کد خبر: ۶۲۳۰
تاریخ انتشار: ۱۷ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۸:۵۱-06 February 2019
به نقل از خبرآنلاین
 عزت الله سحابی- بسم الله الرحمن الرحیم. ”ولاتکونوا کالتی نقضت عزلها من بعد قوة انکاثا تتخذون ایمانکم دخلا بینکم ان تکون امة هی اربی من امة” بنده که بعنوان مخالف این طرح ، اسم‌نویسی کرده‌ام قبل از اینکه دلیل مخالفتم راعرض کنم، توضیحی میدهم. بر اینکه دراین مخالفت نشانه‌ای و حاکی از آن نیست که من با همه اعمال آقای بنی صدر موافق باشم. کسانی که در سال گذشته در شورای انقلاب تشریف داشتند ، برادرانی که در آنجا بودند، درسال ۱۳۵۸ بموجب ایام انتخابات ریاست جمهوری و همچنین قبل از آن و بعد از آن ، آقایان اختلاف نظر بنده را با آقای بنی صدر شاهد بودند. ولی از آن روزی که ایشان به ریاست جمهوری انتخاب شد، من با خودم اینجور گفتم که ایشان از این به بعد رئیس جمهور واولین رئیس جمهور جمهوری اسلامی است. ما بدلیل تعهد ودلبستگی وعشقی که به جمهوری اسلامی وانقلاب اسلامی داریم موظف هستیم که اگر اختلاف نظری ، اختلاف دید، اختلاف بینش، تحلیل، هر چه هست. یا حتی اگراشکالاتی به خصوصیات وخصلتها داریم، اینها را به زمین بگذاریم که دست بدست هم بدهیم که این جمهوری واین نهال جوان بیاری خدا ریشه دار شود.

چندی بعد، در همین ایامی که مجلس تشکیل شده بود، یکی دیگر از برادران جناب‌ آقای خامنه ای به من گفتند که تو که ایشان را میشناختی، تو چرا حالا داری حمایت میکنی؟ خدمت ایشان گفتم که اگر شما هم رئیس جمهور شده بودید، حالا من از شما هم حمایت میکردم، چرا؟ برای ما اصل، بقاء و حفظ کیان جمهوری اسلامی است. واین جمهوری اسلامی راهم به طرق مختلف میشود تعریف کرد. خیلی ها به ماهیت آن اعتراض دارند. خیلی ها به آنچه که دردرون این جمهوری و در درون این کشور میگذرد، اعتراض دارند ، و اعتراضات هم بجا است، نقائص زیاد است، اشکالات حتی . اعمال خلاف شرع، خلاف قانون بسیار انجام می گیرد. ولی کیان جمهوری اسلامی با این اعمال فقط خلاصه وتعریف نمیشود جمهوری اسلامی ، معنایش برآن آرمانها و هدفهایی که به هنگام انقلاب در طی چند سالی که مردم مبارزه کردند، شکنجه شدند، زندان رفتند، شهید شدند و بالاخره درخیابانها به مبارزه پرداختند و شعار میدادند واز ته دل آرزوها داشتند کیان جمهوری اسلامی را آن آرزوها و آن آرمانها تعیین میکند. اگر ما هیچ جنبه ایجابی یا مثبت نتوانیم برای جمهوری اسلامی، برای تعریف آن بیان کنیم. لااقل از جنبه سیاسی میتوانیم این را بگوییم که جمهوری اسلامی یعنی استعمار و ابستگی نه، جمهوری اسلامی یعنی استثمار و تبعیضات سیاسی واقتصادی و فرهنگی نه، جمهوری اسلامی یعنی بازگشت به ارزشها و مبانی اصولی واخلاقی اسلام. جمهوری اسلامی یعنی خارج کردن و رها کردن انسان از زندگی یک بعدی مصرفی.

لااقل اگر ما تعریفی در جهت ایجاب نتوانیم بکنیم، یعنی اگر نتوانیم بگوییم امروز چیست؟ میتوانیم بگوییم که امروز چه نیست؟ یا بر چه اساس تشکیل شده است. بهر حال حفظ این کیان، حفظ این وجود برای ما اصل است ولو آنکه درماهیت ودر کیفیت اموری که در درون این جمهوری میگذرد، ما بسیار معترض باشیم. خود بنده یکی از معترضین بسیار نسبت به اعمالیکه انجام میشود، و روندهایی که وجود دارد هستم، اما این اعتراض ما ، انتقاد ما، نسبت به ماهیت، نسبت به کیفیت امور ، حتی نسبت به اشخاص ومسؤولین ، اگر بخواهد تا آنجا پیش برود که وجود را نفی کند ، ما خلاف اصل قدم برداشته ایم . ما یکی از موارد اختلاف مان با جناب بنی صدر، این بود. این توضیح را برای این میدهم که این سوء تفاهم از اذهان خارج شود که اگر من بنام مخالف صحبت میکنم، نه به دلیل این است که بگویم که آقای بنی صدر خالی از عیب و نقص است. ولی مخالفت من بر چه مبنا است؟ بر این مبنا است که آنچه که در اعلام این طرح آنچه که دراین روندهایی که امروز به اینجا کشیده و در این مجلس، امروز مطرح است ومساله‌ای تاریخی وحساس وسرنوشت ساز است برای این امت واین انقلاب ، اینها روندهای سالمی نبوده است. من صریحا عرض میکنم شاید از یکسال ودوماه پیش در شورای انقلاب این اختلافات مطرح بود. بین آقای بنی صدر یک طرف، و برادرانی که سران ورهبران حزب جمهوری اسلامی هستند از طرف دیگر. این اختلافات مطرح بود و گاه در روزنامه‌ها، سخنرانیها ونطقها وخطابه ها بروز میکرد. سرانجام به ما اطلاع دادند که امام بسیار رنجیده وناراحت هستند وایامی هم بود که به تازگی از مریضی برخاسته بودند و از بیمارستان به منزل آمده بودند. دوران نقاهتشان بود، وایشان ما را احضار کردند و ما همه به آنجا رفتیم وایشان ناراحتی شدیدخودشان را ابراز کردند. آقای خامنه ای و آقای هاشمی شاید در آنجا تشریف داشتند و ایشان صریحا امر کردند که بروید، اختلافاتتان را حل کنید و به اصطلاح اعلامیه رفع اختلاف را هم بدهید. ولی همین رفع اختلاف واین اعلامیه، حدود شاید یکماه ونیم طول کشید و در آنجا ما شاهد بحثها وگفتگوهایی بودیم ، گواینکه ما تا حدودی در دعوایی که بین آقای بنی صدر و سران حزب جمهوری بود و در شورا بیشتر مطرح بود ما تا حدودی کنار و بیطرف بودیم ولی خوب، ناظر و شاهد بودیم. 

از آن زمان یکی از حرفهای آقای بنی صدر این بود که ”یک حرکاتی، روندهایی. یا به تعبیر خودشان توطئه هایی علیه من در جریان است” و منجمله دو نوار رامطرح کردند واین دو نوار هم حضور امام رسیده بود، ایشان هم شنیده بودند و دستور هم داده بودند که نسبت به اینها رسیدگی بشود. این یکی از موارد اختلاف بود۰۰۰ و یکی از دردهای ایشان این بود که میگفت که ”طرف مقابل من دارد اینگونه اعمال راعلیه من انجام میدهد”. 

بنابراین، اگر من بخواهم مسؤولیتهایی را که قانون اساسی به عهده رئیس جمهوری گذاشته است، انجام بدهم با این بازیها نمیتوانم. خوب، آن جلسات بجاهایی رسید، حالا میثاق نامه ای نوشته شد و بعد از آن هم به آن میثاق نامه عمل نشد. و من صریحا میگویم که از دو طرف عمل نشد. هم از طرف حزب جمهوری عمل نشد وهم از طرف آقای بنی صدر. 

حال آن روندهایی را که ایشان آنروز ابراز واظهار میکرد واز آن شکایت داشت ودر آن نوارها منعکس بود. آن روندها همچنان به عملکرد خود ادامه دادند ولحظه به لحظه در برهه‌های مختلفی که دراین فاصله یکسال و خرده ای پیدا شد آقای بنی صدر را به مواضعی کشاند که برای حفظ خود، یا برای دفاع از خود ویا حیثیت وحق خود، کارهایی بکند، حرفهایی بزند، سخنانی بگوید یا احتمالا مصاحبه‌هایی بکند. 

من عرض میکنم که آن روندها امروز دارد میوه اش را میدهد. من به پیدایش این میوه، به ریشه‌های تکوین این میوه، به این طرحی که امروز در این مجلس تهیه شده است، به این معترضم، من میگویم این روند، روند سالمی نبود، بنی صدر عیبش این بود یا هست که حرف زیاد میزند، مرتب میگوید و پرده‌دری میکند، خیلی جاها هم از حدود احساس مسؤولیت خارج میشود، و یکی از ایرادات من همین است. از احساس مسؤولیت آنجور خارج میشود که کیان و وجود جمهوری را در معرض سوال و خطر قرار میدهدو بهانه بدست دشمنان و معاندین این انقلاب واین جمهوری میدهد. اما این ظاهر بیان است. او در اینجا مقصر، خیلی خوب، ولی طرف مقابل هم عمل میکرد. آرام در تمام سطوح عمل میکردو پیشرفت میکرد. یعنی آنچه را او و خیلی از مخالفین میگفتند روندهای انحصارگرانه دراین جامعه وجود دارد وجامعه به طرف انحصار دارد میرود، این انحصار همچنان ادامه پیدا کرد. ما نمیتوانیم به لحاظ اخلاقی، به لحاظ تعهد، به لحاظ احساس مسؤولیت نسبت به انقلاب، بگوییم تو طرف مقابل ، یا آقای بنی صدر ساکت باش واینها راتحمل کن. ولو اینکه منجر بشود به اینکه خودت هم از بین بروی. ما در عالم اخلاق ودر عالم تعهد، این حق را داریم، ولیکن به لحاظ قانونی ، در اینجا چه گناهی صورت گرفته است؟ یکطرف تعرضی کرده و طرف دیگر دفاعی کرده است. 

بنابراین ، اگر تقصیری هست ، تقصیر دو طرف است. یکطرف نیست. این طرح، ایکاش اینجور اصلاح میشد که آقای بنی صدر عدم کفایت سیاسی ، طرف مقابل هم مقصر در ایجاد این زمینه های عدم کفایت سیاسی ،ولی ما زمینه ها را اینجور نمی‌بینیم ، حرف ما در اینجا است که ممکن است یک کسی را شما به انواع مختلف اذیت بکنیدو شکنجه بدهید. ولی اوفریاد بزند، مردمی که دور هستند فریاد او را میشنوند ولی آن عملیاتی را که با او انجام میگیرد ، نمی‌بینند، مساله اینجا است. 

جناب آقای خامنه ای در روز قبل در سخنرانی خطبه نماز جمعه فرمودند که همه چیز تقصیر آقای بنی صدر است، ارتش اگر چنین است، تقصیر بنی صدر است، روزی که عراق به ایران حمله کردو ارتش آمادگی نداشت، تقصیر با بنی صدر است. اقتصاد اگر خراب است، تقصیر بنی صدر است. خیلی خوب، ما همه چیزها را میتوانیم بگوییم تقصیر دیگری است، ولی من میگویم جناب آقای خامنه ای برادر عزیز، جنابعالی از تیر یا مرداد سال ۱۳۵۸ دروزارت دفاع تشریف داشتید معاون وزارت دفاع بودید، نماینده امام بودید، مورد اعتماد ایشان بودید، همه جور حمایت از شما وجود داشت ، قدرت شما در وزارت دفاع به تصدیق همه کسانی که در آن ایام در شورای انقلاب ، یا در مصادر امور بودند، از وزیر دفاع بسیار بالاتر بود. خودشما چه کرده‌اید؟ اگر عدم آمادگی ارتش در روز حمله عراق به ایران، به خاک وطن ما، تقصیر بنی صدر است، خوب، بنی صدر عملا از فروردین سال ۱۳۵۹ یا اواخر اسفند ماه ۱۳۵۹ وارد مسؤولیت فرماندهی کل قوا شد، ولی جنابعالی از هشت ماه، نه ماه قبل از آن تشریف داشتید و بعداز آن هم همیشه تشریف داشتید. بعد از آن هم شما عضو شورای عالی دفاع بودید. و شما حضور در مناطق جنگی داشتید، اگر تقصیری هست، اگر اشکالی ونقصی درامور جنگی ، یا در ارتش ، یا در قوای دفاعی کشور وجوددارد، شما هم دراین سهیم هستید. آیا شما کاری خواستید بکنید، برنامه ای برای پیشرفت، برنامه ای برای اصلاح تجدید سازمان ارتش ،‌آمادگی ارتش داشتید وارائه کردید و بنی صدر مخالفت کرد و جلویش را گرفت؟ خوب اگر اینها را شما سند ومدرک و نمونه وشاهدی دارید، بفرمایید. 

بنده حرفم این است، در هر امری که بفرمایید ، در امور اقتصادی بلی، آقای بنی صدر ، سه ماه یا چهارماهی (رشیدیان: طبق آئین نامه آقای خامنه ای باید یکربع ساعت دفاع کنند) خوب،‌ایشان که نوبت صحبت موافقت دارند جواب میدهند. بهر حال حرف ما این است که مثلا آقای بنی صدر میتواند بگوید هر آنچه گوئی هستم، لیکن تو چنانچه مینمایی هستی؟ آیا آن جبهه مخالف ایشان، آن جبهه مخالف، آیا واقعا دلسوزانه برای انقلاب ، دلسوزانه برای امام، در خط امام واقعا حرکت کرد؟ این همه امام، بجز ایام اخیر که خوب، واقعا ایشان ناامید شدند از اینکه بتوانند سازش و تفاهمی در میان سران و مسؤولین کشور ایجاد کنند و تصمیم خودشان را گرفتند، قبل از این ایام ، این همه امام خواهش کردند، توصیه کردند، نصیحت کردند، دستور دادندکه با هم سازش کنید، با هم همکاری کنید، هدفتان ضدیت با هم و نفی همدیگر نباشد. در این دعوا آیا فقط یکطرف بود؟ فقط یکطرف حمله میکرد؟ طرف دیگر سالم بودو تحمل میکرد؟ از سر بی نظری و بیطرفی اگر به روندهای یکسال وخرده ای اخیر نگاه کنید، می‌بینید طرف مقابل هم، اینجور نبود. بی تقصیر نبود، سهل است که تقصیراقدام، تقصیر تعرض را داشت، منتها تعرضی که بی سر و صدادر عمل انجام میگرفت،آنطرف هم تقصیر این را داشت که بی پرده میگفت، در آن حد پرده دری میکرد که آبروی جمهوری را میبرد. 

در امور اقتصادی هم تقصیرها به گردن آقای بنی صدر افتاد. بنی صدر یک پای موضوع بود. سه ماه یا چهارماه بعداز سقوط دولت موقت، اواسط یا اواخر آبان سال ۱۳۵۸ بود تا اواخر بهمن ماه که ایشان به ریاست جمهوری انتخاب شد، مسؤولیت وزارت دارائی را داشت، بعد هم که وزارت دارائی رفت، چندصباحی هم معاونین او بودند و بعد هم که وزیری را انتخاب کردند و شورای انقلاب هم آن وزیر را تایید وانتخاب کرد. 

حالا بنده یکی از مخالفین آن وزیر بودم ولی بالاخره شورای انقلاب هم رای داد. آقایان دیگری هم که در شورای انقلاب تشریف داشتند، آنها هم رای دادند. آقایان دیگر به معاونین وزارت دارائی اعتراضی نکردند، آقایان دیگر نسبت به انتخاب آقای نوبری به عنوان رئیس کل بانک مرکزی اعتراضی نکردندتا این ایام اخیر که درگیریها و مخالفتها به بن بست کشید وبه دهان مردم افتاد. آنموقع اعتراضات شروع شد. مخصوصا از زمان جنگ ودرگیریهایی که دولت آقای رجایی با نوبری داشت. این مسائل مطرح شد. حتی تا اسفند ماه سال ۱۳۵۹‌. چند روز قبل از عید، بعد از حوادث ۱۴ اسفند و غیره امام آن پیام تاریخی وده ماده‌ای خودشان را دادند ودر آن پیام آقای بنی صدر را بعنوان رئیس جمهور، بعنوان فرمانده کل قوا تثبیت کردند. حتی شورای عالی دفاع را در آن حدودی که آقای بنی صدر به آن اعتراض داشت، در آن حدود تغییر دادند. آیا امام را هم میتوانیم بگوییم که ایشان هم اشتباه کردند؟ یا تحت تاثیر مثلا تبلیغات بنی‌صدر قرار گرفتند؟ حداقل شما دیگر ، این را نمیتوانید بگویید که تا اعلامیه ۲۰ یا ۲۵ اسفند که حالا من دقیقا تاریخ آن یادم نیست، تا پیام آن روز امام ، به دلیل همان پیام، بنی صدر فاقد صلاحیت بوده است، ولی از آن به بعد چه شد؟ چند عمل را آقای بنی صدر انجام داد. 

یکی ، نامه نگاریها و نامه پراکنیهایی بود که ایشان به مجلس وغیره و حتی سخنرانیهایشان در باره مساله گروگانها بود. این مساله گروگانها که از آبان ماه سال ۱۳۵۸ دراین کشور مطرح شده بود و خیلی از ما دلی در گروه این حادثه گذاشته بودیم .یعنی این حادثه را یک حادثه تاریخی میدانستیم. یک واقعه تاریخی که یک ملت ستم کشیده‌ای. فریاد برآورده قوانین را نقض کرده، زنجیرها را گسسته وسفارت آمریکا را اشغال کرده است و ابهت و حیثیت آمریکا را در دنیا لکه دار کرده ، این حادثه همچنان ادامه داشت و بحثها بر سر آن زیاد بود، راه حلها گاه پیدا شد، راه حلی در اواخر سال ۱۳۵۸ در شورای انقلاب مطرح شد. کورت والدهایم از آمریکا به ایران آمد. درجلسه شورای انقلاب شرکت کرد. طرحی بود، آن طرح را شورای انقلاب هم تصویب کرد و وزارت خارجه و رئیس جمهور هم مامور تعقیب آن طرح شدند، ولی خوب، آن طرح را نگذاشتند عمل بشود، عمل نشد تا اینکه بالاخره بعداز جنگ در یک شرایط اضطراری در یک شرایط تنگنا ، نزدیک انتخابات رئیس جمهوری آمریکا در یک شرایط ”فرس ماژور” بالاخره به نحوی مساله حل شد. خوب، یک عده ای اعتراض دارند، مجمله بنده که آن چهار ماده شرایط حل مساله را که مجلس شورای اسلامی تعیین کرد، آن شرایط تاریخی را در عمل اجرا نکردند یا آنچه که در عمل اجرا شد، مطابق با آن شرایط نبود.

ولی تا این لحظه به آن اعتراض هیچکس جواب نداده است. یکی از حرفهای آقای بنی صدر این چیزها بود، خوب، بر سر این مساله ، او نامه پراکنی کرد واینطرف و آنطرف و مصاحبه هایی و ازاین قبیل حرفها که خوب ، بنظر بنده بعضیهایش هم زیاده روی بود، خوب، اعتراض را یکجا میگویند، به یک مقاماتی منعکس میکنندو مینشینند دنبال تعقیب قانونی مساله ، ولی تا امروز جوابی داده نشده است . آنروزی که آقای نبوی به اینجا تشریف آوردند ومطالبی گفتند بنده دقت کردم بالاخره تا آخر کار حمله به این وآن و این معترض وآن معترض واینها بود. ولی پاسخ مساله نبود. بعد آمد، حرکتهای دیگری شروع شد که آقای بنی‌صدر اسم اینها را حذف رئیس جمهوری میگذاشت یا روندهایی که بطرف حذف رئیس جمهوری میرود. یکی از آنها که بنده سخت به آن معترض بودم وهستم، همان قانونی بود که تحت این نام ”لغو فرمان همایونی” . این قانون بیش از آنکه متوجه آقای بنی صدر باشد، بیش از آنکه مثلا بخواهد اختیاراتی را از ایشان بگیرد ، یا حق امضائی را ازایشان بگیرد، توهینی به شورای انقلاب بود، و من تعجبم از این است که برادرانی که در شورای انقلاب تشریف داشتند، چرا اینجا دفاع نکردند؟ اصلا ”فرمان همایونی” در آن تاریخ وجود نداشت. اصلا دروغ بود. ”فرمان همایونی ” در تاریخ اردیبهشت ماه که آن لایحه در مجلس، مطرح شد ، یک چنین چیزی وجود خارجی نداشت. بلی در کتابهایی که دهها هزار و شاید صدها هزار جلدش چاپ شد و دست مردم است و مجموعه های قوانین وغیره این لغت بود. ولی تکلیف این، در شورای انقلاب معلوم شده بود. حذف شده بود. مثلا یکسری از اختیارات را به رئیس جمهور داده بودند ، یکسری از احکام خاص بود که از خصوصیات و ویژگیهایی بود که بایستی مقام رهبری انجام میدادند، تکلیف اینها معلوم شده بود. 

بنابراین، از آن تاریخ، یعنی از حوالی اردیبهشت ماه ۱۳۵۹ تا آن روزی که آن لایحه مطرح شد، فرمان همایونی در نظام جمهوری اسلامی وجود نداشت وجود واقعی و تحقق خارجی نداشت. چرا در کتابچه‌هاو یادر کتابها لغتش نوشته شده بود.ولی در این مجلس ، متاسفانه تحت این نام. آن را معرفی کردند و در حقیقت حذف بعضی از اختیارات رئیس جمهور، در امضاء وانتصابات وغیره بود. ولی بنام حذف نام ”فرمان همایونی” یا حذف اختیارات پادشاه گذشته و غیره اینجا معرفی شد. حالا . آقای بنی صدر هیچ و باصطلاح یکطرف موضوع است و اختیاراتی را دارند از او میگیرند هیچ، ولی دیگران هم اینجا حق اعتراض داشتندو بسیار هم جای اعتراض داشتند که آخر چرا در مجلس،‌ این خلاف شان مجلس شورای اسلامی است. اگر دولت هم آورده واشتباه کرده، باید مجلس این را اصلاح کند. بگوییم ما میخواهیم آن مصوبه شورای انقلاب را اصلاح کنیم. بگوید میخواهیم آن مصوبه شورای انقلاب را بدلیل نقایصی که دارد، ما به دلیل اینکه همه جا را به تفسیر مشخص نکرده میخواهیم، این را اصلاح کنیم. یا بدلیل اینکه بسبب مشکلات سیاسی که پیش آمده است، در بعضی جاها که حق امضاء وحق انتصاب نهایی را به رئیس جمهور داده است، میخواهیم آنها را حذف کنیم. خوب، آن یک واقعیت بود. شاید همه هم رای میدادند ، ولی اشکال این است که گندم نمائی و جوفروشی شد و بنده به این قانون از این جهت اعتراض داشتم. 

خوب، یکطرف معترض این مساله بنی صدر بود، ولی طرف مقابلش چه کسی است ؟ طرف مقابلش هم تنظیم کنندگان این قانون و تصویب کنندگان این قانون بودند. 

بهر حال، بنده فکر میکنم با شرایطی که پیش آمده است واین جوی که امروز حاکم است، و صرفنظر از اینها ، با موضع‌گیریهایی که اخیرا آقای بنی صدر کرده است،ایشان دیگر نمیتواند رئیس جمهور باشد. حداقل رئیس جمهور، کسی است که حسب قانون اساسی تنظیم کننده قوای ثلاثه است. چنین کسی بایستی در میان این سه قوه از اعتبار وحیثیت واحترامی برخوردار باشد وامروز این وجود ندارد . ولو آنکه این مجلس، به فرض محال این رای عدم کفایت سیاسی را رد کند. باز آقای بنی‌صدر نمیتواند رئیس جمهور باشد. و چه خوب بود که ایشان خودش استعفا میداد و نمیگذاشت کار به اینجا کشیده بشود. برای اینکه نمیتواند بااین شرایط و با این وضع و باصطلاح فقدان نفوذ واعتبار لازم، در میان قوای ثلاثه کشور آن وظایف هماهنگی را انجام بدهد.

بنابراین، آنچه را که من میگویم بخاطر این نیست که‌ آقای بنی‌صدر از این ببعد رئیس جمهور باشد، یااین طرح به این دلیل رد شود. مخالفت من با این طرح، بخاطر آن سوابق است. بخاطر آن مجموعه حوادث و روندهایی است که صورت گرفته،تا این طرح زائیده شده است. اما حالا فرض میکنیم و حتما هم اینجور خواهد بود باین اکثریتی یعنی تعداد موافقین این طرح، که هم اسم نوشته اند و هم آن طرح را امضا کرده‌ اند ، بنابراین بطور خیلی جازم وقاطع میتوانیم بگوییم که این طرح در مجلس ، تصویب خواهد شد. ولی بعد چه خواهد شد؟ این بنی صدر از سر راه برداشته میشود. (رئیس: دو دقیقه دیگر وقت دارید) آیا همه مسائل اینجا حل خواهد شد؟ همه مشکلات کشور حل خواهد شد؟ (عده ای از نمایندگان : انشاءالله ) امیدواریم، ما آرزو داریم و خداوند به ما توفیق بدهد که درراه حل مسائل با خلوص بدون گرایشهای خاص شخصی و گروهی اقدام کنیم و عمل کنیم در جهت وحدت بیشتر بکوشیم و نه در جهت فرقت . ولیکن من باز با مجموعه شرایطی که پیش آمده است و دارد پیش میرود این نگرانی شدید را دارم که بعد از این اوضاع بدتر شود یعنی روند خشونت آمیزی که امروز در پیش گرفته شده است ، آقایان ما همیشه طرفدار این بوده و هستیم که مخصوصا در شرایط انقلابی این مردم هستند که تعیین کننده هستند ، مردم باید در صحنه باشند این قبول است اما اگر قرار باشد عزل نصبها قضاوت در باره تخلفات اشخاص ، حالا مسؤولین بالا هستند و یا افراد پائین اینها همه با تظاهر و راهپیمایی وشور و هیجان واحساسات مردم صورت بگیرد، پس قوه قضائیه اصلا به چه درد میخورد؟ اصلا دراسلام چرا گفتند که قاضی باید مستقل باشد. یک وجه استقلال همین است که اوضاع و جو وشرایط و احساسات عمومی واین حرفها در رای قاضی تاثیری نداشته باشد در یک چنین شرایطی قاضی آزاد نیست حالا بنی صدر اینجا کنار میرود اگر این روندی که امروز وجود دارد هر چیزی را ما بخواهیم ، با ریختن مردم به خیابان و تهیج مردم و بسیج مردم همه مسائل کشور را حل کنیم خود شما آقایان خود کسانیکه قوه مقننه هستید یا قوه قضائیه یا مسؤولین اجرائی کشور به زودی در مقابل مشکل وبن بست قرار خواهید گرفت، همیشه هم مردم یکدسته نیستند.

رئیس- وقتتان تمام است آقای مهندس . یکی از نمایندگان- خود مردم آمده اند.

مهندس سحابی- مردم آمده اند ولی اینطور که مجلس را تحت فشار قرار بدهند و کسی اینجا مثلا تحت فشار قرار بگیرد یا قوه قضائیه یا غیره این برای آینده خود شما بد است یعنی در اینده آقای بنی صدر هم میرود کنار، شما در مقام مسؤولیت اجرائی قرار میگیرید میخواهید یک طرحی و یک قراردادی را میخواهید امضا کنید آنقدر شور و راهپیمایی وهیجان است و همیشه هم که مردم یکدست نیسیتند ومردم که دارای یک ترکیب واحد نیستنددر میان اینها ضد انقلاب هم هست، دشمن هم هست و آنها هم اینکارها را خواهندکرد.

رئیس- وقتتان تمام است.

مهندس سحابی- بهر صورت بنده برای اینکه صادقانه نقطه نظر خودم را خدمت آقایان گفته باشم این است که من دراین که آقای بنی صدر نمیتواند رئیس جمهور باشد حرفی ندارم و موافقم ولیکن بدلیل سابقه تکوینی این طرح من بااین طرح مخالفم و اصلا در رای آن شرکت نمیکنم.

سیدعلی خامنه ای – بسم الله الرحمن الرحیم۰۰ رئیس- طبق ماده ۶۶ آئین نامه اگر نماینده ای در ضمن صحبتش نسبتی به نماینده دیگری بدهد آن نسبت ناصحیحی و یا چیزی که موهن باشد یا حرفش را عوض بکند آن نماینده تا یکربع ساعت حق دارد وقت مجلس را در همان جلسه بگیرد و دفاع بکند آقای مهندس سحابی به آقای خامنه ای در مورد وزارت دفاع و حضورشان آنجا اعتراضاتی داشتند که در جواب حرفهای دیروز آقای خامنه ای بود ، آقای خامنه‌ای میخواهند از این حق استفاده کنند ولیکن خواهش من این است که احتیاجی هم نیست که از تمام یکربعشان استفاده کنند، سعی کنید این جوابتان را کوتاه‌تر بدهید که وقتمان را زیاد نگیرد.

سید علی خامنه‌ای- من با مسلم بودن حق جواب ایشان ، از خود ایشان سوال میکنم، از خود ایشان که من در نوبت خودم صحبت کنم ۰۰ رئیس- من گفتم ایشان گفتند که نمیخواهند اجازه بدهید ایشان قبول نکردند حالا آقای خامنه‌ای شما صحبت کنید. محمد خامنه ای – اگر ایشان قبول کنند. رئیس- قبل از شما بنده پیشنهاد کردم و ایشان نپذیرفتند.

سید علی خامنه ای – بسم الله الرحمن الرحیم. البته من از آقای مهندس سحابی تعجبی نمیکنم که تشریف بیاورند اینجا و در پوشش مخالفت با این طرح یک سری مسائلی را مطرح کنندکه بین ما وایشان همواره آن مسائل وجود داشته است. یعنی با شیوه ای که ما از آقای مهندس سحابی سراغ داریم اینکار میساخت و خود این روش ایشان نشان دهنده میزان صحت این ادعائی است که ایشان کرده اند وگفته اند که در شورای انقلاب یکطرف قضیه سران حزب جمهوری بودندو آقای بنی صدر در طرف دیگر قضیه قرار داشت و ما (یعنی ایشان وبعضی دیگر از دوستانشان) داخل در دعوا نبودیم، نوع عمل ایشان نشان میدهد که چقدر این حرف میتواند درست باشد ، خیر ، ایشان ودوستانشان هم در منازعات شرکت داشتند یعنی اگر این چنین که ایشان گفتند بین ایشان و آقای بنی صدر اختلافات زیادی بود، اما در یک نقطه با هم مشترک بودندوآن نقطه مخالفت با حزب جمهوری اسلامی نبود مخالفت با عناصری در شورای انقلاب بود که جامع آنها دفاع از یک خط خاصی بود، حالا آن خط را ما خودمان خط اسلام فقاهت میدانیم، خط اسلام متنی کتاب و سنت میدانیم، ایشان میتوانند آن را اسم دیگری برایش بگذارند در آن جمعی که در مقابل آقایان در شورای انقلاب قرار داشتند افراد حزب جمهوری اسلامی نبودندکسانی هم بودند که ذعضو حزب جمهوری اسلامی مطلقا قرار نداشتند اما در مورد مهندس سحابی- آقای هاشمی ، پس من هم میتوانم حرف بزنم.

رئیس- ایشان که هنوز به شما چیزی نگفته اند، اگر چیزی گفتند البته که میتوانید. آقای خامنه‌ای من خواهش میکنم روی افرادی که دراین مجلس هستند چیزی نفرمایید شما از خودتان دفاع کنید . قبلا هم ما عین این جریان را برای آقای منتطری داشتیم که دوباره از ماده ۶۶ استفاده کردند.

سید علی خامنه ای- مساله بودن بنده در وزارت دفاع را که ایشان مطرح کردند برای من واقعا مایه تعجب شد برای خاطر اینکه آقای مهندس سحابی بایستی توجه میکردند که وزارت دفاع طبق هیچ قانونی، نه قانون جمهوری اسلامی ، و نه رویه ای که قبل از تنظیم قانون وجود داشت و نه در قوانین قبلی حاکم بر سرنوشت ارتش نبوده است و الان هم نیست یعنی وزیر دفاع به قول خود نظامیها در چانل فرماندهی در ارتش مطلقا قرار ندارد نه وزیر دفاع و نه هیچیک از عناصر وزارت دفاع، وزارت دفاع صرفا یک واحد پشتیبانی کننده از ارتش است یعنی تولیدات ارتش را وزارت دفاع عهده‌دار است مسائل سیاسی و قراردادهای گوناگونی را که ارتش احتیاج دارد یا خارج از کشور بگذارد یا با واحدهای تولیدی داخل کشور، تمام آنها را وزارت دفاع انجام میدهد رابط ارتش و قوه مقننه و دولت هم وزارت دفاع است. در فرماندهی و تشکیل یگانهای نظامی وادره آنها و تعیین فرماندهان آن مطلقا وزارت دفاع هیچ مسؤولیتی نه آن وقت داشته است نه طبق قوانین ما دارد و نه در گذشته قبل از انقلاب داشته است.

بنده در وزارت دفاع اول یک چندماهی بعنوان معاون وزیر دفاع بودم وبعد که دولت سقوط کرد بعنوان نماینده شورای انقلاب در وزارت دفاع. (این عین متن آن حکمی است که برای من صادر شده است) در آن ایام ماالبته در مورد واحدهایی که مربوط به وزارت دفاع بود مثل اتکا و سازمان صنایع ملی و غیرذلک تلاشهای زیادی کردیم که خوشبختانه به نتایج خوبی هم رسید علاوه بر این با اینکه بنده بطور قانونی در ارتش هیچگونه دخالتی نمیتوانستم داشته باشم با استفاده از علاقمندی وایمان عناصر نظامی که به من بعنوان یک فرد مومن به انقلاب اظهار علاقه میکردندو گزارشهایی میدادند با استفاده از این ایمان وعلاقه آنها خیلی کارهای مثبت هم توانستیم در ارتش انجام بدهیم که اگر چنانچه آن کارها انجام نمیگرفت بعد معلوم میشد کمااینکه یک مقداری هم معلوم شد که خلاء حضور یک فرد وابسته به انقلاب در آن تشکیلات چگونه خساراتی را ببار میآورد لکن ازاین که بگذریم (یعنی از آن ارتباطات شخصی که بین بنده و بعضی از عناصر نظامی بود مطلقا رابطه قانونی وجود نداشت واختیاری وجود نداشت حدود اوایل اسفند ماه بود (شاید هم چند روزی جلوتر ویا عقب تر) آقای بنی صدر فرمانده کل قوا شدند یعنی نماینده امام و نماینده فرمانده کل قوا در حقیقت شدند وبه این نام نامیده میشدندو آمدند بنده دیدم که دیگر بودن من در وزارت دفاع هم یا ضرورت ندارد ویا امکان ندارد برای خاطر اینکه آقای بنی صدر اجازه فعالیت بما نمیدادند، هم چنانی که در شورای عالی دفاع هم بعد از آنکه حالا خواهم گفت اجازه فعالیت و تلاش را به ما مطلقا ایشان نمیداد.

لذا این بود که من با دوستانم مشورتی کردم واستعفائی نوشتم وآقای بنی صدر هم از اینکه من استعفا کردم خیلی استقبال کرد و من حدود اول اسفند ۱۳۵۸ (یعنی اول یا دوم اسفند ماه) بود که از وزارت دفاع و از همان سمتی که بود خارج شدم به مجری که بنده بیرون آمدم اولا در همان روزها که استعفای بنده منتشر شد در داخل ستاد مشترک بعضی از عناصر که بعدها شناخته شدندو کارهایشان هم دانسته شد تلفنی و حضوری بهم تبریک گفتند پانزده روز حدودا بعد از خروج من طبق تحقیقاتی که بعدا از کودتاچیان بعمل آمد اولین جلسه توطئه برای کودتا تا حدودا پانزدهم اسفند تشکیل شد.

در حدود اردیبهشت ماه اولین حرکات (یا اواخر فروردین) اولین تحریکات ضد انقلاب در ارتش آغاز شد وبالاخره در بیستم یا هیجدهم تیرماه بود که تمام مقدمات کودتا آماده شده بود و قرار بود که کودتا انجام بگیرد یعنی حدودا در ظرف ۴ ماه که حضور نماینده امام در ارتش در حقیقت وجودنداشت اینهمه حوادث پیش آمد از اینجا میتوان فهمید که حضور نماینده امام بقول شما ونماینده شورای انقلاب آنچنان که بود حتی در وزارت دفاع چه اثری در ارتش میتوانست بگذارد بنده مفتخرم که در مدت بودن در وزارت دفاع با آنکه مستقیما در ارتش هیچگونه دخالتی نکردم اما کمترین کاری که انجام گرفت این بود که این حضور خودمیتوانست، حضور انقلاب درارتش تلقی بشود حالا اقداماتی که ما در آنجا کردیم اقداماتی بود که متناسب با من بود یعنی من بعنوان یک روحانی عضو شورای انقلاب در آنجا و نه بعنوان یک فرمانده میتوانستم سازمان سیاسی ایدئولژیک را تشکیل بدهم واینکار را کردم. میتوانستم انجمنهای اسلامی را در ارتش بوجود بیاورم و اینکار را کردم وبوجود آوردم.

میتوانستم در یگانها بعنوان یک فرد روحانی حضور پیدا کنم و سخنرانی کنم و فرماندهان را گرم کنم میتوانستم برای فرماندهان سطح بالا جلسات توجیهی داشته باشم و هر هفته یعنی در اواخر هر دو هفته یکبار اینکارها را داشتم واینکارها را کرده ام حالا من در آن جا چه کرده‌‌ام خیلی نمیخواهم به این پاسخ بدهم من میخواهم مقایسه ای که این برادر محترم مان در اینجا کردند آشکار بشود که چقدر میتواند این مقایسه منصفانه باشد. آقای بنی صدر از اول اسفندماه فرمانده کل قوا شدند یعنی تمام مسؤولیتها آمد زیر دست ایشان بعد به اختیار و به تمایل ایشان فرماندهان و رئیس ستاد انتخاب شدند از آنجا به پایین همه چیز دراختیار ایشان است یعنی همه فرماندهانی که انتخاب شده اند و همه کسانی که به کار گماشته شده‌اند وهمه عملکردها از پائین به بالا میرود در راس مخروط ومسؤولیتش متمرکز میشود این خاصیت فرماندهی است وقتی کسی قبول کرد که فرماندهی این است ، مسؤولیت هم همه در آنجا متمرکز میشود بعد من سوال میکنم که چرا بایستی کودتا انجام بگیرد آنچه که دیروز من خیلی روی آن تکیه نکردم این مساله بود (در نماز جمعه) که کودتا چرا باید انجام بگیرد؟ آقای بنی صدر مثل اینکه حضورش به معنای یک امنیت برای کسانی بود که میتوانستند این فکر را درارتش در ذهنشان بگذرانند بعد ازآن که یکسال و خرده‌ای (یکسال و یک ماه ) تقریبا از انقلاب میگذشت واین فکر در ذهنشان حتی بصورت عملی خطور نکرده بود این در مورد مساله ارتش ،البته بعد از آن (رئیس: شما از پانزده دقیه دو دقیقه وقت دارید) بنده دیگر در ارتش نبودم البته در اردیبهشت ماه امام ، بنده و آقای دکتر چمران را بعنوان نماینده خودشان در شورای عالی دفاع انتخاب کردند ما تلاشهای زیادی کردیم آقای بنی صدر جلسه شورای عالی دفاع را تشکیل ندادند از روزی که ما به عنوان نماینده امام در شورای عالی دفاع منصوب شدیم تا شروع جنگ، گمانم جلسات شورای عالی دفاع حداکثر دو جلسه تشکیل شده بود یعنی از اردیبهشت تا سی و یکم شهریور ماه که من به امام مراجعه کردم و گفتم که ایشان تشکیل نمیدهند امام ایشان را مورد مؤاخذه قرار دادند تازه در شروع جنگ هم جلسات شورای عالی دفاع تشکیل نشد تا آنوقتی که امام آن فرمان را دادند .

این وضع است و من اگر چنانچه انشاءالله یک روزی نه در این مجلس که وقت کم ومحدوداست (انشاءالله فرصت پیدا کنم در یک محضر عظیم جزئیات مطالبی را که در زمینه شورای انقلاب (و در آن مورد هم البته متاسفانه وقت من تمام شد) و همان میثاق هم که ایشان گفتند من نظر دارم یک کلمه هم اینجا عرض بکنم آن شبی که میثاق را وشتیم که اعضای شورای انقلاب به احترام فرمان امام از اختلافاتشان بگذرند فردای همان روز روزنامه انقلاب اسلامی دو، سه ساعت هم زودتر از وقت موعود درآمد با تیتر درشت ”توطئه آیت” یعنی حتی یک نصف روز هم مهلت ندادند بلافاصله بعد از آنکه آن میثاق امضاء شد اینکار را کردند . بنابراین من از اینکه ایشان آنطرف را مدافع و اینطرف را متعرض جلوه دادند بحثهای دیگری دارد که بعد عرض میکنم در زمینه مسائل نظامی هم این خلاصه مطلب بود که عرض کردم مطالب فراوانی دارم که نه در پاسخ ایشان که پاسخ ایشان داده شد برای روشن شدن اذهان ملت انشاءالله در آینده خواهم گفت. 

رئیس جلسه: اکبر هاشمی رفسنجانی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان