کد خبر: ۵۹۱۰
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۲:۰۲-27 January 2019
سرنوشت علم دینى عنوان سلسله جلساتى است که اخیرا توسط مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق(ع) و با حضور اساتید برجسته مباحث علم‌شناسى و صاحب‌نظران موضوع نهضت نرم‌افزارى تولید علم برگزار گردیده است. در این جلسات اساتید و صاحب‌نظرانى چون دکتر سعید زیبا کلام، دکتر ابراهیم فیاض، حجت‌الاسلام دکتر سوزنچی، حجت‌‌الاسلام پیروزمند، حجت‌‌الاسلام دکتر آذربایجانى و حجت‌‌الاسلام رهدار حضور داشتند...
عصراسلام: سرنوشت علم دینى عنوان سلسله جلساتى است که اخیرا توسط مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق(ع) و با حضور اساتید برجسته مباحث علم‌شناسى و صاحب‌نظران موضوع نهضت نرم‌افزارى تولید علم برگزار گردیده است. در این جلسات اساتید و صاحب‌نظرانى چون دکتر سعید زیبا کلام، دکتر ابراهیم فیاض، حجت‌الاسلام دکتر سوزنچی، حجت‌‌الاسلام پیروزمند، حجت‌‌الاسلام دکتر آذربایجانى و حجت‌‌الاسلام رهدار حضور داشتند که جدیدترین تحلیل‌ها و گزارش‌هاى علمى خود را در مورد علم دینی، نهضت نرم‌افزارى تولید علم و تبیین وضعیت موجود و راهکارهاى نیل به اهداف پیش رو در این زمینه را ارائه نمودند. این جلسات در 3 روز متوالى برگزار گردید که در هر جلسه 2 تن از اساتید حاضر بودند.

در ابتداى هر جلسه اساتید محترم نظرات خود را در قالب سخنرانى علمى بیان نموده و سپس به پرسش‌هاى دانشجویان و یا مجرى برنامه پاسخ مى‌دادند. در این نوشتار قصد داریم با نظرات ارائه شده در جلسه اول همایش که با حضور استاد دکتر ابراهیم فیاض و استاد حجت‌‌الاسلام دکتر سوزنچى تشکیل گردید آشنا شده و گزارش مختصرى از نقطه‌نظرات علمى ایشان ارائه دهیم.

دکتر ابراهیم فیاض: داراى مدرک کارشناسى ارشد جامعه‌شناسى و دکتراى فرهنگ و ارتباطات و عضو هیئت علمى دانشکده علوم اجتماعى دانشگاه تهران. دکتر فیاض عمده مباحث خود را به امر جریان‌شناسى‌هاى موجود در فرایند تولید علم در جهان و سپس نوع جریانات مربوط به تولید علوم دینى اختصاص دادند. ایشان با تکیه بر دیدگاه‌هاى اجتماعى و تاریخى سعى در ارائه دورنمایى از مختصر موضوع و شناخت جایگاه آن در چرخه معرفتى بشر امروز، بویژه جایگاه معرفت اسلامى و ایرانى در این چرخه داشتند. به عقیده ایشان ماهیت علوم و روش تولید علوم در طول تاریخ چیزى جدا و منفک از سایر شئون تمدنى و فرهنگى اقوام نبوده و نیست. لذا بحث خود را از مهمترین مولفه هر فرهنگ و تمدنى که دین و آئین آن مى‌باشد آغاز مى‌نمایند.

علوم از درون فرهنگ و تمدن بیرون مى‌آیند و هیچ فرهنگ و تمدن کهنى نیست مگر آنکه صبغه دینى داشته باشد. بدین خاطر مى‌توان گفت تمام علوم، حتى از نوع سکولار امروزین، در ریشه و تبار خود از دین نشات گرفته‌اند. در نتیجه قائلان به تولید علم دینى اسلامى مى‌بایست به عناصر دینى فرهنگ ایران و جهان اسلام و نیز تعالیم و احکام دینى توجه جدى مبذول دارند.اگر متفکران یک ملت و کشور به شعور عمومى و حافظه تاریخى خود (فرهنگ، زبان، تمدن) بالاخص دین توجه ننمایند هرگز قادر به ساخت یک دانش تخصصى بومى نخواهند بود. از آن حیث که علم و فناورى که عینى‌ترین و محسوس‌ترین تجربه و دستاورد معرفتى بشر هستند، ریشه در ادبیات و هنر سرزمین مولد خویش دارند، فلذا با قبول مفروض تاثیرپذیرى این دو از فرهنگ عامه، در یک فرایند طولانى ماهیت و صورت فناورى نیز دینى خواهد بود. مثلا فناورى مدرن غرب ریشه در علوم تجربى داشته که این خود متاثر از فرهنگ یهودى و مسیحیت پروتستانى مى‌باشد. روش علمى و نظریه‌پردازی، تجربه محض یا عقلانى محض نیست؛ بلکه بیش از آن دو، روشى "شهودی” است؛ از خلال حرکت از بین سطح اولیه انتزاع تا سطوح عالیه آن. در این صورت علم مبتنى بر حدسیات علمی، فکری، معنوى و روحى و یا همان شعور حکیمانه و عارفانه خواهد بود. حرکت بین علم حصولى و علم حضورى که سبب تحقق نظریه‌ها و حدسیات است.

نظریه در آخرین مرحله فرایند خود، به سطح رویى خویش یعنى جامعه مى‌رسد. در اینجا با واقعیات رو در‌رو مى‌شود و دانش هر مکانى رنگ همان‌جا را به خود مى‌گیرد؛ در نتیجه دانش هر مکان متفاوت از مکان‌هاى دیگر براساس همان واقعیت‌ها تولید مى‌گردد. ایشان در قسمت دیگرى از نظراتشان به نقش مراکز تولید علم بویژه حوزه‌هاى علمیه و دانشگاه در فرایند تولید علم اشاره دارند. این فهم، ضرورت ارتباط مستمر میان جامعه و دانشگاه را موجب مى‌شود. از یک طرف دانشگاه با گرفتن فرهنگ و زبان عمومى در گام نخست و ارائه تولیدات به جامعه در مرحله نهایى و از سوى دیگر جامعه هم با دادن ایده و واقعیت و هم گرفتن نتایج و محصولات، توامان رشد و تکامل مى‌جویند. در جامعه ایرانى - اسلامى به علت سابقه دیرین حوزه و اینکه این وظیفه مذکور تا پیش از ورود گام‌هاى تجدد، توسط علماى حوزه رفع و رجوع مى‌گردید و با آ‌شنایى بیشتر و عمیق‌تر کنونى حوزه نسبت به دانشگاه نسبت به فرهنگ و تاریخ این مرز و بوم، در نتیجه لزوم وحدت حوزه و دانشگاه را مى‌بایست نتیجه گرفت زیرا که حوزه ارتباط با حافظه تاریخی، متون کهن و زبان دین دارد و دانشگاه نیز به علت نگاه فناورانه و تخصصى‌اش مى‌تواند در عملیاتى کردن نظریه‌ها و طراحى الگوهاى مدیریتى و اداره جامعه از یک بعد و ارائه تولیدات و محصولات صنعتى و عینى از بعد دیگر، به اداره جامعه کمک کند. نمودار خطى زیر فرایند تولید دانش و فناورى را نشان مى‌دهد: دین ? فرهنگ عمومى و عامه ? ادبیات ? هنر ? فلسفه ? علم ? فناوری همچنین استاد فیاض در نهایت نقدهایى را نیز به عملکرد دستگاه‌هاى متولى تولید علم و بویژه سیستم اجرایى وعلمى دانشگاه‌ها وارد ساختند که از جمله مهمترین اشارات ایشان موضوع "خودباختگى علمی” در رجوع به موسسات خارجی، بویژه داورى‌هاى ISI و مبتنى کردن اصالت و پذیرش تحقیق و پژوهش بر آن بوده که خود بحث مفصل و طولانى را مى‌طلبد. حجت‌‌الاسلام دکتر سوزنچی: عضو هیئت علمى دانشگاه امام صادق(ع) و داراى مدرک دکتراى فلسفه اسلامی، ایشان در ابتداى بحث اذعان داشتند که بحث چیستى علم و روش تولید علم را عمدتا باتوجه به مبانى حکمت صدرایى ارائه مى‌نمایند و مبانى نظرى این بحث بویژه در قسمت مبانى نظرى و تعاریف علم و دین و جستن علم دینى مبتنى بر آراى اندیشمندان حوزه فلسفه اسلامى و شارحان حکمت صدرایى است. ایشان در ابتداى بحث جایگاه تحقیق از ماهیت علم را در مقام ثبوت و اثبات تبیین نموده و تفکیک کردند. و آنگاه به موضوع طبقه‌بندى متداول علوم براساس روش آنها پرداخته و نقدهایى را بر مکاتب علم‌شناسى و فلسفه علم معاصر وارد نمودند که خلاصه مباحث ایشان را ذیلا اشاره مى‌نماییم. این مبحث ابعاد و زوایاى گوناگونى دارد که در اینجا به برخى مى‌پردازیم. اولین نکته پیرامون جایگاه تحقیق از ماهیت علم است.

این بحث در مقام ثبوت جاى خواهد گرفت و نه اثبات و این در حالى است که اکثر نحله‌هاى فلسفه علم کنونی، چیستى علم را در مقام اثبات دنبال مى‌کنند. اشتباه دیگر بسیارى از فیلسوفان علم و با تعجب بسیارى از طرفداران "علم دینی”، پذیرفتن روش تجربى به عنوان تنها ممیز ساحت علم از غیرعلم است. حال آنکه بى‌تردیدو منطقا، ابتناى روش تجربى بر روش عقلى است. باید دانست که طبقه‌بندى متداول امروزین از علم براساس "روش” اولا به نسبیت‌گرایى معرفت‌شناسى و در نهایت شکاکیت منجر مى‌شود و ثانیا زمانى صحیح خواهد بود که روش عقلى و روش تجربى ذیل یکدیگر نباشند، حال آنکه این‌گونه نیست. به نظر حجت الا‌سلا‌م سوزنچی، معیار تقسیم علوم به نحو صحیح بنا بر سیره حکماى قدیم "موضوع” است؛ نه "پذیرش”. همچنین ایشان معتقدند که چون واقعیت امرى واحد اما ذومراتب است، علم نیز که به دنبال واقعیت است مى‌تواند و مى‌بایست واحد اما ذومراتب باشد. در نتیجه روش‌هاى شناخت در طول یکدیگرند؛ نه در عرض علم. نکته بعدى میزان تاثیرپذیرى علم از امور دیگر مى‌باشد: الف - در مقام ثبوت، هر علمى تحت تاثیر مبادى‌اى که در فلسفه اولى بحث مى‌شود، قرار دارد. ب - در مقام اثبات، تاثیرپذیرى علم بسیار بیشتر مى‌گردد، چرا که نه تنها از مجارى معرفتى بلکه از عوامل غیرمعرفتى (ارزش‌ها، پندارها، علایق، ترس و ...) نیز تاثیر مى‌پذیرد. این فهم داراى مویدات قرآنى و فلسفى است. دیگر آنکه ماهیت علمى از حیث نظرى و عملی، در مقام ثبوت، قابلیت تقسیم به "علم نظری” و "علم عملی” را دارد اما در مقام اثبات، این دو شاخه درهم تنیده هستند. در اینجاست که باید گفت که اگر علم مى‌خواهد جهان شمول بگردد، باید براساس "اصل غائیت” در علوم تجربى و "اصل فطرت” در علوم انسانی، بنا نهاده شود. اما علوم جدید این دو را ندارند ولى ادعاى "جهانى بودن” مى‌کنند! به نظر ایشان، محدوده انتظارات بشر از دین باید توسط خود دین اعلام شود زیرا نیاز رجوع ما به دین، سلیقه‌اى نیست بلکه براساس نیاز معرفتى است و چون وحى بالاتر از عقل است، پس خود آن باید ملاک خودش را ارائه کند.

پس از بیان مجمل پاره‌اى از امهات "چیستى علم” از نگاه استاد، خوب است پیرامون "علم دینی” صحبت گردد. قبل از بیان مولفه‌هاى علم دینى لازم است متذکر شویم که از نظر سوزنچى جایگاه طرح "علم دینی” مقام اثبات است و نه ثبوت؛ زیرا در مقام ثبوت این علم جداى از قیدش، با سایر علوم تفاوتى ندارد. مولفه‌ها: 1- ابتنا بر برخى مبادى فلسفى خاصى عموما در فلسفه اسلامى (همانند: اصل حاکمیت نظام توحیدى در عالم، اصل علت غایی، سلسله مراتبى دیدن واقعیت و معرفت) این مبادى مطرح مى‌گردند. 2- نظریه‌پردازى در چارچوب ارزشى خاص: نظریه دینى باید در چارچوب ارزشى دین اسلام دیده شود. این چارچوب مسائل، پاسخ‌ها، ابزارها و ... خاص خود را دارد. در این صورت طرح برخى مسائل غیرمجاز (مردم) خواهند شد. 3- تقدى علم و تربیت اخلاقى عالم: چون علم در مقام اثبات متاثر از ارزش‌ها و بینش‌هاى محیط و دانشمند است، لذا تربیت اخلاقى - دینى عالم شرط است. به نظر مى‌رسد راهکار مطلوب، حرکتى دیالکتیکى بین علوم جدید و معارف اصیل دینى همراه با اعمال دغدغه‌هاى تربیتى لازم در فرایند تحصیل علم مى‌باشد.

یعنى راهکار تحقق علم بیش از آنکه یک برنامه پژوهشى ناظر به محتوا باشد، یک برنامه‌ریزى تعلیم و تربیتى نسبتا دراز مدت را طلب مى‌کند، این برنامه‌ریزى 2 بخش خواهد داشت: 1- تحقق علم را در درون یک وعده از انسانها جستجو مى‌کند. 2- نهضت علم دینى را در این انسان‌ها رقم مى‌زند. الف - توجه به ضروریات تربیت انسان‌ها. ب - اعلام معارف نظرى و محدوده‌هاى عملى از سوى دین. ج - توجه دادن و نیز آموزش آن قسم از محتویات علوم جدید که "نظریه‌ پرداز” پرور مى‌باشد، نه "کارشناس”‌ساز. در نتیجه مى‌توان گفت چنین انسان‌هایى به تدریج محصولى خواهند داشت که بى‌دغدغه "دینی” خواهد بود. در این جلسه 2 طرز نگاه و زاویه دید مختلف به فرایند تولید علم دینى و سرنوشت تولید علم دینى ارائه و تبیین شد. از مهمترین ثمرات این‌گونه جلسات که در آنها به تبادل‌نظر مبانى اندیشمندان مختلف و بیان دیدگاه‌هاى گوناگون در یک موضوع واحد پرداخته مى‌شود آن است که مخاطبین و خوانندگان این مباحث به نحو جامع‌تر و کامل‌تر و از جهات گوناگون با موضوعات پیچیده‌و ذووجوه آشنا شده و قدرت تحلیل و فهم بالاترى را از آن موضوع کسب مى‌‌نمایند.
روزنامه رسالت
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان