کد خبر: ۵۸۷۴
تاریخ انتشار: ۰۶ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۱:۲۲-26 January 2019
خيلي به بيدار ماندن در دل شب توصيه شده است. لغت «تهجد» به معناي عبادت در شب نيست، بلكه به معناي بيدار ماندن در شب است. نمي‌خواهم بگويم كه نبايد نماز شب خواند، بلكه مي‌گويم قرآن مي‌فرمايد: «وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً . 79/اسراء »، يك تكه‌اي از شب را بيدار باشيد. اگر نماز شب هم نمي‌خوانيد، تكه‌اي از شب را بيدار باشيد و در كار و بار عالم و خود تأمل و تفكر كنيد. اما متأسفانه ما چنين نمي‌كنيم و يا كم مي‌كنيم.
عصراسلام: به تعبير خليل جبران علي‌(ع) شبها با خدا مسامره داشت و در گوش خدا نجوا مي‌كرد (مسامره به معناي نجواي عاشق و معشوق در گوش يكديگر در دل شب است. سَمَر به معناي واقعه شبانه، يا قصه شب است). انسان بايد در دل شب بيدار باشد.

 وقتي من بچه هشت ساله بودم، مرحوم الهي قمشه‌اي كه با پدر من پسرعموي هم بودند، شب‌زنده‌داريهاي خيلي عالي داشتند. پدر من از بچگي به من مي‌گفتند كه پهلوي آقاي الهي قمشه‌اي بخواب تا ببيني كه ايشان شبها چه مي‌كنند. من نمي‌فهميدم كه ايشان شبها چه مي‌كنند، به چه معناست. يادم مي‌آيد كه ايشان شبها بيدار مي‌شدند و مطالعه مي‌كردند و پدرم مرا تشويق براي مطالعه تابستانها مي‌كرد. ايشان به شهر ما آمدند. ما باغ فراوان داشتيم. چند شبي ايشان را به باغ دعوت كرده بوديم. پدرم نمي‌گذاشتند ما در باغ بمانيم. ما بچه‌ها بايد برمي‌گشتيم.

 يك شب من گفتم كه مي‌خواهم امشب اينجا بمانم تا ببينم، ايشان چه كار مي‌كنند. اولين بار بود كه پهلوي ايشان خوابيدم. خوابم نمي‌برد تا ببينم ايشان چه مي‌كنند. يك بار ديدم ايشان بلند شدند و وضو گرفتند و در تاريكي نشستند. ابتدا به نظرم آمد كه ايشان شعر مي‌خواندند. صداي ايشان پايين بود و به نظر آهنگين مي‌آمد. بعد آهسته آهسته صداي ايشان بلندتر شد و شروع كردند با صداي خيلي بلند گريه كردن (ايشان عادتشان بود و نمي‌توانستند با صداي كوتاه بگريند).

 به نظر من رسيد كه ايشان دو ساعت لاينقطع با صداي بلند گريه مي‌كردند. من آن شب فهميدم كه پدرم چه چيزي را مي‌گويند بايد ياد بگيرم. بعد ايشان نماز خواندند و عبادت كردند. فردا صبح من در گوشه‌اي وقتي ديگران متفرق بودند، گفتم آقاي الهي. گفتند، بله. گفتم، شما ديشب زياد نخوابيديد. گفتند، چرا خوابيدم. گفتم، آخر من بيدار بودم. گفتند، عجب تو بيدار بودي؟ گفتم، بله. گفتند، چرا بيدار بودي؟ گفتم، پدرم گفته بودند كه ببينم شما چگونه شبها را مي‌گذرانيد.

 ايشان به من گفتند،  فلان كس (ابن عم) مي‌گفت، هر شب كه آدم تا صبح بخوابد، صبح مثل يك گاو بلند مي‌شود. ما مي‌خواهيم كه مثل گاو از خواب بيدار نشويم. من خيلي تعجب كردم كه يعني چه ايشان چنين مي‌گويند. بعد ايشان گفتند، در زندگي حيوانات دقت كن، حيوانات روزها را تا غروب به دنبال معيشت خود مي‌روند. تفاوت انسان و حيوان فقط در شب معلوم مي‌شود. در روز معلوم نمي‌شود. شب حيوانها مي‌خوابند، اما انسانها در دل شب بيدار مي‌مانند. اين جمله درمن خيلي نافذ افتاد.

 البته من خيلي هم موفق نيستم، اما واقعاً به نظرم مي‌رسد كه آدم بايد ولو نيم ساعت، ولو نماز هم نخواند، ولو دعاي مرسوم و متداول را هم نخواند، در شب بيدار بماند. ممكن است حال شما اقتضا نكند نماز بخوانيد. مثلاً ممكن است كسل باشيد و نماز نخوانيد، اما بيدار بودن در دل شب (نفس تهجد) بسيار مفيد است. آدم مي‌تواند در گذشته‌اش فكر كند. مي‌تواند از حوادث عبرت بگيرد و نقاط ضعف و نقاط قوت زندگي خود را بيابد و براي آن برنامه‌ريزي كند. آدم مي‌تواند در پوست ديگران فرو برود و بفهمد كه آنها هم آنقدر كه من گمان مي‌كردم، بد نيستند.

 خيلي وقتها آدم در شب فكر مي‌كند كه اين داوري كه من مي‌كنم و يا اين سخني كه امروز گفتم درست نيست، يا در اين نزاعي كه فلان كس با من دارد، خيلي هم مقصر نيست. آدم در شب مي‌تواند در پوست ديگران فرو برود. اگر چنين كند، مي‌يابد كه نبايد از ديگران انتظار نابجا داشته باشد. اين شب‌بيداريها دو كار با آدم مي‌كند، كار اول آن است كه توقع آدمي از خودش بالا مي‌رود و كار دوم آن است كه توقع آدمي از ديگران پايين مي‌آيد. مشكل عمده ما آن است كه توقعمان از خودمان پايين است و از ديگران بالا.

شنيدم كه داناي مرشد شهاب
 دو اندرز فرمود بر روي آب
يكي آنكه در نفس خوشبين مباش
دگر آنكه در غير بدبين مباش
درس گفتارهای استاد مصطفی ملکیان
(پاسخ به یک سؤال، دهه 70)

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان