تعداد نظرات: ۱ نظر
کد خبر: ۶۲۸۲
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۲:۴۲-10 February 2019
پان تورکیسم، ایدئولوژی ملی گرایانه ای (ناسیونالیستی) است که بر پایۀ آن کلیۀ مردمان ترک زبان، ملت واحدی هستند که باید تحت رهبری دولتی واحد متحد و گردآورده شوند.
عصراسلام: گاهی پان ترکیسم با پان تورانیسم مترادف شناخته می‌شوند؛ ولی، تفاوت هایی میان آن‌ها وجود دارد. پان ترکیسم بر وحدت ترک زبانان تأکید دارد، در حالی که پان تورانیسم بر وحدت سرزمین‌های ترک زبان پافشاری می‌کند.

آرمینیوس وامبری، مامور وزارت امور خارجۀ بریتانیا از نخستین کسانی بود که به تعلق همۀ گروه‌های ترک زبان به یک نژاد اشاره کرد. وی در کتاب خود با عنوان "سیاحت درویشی دروغین" طرح امپراتوری ترک را ارائه کرد و متذکر شد که آل عثمان به سبب داشتنِ دودمان ترکی می‌تواند بر پایۀ عناصر: زبان مشترک، مذهب و تاریخ، امپراتوری وسیعی را از سواحل دریای آدریاتیک تا چین بنیاد نهد.

از دیگر کسانی که در ظهور و اشاعۀ پان ترکیسم نقشی مؤثر داشتند، دیوید آرتورلملی یهودی انگلیسی و سر دنیس راس نویسندۀ جزوۀ «راهنمایی بر تورانیان و پان تورانیسم» و علی حسین‌زاده سیاستمدار قفقازی و نیز احمدآقا اوغلو بودند.

در اوایل قرن 20 م. تلاش‌هایی برای تنظیم نظریۀ پان‌ترکیسم در درون کشور ترکیه پدید آمد. نخستین کسی که ایدئولوژی پان‌ترکیسم را از دیدگاه روش‌شناسی مورد بررسی قرار داد، ضیاء‌ گوک‌ آلپ عضو شورای مرکزی «کمیتۀ اتحاد و ترقی» بود.

جنگ جهانی اول، ترکیه متحد آلمان و دشمن روسیه بود. جنگ با روسیه، راه را برای رونق پان‌ترکیسم آماده کرد. روس‌ها در دیدۀ پان‌ترکیست‌ها نه تنها کافر، بلکه متجاوزانی بودند که سرزمین‌های اسلامی ترکی از جمله قفقاز و آسیای مرکزی را در اشغال خود داشتند. انقلاب 1335ق./1917م. روسیه و سقوط تزاریسم، بسیاری از پان‌ترکیست‌ها را معتقد ساخت که زمان آزادی «سرزمین پدری» و متحد کردن «ملت ترک» فرا رسیده است.

ریشۀ مشترک همۀ گروه‌های ترکی زبانِ تابع روسیه، دو چیز بود: یکی مقابله با روسی شدن که رنگ ملی و قومی داشت و دیگری اتحاد اسلامی که در برابر فشار کلیسای مسیحی ارتدکس روس و رنگ دینی داشت. اسماعیل گاسپرالی یکی از پان ترکیست‌های روسیه بود که در عین حال برای تاسیس «اتحادیۀ مسلمانان روسیه» کوشش بسیار کرد.

احمد آقا اوغلو، شبه جزیرۀ بالکان، آسیای صغیر، شبه‌جزیرۀ کریمه، داغستان، آستاراخان، محدودۀ اطراف ولگا، ساراتف، غازان، اوفا، اورنبورگ، سیبری، اورال، محدودۀ دریاچۀ بایکال، بخارا، خیوه، خراسان، ترکستان روس و ترکستان چین (آسیای مرکزی)، مغولستان سواحل جنوبی دریای خزر، قفقاز شمالی و جنوبی و آذربایجان ایران را درون محدودۀ «جهان ترک» جای داد. آنان حتی اراضی‌ای را که اقلیت‌های ترکی زبان در آن زندگی می‌کنند، از جمله نواحی محدودۀ ولگا، دریای سیاه، ایران و سراسر امپراتوری عثمانی را نیز سرزمین ترکان نامیده‌اند. آنها مدعی بودند که «دریای کاسپین (خزر) باید دریاچۀ درونی کشور ترکان باشد».

در 1336ق./1918م. قفقاز از روسیه جدا، و به 3 جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان تقسیم شد.

آقا اوغلو برای ادامۀ مبارزه در 1300ش./1921م. به آسیای مرکزی رفت و فرماندهی شورشیان باسماچی را بر عهده گرفت. او با محبوبیت فزایندۀ خود موفق به جذب بسیاری از نیروهای داوطلب شد و به «امیر ترکستان» ملقب شد. وی اتحادِ تمامی عناصر ترک تبار را برای ایجاد امپراتوری ترک عملی می‌دانست و دو عنصر پان‌ترکیسم و اسلام را به منظور مبارزه با ایدئولوژی بلشویسم مطرح می‌کرد.

با شکست ترکیۀ عثمانی در جنگ جهانی اول و تجزیه این کشور ، حکومت 3 گانۀ انور، طلعت و جمال پاشا به پایان رسید و مناطق عرب در مدت کوتاهی از عثمانی جدا شدند و با تضعیف ایدئولوژی اتحاد اسلام که تا آن روز بر سرزمین عثمانی حاکم بود، زمینه برای رواج ناسونالیسم ترک پدید آمد.

در مراد 1302/اوت 1923 مجلس کبیر ملی ترکیه مصطفی کمال را به سمت ریاست جمهوری برگزید. با به قدرت رسیدن کمالیست‌ها، پان‌ترکیسم و پان‌تورانیسم موقتاً از عرصۀ سیاست کنار زده شد، در اوایل سال 1921 در جریان جنگ استقلال، مصطفی کمال اعلام کرد:

«ما نه پان‌اسلامیست هستیم و نه پان‌تورانیست؛ وحدت اسلامی و تورانی‌گری، هیچ یک مکتبی اعتقادی، یا سیاستی منطقی برای ما به وجود نمی‌آورند. از این پس، حکومت ترکیۀ جدید به زندگی مستقل و حاکمیت در درون مرزهای ملی تکیه خواهد داشت».

ملی‌گرایی مصطفی کمال در تفکر سیاسی سبب شد که ترکان تا حدودی نظریات پان‌ترکیستی خود را با ملایمت بیشتری محفوظ نگاه‌دارند. بدین ترتیب، پان‌ترکیسم به صورتی خفته درآمد. فعالیت‌ها ابتدا جنبۀ فرهنگی یافت و با تغییر خط از عربی به لاتین و از میان بردن واژه‌های فارسی و عربی آغاز گردید و یک گام در جهت پدید آوردنِ «زبان مشترک» برای ترکان ترکیه و خارج از آن، برادشته‌شد.

با آغاز جنگ جهانی دوم در 1318ش./1939م.، پان‌ترکیست‌ها فعالیت خود را آشکارتر کردند و با پیشروی‌های ارتش آلمان در غرب و شرق اروپا، تلاش آنان گسترده‌تر شد.

در ترکیه پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد سیاست نگاه به شرق فعال شده است. بر اساس این سیاست دولتمردان ترکیه نقش جدیدی برای این کشور در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز قایل شده‌اند...

پان ترکیسم در استان‌های ترک زبان ایران و به ویژه در آذربایجان، به عللی چون اختلاف مذهبی، جنگ‌های طولانی بین ایران و عثمانی و تجارب تلخ اشغال آذربایجان از سوی نیروهای عثمانی، زمینه رشد قابل ملاحظه‌ای نداشته و به طور کلی بیش از آن که درون جوش باشد، پدیده‌ای ناپایدار بوده است.
منابع :

1- موسوی بجنوردی، کاظم؛ دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، 1383، چاپ اول، جلد 13، ص 555-549.

2- حداد عادل، غلامعلی؛ دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، 1379، چاپ اول، جلد 5، ص 471-466.

3- علی زاده، حسن؛ فرهنگ خاص علوم سیاسی، تهران، نشر روزنه، 1381، چاپ دوم، ص228- 225.

4- اتابکی، تورج؛ آذربایجان در ایران معاصر، محمد کریم اشراق(ترجمه)، تهران،بی نا، 1376ش.

5- بنیگسن، الکساندر ومری براکس آپ؛ (مسلمانان شوروی؛ گذشته، حال و آینده)؛ کاوه بیات(ترجمه)، تهران،بی نا،بی تا.

6- بیات، کاوه؛ شورش کردهای ترکیه و تأثیر آن بر روابط خارجی ایران (1307 – 1311)، تهران،بی نا، 1374ش.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۴۲ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۹
0
0
بسمه تعالی
آیا سرطان پان ترکیسم هویت ایرانی را نابود می کند ؟
بابک سارانی
متاسفانه در سالهای اخیر فعالیتهای گسترده ای علیه زبان فارسی از جانب برخی پان قومیتها در ایران صورت گرفته است . پان عربها به رهبری ناصر پور پیرار توده ای که به علت دزدی از حزب توده اخراج شد و مشغول دزدی تاریخ و فرهنگ شد . و پان ترکها به رهبری محمد تقی زهتابی خائن که مزدوری عراقی ها را کرد ، دست به فعالیتهای گسترده ای علیه زبان فارسی که مهمترین رکن هویت ایرانی است زده اند در ادامه می کوشیم به برخی از ادعاهای آنها پاسخ می دهیم .
نکته دیگری که در ابتدا باید بگوییم این است که ایران کشوری کثیر القوم می باشد و این وضعیت را ما از همان تمدن ایران هخامنشی ، که نخستین تمدن بزرگ و دامنه دار تاریخ و سر آغاز تاریخ ایران است ، به وضوح شاهدیم . بنابراین طبیعی است که آنها حق داشته باشند با زبان قومی خود با خانواده و خویشاوندان و همسایگان و هر کس دیگری که به زبان آنها تکلم می کند به زبان قومی خود تکلم کنند . اما باید به این نکته بسیار اساسی توجه داشت که زبان فارسی یگانه زبان رسمی و ملی همه ایرانیان می باشد و تنها پل ارتباطی اقوام متعدد و مختلف ایران زمین با یکدیگر می باشد . براستی اگر بنا باشد هر قومی زبان خود را در مدارس آموزش ببیند و با آن زبان بزرگ شود ، دیگر چه چیزی می تواند عامل پیوند او با اقوام دیگر باشد ؟ و اصلا چه وجه مشترکی موجب می شود تا ما همه ایشان را ایرانی بدانیم و بنامیم ؟ اگر قرار باشد هر قومی در مدارسش به زبان قومیش آموزش ببیند آیا این چیزی جز تضعیف وجه شباهت و عامل همبستگی همه ایرانیان و تقویت عامل جدایی و وجه تفاوت ایشان خواهد بود ؟ در این صورت چه وجه شباهتی یک بلوچ را به یک ترک و یا یک عرب را به یک کرد پیوند می دهد و موجب می شود تا همه آنها ایرانی شمرده شوند ؟ آیا این مقدمه ای نخواهد بود بر تجزیه و تکه تکه شدن کشور عزیزمان ؟ جالب است که عده ای می گویند دولت و حکومت باید زبان های قومی یا به اصطلاح مادری هر قوم و قبیله را آموزش دهد نه زبان ملی را . در حالیکه وظیفه حکومت و دولت آموزش زبان ملی است نه قبیلگی یا مادری و این وظیفه همان قوم و قبیله و مادران است که زبان خود را آموزش دهند و نه زبان ملی را ( گرچه زبان قبیلگی و مادری نیازی هم به آموزش ندارد و هر فردی به طور طبیعی آن را می آموزد ).
به هر روی به نظر می رسد زبان فارسی تنها رابط و وسیله اتصال اقوام ایرانی با یکدیگر و در واقع زبان میانجی است و چنین مقامی را هیچ چیز دیگر ، باز تاکید می کنیم هیچ چیز دیگر ، ندارد . حتی دین و مذهب نیز در ایران ما دارای تنوع و تعدد است و حداقل چهار دین در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده است که هر کدام از ادیان و به ویژه دین رسمی یعنی اسلام حداقل دارای دو مذهب شیعه اثنی عشری و تسنن است . بنابراین ما حتی از دین و مذهب هم نمی توانیم توقع مرکز ثقل و نقطه اتصال اقوام ایرانی بودن را داشته باشیم و این مقام در درجه اول مختص به زبان فارسی و در درجه بعدی به دین مبین اسلام و مذهب تشیع اختصاص دارد .
در همین رابطه مطلب مهم دیگری که وجود دارد این است که ما ایرانیان از معدود ملت هایی هستیم که دچار گسست تاریخی چشمگیری نشدیم و تقریبا دارای پیوستگی تاریخی با اجداد و نیاکان خود ، به ویژه اجداد هخامنشی خود هستیم ، و تنها چیزی که ما را به آن اجداد پر افتخار متصل می کند چیزی جز زبان گرانمایه پارسی نیست . متاسفانه عده ای پان قومیت های بی هویت که در برابر زبان غنی فارسی احساس حقارت و حسادت می کنند زبان فارسی را لهجه 33 زبان عربی می شمرند در حالیکه هر ابلهی می داند لهجه های یک زبان زمانی لهجه حساب می شوند که قابل فهم برای هم باشند حال آنکه هیچ فارسی زبانی با آنکه سالها در مدارس آموزش زبان عربی می بیند و نماز و قرآن عربی می خواند سخن عرب زبانها را در نمی یابد و عربها نیز همچنین و بعلاوه آنکه زبان فارسی جزو زبانهای هندو اروپایی است و عربی جزو زبانهای سامی . به این پان قومیت های بی اصل و نسب باید این مطلب را بگوییم تا از حسد و حقارت بمیرند که زبان فارسی زبان اولین امپراطوری جهان و بزرگترین امپراطوری جهان باستان است که به قول هگل تاریخ با آن شروع می شود و نیز زبان فارسی جزو 10 زبان برتر جهان از نظر تعداد واژگان ( لغت نامه 50 جلدی دهخدا در جهان کم نظیر است ) و جزو 3 زبان برتر جهان از نظر ضرب المثل ( امثال و حکم 4 جلدی دهخدا در جهان کم تر همتایی دارد ) همچنین زبان فارسی دومین زبان جهان بعد از زبان یونانی است که متن فلسفی دارد ( پاولوس پارسی در زمان انوشیروان به تالیف و شرح برخی آثار یونانی به زبان پهلوی دست می زند و روشن است که اهمیت فلسفه داشتن برای یک تمدن چقدر زیاد است ). ضمنا زبان فارسی جزو 4 زبان کلاسیک جهان است . ( در سال ۱۸۷۲ در نشست ادیبان و زبان‌شناسان اروپایی در برلین، چهار زبان یعنی یونانی، فارسی، لاتین و سانسکریت به عنوان زبان‌های کلاسیک جهان برگزیده شدند. بر پایه تعریف، زبانی کلاسیک به شمار می‌آید که یکم، باستانی باشد، دوم، ادبیات غنی داشته باشد و سوم در آخرین هزاره عمر خود تغییرات اندکی کرده باشد ؛ در نشست برلین زبان شناسان پذیرفتند که ادبیات فارسی در قرون وسطی در صدر و پیشگاه ادبيات ديگر ملت‌‌ها بوده و ايران در آن سده‌ها بيش از هر ملت ديگري سراينده، نويسنده و انديشمند ( حکیم یا فيلسوف) داشته‌ است . همچنین در نشست‌هاي سال‌هاي 1922 و 1936، جايگاه زبان فارسي ، به عنوان یک زبان كلاسيك هند و اروپايي بار ديگر تاييد شد ) .
از نظر تعداد گویشوران هم اگر نبود خیانت و جنایت انگلیس خبیث در فارسی زدایی از شبه قاره هند و بخصوص پاکستان ( که عمران خان نخست وزیر پاکستان به این جنایت انگلستان اذعان کرد ) و اگر چنان بود که هنوز پاکستان که بیش از 200 میلیون جمعیت دارد به زبان فارسی سخن می گفتند زبان فارسی پنجمین زبان پر گویشور جهان محسوب می شد گرچه همین الآن هم بنا به نقل موسسه کریستال سیزدهمین زبان پر کاربرد جهان و در مرتبه ای بالاتر از زبان ترکی قرار دارد . ( البته مقامات کشور ما باید برای تدریس زبان فارسی در تمامی مقاطع تحصیلی پاکستان و قرار دادن زبان فارسی به عنوان یکی از زبان های رسمی این کشور از هیچ کوششی فروگذار نکنند و اگر لازم باشد سرکیسه را شل کنند و حتی گاز ارزان قیمت به این کشور دهند و یا همانند زمان شاه کمک مالی به این کشور بکنند تا زبان فارسی مجددا به عنوان زبان رسمی این کشور پر جمعیت که ششمین کشور پر جمعیت جهان است قرار بگیرد و راه برای ثبت زبان فارسی به عنوان هفتمین زبان رسمی سازمان ملل هموار شود . ان شاء الله ) .
به هر روی ما ایرانیان در طی بیش از دو هزار و پانصد سال حداقل دو بار دین خود را عوض کردیم ولی به تصریح همه زبان شناسان زبان ما ، با همه تغییراتی که کرده ، در ادامه و دنباله زبان اجداد باستانیمان محسوب می شود و این بزرگترین افتخار ماست که مانند ملتهایی حتی ملتهایی به کهنی مصر زبان خود را از دست ندادیم و عرب زبان نشدیم و یا مانند مردم آناتولی ، زبان خود را از دست ندادیم و ترک زبان نشدیم . اگر چه این افتخار تمام نیست زیرا برای مثال نواحی بین النهرین که زمانی فارس زبان بودند و پایتخت تاریخی ایران یعنی تیسفون در آنجا قرار داشت متاسفانه در عربیت استحاله شدند و عرب زبان شدند و یا نواحی مثل مرو و سمرقند و بخارا و فرغانه و خوارزم و بسیاری از جاهای دیگر که زمانی یا فارس زبان و یا ایرانی زبان بودند در فرهنگ مهاجم و متجاوز ترک استحاله شدند و ترک زبان شدند . اما خوشبختانه کانون اصلی زبان فارسی ، یعنی ایران فعلی و نواحی مهمی از افغانستان و تاجیکستان ، به همت بزرگانی چون رودکی و فردوسی و سعدی و ناصر خسرو و مولوی و ... و نیز عواملی دیگر از استحاله در فرهنگ های مهاجم عرب و ترک ، حداقل تا به حال ، در امان ماندند . ( ایکاش مسئولان ایران ، حاکمان تاجیکستان را مجاب می کردند تا رسم الخط خود را از سیریلیک روسی به فارسی برگردانند تا امکان مفاهمه بیشتر شود . این کاری است که کشورهای ترک زبان کردند و رسم الخط خود را یکی کردند ولی کشورهای فارسی زبان از اهمیت آن غافلند ).
اما متاسفانه در سالهای اخیر برخی از اقوام ، به ویژه پان ترکها ، با زیاده خواهی های خود موجبات تهدید این یگانه عامل پیوند ایرانیان با یکدیگر و تنها عامل پیوند با پیشینیانشان شدند . پان ترکها با انجام کارهایی چون نامه نوشتن به رییس جمهور ( متاسفانه جناب رییس جمهور در زمان تبلیغات ریاست جمهوری برای دستیابی به یک مسند دنیایی کم ارزش ، وعده هایی خلاف مصلحت ایران به اقوام داد و حالا باید چوبش را فرهنگ و هویت ایرانی ما بخورد . ایکاش در قانون اساسی این ماده قرار گیرد که : " کلیه نامزدهای مقامات انتخابی کشور ، اعم از ریاست جمهوری ، ریاست قوه قضاییه ( در صورت انتخابی شدن آن ) ، نمایندگی مجلس شورای اسلامی ، نمایندگی مجلس خبرگان در تبلیغات انتخاباتی خود وعده و شعاری ندهند که بر خلاف اصول اساسی اسلام ، قانون اساسی ، منافع ملی و تمامیت سرزمینی و اصالت ایرانی باشد و اگر نامزدی چنین وعده ای یا شعاری مطرح کرد ، پس از سه بار تذکر اگر از عمل خود بازنگشت با تشکیل جلسه فوق العاده ای توسط شورای نگهبان صلاحیت او مورد بررسی مجدد قرار می گیرد و در صورت لزوم از نامزدی آن سمت کنار گذاشته می شود ) .
به هر روی پان ترکها از ریاست جمهوری تقاضای رسمی شدن زبان ترکی در ایران و نیز تدریس به زبان ترکی و نیز تاسیس فرهنگستان زبان و ادبیات ترکی ؛ درخواست های نامشروع و گستاخانه دیگر کرده اند و باید با اندوه بگوییم که می خواهند از این راه به شکستن کمر زبان فارسی و به تبع آن اصالت و ماهیت ایران کهن بپردازند . ( بعضی از این خائن های بی ریشه فکر می کنند اگر تقاضای به رسمیت شناختن زبان ترکی کنند بهتر است تا تقاضای تجزیه طلبی کنند . در حالیکه تمام اصالت و شخصیت ایران ، به زبان فارسی است و اگر این زبان آسیب ببیند دیگر ایرانی وجود نخواهد داشت و ما با شرمندگی در برابر تمام کسانی که برای ایرانیت ایران جان باختند و به ویژه فردوسی ، ایران را به توران تبدیل کردیم و خودمان یوغ بندگی ترکان و تورانیان را بر گردن نهادیم و ای وای از آن روز ) .
در اینجا باید مطلبی را به همگان تذکر دهیم که ترکهای ایران را باید به دو دسته تقسیم کرد : یکی ترک زبان ترک تبار و دوم ترک زبانان ایرانی تبار .
الف ) ترک زبانان ترک تبار : ترک زبانان ترک تبار که ترکهای اصیل و واقعی هستند ، اقوامی نیمه وحشی از نژاد زرد می باشند که گرچه در گذشته بیشتر در غرب چین و مغولستان قرار داشتند ولی اینکه بر اثر مهاجرت ها و تهاجم ها در آسیای غربی و تا بخش‌هایی از اروپای شرقی نیز ساکن‌ شده اند. اینها به زبان‌هایی از خانواده زبان‌های ترکی‌تبار سخن می‌گویند.
خاستگاه اصلی مردمان ترک‌تبار واقعی ، غرب چین و مغولستان بوده و این مردمان زرد پوست مغول سان به تدریج و با مهاجرت و تهاجم و قهر و غلبه در غرب آسیا، خاورمیانه، آناتولی و اروپای شرقی سکونت یافتند. و بخش‌های بزرگی از مردم هندواروپایی نواحی جدید نیز ترک‌زبان کردند. بررسی دی‌ان‌ای در ترکیه نشان می‌دهد که مردم ترکیه نوادگان مردم مختلف ساکن آناتولی مانند یونانی، ارمنی، قفقازی (آسیانی) و کرد میباشند که در سده‌های معاصر ترک‌زبان شده‌اند و از لحاظ ژن از نژاد ترک (زردپوست مغول‌سان) بهره بسیار کمی برده اند. کمتر از ۱۰% مردم ترکیه دارای این نژاد می‌باشند. در مورد ترک زبانان آذربایجانی نیز این قضیه صادق است که از لحاظ ژن به سان مردم ایرانی و قفقازی هستند . این را از تفاوت در ظاهر و فیزیک ترکان ایران و آناتولی که آریایی تبارند با ترکان زرد پوست آسیای مرکزی مثل قرقیزستان و قزاقستان و ازبکستان و ... می بینیم . .
بسیاری از اقوام ترک شده و ترک‌زبان، زبان ترکی را بر اثر تجاوز مردان ترک شبه وحشی و یا ارتباط و آمیزش با ترک‌زبانان اخذ کرده‌اند، ( شبیه اتفاقی که در جاهایی مثل مصر و تونس و خوزستان ایران ... شد که مردم آن نواحی با آن که عرب نژاد نبودند بر اثر قهر و غلبه اعراب زبان اصلی و مادری خود را از دست دادند و عرب زبان شدند و بدین وسیله در هویت عربی استحاله و آسیمیله شدند . جالب این است که حتی بعضی ازاین عرب شده ها در تفکرات پان عربی و تعصب عربی از اعراب واقعی و اصیل که ساکنان حجازند گوی سبقت را ربودند ! شبیه بعضی از ایرانیان و آریایی تباران خودمان که در فرهنگ و زبان ترکی چنان استحاله و الینه و آسیمیله شده اند و خود را ترک واقعی و اصیل می شمارند و چنان در حمایت از فرهنگ گرگ پرست ترکی سینه دری می کنند که آدم نمی داند به حال این بی هویت ها بگرید یا بخندد ! ( اینکه می گوییم ترک گرگ پرست توهین نیست آنها خود را از نسل گرگی خاکستری به نام " آسنا " می دانند و داستانی هم دارند که مجال نقلش نیست و علت این همه جنایت آنها هم از تخم و ترکه گرگ بودن است ) .
از میان اقوامی که امروزه ترک نام گرفته‌اند بسیاری از اقوام ایشان ، در تاریخ قدیم هیچ‌گاه خود و قوم خود را ترک نمی‌نامیدند. در مورد بخشی از این اقوام ساکن آسیای میانه تنها پس از وارد شدن نظریه پان‌ترکیسم توسط آرمینیوس وامبری یهودی و فرستاده پنهانی وزارت خارجه بریتانیا به عثمانی این نام رفته‌رفته برای این اقوام نیز رواج یافت . به هر روی این ترک تباران ترک زبان زرد پوست هستند و به هیچ وجه جزو ساکنان اصلی ایران محسوب نمی شوند .
ب ) ترک زبانان ایرانی تبار : این ترکها که ترکهای اصیل و واقعی و زرد پوست نمی باشند بلکه در آذربایجان ایران زبانشان ، پیش از ورود ترکان ، پهلوی آذری بوده است ولی در بعد از اسلام و با برداشته شدن سد حکومت مرکزی قوی ای مثل ساسانیان که دایم با اقوام ترک زرد پوست در نبرد بودند ، پای اقوام زرد پوست به ایران بازشد این اقوام زرد پوست توسط حکام مسلمان سامانی ، اسلام آورده و صرفا با گفتن شهادتین وارد جهان اسلام و ایران می شدند ؛ که بهترین نمونه آن آلب تگین غلام و بعدها سردار سامانیان است که توسط سامانیان وارد تمدن اسلام و ایران شد ( جالب است که این ترکها پیش از این پیرو ادیان ابتدایی و شمنی یا دین ایرانی مانوی بودند و هیچ دینی از خود و یا پیامبری از خود نداشتند و این ایرانی ها بودند که آنها را به دینی پیشرفته تر و کارآمد تر یعنی اسلام ، آشنا و مشرف کردند و تا حدودی از بدویت نجات دادند ) . روند ورود ترکان در ایران در دوره سلجوقی تشدید شد و با تشکیل حکومت سلاجقه روم حضورشان در آذربایجان شدت گرفت و بعدها در دوران مغولان ، که هم نژادان و برادران ترکان محسوب می شوند ، ادامه پیدا کرد و در زمان ایلخانان که پایگاهشان در آذربایجان و پایتختشان مراغه بود تشدید شد و در دوره صفوی به اوج رسید . این ترک تباران زرد پوست در نواحی آذربایجان که جایگاه صفویان بود به طور جدی تری ساکن شدند و با قهر و غلبه و تجاوز ، زبان خودشان را بر ایرانیان آریایی تحمیل کردند . همانطور که گفتیم بررسی دی‌ان‌ای در ترکیه نشان می‌دهد که مردم ترکیه نوادگان مردم مختلف ساکن آناتولی مانند یونانی، ارمنی، قفقازی (آسیانی) و کرد میباشند که در سده‌های معاصر ترک‌زبان شده‌اند و از لحاظ ژن از نژاد ترک (زردپوست مغول‌سان) بهره بسیار کمی برده اند. کمتر از ۱۰% مردم ترکیه دارای این نژاد زرد پوست می‌باشند. در مورد ترک زبانان آذربایجانی نیز این قضیه صادق است که از لحاظ ژن به سان مردم ایرانی و قفقازی هستند ، که بر اثر تهاجم دچار آسیمیلاسیون فرهنگی شده و ترک زبان شده اند . این را از تفاوت در ظاهر و فیزیک ترکان ایران و آناتولی که آریایی تبارند با ترکان زرد پوست آسیای مرکزی مثل قرقیزستان و قزاقستان و ازبکستان و ... می بینیم .
به هر روی ما به پان ترکهایی که ترک زبان ترک تبار هستند و به ایران آمده اند و خواهان رسمی شدن زبان ترکی در ایران و نیز تدریس به زبان ترکی و نیز تاسیس فرهنگستان زبان و ادبیات ترکی و دارای دیگر درخواست های نامشروع هستند ( عده ای گمان می کنند که بهتر است در برابر پان ترکها کوتاه آمد و در برابر خواسته های آنها تسلیم شد اما حقیقتا اشتباه می کنند ! واقعا اشتباه می کنند ! یقینا اشتباه می کنند ! دریغا که نمی دانیم به این افراد ساده لوح به چه زبانی بگوییم که اشتباه می کنید ؟! ) به هر روی ما به این پان ترکهایی که از فرط بی ریشگی و بی هویتی و بی اصالتی به جعل تاریخ و جغرافیا و شخصیت برای خود می پردازند چنانکه ولادیمیر مینورسکی خاورشناس روس در مورد ایشان گفته : «هر جا که پرسش حل‌نشده‌ای در زمینه فرهنگ قوم‌های شرق باستان پدید آید ترکان بی‌درنگ دست خود را همان‌جا دراز می‌کنند » .
همچنین مینورسکی ضمن انتقاد از روش مورّخان پان‌ترکیست، بیان می‌دارد که «مسائل علمی حل‌نشده‌ای در زمینه فرهنگ اقوام شرق باستان» بستری برای جعل تاریخی و توجیه مقاصد ایدئولوژیک پان‌ترکیسم فراهم ساخته‌ است .... جالب است بدانیم که این پان ترکیستهای آدم کش تنها پنج نسل کشی آنهم در قرن بیستم انجام دادند : 1) نسل کشی ارامنه با یک و نیم میلیون کشته ؛ 2) نسل کشی یونانیان با 500 هزار کشته ؛ 3) نسل کشی آشوریان با 300 هزار کشته ؛ 4 ) نسل کشی کردها با دهها هزار کشته ؛ 5 ) نسل کشی علویان با دهها هزار کشته .( البته اینها تنها جنایت آنها در قرن بیستم است و خدا می داند در گذشته اینها چه جنایتهایی مرتکب شده اند ؛ برای مثال یکی از اولین کشتارهای های ترکان ، کشتار ایرانیان از قرن پنجم تا قرن هفتم و هشتم است . متاسفانه این نسل کشی ها مغفول مانده است . نسل کشی و وحشی گری اقوام ترک تا حدی بوده است که اصطلاح ترکتازی در زبان فارسی برای بیان وحشیگری است . برای مثال انوری شاعر عصر سلجوقی قصیده ای دارد در بیان وحشی گری ها و تجاوزگری های قوم ترک غز که با این دو بیت شروع می شود : به سمرقند اگر بگذری ای باد سحر نامه اهل خراسان به بر خاقان بر نامه‌ای مطلع آن رنج تن و آفت جان نامه‌ای مقطع آن درد دل و سوز جگر ) ) در خصوص ترکها باید بدانیم این ملت هیچ ریشه ای در تاریخ ندارد . گرچه سعی می کند برای خود ریشه تراشی و تاریخ سازی و هویت بافی کند مثل اینکه بگویید سومری ها چون زبان التصاقی داشتند و چون ترکی نیز زبان التصاقی است پس سومری ها ترک بوده اند و این از بزرگترین جوکهای تاریخ است زیرا اگر داشتن زبان التصاقی نشانه ترک بودن است پس بسیاری از آفریقایی ها که زبانشان باتنو است پس ترک هستند چون زبانهای باتنو هم التصاقی است و یا کره ای ها و ژاپنی ها هم ترک هستند و یا مالزی ها و اندونزی ها هم ترک هستند چون زبانشان جزو زبان‌های استرونزیایی است و این زبان التصاقی است و البته زبانهای التصاقی زیادند و همین بسنده است . در خصوص ترکها همانطور که گفتیم بی ریشه ترین قوم جهان هستند آنها نه اسطوره خاصی دارند ( دده قورقود یک حماسه 200 و 300 ساله است و همانطور که می دانیم حماسه با اسطوره فرق دارد ) و نه فیلسوف خاصی دارند ( تنها فیلسوفی که برخی می گویند ترک بوده فارابی است حال آنکه می دانیم فاراب آن زمان شهری مرزی در خراسان بزرگ بوده و آن زمان ایرانی نشین بوده ولی بعدها که ترکها هجمه و حمله آوردند ترک نشین شد و نامش هم به اترار تغییر کرد و البته بعضی هم معتقدند که وی اهل فاریاب افغانستان فعلی بوده است ) . همچنین ما هیچ پیامبر ترک سراغ نداریم و هیچ دین ترکی نمی شناسیم و این دلالت بر بی ریشگی این قوم دارد که نه دینی خاص خود دارد و نه پیامبری بر آمده از فرهنگ خود . چنانکه در دوران معاصر هم ما روشنفکر و متفکر شاخص ترک در حد و حدود نصر حامد ابو زید مصری یا محمد ارکون الجزایری یا محمد عابد جابری مراکشی و یا عبدالکریم سروش ایرانی یا نقیب الطاس مالزیایی و یا فضل الرحمان پاکستانی و... سراغ نداریم .
به هر حال شاید علت این همه اصرار و تعصب ترکها بر زبانشان همین باشد که اینها اصلا چیز دیگری ندارند که بخواهند بدان تمسک جویند . نه دینی و نه پیامبری و نه فیلسوفی و نه متفکری و ... ( جالب است در فهرستی که در آن 100 شخصیت تاثیرگذار تاریخ معرفی شده اند به جز چنگیز خان هیچ ترکی وجود ندارد در حالیکه سه شخصیت ایرانی یعنی : مانی و کوروش کبیر و زردشت وجود دارند ).
به هر روی این پان ترکهای ترک تبار زرد پوست و گرگ نسب از نواحی دیگر به ایران کوچ کرده اند و ما به آنها می گوییم : ایران کشور شما نیست و شما با رعایت احترام و ادب حداکثر مهمان ما هستید و مهمان باید حرمت صاحب خانه را نگهدارد و درخواست ناحق نکند و اگر باز هم نمی توانید ایران آریایی را تحمل کنید بهتر است به نزد اجداد زرد پوست نیمه وحشیتان در غرب چین و مغولستان بازگردید و ایران را برای ایرانیان آریایی بگذارید . ( البته بهتر است دستاویزهای پان ترکها از دست آنها گرفته شود ؛ مثلا اصل 15 قانون اساسی که بر خلاف اصالت ایرانی است حذف شود و یا تیم تراکتورسازی که نماد پان ترکها شده از لیگ فوتبال کنار گذاشته شود ) . اما خطاب ما به برادران هم میهن ترک زبان اما ایرانی و آریایی تبار خود که بر اثر قهر و غلبه ترک تبارهای زرد پوست گرگ نسب ، دچار آسیمیلاسیون فرهنگی شده و ترک زبان شده اند می گوییم که زبان اصلی شما پهلوی آذری است که از خانواده زبانهای ایرانی است و شما اگر می خواهید به اصل خویش بازگردید و در فرهنگ ترک تباران زرد پوست استحاله و آسیمیله نشوید و همانند اجدادتان به زبان آذری ایرانی تکلم کنید بهتر است دست از زبانی که به زور بر شما تحمیل شده بردارید و به زبان فارسی که نزدیکترین زبان به زبان آذری است برگردید و به این زبان سخن بگویید و ان شاء الله همه دست در دست هم نگذاریم غده سرطانی پان ترکیسم ، تمدن و فرهنگ اصیل ما را نابود کند و این تمدن ریشه دار را ریشه کن کند .
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان