کد خبر: ۵۴۹
تاریخ انتشار: ۰۶ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۸:۰۱-27 May 2017
درس‌هاي شكست
خاطرم هست دهه‌ي 60 یکی از مشکلات قول‌و‌قرارها سر همین مساله بود که جمعه‌شب یا شب جمعه کدام شب می‌شود. شايد باوركردنش سخت باشد كه اشتباهي شبيه به اين، يكي از تلخ‌ترين وقايع سال‌هاي جنگ را رقم زده باشد.
سال ١٣٦٢ در میانه‌ي عملیات خیبر شبی بنا بود 4 گردان از جزایر مجنون پیش بروند و همزمان نیروهای لشکر 27 از خط طلاییه.  فرماندهان قرارگاه تصمیم می‌گیرند یک شب این حمله تاخیر بیفتد.  کسی را می فرستند تا به مهدی باکری و احمد کاظمی که فرمانده‌ي نیروهایی حمله‌كننده بودند زمان حمله را اطلاع دهد. او مثلا می‌گوید عملیات شب سه‌شنبه است؛ منظورش شام سه‌شنبه بوده  اما آن فرماندهان گمان می‌کنند منظور او همان شام دوشنبه یعنی شب سه‌شنبه است يعني همان قرار اول.

در شروع عمليات‌ها رمز خوانده مي‌شود و همه هماهنگ آغاز مي‌كنند اما از آن جا كه  اين حمله در ميانه‌ي عمليات بود براي امنيت بيشتر طرح، فرماندهان كاملا احتياط مي‌كنند تا از طريق بي‌سيم طرح لو نرود و براي همين خبر را با يك فرد منتقل مي‌كنند.

شب موعود چهار گردان خط‌شکن از جزایر مجنون در هورالعظیم حرکت می‌کنند در‌حالی‌که لشکر 27 ده‌ها کیلومتر دورتر در پادگان دوکوهه در حال استراحت است تا فردا شب به خط بزنند.

شب سختی می‌شود وقتی چهار گردان خط‌شکن به هدف می‌رسند در‌حالی‌که خبری از نیروهای لشکر 27 نیست. بر اساس گزارش نشريه نگين ايران مهدي باکری با غلامعلی رشید از فرماندهان قرارگاه تماس می‌گیرد و رمزی می‌پرسد چرا نیروهای همت نرسیده‌اند. رشید شگفت‌زده می‌شود و مي‌گويد مگر شما کجا هستید.... بحثشان مي‌گيرد؛ تا جایی زیر فشارند که ناخودآگاه صحبت کردن رمزی کنار می‌رود. نیروهای شنود دشمن متوجه می‌شوند چه اتفاقی افتاده است. ایرانی‌ها در شب، دست برتر را دارند اما با روشن شدن هوا کار سخت می‌شود. فرماندهان ایرانی تا لشکر 27 را از دوکوهه به خط برسانند هوا روشن شده است.

دشمنی که متوجه ماجرا شده است آتش را بر مسیر طلاییه که بناست نیروهاي 27 از آن پیش بروند متمرکز می‌کند و از سوی دیگر به سراغ چهار گردان خط‌شکن می‌رود و یکی از سخت‌ترین صحنه‌های جنگ در این دو محور رقم می‌خورد، نيروهاي چهار گردان اغلب شهيد مي‌شوند و نيروهاي لشكر ٢٧ نيز تلفات وحشتناكي مي‌دهند.... سردار سياف‌زاده كه اين ماجرا را برايم روايت مي‌كرد پس از سال‌ها هنوز كامي تلخ از آن شب داشت.

نكته اين‌جاست كه در شرایط جنگی گاهی اشتباهات کوچک فاجعه‌های بزرگ رقم می‌زند.

برخي معتقدند اين وقايع تلخ نبايد روايت شود اما معتقدم بايد چنان تلخ روايت شود که تلخی‌اش تمام وجود آدمی را فرا بگيرد. باید روایت شود تا تلخی اشتباه از یادمان نرود. هر كدام از ما ممكن است در شرايطي اينچنين قرار بگيريم.  بايد بدانيم كه تاوان يك اشتباه به اندازه خود اشتباه نيست بلكه بسته به حساسيت شرايط و موقعيت ممكن است يك اشتباه كوچك فاجعه اي بزرگ پديد بياورد.

تلخي‌هاي اين روايت تلخ وقتي بيشتر مي‌شود كه بدانيد مقدمات عمليات خيبر حدود يك سال به طول انجاميده بود. شناسايي‌هاي دقيق و طاقت‌فرسا در دل هورالهويزه و قلب خاك عراق باعث شده بود فرماندهان وجب‌به‌وجب منطقه را بشناسند. پس از چند عمليات ناموفق، تازه منطقه‌اي يافته بوديم كه دشمن به دليل وجود هور، احتمال حمله از آن‌جا را نمي‌داد. شناسايي دقيق با ساعت ها بحث تخصصي به طراحي دقيقي رسيده بود، به طور كلي كار دقيق و فشرده اي كه براي يك عمليات در جنگ انجام مي شد شايد براي هيچكدام از پروژه هاي پس از جنگ انجام نشده باشد.

اما تمام تلاش‌ها تحت‌الشعاع يك اشتباه كوچك قرار گرفت. عمليات خيبر كه شروع نسبتا موفقي داشت به چالشي بزرگ رسيد و پايانش نيز با سختي فراوان موفقيت‌هايي نه چندان زياد براي ايران داشت.

جعفر علی شیرنیا
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان