کد خبر: ۶۱۰
تاریخ انتشار: ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۴-07 June 2017
چند سال قبل در یکی از گروه‌های اینترنتی نخبگی اهل سنت سخن از سیاست شد. آنجا مطرح کردم که من اگر به‌جای اقلیت کشور بودم سعی نمی‌کردم با یک جریان سیاسی ببندم که در زمان کنار رفتن آنان تحت فشار قرار بگیرم!
یکی از نخبگان دانشگاهی برآشفت و از بیعت همیشگی با اصلاح طلبان گفت و جو گروه را از منطق لازم خارج کرد و من هم سکوت را ترجیح دادم. از آنجا که برخی تلاش دارند تا چهره‌ای کاریکاتوری از جریانات موجود فکری سیاسی بسازند، نگارنده که به هیچ کدام از این دو جریان تعلق ندارد و اتفاقاً فکر می‌کند در میان هر دوی این جریانات افرادی معقول و همچنین تندرو وجود دارد را وادار کرد تا به ذکر چند نکته مبادرت ورزد. ناگفته نماند که بنده اقدامات دولت کنونی در قبال اهل سنت را عاقلانه‌تر از گذشتگان می دانم و سخنم فراتر از منافع مقطعی این و آن است!
چرا فکر تقریبی به جریان سیاسی ربط ندارد؟

چندی پیش یکی از اساتید اصولگرای قم بنام آیت الله احدی برای سخنرانی در مراسم ختم بخاری مهمان اهل سنت بود. وی در این سخنرانی گفته بود که صحیح بخاری می‌تواند محور اشتراک و وحدت ما باشد. بخاطر این سخن، بلافاصله یکی از حوزویان متمایل به اصلاحات بنام حجت‌الاسلام‌والمسلمین نائینی به وی حمله شدیدی نمود که جوی تند علیه ایشان ساخت!

حقیر که توفیق حضور در مراسم معنوی ختم بخاری را داشتم پس از صرف نهار، به‌همراه مولوی شه‌بخش با آیت‌الله احدی روبرو شدیم. ایشان گفت که جناب مولانا عبدالحمید به من گفتند برو و در اتاق نمازت را بخوان. من گفتم فتوای بنده جواز نماز با اهل سنت است و نیازی به اعاده هم ندارد لذا من می‌مانم و نماز می‌خوانم تا همه ببینند. او و چند طلبه جوان همراهش را در صف اول نماز دیده بودم.

چندی قبل محمد قوچانی چهره شناخته شده اصلاح طلبان در نشریه مهرنامه مطلبی نوشته بود با عنوان «بازگشت به تشیع صفوی» که نگران برانگیز بود. یکی از مولوی‌های مسجد مکی با نگرانی این مقاله را فرستاده بود. وقتی خواندم باورم نشد که مرز نگرش‌های آنان به اینجا رسیده است.

پیش‌تر با ادبیات نقد شریعتی به جرم ایدئولوژیک بودن آشنا بودم ولی فکر نمی‌کردم بتوان صفویه را مدح کرد و شریعتی و سیدجمال را بخاطر حمله به تشیع صفوی یا نقد شیعه، داعش گونه نامید!

یکی از پاتوق‌های اصلاح‌طلبان در قم موسسه فهیم است. حجه الاسلام والمسلمین نواب، رئیس تقریبی و روشن دانشگاه ادیان برای سخنرانی درباره جریانات تقریبی بدانجا دعوت شده بود. بعد از سخنرانی، بیشتر از مراکز دیگر با ایشان بر سر لزوم مسئله وحدت بحث کرده بودند و چالشی جدی درگرفته بود!

محمد علی ابطحی خاطره‌ای دارد از دیدارشان به‌همراه سیدمحمد خاتمی با آیت‌الله وحید خراسانی در قم که در برخی سایت‌ها درج شده است. در این خاطره تصریح می‌شود که در این دیدار، آیت‌الله از جناب خاتمی مطالبه تعطیلی روز شهادت حضرت زهرا(س) را کردند و آقای خاتمی هم این کار را انجام دادند. حمایت‌های این مرجع تقلید که مواضعشان در قبال اهل سنت مناسب نیست، از دولت‌های اصلاح طلب هم که بر همه آشکار است!

***
برخی از مدعیان جریانی که خود را پایبندتر به نظام می‌داند و مدعی – به زعم بنده در حد شعار!- تبعیت محض از رهبری هست هم دست‌کمی از برخی رقبای ظاهراً سیاسی خود ندارد! به‌عبارتی در این مسئله نوعی وحدت فکری وجود دارد و اتفاقاً این نکته نشان می‌دهد که تقسیم جامعه صرفاً بر اساس جریان سیاسی، اصلاً دقیق نیست. به ذکر چند نمونه اکتفا می‌کنم:

یکی از بچه‌های دانشگاه امام صادق(ع) با نگرانی می‌گفت که اهل سنت بیرجند صاحب فلان کارخانه‌ها هستند و قدرت اقتصادی‌شان دارد رشد می‌کند. به حساب اصالت بیرجندی‌ام و حضور چندین‌باره در مسجدالنبی که وسط این شهر است آنها را به خوبی می‌شناختم. گفتم خب داشته باشند مگر اینها ایرانی نیستند؟

 مگر قرار است کسی به صرف داشتن مذهب متفاوت از حقوق قانونی و انسانی‌اش هم محروم شود؟! تازه اینها هنوز حتی به اندازه سهم جمعیتشان در اقتصاد نقش ندارند چه رسد به اینکه عرصه عمومی عرصه استحقاق‌هاست و نمی‌توان کسی را از توان بیشتر از جمعیت خود نیز محروم کرد.

برخی طلاب تقریبی مشهد که در قالب مجمع حبل الله کار می‌کنند در راستای تحبیب قلوب در نماز جمعه‌های اهل سنت مشهد حاضر شده بودند. چنان حمله‌ای از طرف برخی جریانات مذهبی به آنها شد که حد نداشت! می‌گفتند این کار یعنی رسمیت بخشی به اهل سنت! گفتم مگر قرار است که شهروندان این مملکت هم رسمیت نداشته باشند؟! مگر ما که نرفتیم نماز جمعه‌شان تعطیل شده که حالا ما برویم به تقویت آن منجر بشود؟!

طلبه‌ای تعریف می‌کرد که در یک شهر جنوب کشور قرار بوده پروژه‌ای اقتصادی به یک برادر اهل سنت داده شود ولی یکی از روحانیون رفته است و با مسئول آن صحبت کرده که اگر این کار را بکنی آن دنیا جواب اهل بیت را چه خواهی داد!!؟ و ظاهراً موقتاً کار را عقب انداخته است! گفتم: کاش کسی بود به او بگوید که اتفاقاً اهل بیت جلوی او را به‌خاطر ناحق کردن یک حق خواهند گرفت نه به‌خاطر تقدیم یک فرصت قانونی طبیعی به یک شهروند مملکت.

در جمع عده‌ای از طلاب شیعه صحبت می‌کردم. سخن از مسجد اهل سنت در تهران شد. گفتم ممکن است مصلحت‌هایی به‌خاطر برخی تندروها وجود داشته باشد ولی هیچ توجیه مبنایی دینی یا قانونی برای چنین منعی وجود ندارد. برخی برآشفتند! به آنها گفتم شیعیان در خیلی از کشورها آزادانه مساجد خود را می‌سازند. اگر به‌خاطر مذهب از چنین امری منع شوند شما چه موضعی می‌گیرید؟! گفتند اشتباه است! گفتم پس به یاد حدیث علوی باشید که فرمود آنچه برای خود می‌پسندی برای دیگران هم بپسند!

بر این باورم که جریان انقلابی که فهم تمدنی درستی از اندیشه دینی و تقریر انقلابی آن توسط امامین انقلاب دارد، کمتر مجال بروز داشته است و متاسفانه جریان سیاسی اصولگرا به غلط نماینده تفکر انقلاب معرفی شده است!

***
لایه دیگر افکار موجود در جریانات سیاسی کشور کسانی هستند که سکولاریزم را تجویز می‌کنند! اتفاقاً جالب اینجاست که برخی از اهل سنت نیز با اینان همنوایی می‌کنند که برخی به‌خاطر رفتار نظام و برخی بر اساس باور است. این تفکر در میان اصلاح‌طلبان طرفداران بیشتری دارد. کسانی که معتقدند اساساً دینی بودن حکومت عامل ایجاد نگرش‌های متعصبانه مذهبی و بروز تبعیض است. اینان در حقیقت دین را منشأ ایجاد عصبیت می‌دانند حال آنکه اتفاقاً دین عامل ایجاد اعتدال و زندگی اخلاقی است و لایه‌های عصبیت اجتماعی، قومی یا تاریخی اساساً مبنای دینی ندارند.

جالب اینجاست که در میان جریان اصولگرا نیز برخی به‌نحوی دیگر این حرف را تکرار می‌کنند. البته بیشتر در قبال اهل سنت! یعنی معتقدند که سنی سکولار بهتر از سنی مذهبی است! که بر مبنای نگرش تمدنی به دین، بطلان آن واضح است. این تفکر به‌طور نادانسته بر ناکارآمدی دین در مدیریت اجتماع صحه می‌گذارد! رهبری انقلاب با تاکید بر اینکه راه مقابله با افراطی گری، توسعه اسلام عقلانی و معتدل است این تئوری را رد نمودند.

اگر خلاصه حرف امام خمینی، احیاگر دین در عصر جدید را «دغدغه تطبیق دین» بدانیم باید بگوییم که آن قرائتی از تقریب مطلوب است که بتواند همزیستی مبتنی بر دین و پایبندی به مذاهب را به نمایش بگذارد والا ایجاد جامعه لابشرط و بدون قید دینی همان الگویی است که غربی‌ها آنرا ترویج می‌کنند که مطلوب ما نیست.

نخبگان دیندار شیعه و سنی نیز اگر بخواهند بسمت توسعه رواداری مذهبی در ایران حرکت کنند باید این فرهنگ را ترویج نمایند که بر اساس اندیشه دینی، نفیا و اثباتا چه از طرف مردم و چه از طرف حکومت، نباید مذهب یا قومیت، عامل نفی یا ایجاب حقی باشد و تنها و تنها «سلامت و کارآمدی» ملاک انتخاب یا انتصاب در مسئولیت ها می‌باشد.

علی‌رضا کمیلی
کانال نویسنده: komeilialireza@
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
متون اسلامی
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان