کد خبر: ۵۱۶۷
تاریخ انتشار: ۰۶ دی ۱۳۹۷ - ۱۶:۲۴-27 December 2018
این روزها خیلی ها از آزادسازی اقتصاد و منافع آن صحبت می‌کنند. یکی در پاسخ به رئیس جمهور به آزادسازی بازار طلا می‌گوید ما که همیشه گفته ایم بازارها را آزاد کنید.
عصراسلام: دیگری استشهاد می‌کند که در صورت آزادسازی رقابت در صنایع داخلی ایجاد می‌شود و آنگاه تولیدکنندگان مجبور به ارتقاء تکنولوژی خود می شوند، تولیدکنندگانی که اکنون به علت قیمت‌های کم حامل‌های انرژی و آب از تکنولوژی‌های نامناسب استفاده می‌کنند.

البته این ادبیات برای ما نا آشنا نیست و در اکثر کلاسهای درس و از جمله در تجارت بین الملل با این دیدگاه نءو کلاسیکی و مزایای آن آشنا شده ایم.

اما آیا تنها نءوکلاسیک ها چنین اعتقادی دارند؟

 باید بگویم چنین نیست، و بسیاری از دیگر اقتصاددانان هم با آزادسازی موافقند. آنها شدیدا موافق آزادسازی بازار نیروی کار، تکنولوژی‌ و تحقیق و توسعه اند، (مثلا دکتر مومنی در کتاب عدالت اجتماعی، آزادی و توسعه در ایران امروز)  و یا حتی آزادسازی محصولات کشاورزی(یادم هست استاد توسعه مان این مثال را می‌زد که کشورهای توسعه یافته هیچگاه با آزادسازی  کالاهای استراتژیکشان از جمله کالاهای کشاورزی  موافقت نمی کنند و تنها در یک سیاست یک بام و دو هوا  به کشورهای توسعه یافته پیشنهاد می کنند که به قواعد نءو کلاسیک پایبند بوده و بازارهایشان را آزاد کنند) .

اما چرا آنها چنین می کنند؟چرا تنها بازار کالا و خدمات و سرمایه شان را آزاد می کنند؟
علت آن است که بنیه تولیدی شان در این بازارها بیشتر است و از آزادسازی آن نفع می برند.
ما چطور؟ آیا برای مثال آزادسازی بازار کالا و خدمات به رقابت بیشتر منجر می شود یا اتفاق دیگری می افتد ؟


اگر بازار کالا و خدمات آزاد شود چه می شود؟
آیا تولیدکنندگان خودرو، محصولات کشاورزی، پوشاک، پتروشیمی و.... که اکنون خود را در معرض رقابت خارجی می‌بینند تلاش می کنند و هزینه های تحقیق و توسعه شان را بالا می برند و شروع به واردات یا ساخت دستگاه های جدید می کنند و....
 و یا اینکه کارخانه ها ورشکسته و تعطیل می شوند و به خاک سیاه می نشینیم؟ کالاهای خارجی ارزان‌تر هستند، درست. اما برای خریدشان باید پول داشته باشیم یا نه؟ وقتی تولید نکنیم پول هم نخواهیم داشت.

تجربه ای که بارها در کشور خودمان و سایر کشورها آزمون شده و نتیجه همان بوده. نمونه  تمام عیار این تجربه در کشوری مانند شیلی در زمان اجرای سیاست‌های دانش آموختگان شیکاگو و دانشجویان میلتون فریدمن و بسیاری از کشورهای دیگر آزمون شده است.
البته گاهی برخی به تجربه آزادسازی  در کشورهای جنوب شرقی آسیا اشاره می کنند و موفقیت آمیز بودن آن را مثال می زنند. البته این کشورها پس از یک دوره اجرای سیاست جایگزینی واردات و ایجاد بسترهای مناسب، درست همان موقع که نیاز داشتند اقدام به توسعه صادرات و آزادسازی کردند. وقتی صنایعشان دوره نوزادی را طی کرده بود و راه رفتن را آموخته بود

چه باید کرد؟ در پاسخ به این سوال باید بگویم اصلا چرا ما تصمیم بگیریم؟
بهتر نیست برای برطرف کردن مشکل تولید، افزایش بهره وری، کاهش هزینه ها و....  به خود تولیدکنندگان رجوع کنیم و ببینیم واقعا چه می‌خواهند و به چه نیاز دارند؟ و آنگاه همانگونه که آنها می‌خواهند عمل کنیم؟  همانگونه که برخی از نهادگرایان می گویند؟
آیا حمایت دولت از تولید چیزی جز این است؟

زهرا رضوی
پژوهشگر اقتصاد
کانال اکونومیست فارسی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان