کد خبر: ۵۵۹۱
تاریخ انتشار: ۲۴ دی ۱۳۹۷ - ۱۳:۳۹-14 January 2019
فرزند ارشد اکبر هاشمی رفسنجانی است و در عین حال که از تنگ نظری ها و جفاها به پدر دلگیر است اما مصمم است که راه او را ادامه دهد چرا که می گوید به سازندگی و پیشرفت کشور نیاز داریم. محسن هاشمی در گفتگویی که با آرمان داشت، از هجمه ها به خانواده حتی از قبل از انقلاب تا امروز از سوی دو طیف اصلاح طلب و اصولگرا گفت و از ترک مترو که 17 سال در ارکان مدیریتی آن حضور داشت.
عصراسلام: او شاید تصمیم داشته باشد که در انتخابات مجلس شرکت کند اما هنوز در حال اندیشیدن به اثرات این حضور است لذا با چهره ای که نشان از مشغولیت ذهنی او دارد، می گوید: «تصمیم گرفتم خبرتان می کنم اما هنوز هیچ چیز مشخص نیست» محسن هاشمی حرفهای دیگر هم با آرمان داشت اما نخواست تا به جامعه منتقل شود حرفهایی از جنس ....

*** فرزند ارشد آيت ا... هاشمی قصد دارد راه پدر را ادامه دهد؟

شايد ندانيد كه من در سال 1340 در ايام فاطميه به دنيا آمده‌ام‌. بخاطر همين نام مرا محسن گذاشته‌اند‌. چند ماهي بعد از فوت آيت ا... العظمي بروجردي پدر سخت مشغول حمايت از مرجعيت آيت ا... العظمي خميني بوده است. تا 3 سالگي سربازي اجباري طلاب از جمله پدر و اولين زندان چند ماهه ايشان را تجربه كرده‌ام. از آن تاريخ تا پيروزي انقلاب كمتر ازحدود 18 سال داشتم. بيش از صدبار به ملاقات پدر در زندان‌هاي مختلف از جمله قزل‌قلعه‌، عشرت‌آباد، قصر، اوين وكميته مركزي تردد داشته‌ام. از نزديك تلاش‌هاي صادقانه ايشان را براي تعالي اسلام و ايران ديده و حس كرده‌ام. مسئوليت دفتر نشر معارف انقلاب با وظيفه انتشار اوراقي از تاريخ معاصر را نيز بعهده دارم. بيش از 40 جلد كتاب روانه بازار نشر كرد‌ه‌ام. بعد از فراغت از تحصيل حدود 25 سال در صنايع دفاعي كشور خصوصاً موشكي در زمان جنگ و بعد از جنگ، بازرسي ويژه رئيس جمهور، رياست دفتر رئيس جمهور، هيات امناء جهاد دانشگاهي، هيات امناء دانشگاه ولي عصر رفسنجان و بالاخره متروي تهران تلاش جدي داشتم. لذا در سن پنجاه سالگي راهي جز ادامه و كمك به راه ايشان براي حل مشكلات كشور در جهت بهبود وضع مردم از نظر اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي و اعتلاي كشور نمي‌بينيم.

***هجمه‌هايي كه طي سال‌هاي اخير بر پدر شده است، چه تاثيري بر زندگي و كار جنابعالي داشت؟
هجمه‌، تخريب‌ و البته تعريف و تمجيد هميشه بوده است‌. اقبال لاهوري بسيار زيبا مي‌سرايد: «ما زنده به آنيم كه آرام بگيريم‌. موجيم كه آسودگي ما عدم ماست»‌. فقط درعافيت وآسودگي ‌طلبي است كه هجمه نخواهد بود‌. هر تلاشي موافق و مخالف دارد‌. نبايد از اينگونه مسائل مايوس و ناراحت شد چون هدف مهم‌تر است‌. در نهايت بايد بگويم كه اين هجمه ها و بي اخلاقي ها در كار و اهداف پدر من و خانواده اثري نگذاشته است‌.

*** البته با اقدامات آيت الله در طي سالهاي متمادي در قبل و بعد انقلاب، واضح است كه هجمه ها اثري نداشته است. اصلا اين هجمه ها به خانواده آقاي هاشمي از چه زماني شروع شد؟

از نوجواني بخاطر دارم كه حتي قبل از انقلاب اختلافات، حرف‌ها ،شايعات، تخريب و تمجيد درباره روش مبارزه و زندگي پدر وجود داشت. گروه‌هاي مختلفي در ايران عليه رژيم شاه مبارزه مي‌كردند. چپ‌ها و كمونيست‌ها، ملي‌گرايان، پان‌ايرانيست‌ها، چپ‌هاي مذهبي، روحانيون، هيات‌هاي مذهبي و انقلابيون خارج از كشور، اروپا، آمريكا، عراق و لبنان، هر يك روشي را مي‌پسنديدند و پافشاري مي‌كردند. در جامعه، در جلسات و در ميان مبارزان نسبت به اهداف و روش‌هاي مبارزاتي اختلافاتي بود. رژيم از اين اختلافات در جهت تثبيت خود نيز استفاده مي‌كرد. كتاب هاشمي‌رفسنجاني- دوران مبارزه مربوط به سال‌هاي 1313 تا 1357 چاپ دفتر نشر معارف انقلاب دقيقاً فضاي قبل از انقلاب را مستند بر اسناد و ساواك نشان مي‌دهد‌. بخاطر دارم و در اسناد ساواك مستند شده است كه پدر بخش مهمي از وقت خود را براي نزديك كردن نيروهاي مبارز مي‌گذاشتند. نزديك كردن تفكر و عمل مبارزه مسلحانه به مبارزات فرهنگي و اجتماعي و سياسي‌، مساجد و روحانيت و هيات‌هاي مذهبي‌، حل اختلافات نيروهاي داخل و خارج از كشور‌. حتي در سفري به اروپا، عراق، لبنان و آمريكا جهت حل مشكلات و اختلافات قدم‌هاي شاياني برداشتند‌. در بخش‌هايي از اين سفر در سال 1354 همراه ايشان بودم، به فرانسه، انگلستان، لبنان، عراق وآمريكا سفركردند. اختلاف و نوع نگاه امام موسي صدر به امام خميني‌، بني‌صدر با قطب زاده و حبيبي‌، يزدي با انجمن‌هاي اسلامي خارج از كشور و ارتباط داخل متحد با خارج متحد را دنبال مي‌كردند. حتي سعي كردند اختلافات داخلي و جلوگيري از انحراف ايدئولوژيكي آنها را با جلسات خصوصي حل كنند. در سن 16 سالگي كه براي ملاقات به زندان اوين مي‌رفتيم، هميشه بحث التقاط و انحراف در اهداف مبارزه و ايدئولوژي اسلامي را مطرح مي‌كردند‌. به مادر سفارش و مواظبت از ما را در شركت در بعضي از جلسات گروه‌هاي سياسي و مذهبي انحرافي تذكر مي‌دادند.

*** یکی از هجمه هایی که سالهاست به خانواده هاشمی وارد می شود، مربوط به ثروت آین خانواده است. مخالفان اینگونه القا می کنند که اشرافیت در خانواده هاشمی موج می زند و....

تنها بحث اشرافيت نيست كه اين روزها داغ‌تر مطرح و تهمت زده مي‌شود. قبل از انقلاب هم توسط گروه‌هاي ويژه سياسي و مسلحانه چپ و حتي بعضي از هم فكران مطرح مي‌شد‌. آقاي هاشمي در اوايل انقلاب مورد هجوم و ترور توسط افكار انحرافي قرارگرفتند. دو بار ترور ايشان توسط فرقان و نيروهاي به اصطلاح منحرف چپ به همين دليل بود كه علت آن شايد دارائي خانوادگي‌، داشتن روح تلاش و معاش و مبارزه با هم بود. همانگونه كه رهبري در نماز جمعه بعد از انتخابات88 تائيد كردند بخش مهمي از دارائي ايشان قبل و بعد از انقلاب در جهت اهداف مبارزه و كمك به مبارزين و خانواده‌هاي آنها هزينه شد‌. رژيم شاه هم براي تخريب از اين وسيله هم استفاده مي‌كرد.

**** به نظر مي‌رسد اين هجمه ها بعد از انقلاب نه تنها متوقف نشد بلكه ادامه هم پیدا کرد .
درست است. بعد از انقلاب‌، از همان ابتدا شايعات داغ شد و تا هم‌اكنون نيز ادامه دارد كه معمولاً به دليل مشكلات مردم و تبعيض‌ها و نارسائي‌ها، شايعات روي توده اثر مهمي دارد‌. مخصوصاً كه گروه‌هاي سياسي از آن سوء استفاده كنند. شايعات دروغي مانند زندگي در خانه‌هاي مصادره شده از طاغوتي‌ها، زمين‌خواري‌، توليد و صادرات پسته‌، سرمايه و دارايي در خارج از كشور و... مورد سوء استفاده گروه‌هاي مختلف سياسي قرار گرفت كه عليرغم دروغ بودن، همه آنها دهن به دهن می گشت و آثار خود را مي‌گذاشت. بعد از اتمام جنگ‌، شروع دوران سازندگي و رياست جمهوري ايشان، شايعات بيشتري مطرح و عميق شد. هرگونه فعاليت مثبت اقتصادي و منجر به نتيجه را بصورتي به ما نسبت مي‌دادند.

*** مثلا چه فعالیتهایی؟ می توانید بطورت مصداقی مطرح کنید؟

مثلا زمانی که كيش و مناطق آزاد درحال شكوفايي بود، حمايت از سرمايه‌گذاران لازم بود اما هرگونه حمايتي باعث تشديد شايعات مي شد. توليد ،احتياج به حمايت داشت‌. محصولات و كالاهاي مورد نياز جامعه بايد به اندازه كافي توليد و در دسترس قرار مي‌گرفت. لوازم خانگي، خودرو، سيمان، فولاد، آلومينيوم، لوازم بهداشتي، پزشكي و مواد غذايي و... تا به بازار مي‌آمد، شايعات آن هم اوج مي‌گرفت علتش هم سياست دولت در حمايت از سرمايه‌گذاران وتوليد‌كنندگان بود. لذا حمايت‌هايي‌ كه مي‌شد باعث شبهه و در نتيجه شايعه و مورد استفاده گروه‌هاي چپ و راست افراطي قرار مي‌گرفت. مسئله مهم و اثر‌گذار ديگري كه شايعات را تشديد مي‌كرد. فعاليت هاي بدون شناسنامه بعضي از ارگان‌ها و بنيادها بود.

سپاه، بنياد مستضعفان، بنياد 15 خرداد، آستان قدس و شاه عبدالعظيم‌، بنياد مولي‌الموحدين‌، بانك‌هاي خصوصي و دولتي و شركت‌هاي سرمايه‌گذاري بانك‌ها و‌... در ساخت و ساز، ايجاد واحدهاي اقتصادي و تجاري فعاليت چشم‌گير و دهن‌پركني داشتند. متاسفانه مردم از شناسنامه مالكيت هيچ يك دقيقاً آگاه نمي‌شدند. لذا هر فعاليت در چشم و موفق چون معلوم نبود كه متعلق به كيست؟! در توده و عوام ايجاد شبهه و شايعه مي‌كرد. البته فقط براي ما نبود. نسبت به ديگران هم گفته مي‌شد. ولي آنچه در مورد ما مطرح مي‌شد بيشتر مورد توجه مردم قرار مي‌گرفت. براي مثال فعاليت‌هاي بانك‌هاي خصوصي و صندوق‌هاي قرض‌الحسنه و اعتباري كه عمدتاً از طريق ارگان‌هاي وابسته به دولت و نهاد هایی مانند سپاه ، نيروي انتظامي‌، بسيج‌، ايران‌خودرو و‌ ... تاسيس و حمايت مي‌شدند بعضا به ما نسبت داده مي‌شدكه دروغ بود‌. بانك‌هاي پارسيان وابسته به ايران خودرو‌، ايرانيان وابسته به ارتش‌، انصار‌، مهر‌، ثامن‌الائمه وابسته به سپاه و بسيج، بانك دي وابسته به بنياد شهيد‌، كارآفرين وابسته به پيمانكاران خصوصي و دولتي‌، سرمايه آموزش‌و‌پرورش‌، اقتصاد‌نوين توسعه صنايع بهشهر و‌... سينا وابسته به بنياد مستضعفان همه و همه به نحوي با شايعه به ما نسبت داده مي‌شد‌. زيرا هنوز هم خيلي از مردم از مالكيت بانك‌ها با خبر نيستند‌.

*** ظاهرا میزان هجمه های اقتصادی به خانواده آقای هاشمی بسیار بالا بوده است. این شایعات از سوی چه گروهی بیشتر متوجه آقای هاشمی می شد و ایشان چه واکنشی داشته و دارند؟

متاسفانه آنچه پدر خانواده ما را بيشتر از هر چيز رنجاند، استفاده بخشي از نيروها و گروه‌هاي داخل چه چپ و چه راست وابسته به نظام از اين شايعات براي تخريب پدر بود.اين اتفاق در دولت خاتمي در انتخابات مجلس ششم توسط افراطي‌هاي چپ و روزنامه‌هاي زنجيره‌اي آنها با كمك روزنامه‌ها و تلويزيون ماهواره‌اي ضد انقلاب در خارج از كشور و حداقل با سكوت دولت خاتمي به اوج خود رسيد البته افراطي‌هاي راست و بخشي از قدرت در آن موقع از اين حركت خوشحال و استقبال كردند و حتي بعضي به صورت غير‌محسوس به كوره آنها نيز دميدند. تخريب سازماندهي شده اوليه به دست چپ‌هاي افراطي شروع شد، ولي اينكه چگونه ابزار ديگران قرار گرفتند خدا عالم است‌. بعد افراطيون راست قوي‌تر ادامه دادند و از ابزار و توانايي‌هاي بيشتر استفاده كردند.


*** به نظر می رسد هجمه به آقای هاشمی به عنوان ابزاری برای جلب آرای مردمی هم تبدیل شده است چنانکه در انتخابات سال 88 یکی از کاندیداها تمرکز خود را بر انتقاد از آقای هاشمی گذاشت و او را رقیب اصلی خود معرفی کرد.

ابتدابه انتخابات ریاست جمهوری نهم اشاره کنم. در انتهاي دولت خاتمي و انتخابات رياست جمهوري نهم با حضور هفت كانديدای انتخاباتي از چپ و راست و به اصطلاح مستقل روبه‌رو شديم‌. همه خود را رقيب هاشمي مي‌دانستند. فعاليت انتخاباتي براي به دور دوم كشيدن انتخابات و كانديداي رقيب هاشمي و دوم شدن از اهداف بود، لذا با تمام امكانات كه بخش از آنها دولتي و ارگاني بود. عليه ايشان تبليغ مي‌كردند

معين، مهرعليزاده، كروبي، توكلي، لاريجاني، رضايي، قاليباف، احمدي‌نژاد، فعال بودند و استفاده بخش مهمي از اين كانديداها از امكانات به صورت غير قانوني محرز بود‌. تقريباً همه در دور اول سيبل خود را هاشمي قرار داده بودند. تا از سبد رأي ايشان رأي جمع كنند و با ايشان در دور دوم رقابت كنند.

علي‌رغم تمام تخريب‌ها و سوء استفاده‌ها از شايعات، باز هاشمي توانست پيشي گرفته و اول شود، البته در آن زمان نيز معين، كروبي و قاليباف خود را دوم مي‌دانستند‌. ادعاهایی نيز مطرح مي‌شد. بالاخره احمدي‌نژاد در رقابت با هاشمي قرار گرفت.

اين‌بار واضح‌تر از ابزار تخريب استفاده شد. وبرخی از تریبون های رسمی و غیر رسمی کمک گرفتند وهمچنین شبنامه‌ها و‌... به كار گرفته شدند تا به خواص وعوام بقبولانند شايعات صحت دارد و نتيجه آن شد كه خود ديديد. بخاطر ارتباط محكم آيت الله هاشمي با بدنه نظام، خبرهاي موثقي از اين روش‌ها براي ايشان آورده‌ مي‌شد. به همين دليل بود كه پدر تبريك نگفتند و به خدا واگذار كردند. اين فضا براي عده‌اي خوش آمده بود، در طول دوره اول رياست جمهوري احمدي‌نژاد، فضاي تخريب و شايعات حفظ شد تا بتوانند در دور دوم نيز با استفاده از اين روش انتخاب شوند. متاسفانه اين بار علاوه بر امكانات پنهان استفاده شده، با تمام قوا از صدا و سيما نيز استفاده شد. منظور آن مناظره و سخنراني‌هاي غیر واقع است كه مورد تقبيح رهبري نيز قرار گرفت. اكنون بر همگان مشخص است كه شايعات مطرح شده دروغ و پايه و اساسي نداشته است‌. با حساب و كتاب به آن دميده شده بوده است و هنوز هم گهگاه بعضي از روزنامه‌ها وابسته اين كوره را روشن نگاه مي‌دارند‌.

*** به انتخابات سال 84 اشاره کردید،دلیل سکوت پدر و استفاده ایشان از جمله به خدا واگذار میکنم در آن سال چه بود؟

-ايشان هيچ وقت سكوت نكرده‌اند كه همان اطلاعيه سال 1384 مكتوبات و مصاحبه‌ و حرف‌هاي بعدي در درون خود همه حجت‌ها را داشت. جمله واگذاري به خدا نيز پرمعني بود.

*** از این بحث بگذریم، اعضاي دولت‌هاي نهم و دهم مدعي هستند كه پاك‌ترين دولت هستند‌. آيا اين به معناي تهمت به دولت‌هاي قبلي به ويژه دولت آقای هاشمی نيست‌؟

امروز مشخص است كه فساد در عمق بي‌قانوني‌هاو تمركزگرايي و انحصار قدرت و نبود نظارت واقعي است‌. نه خانواده هاشمي. يا ديگر خانواده‌هاي مسئولين . تمركز قدرت باعث شده است‌ عده‌اي به خود اجازه دهند كه خود را از قوانين فراتر بدانند‌. از قوانين عبور كنند و آنها را اجرا نكنند‌. حتي مدعي مديريت كشور توسط امام زمان شوند‌. در اين چنين فضايي است كه برنامه‌هاي قانوني به سخره گرفته مي‌شود‌. به برنامه چهارم كج‌دار مريز نگاه مي‌شود و برنامه پنجم کم محتوا نوشته‌ مي‌شود. اصل 44 با برنامه‌ريزي‌هاي خاص طوري اجرا مي‌شود كه قدرت اقتصادي در دست قدرت سياسي بماند. در نتيجه اگر به اين صورت اجرا نمي‌شد بهتر مي‌بود‌. لفظ " خصولتي " از الفاظ وارد شده به انواع فعاليت‌هاي اقتصادي است‌. عمومي - خصوصي - تعاوني و اكنون خصولتي‌. خصولتي‌ها از دولتي‌ها و عمومي‌ها خطرناك‌تر هستند‌. تهمتي كه در گذشته به ما زده مي‌شد و صحت نداشت زيرا كه آن موقع تمركز قدرت وجود نداشت و ارگان‌هاي نظارتي فعال بودند‌.

*** آيت الله در طي ماه‌هاي اخير راه‌كارهايي براي برون رفت كشور از وضعيت فعلي ارائه كردند‌. به نظر شما‌، تا چه حد به اين راه‌كارها توجه مي‌شود‌؟

همانگونه كه گفتيد راه حل‌ها گفته شده است‌. اين طورنيست كه به آنها توجه نمي‌شود‌. اتفاقات اخيراز جمله بحث جريان انحرافي ويا فعال‌تر شدن مجلس در پي‌گيري اجراي قوانين يا تشكيل 8 + 7 وتذكرات رهبري در سخنراني‌هاي مختلف همه نشان از توجه به توصيه‌ها وراه‌حل‌ها است‌. ولي وقت كم است‌. سرعت بيشتري را مي‌طلبد‌. براي سرعت بيشتر بايد فضا باز شود‌. نظام به حضور حداكثري مردم در پاي صندوق‌هاي راي نيز دارد‌. حيثيت ملي است‌. بايد اجازه داد كه عقلا و مديران لايق و مجدداً با درايت و تدبير صحبت كنند تا سكان كشور را بدست گيرند‌. در فضاي بسته است كه مي‌توانند به تضعيف و تخريب مديران شايسته بپردازند.


*** پیش بینی های پدر معمولا به تحقق می انجامد. بر چه مبنایی آیت الله این پیش بینی ها را بیان می کنند؟ سابقه فعالیت، اطلاعاتی که به ایشان می رسد و یا موارد دیگر

معمولاً پيش‌بيني نمي‌كنند. براساس اطلاعات در اختيارشان و منطق معتدلي كه دارند تحليل مي‌نمايند. ايشان ارتباط عميقي با اركان نظام از بالا تا پايين‌ترين قشرها دارند. معمولاً اطلاعات درست و صحيح از زواياي مختلف به ايشان مي‌رسد. به اطلاعات رسيده معمولاً بدون حب و بغض و علايق شخصي نگاه مي‌كنند. لذا به نتايج قابل قبولي كه مورد قبول اكثر نخبگان دلسوز و مقبول نظام هست مي‌رسند.

*** من در ساختمان متروی تهران با شما گفتگو می کنم و جدیدترین اتفاقی که در این حوزه رخ داده است، جمع آوری تقدیرنامه های شما از ساختمان مترو است که بعضا گفته شد تصاویر آیت الله را جمع کرده اند. چرا این جمع آوری انجام شد؟

بیشتر تقدیرنامه هایی که جمع شد به صورت لوح بود به نام من هم نبود که در ویترین برخی ایستگاهها وجود داشت. ظاهرا آقای قلی ها که مدیرعامل شزکت بهره برداری مترو تهران است با تعدادی از افراد فرهنگی از مترو دیدار کرده بودند که این افراد نام من و آقای ربیعی مدیرعامل سابق شرکت بهره برداری متروی تهران در ذیل برخی لوح ها دیده بودند و به آقای قلی ها تذکر دادند و گفتند اینها نبای باشد.

این افراد فرهنگی که اشاره کردید، چه کسانی هستند؟
به نظرم آقای الله کرم یکی از این افراد بود.

ظاهراً آیت الله هاشمی در سال 63 مشکلاتی که برای مترو بوجود خواهند آورد را پیش بینی کرده بودند. نماز جمعه آن سال بود. درست است؟

خطبه معروف در سال 63 موجود است. ایشان در خطبه نماز جمعه، نياز تهران و كلان شهرها به مترو را مطرح و خواستند كه متروي تهران و كلان شهرها ساخته شود. ايشان در دی ماه سال 63 در نماز جمعه عنوان داشتند که « بعضي ها در گذشته با ايجاد مترو مخالفت مي کردند. دو گروه مخالف داشتيم: يک گروه، همان کسانی بودند که با تمدن و رفاه مردم، مخالف بودند و مي خواستند ناراضي درست کنند. با آنها حرفي نداريم. يک گروه هم، آدم‌هايي بودند که مي گفتند: آيا بايد نفت را که متعلق به همه مردم است، بياوريم و با آن مساله تهراني ها را حل کنيم؟ و با آن مساله آب تهران، مترو و ترافيک تهران را حل کنيم؟ يا آن نفت بايد به طور مساوي به همه برسد؟ تا حدودي هم حرف حساب شده است; يعني اين درست نيست و منطقي نيست که ما از بودجه کل کشور و آنچه که مال همه مردم است و اولويت آن را بايد به همه کساني که مظلوم واقع شده‌اند، بياوريم و اينجا مصرف کنيم. تا اينجا، حرفشان حساب بود. اما مخالفت با مترو حرف حساب نبود; بايد به مردم تهران مي گفتند که خودتان بسازيد. البته بايد توجه داشته باشند که بعضي مسائل پايتخت جنبه ملي و کشوري دارد.» و بايد به اكثر استانها و كلان شهرها خطوط ريلي شهري داده شود. صرفه‌جويي سوخت، وقت مردم و آلودگي مهم است.

*** برخي معتقدند آقاي قاليباف براساس فشارهاي سياسي برخي اصولگرايان مجبور به كنار گذاشتن شما از مترو شد و برخي مي‌گويند برنامه شما براي حضور در انتخابات عامل جدايي از مترو بوده است‌. كدام به حقيقت نزديك‌تر است ؟

تلقی این بود که من مانع کمکهای دولت به مترو هستم که البته تلقی درستی نبود اما این ذهنیت کم کم در جامعه و بویژه اصولگرایان شکل گرفت که حضور من باعث شده تا رییس جمهور به مترو پول ندهد حتی شنیدم که می گفتند اگر محسن هاشمی نباشد، اختلافها برطرف می شود و مترو توسعه پیدا می کند لذا تصمیم گرفتم که از این سمت استعفا بدهم.

*** اما شنیدیم واقعیت چیز دیگری بوده است و ظاهرا آقای قالیباف هم تمایل زیادی به ماندن شما نداشتند.

آقای قالیباف در سال 89 گفته بود که اگر بخواهیم مشکلات مترو را حل کنیم، شاید لازم باشد از روشهایی که دلمان نمی خواهد هم استفاده کنیم پس این تصمیم هم با توجه به اینکه بنده 17 سال در مترو مدیریت کرده بودم، مشکلی پیش نمی آورد.من استعفا دادم و آقای قالیباف هم پذیرفت و مرا به عنوان مشاور خود و عضو هیات مدیره مترو منصوب کرد.

*** به این موضوع اشاره نکردید که آیا تصمیم به حضور در انتخابات دارید یا خیر و اگر پاسختان مثبت است و هر دو گروه اصولگرايان و اصلاح‌طلبان بخواهند نام شما در ليست‌شان قرار دهند به درخواست كدام ليست پاسخ مثبت مي‌دهيد و چرا‌؟

هنوز تصميم براي شركت در انتخابات نگرفته‌ام‌. شركت در انتخابات نمي‌تواند يك تصميم فردي باشد. قطعاً با همكاري جمعي مي‌توان اثرگذار بود‌. لذا منتظر هستم تا امكان تصميم‌گيري فراهم شود‌. مطمئناً اگر قصد شركت باشد‌، گروه‌ها با ليست‌هاي مختلف مي‌توانند حمايت‌ كنند‌، بستگي به آنها دارد. قبلاً هم هميشه اينطور بوده است. ليست‌هاي مختلف‌، چپ و راست افراد مشترك هم داشتند‌. يا آنجائي كه يادم مي‌آيد‌. آيت الله هاشمي و ديگران مانند آقاي دعائي و‌... معمولاً از افرادي بودند كه دردو ليست قرار مي‌گرفتند‌. هم‌اكنون گروه‌هاي سياسي و جبهه‌هاي مختلف زياد شده‌اند. در نتيجه فقط بحث اصولگرايان و اصلاح‌طلبان نيست‌. بلكه ليست متعدد مشترك از معتدلين مي‌تواند مفيد باشد‌. اين موضوع كشور را به وحدت نزديك‌تر مي‌كند. افراطي‌ها را از دور خارج مي‌كند. امروز مشكل عقلانيت كشور افراطي‌ها هستند. بايد براي مدتي هر دو كوتاه بيايند و بگذارند كه كشور مجدداً به ريل توسعه و اعتدال بازگردد.

*** آيا احتمال دارد در ليستي كه از جانب نزديكان آقاي قاليباف ارائه مي‌شود‌، قرار گيريد‌؟
بعيد مي‌دانم كه آقاي قاليباف ليست جداگانه اي جز 8 + 7 داشته باشد‌. چرا هم‌اكنون به اين تلاش پيوسته‌اند و آنجا نماينده دارند‌.

*** آيت الله چه توصيه‌هايي براي حضور شما در انتخابات دارند‌؟

پدر هنوز نسبت به حضور من نظر قطعي نداده‌اند و هميشه مرا با اين جمله كه صبر كنيد تا ببينيم فضاي رقابت چگونه مي‌شود و شوراي نگهبان چه سياستي را مي‌خواهد دنبال كند بدرقه مي‌كنند.

*** فكر مي‌كنيد چرا برخي اصول‌گرايان كه تا چندي قبل از حاميان آيت الله و خانواده ايشان محسوب مي‌شدند امروز با ایشان مخالف شده اند؟

آيت ا... هاشمي هميشه مخالف تمركز قدرت در دست يك جناح بودند. اين را سم براي كشور و شرايط اعتدال و توسعه آن مي‌دانسته و مي‌دانند. لذا هميشه سياست ايشان اين بود تا جناح‌ها سهمي در قدرت و مديريت جامعه البته بصورت معتدل داشته باشند. ايشان معمولاً بعنوان يك فرد جناحي شناخته نمي‌شدند فرا جناحي فرض مي‌شدند لذا در هنگامي كه جناح‌هاي افراطي در دولت خاتمي قصد تخريب‌، براي تمركز قدرت چپ را داشتند، ايشان خود را كانديد مجلس كردند تا از طريق مجلس جلوي اين موضوع گرفته شود و به همين دليل بود كه مورد تخريب چپ‌هاي افراطي اطراف خاتمي قرار گرفتند. هم‌اكنون نيز با توجه به اينكه از افراطي‌هاي راست دنبال تمركز قدرت هستند ايشان در مسير مبارزه با اين تفكر قرار گرفته‌اند و به همين دليل است كه مورد هجمه بخشي از اصولگرايان تندرو كه البته قبلاً بعضي طرفدار هم بودند قرار مي‌گيرند.


*** مخالفت با خانواده آقای هاشمي چه نفعي براي مخالفان دارد؟

طبيعي است كه حضور 25 ساله آيت ا... هاشمي در قدرت فراجناحي باعث مخالفت‌هايي هم شده بوده است. لذا ايشان همان قدر كه طرفدار دارند، مخالف هم دارند. بعضي مي‌گفتند هاشمي حدود 50 درصد موافق و 50 درصد مخالف و تعدادي مردد دارد. لذا كساني كه دنبال جذب آن 50 درصد رأي مخالف و مرددين بودند هم اكنون نيز هستند. ولي امروز با كمي جد‌ا شدن ايشان از قدرت باعث شده است كه برخي از همان مخالف‌ها هم به موافق تبديل شوند. لذا بعيد است ديگر اين روش كارا باشد.

آيا قبول داريد « مخالف هاشمي » امروز به يك مشي سياسي تبديل شده است‌. مثلاً مي‌بينيم كه در گذشته از سوي برخي‌ ارزشي بودن‌، فاكتور در تعيين خوبي يا بدي برخي از افراد محسوب مي‌شد اما امروز مخالفت با هاشمي هم از نگاه برخي گروه‌هاي سياسي‌، يك فاكتور در خوبي و بدي آنها است‌؟
خير، فقط ‌عده‌اي سعي‌ به دادن آدرس غلط هستند. كه مشكلات مديريتي خود را بر كشور و حوزه بين المللي و سياست‌هاي غلط اقتصادي و افراطي را بپوشانند. هاشمي را در اين وانفسا فعال و خطرناك نشان مي‌دهند تا دوست‌داران و سمپات‌‌هاي خود را هم‌چنان فعال نگهدارند.

××احساس مي‌شود برخي سعي در منزوي كردن ودور كردن خانواده آقای هاشمي از اقتداري را دارند كه با نام آنها عجين شده است چر‌ا؟ و اينان را مي‌شناسيد‌؟

محسن هاشمی در پاسخ به این سوال با اين تمثيل كه هر چه ازدوست رسد نيكوست و حتماً خير و بركت دارد و به نفع نظام است، صحبت‌ها را به پايان مي‌رساند. ( البته او در اين مورد توضيحاتي داد كه قابل چاپ نیست و آن را به خوانندگان واگذار مي‌كنيم.)


روزنامه آرمان/ مطهره شفیعی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان