کد خبر: ۵۹۶۶
تاریخ انتشار: ۰۹ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۸-29 January 2019
حاکمان مستبد، جنگ‌ها، نسل‌کشی‌ها و کشتارهای جمعی، نخستین سیاهه‌هایی است که برای جست‌وجوی جنایات بزرگ بشری زیر و رو می‌شوند. انسان نوین سده‌ی بیستم از نخستش تا پایانش، شبی آرام نداشت و ندارد.
سیاهه‌ی سیاه سده ی بیستم پر است جنایت. تُندجنایت‌هایی که در ثانیه‌ای از سال‌های چنگیز پیشی می‌گرفتند. هیتلر، استالین، پینوشه، فرانکو، همین هم‌سایه‌ی خودمان؛ صدام، کوره‌های آدم‌سوزی –راست یا دروغ- جنگ‌های جهانی، هیروشیما و ناکازاکی، نسل‌کشی‌های بوسنی و رواندا واشغال فلسطین و …

آیا شرط جنایت تاریخی و فراموش‌نشدنی بزرگ، جمعی بودن آن است؟ تمام این موارد در تعداد فراوان قربانیان شریک‌اند. آیا احتمال دارد اسیدپاشیدن یک عاشق شکست‌خورده به صورت معشوق زیبارو از یک نسل‌کشی فجیع‌تر باشد؟ من جواب قطعی ندارم. اما مطمئنا میان دویست و بیست هزار قربانی هیروشیما و ناکازاکی یا قربانیان نسل‌کشی جنوب سودان، می‌توان هزاران داستان عاشقانه بیرون کشید که شعله‌ی جنایت را ملتهب‌تر کند. حادثه‌ی ویرانی یک شهر وقتی لمس می‌شود که داستان فرد‌فرد را بخوانیم، نه فقط از بالا آوارهای سوخته را تماشا کنیم؛ داستان‌ مادری آبستن که دستش تازه تکان‌های جنین را حس می‌کند، داستان پدری که تازه از زندان رها شده است و بچه‌هاش در آغوشش هستند. تک‌تک مردان و زنان و کودکان قربانی حکایت دارند، حکایت‌های زیر خروارها خاک.

و آیا جنایات را همیشه مستبدان و جنگ‌ها مرتکب می‌شوند؟ یعنی جنایت باید کننده‌ی آگاه داشته باشد و جنایت‌کاری باشد تا جنایتی باشد؟ ساده‌تر بگویم چه تفاوتی است میان مردمی که در نسل‌کشی‌ها قربانی می‌شوند و مردمی که بر اثر نداری و گرسنگی می‌میرند؟ هر دو می‌روند زیر خاک و دیگر هیچ‌گاه سخن نمی‌گویند، چشم باز نمی‌کنند و بچه‌هاشان را در آغوش نمی‌فشارند. هر دو حق طبیعی‌شان مرگ نبوده است، اگر چرخ حیات هر دو عادی بود، این قوم گرسنه نان داشتند و انسانی بر سر آنان بمب نمی‌افکند، هر دو زنده بودند و بعدها مثل یک آدم عادی می‌مردند. پرسش این است آیا گرسنگی یک قوم، یک انسان جنایت نیست؟

این‌که یک سری انسان‌ها رنگ‌شان سیاه شده است و افتاده‌اند روی شاخ آفریقا، تقصیر ما نیست. این‌که آن‌جا آب ندارد، نان ندارد، غذا ندارد، تقصیر ما نیست، اما این‌که آنان گرسنه‌اند، چه؟ این‌که می‌توان فاصله‌ی میان استخوان‌ها را گفت، این‌که مادری شیر ندارد و مرگ بچه‌هایش عادی شده است،چه؟ بشریت خسته‌ی امروز می‌تواند نانش را تقسیم کند و نمی‌کند. من و تو بدون این‌که گرسنه شویم، می‌توانیم به آن‌ها نان  بدهیم، بدون این‌که چیزی ازمان کم شود.

غفلت ما از انسان‌هایی که در کوره‌های گرسنگی می‌سوزند و می‌میرند، جنایت است. برای جنایت نیاز به دیکتاتور و بمب هسته‌ای نیست، تنها ماده‌ی لازم جنایت، انسان‌هایی است که می‌میرند و نباید می‌مردند. مردم گرسنه را به سیاهه سیاه جنایات بشریت امروز اضافه کنید.

سید اکبر موسوی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان