کد خبر: ۵۶۲۴
تاریخ انتشار: ۲۵ دی ۱۳۹۷ - ۲۱:۴۳-15 January 2019
اگر از مردم ایران بپرسید که شبیه تلفات قیام‌های عربی در کشور خودشان هم اتفاق افتاده یا نه غیر از درگیری‌های مستمر انقلاب، قیام پانزده خرداد یا هفده شهریور را به عنوان دو اتفاق بزرگ اسم می‌برند...
عصراسلام: مجتبی دانشطلب (بلاگر انقلابی) در وبلاگ خود نوشت:

اگر از مردم ایران بپرسید که شبیه تلفات قیام‌های عربی در کشور خودشان هم اتفاق افتاده یا نه غیر از درگیری‌های مستمر انقلاب، قیام پانزده خرداد یا هفده شهریور را به عنوان دو اتفاق بزرگ اسم می‌برند که در جای خودشان کشتارهای تکان دهنده‌ای بوده‌اند، اما کمترند کسانی که از شدت جنایتی که در قیام مسجد گوهرشاد اتفاق افتاده خبر داشته باشند. هنوز یک فیلم یا یک مجموعه تلویزیونی که مستقیما کشتار گوهرشاد را موضوع خودش قرار بدهد تولید نشده و اصلا خیلی از مردم نمی‌دانند که واقعه گوهرشاد قبل از کشف حجاب و بر سر تغییر الزامی لباس مردان اتفاق افتاده است. آماری که از کشته‌های یک شب تا صبح مسجد گوهرشاد منتشر شده حدود دوهزار نفر و کمترین رقم گزارش شده ۱۷۰۰ کشته است. واقعه مسلسل بستن مردم در مسجد بسیار تکاندهنده بوده و با استناد به اظهارات شاهدان عینی: «تعداد کامیون‌هایی که مجروحین و کشته شدگان قیام مسجد گوهر شاد را خارج می‌کردند ۵۶ کامیون ذکر شده که در محله خشت‌مال‌ها و باغ خونى مشهد در گودالى ریخته شدند در حالیکه بعضی از آن‌ها هنوز زنده بودند.»

با وجود بزرگی جنایت و اهمیت سیاسی و فرهنگی‌اش، امروز وقتی اسم مسجد گوهرشاد می‌آید مردم بیشتر یاد حال و هوای اعتکاف یا کاشی کاری گنبد و معماری مسجد و صحن حرم می‌افتند نه قیام گوهرشاد! پیروزی انقلاب و برگشتن ورق جنایتی که پهلوی‌ها در حق لباس و حجاب ایرانی مرتکب شدند سهم زیادی در اجمالی ماندن آگاهی مردم از تاریخ نزدیکشان دارد، اما این آگاهی نباید اجمالی باقی بماند، به خصوص که انحراف مشروطه و محصول ناگوارش (دیکتاتوری پهلوی) دلالت‌های روشنی برای روزگار معاصر ما دارد. از تیرماه ۱۳۱۲ هنوز هشت دهه هم نمی‌گذرد و درست نیست تاریخی با این اهمیت اینقدر زود به محاق برود. مردم ایران خود به خود حافظه تاریخی ضعیفی دارند و لازم است ماجراهایی که بر کشورشان رفته مرتبا به‌شان یادآوری شود.

خواهی نخواهی انگلستان حکومت دیکتاتوری‌ای را در این مملکت سر کار آورده که کاملا طبق امیالش عمل کرده و برنامه‌های غربگرایی‌اش هم مورد حمایت روشنفکر‌ها و تحصیلکرده‌های غرب بوده (و هست!)، بنابراین هر اثری که جنایات این جرثومه‌های وابسته را با کیفیت قابل قبول و بدون هیچ اغراق اضافه‌ای نشان بدهد سطح آگاهی مردم نسبت به اثر وابستگی سیاسی را بالا می‌برد و از کلیشه مو بور‌هایی که فارسی را یوری حرف می‌زنند و به شکل تصنعی در کار شاه و دربار قاجار دخالت می‌کنند ارتقاء می‌دهد. رضا علیرغم تصویر قلدری که برای عوام دارد در مقابل اراده انگلیسی‌ها کاملا تابع بوده و به محض اینکه سر و گوشی بر خلاف میل بریتانیا جنباند تاریخ مصرفش هم تمام شد و به آسان‌ترین وجه ممکن خلع و تبعیدش کردند و پسرش را جایش نشاندند. حتی اشاره‌های کوچکی به پیمان سعد آباد که به زیان ایران ارتفاعات مهم آرارات را به ترکیه واگذار و در اروند رود هم در برابر عراق عقب نشینی می‌کرد توهم ملی گرایی رضا را یکباره می‌شکند و به مردم یادآوری می‌کند که قلدرخان چقدر ضعیف و تا چه حد در مقابل دستورات گوش به فرمان بوده. رضا درست به‌‌همان میزان که وابسته بود سفاک هم بود و در تاریخ کشت و کشتار معاصر با پسرش سنگ تمام گذاشته‌اند و فقط مجاهدین خلق هستند که در این فقره به گرد پایشان می‌رسند.

منافقین سرجمع حدود دوازده هزار نفر از مردم ایران را به کام مرگ فرستاده‌اند و حتی سال‌ها بعد از شکست سیاسی و تحمل تبعات تجاوزشان هم دست از افتخار به جنایت برنداشتند و ذره‌ای پشیمان نشدند، مسعود رجوی حتی در سالهای بعد علنا رجز می‌خواند که: «یادتون هست ما سال ۶۷ از مرز عراق پیشروی کردیم و ۳۵۰۰ پاسدار ایرانی رو کشتیم؟» این میزان خونخواری فقط می‌تواند با سفاکی پهلوی‌ها مقایسه شود و طبیعی است که حکومت هم در برابر این قسم از مخالفان به واکنش و مجازات شدید متوسل می‌شود. درگیری‌های بعد از انقلاب ایران هم تلفات زیادی داشته هر چند مثل لیبی به جنگ داخلی کشیده نشد اما آتش جنگ مسلحانه و تجزیه طلبی خیلی سریع برافروخته شد و حتی وقتی که کشور درگیر دشمن خارجی بود گروه‌های معارض دست از عملیات مسلحانه بر نداشتند! تجربه نشان داده که اعتراض و تحول سیاسی در ایران خیلی سریع و آسان به خشونت کشیده می‌شود و اگر مهار نشود ممکن است جان هزاران نفر را هم به خطر بیاندازد.

از گوهرشاد گرفته تا سی تیر و از پانزده خرداد تا هفده شهریور اقلیت حاکم وابسته به غرب دست به جنایت زده‌اند و در مقطع بعد از انقلاب هم گروهک‌های وابسته و قدرت طلب بودند که در شلوغی‌های خیابانی یا درگیری‌ها و تجاوزهای مرزی مرتکب قتل و غارت می‌شدند. در آشوب‌های ۸۸ هم چیزی نمانده بود که حمله به یک انبار اسلحه ـ که حدس زدن منشأ طراحی‌اش سخت نبود ـ نقطه شروع یک فاجعه باشد. هر چند مسئولیت آن خیانت هرگز پذیرفته نشد و مزدوری مثل بهاری هم تنها دو سال بعد بخشی از واقعیت ماجرا را لو داد اما ایستادگی و مقاومت فرمانده پایگاه که انبار اسلحه را نجات داد به هیچ وجه قابل کتمان نیست. اگر درب اسلحه خانه به روی اوباش باز می‌شد فقط خدا می‌دانست که در خیابان‌های تهران چقدر خون ریخته می‌شد. غرب پرست‌ها حتی وقتی قدرتی ندارند با خشونت و اعتماد به نفس بالایی عمل می‌کنند و روحیه وابسته‌شان یکی از شاخص‌هایی است که به طور طبیعی میزان خشونت سیاسی را بالا می‌برد. گروهی که در فکر یا عمل وابسته باشد از درک مقتضیات عاجز می‌شود و فقط به اجرای برنامه فکر می‌کند.

وابستگی عملی هم حساسیت حکومت را بالا می‌برد و واکنش شدید‌تر را موجب می‌شود. بنابراین غیر از عنصر شجاعت در مبارزه و لجبازی (معامله نکردن و امتیاز ندادن) که به روان‌شناسی اجتماعی ایرانی‌ها مربوط است، وابستگی سومین عنصری است که آستانه خشونت را پایین می‌آورد و سطح آن را به شدت بالا می‌برد. مهار بدون خشونت براندازانی که توسل به هر وسیله‌ای را مجاز می‌دانند و مخالفشان را اصلا آدم حساب نمی‌کنند و تنها راه پیروزی را نابودی کامل مخالف می‌دانند اگر ممکن هم باشد بسیار دشوار است. طبیعی است که تا وقتی فرهنگ کنش بدون خشونت وجود نداشته باشد حرف زدن از واکنش بی‌خشونت یا کم خشونت هم بی‌معنی می‌شود.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان