کد خبر: ۵۱۱۳
تاریخ انتشار: ۰۴ دی ۱۳۹۷ - ۱۲:۱۴-25 December 2018
تعظیم روز غدیر و برگزارى مراسم عید در آن از دیرباز شعار تشیع بوده است.
عصراسلام: به علاوه چون به موجب بعضى احادیث روز غدیر مصادف با نوروز بوده شیعیان افغانستان و هند و پاکستان روز اول فروردین را به احترام روز غدیر عید مى گیرند. در مصر, خلفاى فاطمى عید غدیر را رسمیت دادند درآمد تعظیم روز غدیر و برگزارى مراسم عید در آن از دیرباز شعار تشیع بوده است. به علاوه چون به موجب بعضى احادیث (زادالمعاد مجلسى, حدیث معلى بن خنیس) روز غدیر مصادف با نوروز بوده شیعیان افغانستان و هند و پاکستان روز اول فروردین را به احترام روز غدیر عید مى گیرند. در مصر, خلفاى فاطمى عید غدیر را رسمیت دادند (المعزالدین لله, حسن ابراهیم و طه شرف, ص 285). در ایران نیز از سال 907 ه' .ق. که شاه اسماعیل صفوى به سلطنت رسید و مذهب تشیع را رسمیت و رواج داد تا به امروز عید غدیر از اعیاد رسمى کشورى است.

در نجف هر سال در این روز مراسم باشکوهى در صحن علوى منعقد مى شود و رجال و علماى شیعه و سفراى بلاد اسلامى در آن حضور یافته, خطابه ها و قصاید غدیریه ایراد مى شود. در احسإ و قطیف, که موطن شیعیان اثنا عشرى است, و در یمن, که شیعیان زیدى به سر مى برند, نیز روز غدیر با جشن و چراغانى برگزار مى شود و در مجامع مذهبى, حدیث غدیر روایت مى گردد. ادبیات غدیر و غدیریه‌ها واقعه غدیر خم علاوه بر آن که سرفصل کتب تفسیر و حدیث و کلام و فقه و تاریخ شیعه است در ادبیات و هنر و عادات و آداب اجتماعى و سنن ملى شیعه نیز تإثیر سازنده داشته است و مخصوصا در شعر عربى و سپس فارسى جاى ممتازى دارد.

علاوه بر حسان بن ثابت که نخستین شاعر غدیریه سرا بود سایر صحابه مانند امیرالمومنین على ـ علیه السلام ـ عمر و بن العاص و قیس بن سعد بن عباده نیز این حدیث را در اشعار خود جاویدان ساختند. بعد از ایشان فحول شعراى عرب مانند کمیت بن زید اسدى, سید اسماعیل حمیرى, ابوتمام, دعبل خزاعى, شریف رضى, شریف مرتضى, مهیار دیلمى, صاحب بن عباد, ابوفراس, حسین بن حجاج, کشاجم, ابن منیز طرابلسى, و صفى الدین حلى و... غدیریه هاى پرمغز و عالى سرودند و این هنر را در ادب عربى و بین شیعیان رایج ساختند. نمونه اشعار ایشان در کتاب اعیان الشیعه و الغدیر به چاپ رسیده است. شرح احوال شاعران شیعى عرب در کتاب اخبار شعرإ الشیعه, تإلیف ابوعبدالله مرزبانى و ادب الطف, تإلیف سید جواد شبر و سایر تراجم شعرا و تواریخ ادب عرب مسطور است. در زبان فارسى قدیمى ترین غدیریه از منوچهرى دامغانى (درگذشته 432 ه' .ق.) در دست است. از آن پس شاعران شیعى در ایران و سایر بلاد آسیا به غدیریه سرایى پرداختند و از عهد صفویه رسم شد که در مجالس رسمى عید غدیر قصاید غدیریه خوانده شود. از مشاهیر شاعران پارسى غدیر باید از ناصر خسرو قبادیانى, سنایى غزنوى, ابن یمین فریومدى, وحشى بافقى, قاآنى شیرازى, شمس الشعرإ بهار و... نام برد.(1)

به علاوه مثنوىها و حماسه هاى بسیار در اطراف حدیث غدیر سروده شده و موضوع را از جنبه هاى مختلف مورد بحث قرار داده اند. مشهورترین مثنوىهاى عرفانى که به نام ولایت نامه معروف است, اثر طبع هاشم ذهبى, محمد هاشم درویش زنجانى, صدر کاشف دزفولى, ضمیر حلوایى, عبدالواحد ناظم, فارغ گیلانى, آخوند ملا سلطان على گنابادى و سلیم تونى است.(2) ایرادات بر حدیث غدیر و پاسخ آنها غالب علماى اهل سنت مانند شیعیان در صحت حدیث غدیر تردید نمى کنند. نام چهل تن از ایشان را علا مه امینى در الغدیر(3) با اقوال و ترجمه احوالشان ثبت کرده است, ولى اینان به دلایلى که در کتب خود آورده و بیشتر آنها تقلیدى است این حدیث را براى اثبات ولایت مطلقه و خلافت بلافصل مولاى متقیان على ـ علیه السلام ـ کافى نمى دانند. براى روشن شدن موارد اختلاف توضیحات ذیل نوشته مى شود:

1) از قرن پنجم هجرى که تعصبات و صفآرایى هاى مذهبى شدت یافت بعضى مانند ((ابن حزم اندلسى)) (درگذشته 438 ه' .ق.) و بعد از او ((ابن تیمیه)) (درگذشته 622 ه' . ق.) به دلیل آن که حدیث غدیر در صحیح بخارى و صحیح مسلم مذکور نیست و از طرق اهل سنت روایت نشده و جز در مسند ابن حنبل در سایر صحاح نیامده است آن را ضعیف شمردند. ((ملا سعد تفتازانى)) و ((قاضى عضد ایجى)) و ((ملاعلى قوشچى)) و ((میر سید شریف جرجانى)) و نظایر ایشان نیز همین سخنان را تکرار و براى نظر خود شاهد آوردند که ((ابوداوود)) و ((ابوحاتم سجستانى)) نیز صحت این حدیث را مورد طعن قرار داده اند. شیعیان در پاسخ ایشان مى گویند: اولا احادیث صحیح به مندرجات دو کتاب بخارى و مسلم منحصر نیست. به همین سبب حاکم نیشابورى (درگذشته 405 ه' .ق.) کتاب المستدرک على الصحیحین را نوشته بود تا احادیث صحیح از قلم افتاده را در آن جمع کند و حدیث غدیر از آن جمله است.

ثانیا حدیث غدیر در صحیح ترمذى و سنن ابن ماجه و سنن دارقطنى و مسند ابن حنبل که هر چهار کتاب از اصول موافق اهل سنت به شمار مى رود مسطور است.(4) ثالثا در طرق حدیث غدیر, سى تن از مشایخ بخارى و مسلم(5) مذکورند که اگر در اعتبار ایشان شکى باشد اعتبار احادیث بخارى و مسلم نیز زیر سوال مى رود. رابعا حدیث غدیر را 110 تن از صحابه و 84 تن از تابعین و 310 محدث روایت کرده اند. چنین حدیث متواترى را ضعیف چگونه توان گفت. خامسا ((من کنت مولاه فعلى مولاه)) که در حدیث غدیر آمده در سایر احادیث صحیح نیز آمده است, مانند حدیث بریده بن الحصیب و حدیث اغمش و حدیث ابن عباس.(6)

2) در دلالت حدیث بر ولایت و امارت على ـ علیه السلام ـ بر همه مومنان و امامت و خلافت او, همه علماى شیعى اتفاق نظر و اجماع دارند. شواهد بسیار از کلام فحول شعرا و لغویین عرب که قولشان در عربیت حجت است ثابت مى کند که مولى به معنى ((اولى به نفس)) و ((ولى واجب الاطاعه)) است و چنان که گذشت ابوبکر و عمر, على ـ علیه السلام ـ را ((مولى کل مومن و مومنه)) خواندند که معلوم است به معنى ولى واجب الاطاعه است. 3) در فرهنگ هاى عربى, مولى به بیست و هفت معنى آمده است: پروردگار, انعام دهنده, انعام داده شده, آزاد کننده, آزاد شده, پسر, عمو, پسرعمو, خواهرزاده, شریک, بنده, مالک بنده, هم سوگند, یار, تابع, همسایه, مهمان, ولى, ناصر, داماد, عهده دار امر, سزاوارتر, خویشاوند, آقا, متولى, فقید و دوستدار. علماى اهل سنت به دلایلى که در کتب حدیث و کلام ذکر کرده اند مولى را در حدیث غدیر, دوستدار و یاور معنى مى کنند. مولانا جلال الدین رومى حدیث غدیر را در مثنوى معنوى چنین ترجمه کرده است: زین سبب پیغمبر با اجتهاد نام خود وان على مولى نهاد گفت هر کس را منم مولا و دوست ابن عم من على مولاى اوست و مى گویند مولى به معنى اولى یا ولى نیست, چون وزن مفعل در زبان عرب به معنى افعل یا فعیل نیامده است, بنابراین بر این حدیث بر ولایت مطلق و خلافت مولا على نمى شود استناد کرد. شیعیان این استدلال را نادرست مى دانند و شواهد بسیار اقامه مى کنند که مفعل به معنى افعل و فعیل, هر دو, آمده است.(7)

به علاوه یارى کردن و دوست داشتن پیغمبر به حکم قرآن بر هر مسلمان واجب است. توصیه یارى کردن و محبت مولا على ـ علیه السلام ـ هم مسإله چنان مهمى نبود که به خاطر آن کنگره اسلامى تشکیل شود. این امر در ده ها حدیث دیگر ابلاغ شده بود و تشریفات و بیعت کردن و تاج پوشى لازم نداشت. 4) ((احمد بن حنبل)) و سایر ائمه حدیث آورده اند که چند تن از انصار از جمله ابوایوب انصارى در رحبه (کوفه) نزد على ـ علیه السلام ـ آمدند و هنگام سخن گفتن او را مولى خطاب کردند. حضرت على ـ علیه السلام ـ فرمود: چرا به من مولى مى گویید؟ شما عربید و من مولاى شما چگونه توانم بود؟ گفتند: ما در روز غدیر خم حضور داشتیم و شنیدیم که رسول الله ـ صلى الله علیه و آله ـ تو را مولاى ما خواند از این رو بر خود لازم مى بینیم تو را مولى خطاب کنیم.(8) این حدیث دلیل است بر آن که معنى مولى در حدیث غدیر بالاتر از دوست و یاور, و به معنى ولى امر است. 5) بعض علماى اهل سنت آورده اند که حدیث ((من کنت مولاه فعلى مولاه)) را رسول الله ـ صلى الله علیه و آله ـ به اسامه فرموده بوده است. شیعیان این قول را باطل مى دانند, زیرا اسامه بن زید ضمن گفتگو با على گفت: مولاى من رسول الله است, تو که مرا آزاد نکرده اى؟ پیغمبر به اسامه فرمود: هر که را من آزاد کننده ام على آزاد کننده اوست. بعضى هم مى گویند مخاطب این حدیث در روز غدیر زیدبن حارثه, پدراسامه, بوده است. شیعیان این قول را به هر دو احتمال باطل مى دانند زیرا اسامه بن زید آزاد کرده پیغمبر ـ صلى الله علیه و آله ـ نبوده بلکه پدرش را رسول الله ـ صلى الله علیه و آله ـ آزاد کرده بود و او آزاد به دنیا آمد. در مورد زیدبن حارثه نیز این سخن صادق نیست چون او در جمادى الاولى سال هفتم در جنگ موته شهید شده بود و طبعا نمى توانست در روز غدیر حضور داشته باشد.

مإمون عباسى با همین استدلال چهل تن از محدثین اهل سنت را مجاب نمود.(9) 6) به روایت اعیان الشیعه ابن کثیر شامى در تاریخ دمشق آورده است که اجتماع غدیر خم و حدیث غدیر در شإن على بدان سبب بود که پس از بازگشت وى از فتح یمن چند تن از ناراضیان نسبت خشونت و عدم رعایت عدالت در تقسیم غنایم به او دادند, آن حضرت براى اثبات برائت ساحت على ـ علیه السلام ـ و رفع شبهه, اجتماع غدیر را ترتیب داد و آن سخنان را در فضایل مولا على ـ علیه السلام ـ بیان نمود. علماى شیعى این قصه را نیز نامناسب و بى دلیل مى دانند, زیرا به اتفاق مورخین شکایت ناراضیان و پاسخ قاطع رسول الله ـ صلى الله علیه و آله ـ در مکه در حضور حاجیان بود و حدیث غدیر مربوط به روز هجدهم ذى الحجه بعد از خروج از مکه و بعد از مناسک حج است; با توجه به این که سبب خاصى پیش نیامد که در فاصله چند روز شاکیان تجدید شکایت کنند و لازم باشد رسول الله ـ صلى الله علیه و آله ـ چنان کنگره عظیمى را براى پاسخ گویى ترتیب دهند.

پى نوشت: 1ـ یادنامه علامه امینى, 1 / 414 ـ 430, مقاله دکتر سجادى, تهران, 1352 ش. 2ـ الذریعه, 25 / 144 و 145. 3ـ همان, 1 / 294. 4ـ فضائل الخمسه, ص 349. 5ـ الغدیر, 1 / 320. 6ـ المستدرک على الصحیحین, 3 / ;110 فیض الغدیر, 6 / ;218 حلیه الاولیإ, 6 / 4 و ;23 مسند, ابن حنبل, 5 / ;358 کنزالعمال, 6 / ;152 ذخائر العقبى, 1 / ;86 مجمع الزوائد, 9 / 119. 7ـ فضائل الخمسه, 1 / 391 به بعد; الغدیر, 1 / 344 به بعد. 8ـ الغدیر, 1 / 187. 9ـ اعیان الشیعه, 1 / 363.

 منبع:‌نشریه حوزه اصفهان

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان