کد خبر: ۶۳۱۸
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۷ - ۰۱:۳۷-12 February 2019
در ماههای پایانی سال ۱۳۳۰، دشواری های مالی و اقتصادی شدت می یافت، صادرات نفت متوقف شده بود؛ مذاکرات با نمایندگان بانک بین المللی با شکست روبرو شد.
کمک مالی آمریکا به مبلغ ۲۳ میلیون دلار که بر اساس برنامه اصل ۴ تصویب شده بود، در دیماه ۱۳۳۰هنگامی که مصدق هر نوع تعهدی در قبال آن را رد کرد، به حال تعلیق در آمد. 

هر چند برنامه قرضه ملی که در ۲۰ تیر ۱۳۳۰ به مجلس تقدیم و تصویب شد، با استقبال طبقه متوسط روبرو گردید، ولی ثروتمندان از آن استقبال چندانی نکردند. حزب توده نیز قرضه ملی را تحریم کرد و علیه آن به مبارزه بر خواست. مجله تهران مصور بخشی از رویدادهای آن زمان را اینگونه به تصویر می کشد.

جالب ترین صحنه ایکه بعد از ظهر سه شنبه جلو بانک ملی دیده شد، پیر زن موی سپیدی بود که لنگ لنگان و عصازنان از پله های بانک بالا می رفت. چادر نماز وصله دار و کهنه و کفش پاره و مندرس او، بیش از همه جلب توجه می کرد، خیلی ها تصور کردند او زن فقیری است که برای گدائی آمده و به این جهت وقتی خواست وارد بانک شود، یکی از دربانها از ورود او جلوگیری کرد، اما پیر زن با تشدد گفت: «آقا، برو کنار، می خواهم اوراق قرضه ملی بخرم!…»

لحن تحکم آمیز او توجه عده ای را جلب کرد، پیر زن وارد سالن بانک شد و نگاه عمیقی به اجتماع زنان در جلو گیشه های بانک نمود. بعد لنگ لنگان بطرف یکی از گیشه ها رفت و روی خود را از جمعیت برگرداند و کیسه ای از جیب خود بیرون آورد. در کیسه را باز کرد و یک مشت اسکناس مندرس و پاره از آن خارج ساخت، با دقت آنها را شمرد و وقتی پنجاه تومن درست شد، آنرا جلو گیشه گذاشت و پنج ورقه قرضه خرید. موقعیکه می خواست از جلو گیشه رد شود، چند عکاس بطرف او هجوم بردند اما او روی خود را برگرداند و گفت: « بعد هشتاد سال عمر، دیگر لازم نیست عکس مرا بردارید!…» 

وقتی از او سوال شد که چرا اوراق قرضه ملی خریده، گفت:« آقا، درسته که من فقیر و بی چیزم، اما به لباس پاره و پورهء من نگاه نکنید، اگر پول و ثروت ندارم، در عوض یک دنیا غیرت و مردانگی دارم، من با این گیس سفیدم، می خواهم به مردها نشون بدم که با آنکه یک پام لب گور و یک پام توی این دنیا، با وجود این، حاضرم برای مملکتم همه چیزمو بدم».

مقارن ساعت پنج بعد از ظهر بود که یک اتومبیل حامل بلندگو از طرف خیابان اسلامبول بطرف خیابان فردوسی و جلو بانک سرازیر شد. از شعارهائی که میدادند پیدا بود که برای اختلال و برهم زدن اجتماع زنان بجلو بانک آمده است. عده ای ولگرد توده ای اطراف اتومبیل را احاطه و فریاد زنده باد صلح، مرده باد دولت مرتجع، می کشیدند. 

در این موقع سیل احساسات مردم علیه آن بیوطنان بجوش آمد، چند نفر که خیلی عصبی شده بودند بطرف اتومبیل رفتند، یکی از آنها با مشت شیشه اتومبیل را خورد کرد و در حالیکه قطرات خون از دستش می چکید، سیلی محکمی بسوی یکی از آنها که با احساسات زنان و مردان وطن دوست توهین کرده بود، نواخت اما چند نفر از ولگردان توده ای دیگر شروع به فحاشی کرده و کلمات زشت و رکیکی بر لب راندند.در بین آنها دو تن از زنان با مشتهای گره کرده بسمت توده ای ها که مشغول زد و خورد بودند، رفتند. یکی از آنها گفت :«بگذارید این مردم بی حیا را خودمان ادب کنیم، این بیشرمها که آنقدر دم از آزادی میزنند، چطور با این وقاحت و پستی به عده ای از با غیرت ترین زنان ایرانی توهین می کنند.»


مجله تهران مصور ۲۰ دی ۱۳۳۰
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان