطاءالله مهاجرانی

با سلام وارادت

مکتوب جنابعالی را درپرداخت به چرائی اظهارکلمه "هیچ" امام درپاسخ به سوالی که کسی ازایشان پرسید اکنون که پس از ۱۴ سال به ایران بازمی گردید چه احساسی دارید؟ در دوازدهم بهمن ماه ۱۳۵۷ درهواپبمایی که از پاریس عازم تهران بود ملاحظه وهمچون همیشه بهره بردم.
بنظرم رسید چند نکته را دراین باره با جنابتان وافکارعمومی درمیان بگذارم .امید که برای تاریخ پژوهان مفید باشد:

۱-  این سوال معمولی وکلیشه ای که البته بعد از پاسخ کوتاه امام صدها برابربراهمیت آن افزوده شد توسط شخصی ازامام که دردوربین دیده نمی شود، پرسیده می شود.عجیب اینکه متاسفانه هنوزاین شخص شناسایی نشده یا برای شناسایی وی اقدامی نشده که ای کاش بشود.

۲- مرحوم صادق قطب زاده  که دراین لحظه درکنارامام نشسته است

این سوال را به امام منتقل می کند . وجالب اینکه پاسخ امام بدون وساطت وی به سوال کننده منتقل می شود.این امر بیانگر آن است که احتمالا صدای فرد سوال کننده که سوال وی تعمدا دراین فیلم محذوف است به امام نمی رسیده وقطب زاده واسطه انتقال  سوال میشود.
۳- همزمان با طرح سوال ،دوربین احتمالا فرد پرسشگر یا فردهمراه وی به ثبت وضبط تاریخی این سوال پرداخته که گمانه اینکه احتمالا پرسشگریک خبرنگاراست را بیشترمی کند. شاید هم خود خبرنگارهمزمان با طرح سوال دوربین خود را روشن وازاین صحنه فیلمبرداری نموده است .

۴- پس ازانتشارتصویراین مصاحبه بسیار کوتاه- که شاید بتوان گفت از کوتاهترین مصاحبه های تاریخ معاصری است که برخلاف حجم خود بازتاب خبری گسترده ای داشته وعده ای هم با استناد بدان درجهت تخریب چهره وتضعیف شخصیت امام در قبال آن ازخود عکس العمل نشان داده اند - سوال کننده ودیگرعناصراحتمالی مرتبط دراین باره موضعی نگرفته و سخنی اظهارنکرده اند تا افکارعمومی بداند کل ماجرا چه بوده وسوال کننده چه کسی بوده است.همراهان امام در این پرواز تاریخی نیزدراین زمینه سکوت اختیار نموده اند.

۵- سالها قبل که با یکی ازدوستان همکاردر سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامی که معرف حضوراست دراین زمینه صحبتی داشتم ،می گفت فردی که این فیلم کوتاه را گرفته است، می شناسد وازقول وی اعلام می کرد اصل مصاحبه این نیست.بلکه ماجرا از این قراراست که درکنارصندلی آقای قطب زاده که درکنارامام نشسته بود، یک صندلی خالی دیده می شد که آن فرد مایل بود برروی آن بنشیند وازاین فاصله نزدیک احتمالا ازامام پرسشی بکند لذا از قطب زاده پرسید آیا اشکال ندارد درکنارایشان و امام بنشیند؟ که قطب زاده هم ترجیح داد این مطلب را از امام سوال ونظر ایشان را جویا شود ولذا این سوال را به امام که از پنجره به بیرون نگاه می کرد منتقل نمود وامام هم به او پاسخ داد .

۶- این دوست می گفت این جمله توسط متصدیان تلویزیون در زمان شاه به طرز ماهرانه وشیطنت آمیزی درجهت تخریب شخصیت امام نزد مردم بی تاب زیارت ایشان، بگونه ای تقطیع وجملات بعدی آن حذف شد که انگارامام با گفتن کلمه هیچ دارد می گوید هیچ احساس خوشی ازبازگشت به میان مردمش را ندارد .

۷- دوست همکارمن می گفت اطلاع دارد اکنون اصل فیلم نزد دوست وی که فیلمبرداراین صحنه بوده، موجود است ولی متاسفانه به رغم اصرار زیاد حاضر نیست بدلایلی که برما معلوم نیست اصل آن را دراختیارمسولان بگذارد.احتمالا اصل مصاحبه هم از بین رفته وتقطیع شده آن درآرشیو سیما موجودباشد.

۸- درکناراین نقل تاریخی یک نقل دیگررا هم من دریکی ازمجلدات مجعموعه ۵ جلدی "سیره امام خمینی" آورده ام که با فرض فوق نمی دانم تکلیف آن چه می شود و آن اینکه وقتی بعدها یکی از یاران امام از امام می پرسد چرا به آن سوال پاسخ هیچ دادید؟ گفته اند منظورم از"هیچ" این نبود که احساسی از بازگشت به ایران ندارم مگر می شود احساسی نداشته باشم؟منظورم این بود که برای من فرقی نمی کند بگذارند به ایران بروم یا نروم. چون مقصد من عمل به وظیفه درهرجا که ممکن است بود ونزد من درانجام این وظیفه فرقی بین ایران وغیرایران نیست.هرکجا که بروم وباشم  انجام تکلیف برایم مهم است. با این ترتیب می توان گفت امام پذیرفته این کلمه راگفته است

 ۹- نکته پایانی،درتایید استدلال جنابتان مبنی برعلاقه وافرامام به مردم ازخاطرات شنیدنی این روزتاریخی که درارتباط با عشق زایدالوصف ایشان به مردم است یکی این است که وقتی امام که دراثرازدحام بی سایقه جمعیت مشتاق زیارتشان نمی توانند از محل جایگاه به هلی کوپتر سوار ومحل را ترک کنند به زیر دست وپای مردم می افتند وباهمت یاران شان از جمله جناب ناطق نوری به سختی اززیر دست وپای مردم بدون عبا وعمامه بیرون کشیده وبه هلی کوپتر منتقل  واز محل  دورشدند پس از فرودهلی کوپتر درمحلی خالی ا جمعیت به ماشینی که جناب ناطق نوری- که مسیرهلی کوپتر را تعقیب  و از پایین به خلبان وکادر پروازی باهماهنگی قبلی علامت می داد امام را پیاده کنند- منتقل وبه سرعت از محدوده بهشت زهرا به سمت تهران خارج شدند ولی چون نمی داستند به کجا باید برده شوند به پیشنهاد امام که گفته بود سابقا به یاد دارند منزل یکی از بستگان برادرشان درپیچ شمیران است وتمایل دارند تا تعیین تکلیف محل استقرار برای استراحت بدانجا بروند با پرس وجوی بسیارآقای ناطق نوری بالاخره محل را پیدا نموده وبه آن منزل برده می شوند.امام درآنجا برای فامیلی که باورشان نمی شد پس ازاین همه سال دوری، امام رادرجمع خود دارندخاطره ازدحام مردم دربهشت زهرارا تعریف می کرد ومی گفت: در زیر دست وپای مردم افتاده بودم وهمه از روی من رد می شدند تا جایی که حس کردم نفسم دارد بند می آید و دارم خفه می شوم.امام درادامه گفته بود، شیرین ترین لحظه عمر من زمانی بود که احساس کردم در زیردست وپای مردم دارم جان می دهم.

آنان که امام را می شناسند گواهی می دهند که ایشان هیچگاه دربیان خود مبالغه ای نداشتند وهرچه می گفتند دقیقا ازصمیم قلب و برمبنای اعتقادشان بود.

امام مردم را خانواده خدا می دانستند و بدانها عشق می ورزیدند .جناب دکتر مهاجرانی عزیز،لابد می دانید طبق تحقیق انجام شده بیشترین واژه ای که پس از" اسلام " درمجموعه صحیفه نور  دربیانات ایشان تکرارشده  ]واژه" مردم" و"ملت" است.
چقدرقضاوت در تاریخ دشوار است!
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان