کد خبر: ۶۳۹
تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۹:۴۶-11 June 2017
وجود حکمرانان مدعی همه‌چیزدانی که در همه امور عملی دخالت مستقیم می‌کنتد، دست‌کم این فایده را دارد که مردم ریشه همه کژاندیشی‌ها و کژکارکردها را یکجا ببینند.
اما این تمام ماجرا نیست و نباید همه معضل را به او فروکاست. مشکل اساسی، وجود دانشگاهیانی است که در مواجهه با نقل حکمران همه‌چیزدان، عقل خود را فرومی‌نهند و مفسر ادعاهای غیرعلمی می‌شوند.

نظام عقلانیت در این جامعه دچار ارتجاع (و بلکه فساد) اخباری‌گری است، به نحوی که خود را تا حد قاعده‌ی هرمی فروکاسته که در رأس آن یک سیاستمدار غیرمتخصص قرار گرفته (اگر نگوییم زائده‌ی مناسبات قدرت)؛ کسی که حتی صلاحیت وی در مقام استنباط حکم فقهی هم محل تشکیک است تا چه رسد به تشخیص موضوع تخصصی.

با وجود چنین به اصطلاح دانشگاهیانی که به جای «بلوغ مسئولیت‌پذیر» تن به «صغارت خودخواسته» داده‌اند (در حالی که به تعبیر کانت در مقاله مشهور «روشنگری چیست؟»، «روشنگری، خروج انسان از صغارتی است که خود بر خویش تحمیل کرده است») جامعه نمی‌تواند از جهل خارج شود.

حتی اگر در این کشور برای دهه‌ها و بلکه سده‌ها فلسفه تدریس شود، و حتی اگر به مدت 13 سال رئیس نهاد مقننه کشور، دو سیاستمدار مدرس و مفسر فلسفه کانت باشند.

در چنین جامعه‌ای، ممکن است فلسفه کانت را تدریس کنند اما الفبای آن نفی شود. می‌شود نهاد دانشگاه داشت اما خبری از دانشگاهی و دانش نباشد. می‌شود از عقل محض، عقل عملی و عقل داوری گفت اما بویی از عقلانیت نبرد و...

بدین ترتیب، نباید به دنبال فسادهای مالی و جنسی سیاستمداران گشت، بلکه ریشه‌ی همه فسادها در فساد فکر است، آن‌هم در نهاد دانشگاه.

تقی آزاد ارمکی استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران معتقد بود نه حوزه‌های علمیه در نقل متوقف مانده‌اند نه دانشگاه‌های ایران بر عقل اتکا دارند.

ادعای آزاد ارمکی تا حد زیادی درست به نظر می‌رسد، لااقل از این جهت که دانشجویان و دانشگاهیان ایران چندان اتکایی به «خرد خودبنیاد» که به عنوان عصاره «علم جدید» (در انگلیسی  Science و در آلمانی Wissenschaft که ویسن به معنای دانستن و ویسنشافت به معنای دانش سیستماتیک است و از فهم عامه (Commen Sense) و دانش‌های بومی و سنتی پیشا تجربه‌گرایی و خردگرایی فاصله می‌گیرد، آنچنان که ماکس وبر در مقدمه خود بر «اخلاق پروتستانی و روح عملی سرمایه‌داری» با تبختر از عقلانیت جدید حاکم بر تمام ابعاد علمی، هنری، اقتصادی، دیوانی و... تمدن غرب در مقابل تمدن‌های پیشین و همعصر غیراروپایی می‌گوید) و نهاد دانشگاه در غرب مطرح است، ندارند.

بیشتر اینان، کوتوله‌هایی هستند که روی شانه‌های غول‌های دانشگاهی غرب سوار شده‌اند و بدین ترتیب در مقایسه با توده‌ی عامه قدبلند به نظر می‌رسند. اینان تفاوت چندانی با  طلاب حوزوسی متکی به نقل برآمده از وحی ندارند، چرا که دستاوردهای «عقلی» متفکران غرب را به مثابه «نقل» غیرقابل نقد مصرف می‌کنند. بر این اساس، حداکثر می‌توان آنان را تکنیسین‌هایی نامید که راه استفاده عملی از برخی اقوال مشهور علمی را به مثابه فرمول‌های تجربی آموخته‌اند، که می‌شود آن جملات را در متون به مثابه اعداد در فرمول‌های ریاضی و فیزیک جایگذاری کرد و جواب گرفت.

شکل فاجعه‌بارتر این کوتوله‌های دانشگاهی، آنهایی هستند که نقل غیردانشگاهی و سیاسی را با توجیه‌های شبه‌علمی بزک می‌کنند. اینان که همچون دکتر فاوست در اثر برجسته گوته که روح خود را به شیطانی به نام مفیستوفلس فروخت، روح علمی خود را به اهل قدرت فروخته‌اند تا بتوانند در سیستم سیاست‌زده‌ی دانشگاهی به سرعت رشد کنند و سهمی از قدرت را هم در خارج از دانشگاه کسب نمایند.

بدین ترتیب، ریشه‌های فساد در جامعه را نه از رأس هرم قدرت، که از ساختار دانشگاه که به جای اعتراض به جهل و فساد، سکوت و یا همراهی می‌کند، باید یافت.

 رضا نساجی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
متون اسلامی
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان