کد خبر: ۶۰
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۰۳-07 March 2017
در ایام جنگ حنین به پیامبر- خبردادند که سلاح تازه و موثری در یمن اختراع شده است، پیامبر فوراً کسانی را به یمن فرستاد تا آن سلاح را برای ارتش اسلام تهیه کنند
سازماندهی جنگها

پیامبر اعظم بعنوان فرمانده ی کل قوا، همه ی جنگها را سازماندهی می کرده است مانند تصمیم گیری سریع و صحیح، شجاعت فردی و قدرت جسمی، دور اندیشی، شناخت روحیات و استعدادها، اعتماد متقابل و دوستی دو جانبه، بهره گیری از شیوه های نو، آشنائی و بکارگیری اصول جنگ از جمله تعیین و تداوم اهداف، بهره گیری از اصل غافلگیری، پایبندی به اصل رازداری، تمرکز نیروها و صرفه جویی در قوا و بهره گیری از اصل تهاجم در مواقع ضروری.که همه اینها را در میدانهای نبرد رعایت می کرده و در بسیاری از نبردها و مأموریتهای جنگی، مقاصد نهایی را مخفی می داشت. حتی در مواردی که کسی را به فرماندهی گروهی، منصوب می کرد؛ نامه ی مهر شده ای را می داد و می فرمود: «بعد از آنکه –مثلاً- دو روز به فلان جهت راه سپردی، نامه سر به مهر را باز کن و به دستور آن عمل کن.

سیره ی عملی پیامبر اعظم- و پیشوایان بزرگ اسلام نیز نشان می دهد که آنها برای مقابله با دشمن از هیچ فرصتی غفلت نمی کردند، در تهیه سلاح و نفرات، تقویت روحیه سربازان، انتخاب محل اردوگاه مناسب برای حمله به دشمن و به کار بستن هرگونه تاکتیک جنگی، هیچ مطلب کوچک و بزرگی را از خود دور نمی ساختند.

در ایام جنگ حنین به پیامبر- خبردادند که سلاح تازه و موثری در یمن اختراع شده است، پیامبر فوراً کسانی را به یمن فرستاد تا آن سلاح را برای ارتش اسلام تهیه کنند. خدای متعال نیز به پیامبر- دستور می دهد که مؤمنان را به جنگ (با دشمنان) تشویق کند: یا ایها النبی حرّض المومنین علی القتال
کسب اطلاعات از دشمن

از آن زمانی که پیامبر در مدینه سکنی گزید، پیوسته مأموران زیردست را روانه ی اطراف می کرد تا حضرت را از اوضاع و خارج مدینه آگاه سازند و پس از گزارش کارها و حرکات دشمنان آن حضرت کارهای لازم را برای دفع حرکات دشمنان فراهم می ساخت و این یکی از مهمترین روش های رسول الله در سیره ی سیاسی آن حضرت است که به برخی از آنها اشاره می شود.

1. عباس عموی پیامبر هجرت نکرد بلکه در مکه ماند و همیشه جریانات مکه را به پیغمبر گزارش می داد، لذا پیامبر توانست جلو کاروان قریش را بگیرد.

2. پیامبر اکرم- دو نفر بنامهای «سببس بن جهنی» و «عدی بن ابی الزغبا» را جهت کسب اطلاعات از کاروان قریش و ابوسفیان روانه بدر کرد آنها در مأموریت خود این خبر را بدست آوردند که پس فردا کاروان قریش به اینجا (بدر) می رسند و این خبر مهم را با سرعت به رسول خدا- رساندند.

3. قبل از جنگ احزاب گزارشگران، به پیامبر- اطلاع دادند که اتحادیه نظامی نیرومندی بر ضد اسلام تشکیل شده و این اتحادیه در روز معینی حرکت و قصد دارند مدینه را محاصره نمایند. پیامبر- فوراً به مشورت پرداخت، سپس به مسلمانان دستور داد که اطراف شهر را خندق حفر کنند.

4. آن حضرت- حذیفه بن یمان را مأمور ساخت که شب هنگام، میان قریش در جنگ خندق برود و از وضع و تصمیم آنها رسول خدا را با خبر سازد و حذیفه مأموریت خود را انجام داد.

5. در فتح مکه یکی از مسلمین مدینه به دوستش در مکه، نامه ای نوشت و به وی اطلاع داد که محمد شاید بقصد تسخیر مکه تجهیزات جنگی زیادی برای یک سفر جنگی تهیه نموده و به شهر حمله کند. پیامبر از این جریان مطلع شد و علی(ع) را فرستاد تا زنی را که بطرز مرموزی، از مدینه حرکت کرده و سوار بر شتر بود، دستگیر کند. علی(ع) با سرعت خود را به آن زن رساند و نامه را طلب نمود، زن منکر شد بالاخره حضرت به او اخطار دادند ، آنگاه مجبور شد که نامه را از میان موهای سرش درآورد و تسلیم حضرت علی کند، علی(ع) نامه را نزد پیامبر آورد.
ایجاد اختلاف در اردوی دشمن

در جنگ احزاب که مدینه حدود یکماه در محاصره دشمن بود روزی، نعیم بن مسعود تازه مسلمان خدمت پیامبر- آمد و عرض کرد: یا رسول الله من تازه مسلمان شدم و برای اطاعت از دستور شما حاضرم. آن حضرت فرمود: تو در میان ما یک نفر بیش نیستی ولی اگر می توانی بوسیله ای، میان دشمن اختلاف بیانداز، زیرا نیرنگ در جنگها بکار می رود. نعیم یکسره به نزد بنی قریظه رفت و گفت: دوستی مرا که میدانید، بدانید که قریش و غطفان مانند شما نیستند اینجا شهر شما و سرزمین شما است و همیشه اینجا مستقر هستید اما قریش و غطفان از جای دور آمدند اگر پیروز شوند غنیمتی بدست می آوردند و می روند اگر اوضاع تاریک بود و شکست بخورند به شهرهایشان می روند و شما همیشه در مقابل محمد هستید و در تهدید بسر می برید و توان مقاومت با محمد- را ندارید، لذا پیشنهاد می کنم به نیروی احزاب بگوئید برای اطمینان، چند نفر از بزرگان قریش و غطفان را بعنوان گروگان نزد ما بگذارید والا به جنگ با محمد اقدام نکنید. بنی قریظه حرف نعیم بن مسعود را با دل و جان شنیدند و پذیرفتند.

از آن سو به نزد قریش آمده به ابوسفیان و سایر سران آنها گفت: من نسبت به شما علاقه زیادی دارم که آگاهید و خبری شنیدم که باید شما را آگاه سازم و آن این که یهودیان از شکست پیمان خود با محمد پشیمان شده اند و می خواهند به هر صورت شده آن را به نوعی جبران کنند، لذا تصمیم دارند چند نفر از بزرگان شما را بعنوان گروگان بگیرند و به محمد تحویل دهند و از این راه، صداقت خود را نشان دهند و محمد را از خود راضی کنند و نیز به او قول داده اند تا آخر جنگ، مسلمین را یاری خواهند کرد، لذا شما نباید گروگان دادن بزرگان را بپذیرید. سپس نعیم نزد قبیله غطفان رفت و همان حرفها را تکرار کرد و از گروگان گذاشتن بزرگان بر حذر داشت. خبر نعیم بن مسعود نیروهای احزاب را به شدت نگران ساخت در نتیجه سران قریش و غطفان نمایندگان تعیین نمودند تا با بنی قریضه مذاکره کنند و فردا حمله را آغاز کنند.

بنی قریضه در جواب آنها گفتند: فردا که شنبه است و ما به هیچ کاری دست نمی زنیم و از این گذشته، تا چند نفر از بزرگان تان را بعنوان گروگان به ما ندهید ما اقدام به جنگ نمی کنیم زیرا ممکن است جنگ ادامه پیدا کند و شما به شهرهای خود برگردید و ما را در مقابل محمد- تنها بگذارید، آن وقت ما نیروی مقاومت با او را نداریم. از این سخن دلسردی عجیبی در میان آنها بوجود آمد و این مطلب شایع شد و موجب متفرق شدن آنها گردید.
وحشت انداختن در دل دشمن

یکی از تاکتیک های مهم نظامی ایجاد وحشت و رعب در دل دشمن است و این موضوع در شکست دادن دشمن سهم به سزایی دارد. پیامبر اعظم- در رویارویی با دشمن از این امر مهم استفاده می کرد. چنانکه فتح مکه نتیجه ی ایجاد وحشت در دل دشمنان است. پیامبر برای فتح مکه و گشودن محکم ترین دژهای بت پرستی و برانداختن حکومت ظالمانه قریش (که بزرگترین سد در راه پیشرفت آئین توحید بود) بسیج عمومی اعلام کرد و همراه ده هزار نفر سپاهیان اسلام به منطقه «مرّالظهران» (چند کیلومتری مکه) رسیدند و برای ایجاد رعب و هراس در دل مردم مکه، دستور داد که سربازان اسلام در نقاط مرتفع آتش افروزند و هر کسی بطور مستقل آتش افروخته تا نواری از شعله های آتش، کلیه کوهها و نقاط مرتفع را فراگیرد. مردم مکه یکباره متوجه شدند که در محاصره کامل قرار گرفته اند و آتش همچون دایره ای، شهر مکه را احاطه نموده است. در این لحظه سران قریش مانند ابوسفیان بن حرب و حکیم بن حزام برای تحقیق از مکه بیرون آمده و به جستجو پرداختند و وقتی که توسط عباس_عموی پیامبر_ از قدرت وعظمت سپاه پیامبر مطلع شدند از ترس بفکر تسلیم افتادند و مکه بدون جنگ تصرف شد.
در صحنه جنگ

پیامبر اعظم در جنگهایی که خودش شرکت می کرد، شخصاً فرماندهی را به عهده داشت و دستورات لازم را صادر می کرد و با سپردن مأموریت مناسب به هر یک از یگانهای لازم، اصل همکاری را در همه ی غزوه ها حفظ می کرد و با ایجاد همکاری میان صفوف گوناگون در زمان مناسب، راه پیروزی سپاه خویش را هموار می ساخت.

درباره ی حضور آن حضرت در جنگ بدر آمده است که حضرت از مقر فرماندهی دستور داد از حمله خودداری نمایند و با تیراندازی از پیشروی دشمن جلوگیری کنید خودشان نیز شجاعانه به جنگ می پرداخت طوری که علی(ع) می فرماید: هرگاه آتش جنگ شعله می کشید ما به رسول خدا پناه می بردیم که در آن لحظه کسی از ما همانند پیامبر- به دشمن نزدیکتر نبود.

آن حضرت قبل از آغاز جنگ، لشکر خود را منظم می ساخت و تبلیغ می کرد و روحیه ی سربازان اسلام را تقویت می کرد و فنون و تاکتیکهای نظامی را به آنها آموزش می داد. چنانکه در جنگ احد برای خالی نگذاشتن سنگرهای مهم، توصیه ی فراوان نموده بود تا دشمن از پشت بر مسلمانان حمله نکند اما آینده ی احد و شکست مسلمانان نشان داد که این شکست در نتیجه ی سرپیچی از فرمان پیامبر و بخاطر خالی گذاشتن سنگر حساس بود.

اصل خلاقیت و نوآوری
عامل دیگری موفقیت پیامبر(ع) در جنگ‌ها این است که ایشان دارای ویژگی خلاقیت و نوآوری بود معمولاً مدیران خلاق از وضع موجود راضی نیستند ریسک پذیرند و در شرایط خاص تغییر شیوه‌ می-دهند پیامبر نیز از این ویژگی بر خوردار بود از طرح‌ها و تاکتیک‌های جدید استقبال می‌کرد در جنگ خندق تغییر شیوه داده و از شیوه حفر خندق در جلوی پای دشمن استفاده کرد در دنیای آن روز در امپراتوری ایران و روم حفر خندق معمول بود ولی در شبه جزیره عربستان حفر خندق سابقه نداشت شیوه جنگی عرب‌ها مبتنی بر کر و فر بود. در جنگ خندق هنگام که ده هزار نفر به فرماندهی ابوسفیان خودشان را به مدینه رسانیدند وقتی خندق را در جلو پای‌شان دیدند کاملاً متحیر شدند آن‌ها شیوه گذشتن از خندق را نمی دانستند و لذا بیش از یک ماه در پشت خندق متوقف شدند.سپاه احزاب 600 سواره نظام داشتند وبقیه پیاده نظام بودند هدف پروژه خندق جلوگیری از تهاجم اولیه سواره نظام دشمن بود که اگر خندق نمی‌بود 600 اسب سوار دشمن در همان تهاجم اولیه به صورت برق آسا خودشان را به مقر فرماندهی سپاه اسلام می‌رسانید.

پروژه خندق که تحت مدیریت عالی پیامبر اکرم (ص) در کمتر از ده روز تکمیل شد از این نظر صد درصد به اهدافش رسید یعنی از تهاجم اولیه سواره نظام دشمن جلوگیری کرد و خسارات مالی و جانی مسلمانان را نیز به صفر رسانید . در این جا بود که لشکر اسلام به یاری ابتکار روش‌های جدید در جنگ، با حفر خندق و هم چنین با فرمانده یگانه و خویشتن دار به کار گیری خدعه و برتری روح معنویت بر قریش و هم پیمانان آنان به پیروزی رسید در نتیجه این پیروزی از آوازه و هیبت قریش نزد قبائل عرب کاسته شده و مرکزیت و محوریت سیاسی و نظامی آنان از دست رفت ارزش ابوسفیان با این شکست به عنوان فرمانده سقوط کرد و محوریت او در میان هم پیمانان سست گردید زیرا به و سیله حفر خندق شکست سختی خورد و با فرار قبیله غطفان و همراهان آنان ننگی بر چهره قریش نهاده شد و بر ایشان ثابت گردید که در پیروزی بر این لشکر بی ارزش، ناتوان هستند

یهود پس از این جنگ هراسیده و به علت نقض پیمان خویش با مسلمانان به نابودی خود مطمئن شدند پیامبر(ص) نیز بلافاصله بنی قریظه را محاصره کرده و در پاکسازی آنان از مدینه موفق شد باید گفت این جنگ نقطه عطف در موضع لشکر اسلامی از حالت دفاعی به هجومی بود.
این پیروزی صلح حدیبیه را به دنبال داشت که به مثابه پیروزی عظیم اسلام بود اما قریش این صلح را نقض کرده و ضمن بررسی راهی برای خروج از آن در پی فرصتی بودند تا در مقابل لشکر اسلام بایستند در نتیجه پیامبر (ص) برای غزوه فتح تعجیل کرد و به میان شهر و خانهای آنان هجوم برد او برای داخل شدن به مکه نقشه‌ای محرمانه کشیده و با این نقشه تاکتیک هجوم ناگهانی را تحقق بخشید و پس از آنکه قریش را با بهت، تسلیم و عدم توان بر جنگ و مقاومت در مقابل این لشکر مواجه ساخت داخل مکه شد و بر دشمنان خود پیروزی یافت قریش نیز پس از این پیروزی به رهبریت رسول اکرم(ع) اقرار کرده و به دین جدید ایمان آوردند.

تاكتيك مسلمين در غزوه بدر

در جنگ بدر قریش برای نهصد و پنجاه مرد جنگی، هفتصد شتر و یک‌صد اسب داشتند در حال که مسلمین برای سیصد و سیزده مرد بیش از هفتاد شتر و دو اسب نداشتند پیامبر (ص) به مسلمین فرمود تا امروز اعراب در جنگ‌ها انفرادی می‌جنگیدند و جنگ تن به تن را ترجیح می‌دادند و هرکس می‌کوشید به تنهایی ابراز شجاعت کند تا به جلوه دراید و دیگران او را به عنوان قهرمان بشناسد ولی ما در این جنگ برای خدا پیکار می‌کنیم نه برای خود مان و خداوند جان‌فشانی یکایک ما را می‌بیند دیگر این که شماره سربازان ما در این جنگ یک سوم سربازان مکه است اگر انفرادی به جنگیم نا بود خواهیم شد اما اگر دسته جمعی پیکار نماییم امید پیروزی داریم.
سپس پیامبر اکرم تاکتیکی را به مسلمین آموخت که تقریباً هزار سال قبل از آن تاریخ (فیلیپ) پدر اسکندر مقدونی تاکتیک مذبور را ابداع کرد و در زبان یونانی آن را (فالانژ) می‌خواند ند فالانژ عبارت از این بود که سربازان کنارهم می‌ایستادند به طوری که تهی گاه هر یک از آن‌ها بر تهی گاه دیگری می‌چسبید و بعد صف آن‌ها خم می‌شد و به شکل مثلث یا مربع یا دائره در می‌آمد در آن مثلث یا مربع یا دایره روی تمام سربازان به یک طرف یعنی به سوی دشمن بود و پشت آن‌ها به داخل مربع یا مثلث و دایره بود در نتیجه دشمن نمی تو انیست از عقب به آن‌ها حمله کند برای این که به هر طرف که می رفت با روی سربازان مواجه می‌گردید.

پیامبر(ص) برای اولین بار در تاریخ جزیرة العرب این تاکتیک نظامی را وارد عربستان کرد و در جنگ بدر مورد استفاده قرار داد و آنچه که سبب پیروزی مسلمان ها در جنگ بدر شد همین تاکتیک بدون سابقه در عربستان بود.

فالانژهای سپاه اسلام که در آن روز بوسیله محمد(ص) به وجود آمد مثلث بود و سه پرچم در سه ضلع آن دیده می¬شد محمد(ص) در آن روز از خود نبوغ نظامی در جزیزة العرب نشان داد زیرا سه دسته مثلث شکل به وجود آورد که هریک از آن‌ها مکمل و پشتیبان دیگری بود و خصم از هر طرف که حمله می‌کرد بیکی از این دستها برخورد می نمود و در عین حال هر دسته پشتبان دسته دیگری محسوب می شد در هر فالانژ یعنی در هر دسته مثلث شکل یک پر چم دار دیده می شد.
پرچم دار فالانژ اول علی بن ابیطالب بود و پرچم سفیدی در دست داشت و روی پرچم نقش یک عقاب به نظر می¬رسید.

پرچم فالانژ دوم را مصعب بن عمیر از مها جرین بدست گرفته بود و پر چم فالانژ سوم را یکی از انصار به دست گرفته بود پیامبر اسلام جای اردوی مسلمین را طوری قرار داده بود که آفتاب از طرف جلو به چشم های آن‌ها نتابد تا این که دیده گان آن‌ها را خیره کند .

این ابتکارات حکایت از این می کند که پیامبر از فن جنگ اطلاع داشت و ما نمی دانیم که آن مرد بزرگ فن جنگ را در کجا آموخته بود انسان حیرت می کند چگونه محمد(ص) که سربازانش یک سوم سربازان قشون مکه بود جرئت کرد با قشون مکه در منطقه نبرد پیکار کند.

پیامبر اکرم در ابتدای جنگ آیات از کلام ا... مجید را قرائت کرد و سپس مسلمین را وعده‌ای به بهشت داد آهنگ رسول خدا طوری بود که مسلمین به وجد آمدند یکی از مسلمین از میان صفوف فریاد زد بین من و بهشت چند فاصله است جواب شنید بین تو و بهشت تا جنگ با کفار،آن شخص چند دانه خرما در دست داشت خرماها را دور ریخت و از صف خارج شد با کفار جنگ کرد در همان لحظات اول کشته شد پیامبر(ص) فریاد زد برای رفتن به بهشت از صف خارج نشوید.
این‌ها نشان می‌دهد که تاکتیک صف از اهمیت نظامی بسیار فوق‌العاده ای برخوردار بوده است.

حال پیامبر شیوه‌ای صف را که کاملاً بدیع و جدید بوده است و نظیرش قبلاً در شبه جزیره عربستان در جنگ‌ها معمول نبوده است از کجا آموخته است و کی به او آموزش داده است معلوم نیست پیامبر اکرم در جنگ تا زمان که تعداد نفرات مسلمین اندک بوده و تعداد نفرات دشمن چندین برابر مسلمین بوده است از شیوه صف استفاده‌ می کرده است لذا می‌بینیم در جنگ احد نیز از این شیوه استفاده کرده است در جنگ احد قبل از این که جنگ آغاز شود محمد( ص) در بامداد زره بر تن کرده خطاب به مسلمین گفت تاکتیک کلی جنگی ما امروز همان تاکتیک جنگ بدر است یعنی باید فالانژ تشکیل بدهیم تا خصم از هر طرف که حمله کند مواجه با روی سربازان بشود.

در امتداد جنوب یک تپه کم ارتفاع دیده می‌شد که موسوم بود به تپه عینین نظر محمد(ع) را به خودش جلب کرد محمد دو دسته از پیادگان مسلمان را که همه تیر انداز بودند به فرماندهی عبدالله بن جبیر مامور کرد که بالای تپه قرار بگیرند.

تپه عینین از لحاظ استراتژی جنگی بسیار اهمیت داشت و محمد با نبوغ نظامی و مهارت فنی به اهمیت آن تپه پی برد منطقه که مسلمین در آن موضع گرفته بودند یکنوع فرورفتگی داشت و در دامنه کوه احد قرار داشت که خصم نمی توانست از هیچ راهی از پشت سر مسلمانان سر بدر آورد.

با این که نیروی بت پرستان مکه بیش از چهار برابر نیروی مسلمین به شمار می‌آمد از نخستین دقایق جنگ معلوم بود که موفقیت با مسلمین است همه این‌ها نشان می‌دهد که محمد (ص ) دارای نبوغ نظامی بوده و از مهارت فنی بسیار بالای بر خوردار بوده است و توان تشخیص موقعیت خود و موقعیت دشمن را داشته است و در انتخاب میادین نبرد و آرایش نظامی و مکان‌های استراتژیک و سوق الجیشی کم نظیر بوده است.

نتیجه گیری:

1- بررسی تمام نبردهای که لشکر اسلام در همه جبهه ها انجام دادند ثابت می کند که نیرو و امکانات، امداد رسانی زیاد، علت کافی در تحقق پیروزی نبوده است در حقیقت سازماندهی این امکانات و به کارگیری خوبی آن‌ها در زمان و مکان مناسب هرچند این امکانات کم بوده و یا حتی نبوده از آشکار ترین عوامل پیروزی محسوب می شده ا ست از این رو سپاه اسلام توانست بر یهود که قوی ترین امکانات را در اختیار داشتند و همین طور بر روم که از انواع گوناگون امکانات بر خور دار بودند و نیز قبائل عرب دشمن که هزاران رأس گوسفند، قاطر، شتر و اسب داشتند به پیروزی دست یابد.

2- نقش رسول خدا پیامبر (ص)برای پرورش نیروی نظامی هنگام وجوب جهاد آغاز شد در این هنگام به سازماندهی و فراهم ساختن لشکر و آموزش آنان به دنبال غزوه ها و سرایایی که اهداف سیاسی و نظامی را محقق نمود همت گماشت زیرا در این راه برای ثبات حکومت و گسترش دعوت اسلام چاره ای جز آن نداشت و آمال و آرزوهای مجاهدان و تجهیز آنان برای اقدام مشترک در سایه فرماندهی یگانه برآورده می ساخت و بر هیبت و ابهت مسلمانان در میان دشمنان می افزود فرماندهی کل برای آماده ساختن لشکر و آموزش فنون جنگی به آنان همواره کوشید تا آنکه به آمادگی جنگی تسلط کامل برتری و توان برای رویارویی با دشمنان و یاری هم پیمانان خود دست یافت.

3- انواع شیوه‌ها و روشهای جنگی که رسول خدا پیامبر(ص)در غزوات خود مورد استفاده قرار می‌داد از قبیلی شیوه‌ای مشورت، شیوه‌ای به کارگیری صف در جنگ بدر و احد و شیوه‌ای حفر خندق در جنگ احزاب و شیوه‌ای غافل گیری و جنگ روانی در غزوه فتح مکه و شیوه‌ای محاصره در جنگ قلعه ها بسج اطلاعات و تعیین هدف، یورش ناگهانی سریه، سرعت مانور، نیروی معنوی، تامین کامل امور جنگی که اصول آن در جنگهای جدید نیز به کار گرفته می شود اثر زیادی در پیروزی بر دشمن داشته و در بیشتر جنگهای لشکر اسلامی، شنیدن آوازه قدرت و صلابت آن برای لشکر پیروزی می آفرید.

4- خلاقیت و نوآوری فرمانده کل، پیامبر(ص) در شیوه‌ای مدیریتی‌اش در جنگ‌ها بیشتر خلاق و نوآور بود پیامبر(ص) هیچ گاه به شیوه‌ای قدیمی و سنتی اعراب که همان شیوه‌ای کر و فر بود فکر نمی‌کرد سعی می‌کرد از شیوه‌ای جدید استفاده کند و اساساً شیوه‌های را که ایشان در غزوات به کار برده است می‌بینیم در جزیرة العرب سابقه چندانی نداشته است و لذا وقتی دشمنان با شیوه‌های بدیع و جدید آن حضرت مواجه می‌شدند در بهت و حیرت و سر گردانی به سر می‌بردند و بی محابا تن به شکست می‌دادند.

5- نیروی معنوی سپاه اسلام در جنگ‌ها، یکی از عوامل پیروزی بر دشمن محسوب می‌شد در طول جنگ‌ها در جبهه‌های مختلف بیشتری جنگ‌ها معمولاً نابرابر بوده است سپاه کفر از نظر تعداد، تعداد نفراتشان خیلی بیشتر از تعداد نفرات نیروهای اسلام بوده‌اند و از نظر ابزار و وسائل و ادوات جنگی نیز آن‌ها مجهزتر بوده‌اند ولی نیروهای اسلام یک چیز را در اختیار داشتند که آن‌ها فاقد آن بوده‌اند و آن ایمان به خدا و نیروی معنوی بوده است پس بنابراین ایمان و اعتقاد راسخ و معنویت در جبهه‌های جنگ در هر عصر و زمانی حرف اول را می‌زند و غفلت از این عامل مهم شکست قطعی را به دنبال خواهد داشت.

فردین.م
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان