کد خبر: ۵۴۹۸
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۹۷ - ۱۲:۱۹-10 January 2019
یکى از ویژگى‌هاى عصر حاضر که آن را از سایر اعصار و قرون پیش از خود متمایز مى‌نماید، موضوع علم و دانش است.
عصراسلام: از اندیشه بومى تا علم بومی یکى از ویژگى‌هاى عصر حاضر که آن را از سایر اعصار و قرون پیش از خود متمایز مى‌نماید، موضوع علم و دانش است. علم و معرفت از جمله مفاهیم و موضوعاتى است که جوامع بشرى از ابتدا با آن آشنا بوده‌اند و همواره به‌عنوان مولفه‌اى موثر بر زندگى بشر شناخته شده است.

همواره بخش مهمى از دستورات و مباحث ادیان، ایدئولوژى‌ها، فرهنگ‌ها و فعالیت‌ها متوجه علم و دانش و معرفت بوده است و این امر تا زمان ما نیز ادامه دارد. اما آنچه به‌عنوان یکى از ویژگى‌هاى ممتاز دوران معاصر مى‌باشد (دورانى که معروف به عصر مدرنیسم است و از قرون چهارده و پانزدهم میلادى در اروپا شروع به رشد کرد و با انقلاب صنعتى و انقلاب روشنفکرى فرانسه ظهور و بروز بیشتر یافت و سرانجام با عصر امپریالیسم و استعمار سراسر دنیا را فرا گرفت) مسئله علم و دانش است . در واقع هم خود مسئله ذات و ماهیت علم و دانش و هم نوع نسبت و رابطه‌اى که بشر در حیطه امور معرفتى و نوع نگاه‌هاى فرهنگى و تمدنى با آن برقرار کرده است. در واقع نوع نگاه به علم و دانش، گسترش خیره‌کننده آن، تاثیرگذارى خارق‌العاده آن بر زندگى بشر و نتایج گوناگون حاصل از این فرایند که بیشتر مدنظر مى‌باشد.

امروزه یکى از معیارهاى تقسیم‌بندى و طبقه‌بندى کشورها و جوامع و تعیین میزان پیشرفت و توسعه‌یافتگى و اهمیت کشورها، معیار علم و دانش است که با توجه به کمیت و کیفیت و سطح علوم و دانش در هر کشورى جایگاه کشور را در معادلات جهانى مشخص مى‌کنند. در واقع امروزه علم یکى از مهمترین مولفه‌هاى قدرت یک کشور در سطح بین‌المللى محسوب مى‌گردد و سبب مى‌شود آن کشور بتواند نقش مهمترى را در تحولات جامعه جهانى داشته و تاثیر بیشترى بر سایر کشورها بگذارد و بدین‌ترتیب با شتاب و سهولت بیشترى به مقاصد واهداف خودبرسد. اینها همگى مربوط به اهمیت و نقش علم در عصر حاضر بود لکن حال اینکه تعریف علم و دانش چیست؟ گستره آن کدام است؟ تولید علوم وفنون داراى چه مراحل و مسیرى است؟ محصولات و نتایج آن چیست؟ آیا مطلق است یا نسبی؟ عوامل موثر در پیشرفت علوم و دانش در جوامع مختلف از کجا پدید مى‌آید؟‌ تحولات آن در دوران ما چگونه است؟‌ چرخه معرفتى وعلمى جهان چگونه است و جایگاه جوامع و تاریخ آنها چگونه در این چرخه تعریف مى‌گردد؟

علم مقدس و ارزشى چیست و بسیارى سوالات دیگر که پیرامون علم و کارکرد آن دردنیاى معاصر مطرح مى‌گردد، همگى از جمله مسائلى هستند که اندیشمندان متعددى را در سراسر جهان به خود مشغول کرده و پاسخ‌هاى زیادى نیز به این سوالات داده شده است. اما نکته مهم براى ما آن است که اندیشمندان هر کشورى هنگامى که به این سوالات به گونه‌اى بومى و از درون و با نگاه اصیل و به مقتضاى نیازها و واقعیات جامعه خود توجه کنند، آنگاه است که مى‌توانند جایگاه کشور و جامعه خود را در این عرصه و این چرخه عظیم دانش بشر در جامعه بزرگ و پیچیده امروزى مشخص نمایند وآنگاه با خود آگاهى اهداف متناسب را مشخص و مسیر حرکت را معین نموده و با چشمانى باز طى طریق نموده به گونه‌اى که بتواند کشور و مردم و فرهنگ خود را در هیاهوى دنیاى پرسروصداى معاصر به ساحل امن و تعادل دلخواه برسانند. از همین جاست که بسیارى دغدغه‌ها و حرکت‌ها شروع مى‌شود و هرکدام به قدر عمق و پایدارى خود موثر واقع مى‌شوند.

در کشور ما نیز با توجه به پیشینه بسیاردرخشانى که در زمینه علم و فرهنگ و فرهیختگى وجود دارد همواره این پتانسیل عظیم معرفتى مورد توجه است و توقع مى‌رود که براثر یک نوع خودباورى و به خود آمدن تاریخى و جمعى تحولى عظیم رخ دهد و مثل همیشه تاریخ که تحولات ایران زمین بر تحولات و حرکت‌هاى وسیع جهانى در زمینه علم و معرفت تاثیرگذاشته است موثر باشد و حتى مسیر حرکت جهانى کاروان علم و دانش و معرفت را در بسیارى ساحات تغییر دهد. پشتوانه عظیم و درخشان تمدن مسلمین در قرن‌هاى متمادى و بویژه معارف ناب و خارق‌العاده و عمیق تفکر شیعى که با نبوغ و همت وزمینه معرفتى و فرهنگى قوم ایرانى نیز همراه گشته است و ما آن را نظام معرفتى ایرانی- اسلامى یا بهتر بگوییم ایرانی- شیعى مى‌نامیم و همچنین تجربیات سایر جوامع اسلامى که در اختیار و مورد تحلیل ما بوده و هست، همگى خبر از یک حرکت مستمر، آرام و بسیار منعطف درلایه‌هاى زیرین معرفتی، فرهنگى و تمدنى مى‌دهد که به اعتقاد برخى بزرگان باید کم کم به انتظار بروز و ظهور موج‌گونه وهارمونیک آن در جهان علم و دانش و معرفت باشیم تا بشر ره گم‌کرده و جهان تاریک دوران ما را به نور علم و معرفت ایرانی- شیعى خود منور و روشن سازد. آنچه باعث واضح‌تر شدن این مباحث و پرداختن هرچه بیشتر به آنها شده است وقوع انقلاب اسلامى ایران است.

انقلاب اسلامى تنها یک انقلاب سیاسى که منجر به جایگزینى یک نظام سیاسى به جاى نظام دیگر شود نیست. انقلاب اسلامى ایران در واقع یک انقلاب معرفتى در جهان ما به شمار مى‌رود و حقیقت آن چیزى نیست جز خیزش عظیم معرفتى وعلمى جریان نرم و آرام تفکر شیعى وایرانی. انقلاب اسلامى ایران نگاهها را نسبت به بسیارى از مسائل تغییر داده، مسائل سیاسی، اقتصادی، نظامى و... لکن تولید تئوریهاى جدید اجتماعى و معرفتى یکى از مهمترین و چشمگیرترین نتایج این خیزش بزرگ مى‌باشد، حرکتى رو به جلو که تنها به نفى ونقد محض مبانى وساختار فرهنگ و تمدن منحط غربى که برگرفته از نفسانیت انسان منحرف و از عالم بالا بریده مى‌باشد، نیست. انقلابى معرفتى و فرهنگى با تغییر نگاهى جامع که تمام ساحات زندگى بشر را مورد توجه قرار داده و سنگرها را یکى پس از دیگرى در حال فتح کردن است. آنچه امروزه بیشتر تحت عنوان نهضت نرم‌افزارى تولید علم مطرح مى‌گردد نیز نه ایده‌اى جدید بلکه تجدید حرکت و بازتعریف به روز و بسیار مترقى از همان نرم‌افزار جامع و پویاى تفکر و حتى عرفان واندیشه اشراقى شیعى و ایرانى است که جنبه دیگرى از جنبه‌هاى انقلاب معرفتى ایران و تاریخ تفکر اسلامى را نمایان مى‌سازد.

امروزه در مجامع گوناگون نقدهاى زیادى تحت عناوین و موضوعات مختلف بر بنیان‌هاى علوم غربى و مکاتب متعدد آن وارد مى‌گردد که بسیارى از این نقدها نیز توسط خود اندیشمندان غربى صورت مى‌گیرد. لکن اغلب آنها تلاشى در جهت نجات فرهنگ و تمدن وعلوم و معرفت غربى از گرداب مشکلات و مسائل روزافزونى است که با آنها در گیرند. همین امر در واقع محل فراق و جدایى تفکر انقلابى ما از این سنخ اندیشه‌هاى منتقد غربى است. چرا که در بستر تفکر انقلاب اسلامى که در وواقع نماد آن تفکر اشراقى و معرفتى شیعى مى‌باشد وقتى صحبت از تولید علم وشکستن مرزهاى علوم مى‌شود نگاهى بس عظیم‌تر و گسترده‌تر نسبت به مبانى و وجود مختلف در این زمینه مطرح است، دیدگاهى که ویژگى عمده آن سازنده بودن و مثبت بودن آن است تا مخرب بودن و منفى بودن و نقد محض. حال که به جد صحبت از موضوع علم و تولید علم مى‌شود سوالى که ذهن را به خود مشغول مى‌سازد آن است که تولید کدام علم و صد البته چگونه و با چه مکانیسمی؟

براساس چه طرح و نقشه و روش‌شناسی؟ آیا تولید علم و کسب علم و طى طریق در این مسیر فقط منحصر به پیروى از علوم مدرن موجود و سعى در رسیدن به این قافله مى‌شود؟ شاید بتوان این سوال را کاربردى‌ترین مسئله‌اى دانست که بایددر ابتداى بحث از علم و دانش و تولید آن در کشورمان مطرح شود و سعى شود پاسخ مقتضى و متناسب به آن ارائه گردد. اصولا هیچ مسئله وامر مبهمى روشن نمى‌شود و هیچ مطلبى پیش نمى‌رود مگر با طرح پرسش‌هاى مربوط و قابل و اساسى در آن زمینه و ارائه راه حل‌ها و بحث‌هاى کارآمد و ناظر به مسئله. هرچند در این مقال مجال کافى براى دستیابى به پاسخ‌هاى قطعى و جامع و مانع براى این سوال‌ها نباشد، اما مى‌توان برخى نکات و نظرات را در جهت روشن‌تر شدن فضاى بحث و نزدیک‌تر شدن به جواب مطرح نمود. حال یکى از مبنایى‌ترین نکات در اینجا آن است که بدانیم اصولا علم و دانش در زندگى انسان و جامعه انسانى چه نقشى دارد؟ ساده‌تر بگوییم:علم و دانش و معرفت به چه کار بشر مى‌آید؟ ابتدایى‌ترین پاسخ که به ذهن مى‌آید آن است که علم و دانش موجب قدرتمند‌شدن انسان مى‌گردد . درمقابله با سختى‌ها و گذر از مشکلات یا به بیان دیگر علم سبب مجهز شدن انسان مى‌گردد و به‌عنوان ابزارى براى اوست تا به رفع نیازهاى خود بپردازد و در جهت خواست‌ها و اهداف خود پیش رود. همان‌طور که انگیزه بسیارى فعالیت‌هاى بشرى همواره رفع نیازهاى خود بوده، نیازهایى که گاه مادى وگاه معنوى‌اند و به هرحال از نوع جنس آدمیزاد بر مى‌خیزند: «احتیاج ما در اختراع و ابداع و کشف است» پس مشخص مى‌گردد که پاسخ به مسئله ابتدایى ما یعنى این سوال که «علم و دانش به چه کار مى‌آید و چه نقشى در زندگى انسان دارد؟»

مسبوق به روشن شدن این بحث مى‌گردد که ما چه نیازهایى داریم و اینکه نوع نیازهاى ما نوع ابزارها را مشخص مى‌سازد. مثلا وقتى انسان تشنه است و نیاز به آب دارد، متوسل به آب مى‌گردد لذا جهت حرکت او و خواست او و انگیزه او در جهت رسیدن به آب شکل مى‌گیرد نه چیزدیگر. با همین مثال ساده مى‌توان دید که چگونه ساختار نیازمندى‌هاى انسان و جامعه انسانى به فعالیت‌ها وافکار و انگیزه‌ها و نیروهاى او جهت مى‌دهد، ابزارها را تعریف مى‌نماید و دورنماى راهها را مشخص مى‌کند. پس بهتر است دایره بحث را محدود کرده و متمرکز نماییم بر شناخت و آگاهى نسبت به نیازهاى بشر و نیازهاى جوامع انسانی. سوال جالبى که دراینجا ذهن را به خود مشغول مى‌نماید سوالى مبنایى‌تر است، خود ساختار نیاز در انسان و زندگى او و جامعه او تعریفش را از کجا مى‌گیرد؟ یعنى چگونه و کدام مرجع یا مراجع این نیازها را تعریف مى‌نماید؟

تا آنگاه بر مبناى آنها ابزار پاسخگویى یعنى علم و... مشخص شده و تعریف شوند و جهت‌دار گردند؟ قبل از پاسخ به این سوال یک نگاه و سیر ساده و سطحى به خصوصیات جوامع و گروه‌هاى انسانى در طول تاریخ و در دوران ما در میان جوامع گوناگون ما را به اقیانوسى از نیازها و خواست‌ها و اولویت‌هاى مختلف رهنمون مى‌سازد. اگر دقت شود مى‌بینیم که جوامع انسانى و نژادها و گروه‌ها علاوه بر تفاوت در رنگ و جغرافیا و زبان و... در نوع علایق و نوع اولویت‌ها و خواست‌ها و حتى مفاهیمى که با آنها ذهن خود را شکل مى‌دهند، نوع فرهنگ و معمارى وهنر و ادبیات حتى سلیقه‌ها و... هزاران مورد دیگر با یکدیگر متفاوتند که اغلب این تفاوت‌ها جنبه نرم‌افزارى دارند و هنگامى که بروز کنند جنبه سخت‌افزارى آنها نیز در قالب‌هاى گوناگون مشخص مى‌شود.

آنچه با بیان این نکته کوچک مشخص مى‌گردد همانا تفاوت چشمگیر نظام نیازمندى‌ها و تعریف نیاز و جهت‌دهى آن است. از شرق تا غرب جهان مجموعه‌اى متنوع و رنگارنگ از تعاریف و نیازها نمایانند که هر کدام هم ابزار رفع خودرا مى‌طلبند. حال اگر این دو مقدمه را کنار هم در نظر بگیریم آشکار مى‌گردد که علوم هم که عمده‌ترین ابزار مبنایى رفع نیازهاى بشرى و جوامع مى‌باشد (اعم از علوم انسانى یا علوم فنی) مى‌تواند با تنوع و کثرت نیازهاى مختلف داراى تعاریف و یا حداقل اولویت‌هاى مختلف باشد. ادامه در صفحه 17
روزنامه رسالت

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان