کد خبر: ۵۰۵۶
تاریخ انتشار: ۰۲ دی ۱۳۹۷ - ۱۳:۱۰-23 December 2018
نقش عقاید دینی در شکل گیری طالبان و القاعده
به هر حال روند مدرسه سازی دیوبندی ها با استقلال پاکستان شدت یافت و دیوبندی ها برای کنترل مدارس بسیار زیاد خود در سال 1956 میلادی(1335 هـ.ش)، مدرسه «وفاق المدارس عربیه» را تاسیس نمودند که در واقع ستاد مدیریتی مدارس دیوبندی است. تلاش دیوبندی ها برای توسعه مدارس مذهبی شان با روی کار آمدن ژنرال «ضیاء الحق» در پاکستان از گذشته نیز بیشتر شد.
عصراسلام: تدریس و تعلیم اصول و ارزشهای مذهبی در مکتب خانه های سنتی از دیرباز در بین امت اسلام به ویژه در بین مردم مسلمان سراسر جهان رواج و رونق خاص خود را داشته است و دراین میان این مکتبخانه ها برای مردم پاکستان و مسلمانان ساکن در سرزمین 72 ملت هند از اهمیت بسزایی برخوردار بوده اند. بنابراین مدارس مذهبی «دیوبندی» حرف اول را برای تربیت کودکان و نوجوانان مسلمان در کشورهای هند، پاکستان و اخیرا افغانستان زده و میزند.

در واقع قدمت مدارس دیوبندی دست کم به 300 سال قبل باز می گردد. فرقه دیوبندی که موسس اولیه آن «شاه ولی الله خان دیوبندی» بود، پیرو مذهب حنفی است. در واقع نخستین مدرسه دیوبندی در نیمه دوم قرن 19 میلادی زمانی که کمپانی هند شرقی یا همان استعمار کهنه انگلیس در سراسر شبه قاره به منظور تحقق اهداف سودجویانه استعماری خود جولان می داد، در قریه به همین نام یعنی «دیوبند» واقع در شمال دهلی با نام «دارالعلوم» تاسیس شد.


اما فعالیت های دیوبندی ها به مدرسه دیوبند محدود نماند و آنها احزاب و گروههای سیاسی و مذهبی مختلفی تشکیل داده و بدین وسیله بر تحرکات خود افزودند. دیوبندی ها پیش از استقلال پاکستان با حزب کنگره هند هم رابطه نزدیکی داشتند و با استقلال پاکستان مخالف بودند. آنها تشکیل پاکستان را مانعی برای گسترش اسلام در بین غیر مسلمانان هند و همچنین عامل تضعیف موقعیت مسلمانانی می دانستند که بعد از ایجاد پاکستان در هند ناگزیر می ماندند و به همین خاطر با استقلال پاکستان مخالفت می کردند.

مخالفت دیوبندی ها با تشکیل پاکستان باعث شده بود که آنها در پاکستان موقعیت سیاسی مناسبی در آن روزگارنداشته باشند. اما فعالیت های مدارس مذهبی دیوبندی ها و گروههای طرفدار آنها مصادف شد با قدرت گرفتن ژنرال«ضیاء الحق»که به دیوبندی ها وابستگی داشت. از سوی دیگر نزدیکی مناسبات پاکستان با عربستان سعودی که با دیوبندی ها به علت اشتراک عقیدتی روابط نزدیکی داشتند موجبات تقویت موضع دیوبندی ها را در جامعه سیاسی پاکستان پس از استقلال فراهم کرد. دیوبندی ها از لحاظ نحوه تفکر و اندیشه به وهابی ها بسیار نزدیک می باشند و نگرش دیوبندی در فعالیت سازمان های وهابی مسلک پاکستان خیلی موثر بوده است.

به هر حال روند مدرسه سازی دیوبندی ها با استقلال پاکستان شدت یافت و دیوبندی ها برای کنترل مدارس بسیار زیاد خود در سال 1956 میلادی(1335 هـ.ش)، مدرسه «وفاق المدارس عربیه» را تاسیس نمودند که در واقع ستاد مدیریتی مدارس دیوبندی است. تلاش دیوبندی ها برای توسعه مدارس مذهبی شان با روی کار آمدن ژنرال «ضیاء الحق» در پاکستان از گذشته نیز بیشتر شد.

سیاست اسلامی کردن پاکستان بر اساس فقه حنفی که ضیاء الحق آن را تعقیب می کرد در کنار صدور حکم زکات از طرف ضیاء الحق در سال 1980 میلادی (1359 هـ.ش)،بنیادهای مالی این مدارس را تامین می کرد که منجر به افزایش قابل ملاحظه مدارس دیوبندی شد. آمار این سالها نیز گویای این افزایش ناگهانی و چشمگیر است: در سال 1960 میلادی (1339 هـ.ش) دیوبندی ها 232 مدرسه مذهبی در پاکستان داشتند. این تعداد در 1971 میلادی (1350 هـ.ش) به 292 و در 1979 (1358 هـ.ش) در حالیکه دو سال از زمامداری ضیاء الحق گذشته بود، شمار مدارس دیوبندی ها به 512 و در سال 1983 به 945 و یک سال بعد در 1984 میلادی به 1097 مدرسه رسید.

تعداد فارغ التحصیلان مدارس دیوبندی هم نسبت به مجموع فارغ التحصیلان مدارس کل پاکستان با قدرت گرفتن ضیاء الحق بیشتر شد.

با وجود آنکه دیوبندی ها در پاکستان در اقلیت بودند اما حدود 57 درصد فارغ التحصیلان کل مدارس دینی در دوران ضیاء الحق را دیوبندی ها تشکیل می دادند که این مساله نشان دهنده فعالیت بسیار زیاد مدارس دیوبندی ها می باشد. در مجموع درباره ی مدارس مذهبی دیوبندی ها باید گفت که این مدارس بیشتر در ایالت سر حد (جدیدا به ایالت خیبر پختونخوا تغییر نام یافته وهم مرز با افغانستان است) و در مناطق اکوراختک، منسهره، مردان، پیشاور، بنو و دیره اسماعیل خان می باشند و بعضی از آنها به احزاب سیاسی که از مسلک دیوبندی برخاسته اند مانند حزب «جمعیت علماء اسلام» و «جمعیت العلوم الاسلامیه» وابستگی دارند.

البته اشغال کشور افغانستان توسط شوروی سابق در6 دیماه 1358خورشیدی مزید بر علت شد تا ژنرال ضیاالحق وسوسه شود که مدارس دیوبندی را به منظور مقابله با خرسهای قطبی توسعه دهد وپاکستان را در برابر ارتش سرخ بوسیله طلاب به شدت افراطی مدارس دیوبندی، بیمه کند.

جمعیت العلماء اسلام که در بحبوحه استقلال پاکستان توسط افرادی مثل مولانا شبیر احمد عثمانی تشکیل شد، حرکت المجاهدین، لشکر جهنگوی، لشکر صحابه، لشکر طیبه و... همه و همه به نوعی با دیوبندیسم مرتبط هستند.

جامعه مذهبی پاکستان از لحاظ گرایشهای مذهبی به چهار جریان عمده تقسیم می شود.
1. دیوبندی
2. بریلوی
3. اهل حدیث
4. شیعه
این جریانات از آغاز تاسیس تا به حال، گفتمان آشتی ناپذیر در برابر هم در پیش گرقته و هر یک با استفاده از مفاهیم ارزشی و منابع تاریخی و نیز تفسیرهای خودباورانه از سنت پیامبر گرامی اسلام، فضای تنش آلود را در حوزه ای فکری و اعتقادی و همچنین در عرصه اجتماعی– سیاسی کشور پاکستان فعال و گرم نگه داشته اند. پس از جدایی پاکستان از هند در سال 1947 و شکل گیری نظام ارزشی در این کشور، فضای مناسب برای رشد فرهنگ مذهبی و نیز ورود رهیافتهای جدید در اعتقادات مذهبی تقویت شد.

جریانهای اسلامی که همواره در آرزوی بازسازی جامعه بر مبنای ارزشهای مذهبی بودند، از فرصتهای بوجود آمده استفاده لازم را بردند و با رویکرد اقتدار گرایانه، نهادهای جدیدی را پایه ریزی کردند تا بتوانند در عرصه سیاسی از منافع جمعی خود دفاع کنند. اکنون چهار جریان مذهبی عمده در این کشور دارای 4 تشکل سیاسی هستند. این تشکل ها اصولا بر مبنای ارزشهای کاملا مذهبی استوار گردیده اند. در واقع زیر بنای سازمانی تشکل های سیاسی هواداران مکتب دیوبندی،زمینه ساز ظهور«جمعیت علمای اسلام»بود.

مکتب بریلوی در سال 1948 گروه «جمعیت علمای پاکستان» را تشکیل داد، مکتب اهل حدیث، گروه« جمعیت اهل حدیث» و مکتب شیعه «تحریک فقه جعفری»را در سال 1980 بنیان گذاری کردند.

دومین گروه سیاسی - مذهبی پاکستان «جمعیت علمای پاکستانی» است که وابسته به مکتب مذهبی بریلوی می باشد. این مکتب پس از مکتب دیوبندی و در واکنش به آن از سوی احمدرضا بریلوی تاسیس شد. «جمعیت علمای پاکستان» گروه سیاسی نماینده مکتب فکری بریلوی است.

اکثر مدارس و علمای دینی سنتی، از لحاظ گرایش های کلامی و فقهی به این دو گروه عمده و مهم تقسیم می شوند، این دو گروه، دیوبندی و بریلوی نماینده دو نوع تفکر کلامی و فقهی در چارچوب فقه حنفی است که هر یک به تدریج دارای حزب سیاسی مستقلی نیز گردیده اند.

دیوبندی ها از نظر اعتقادی، شباهت کلی به وهابیت پیدا کرده اند. آنها مانند وهابیت، در برابر سایر فرقه های اسلامی، حساسیت زیادی نشان داده و از توحید و شرک تفسیر ویژه ارائه می دهند؛ اما بریلوی ها حالت انعطاف پذیری بیشتر داشته و از توحید و شرک هیچگاه تفسیر سخت گیرانه ارائه نمی دهند و تا حدودی، گرایشهای صوفیانه دارند. مکتب بریلوی در واکنش نسبت به جنبش محمد بن عبدالوهاب و در مخالفت با عقاید دینی شاه ولی الله، وسایر علمای دیوبندی پدیدار شد.

طرفدارن دیوبندی در این کشور همواره در حال افزایش بوده است؛ به ویژه در دو دهه اخیر، رشد دیوبندی ها به دلیل رشد بنیادگرایی اسلامی در منطقه و سرمایه گذاری های وسیع عربستان و همچنین حمایت های دولت ضیاء الحق و جناح او از آنها، سرعت بیشتری یافته است.

عمده ترین گروههای وابسته به مکتب دیوبندی در پاکستان؛ عبارتند از: «جمعیت العلمای اسلام»، «جمعیت اهل حدیث» و «سپاه صحابه». این سه جناح، متعلق به مکتب دیوبندی و داری عقاید مشابه و شعارهای یکسان و حامیان خارجی واحدی هستند.

سومین گروه سیاسی – مذهبی عمده این کشور جمعیت اهل حدیث است. این گروه برخاسته از افکار شدیدا سنتی پیروان اهل حدیث در این کشور است. افراد وابسته به مذاهب اهل حدیث، به منظور شناخت سیاسی خود جمعیت اهل حدیث را پایه گذاری نمودند.

چهارمین سازمان سیاسی – مذهبی عمده پاکستان که ریشه کاملا مذهبی دارد سازمان «تحریک فقه جعفری» است. این حزب متشکل از روحانیون و شخصیتهای فرهنگی و عادی پیروان مکتب شیعه می باشد که در واکنش به سیاسیتهای ضیاء الحق به وجود آمد.

یکی از ویژگیهای مهم ساختارهای فرقه ای در پاکستان، رهیافت ارزشی و کاملا سنتی به پدیده های مدرن است. ضعف و فقدان خردگرایی در گروههای مذهبی موجب گردیده است تا اولویت ها در مقام سیاست گذاری تحت تاثیر گرایشهای آرمان گرایانه مذهبی قرار بگیرد و همچنین رشد خشونتهای سازمان یافته فرقه ها در این کشور که تا به حال هزاران قربانی و زخمی گرفته معلول باورهای خصومتمداری ،خشونت گرایی وترورهای کورفرقه ای می باشد.

با توجه به اینکه فرقه دیوبندی در نظر و عمل داری روشها و موضعگیریهای تندروانه ای بوده است و جمعیت علمای اسلام که عمدتا از علمای سنتی دیوبندی تشکیل یافته اند و در دوران جهاد افغانستان یکی از حامیان مقاومت افغان، طالبان و اسامه بن لادن- رهبر معدوم گروه القاعده- بودند، رهبران و اعضاء طالبان غالبا در مدارس دینی وابسته به این مکتب آموزش دینی دیده اند.

جالب اینکه هانا آرنت -دانشمند ونظریه پردازعلوم سیاسی- گفته است جایی که قدرت حضور دارد خشونت محلی از اعراب ندارد.

باتوجه به اینکه ایالت سرحد شمالی پاکستان از زمانی که این کشور استقلال خود را بدست آورده وحتی در زمان حکام مقتدری چون مارشال ایوب خان وژنرال یحی خان وحاکمان نظامی دیگری مانند ژنرال ضیاالحق وژنرال پرویز مشرف هرگز تسلط دولت مرکزی پاکستان را نپذیرفته است وقدرت دولت ها دراین منطقه کارایی لازم را نداشته ودر بین مردم دوطرف مرز افغانستان وپاکستان این منطقه به عنوان سرحد آزاد شهرت یافته است.

درنتیجه منطقه «سرحد آزاد» یا جدیدا «خیبرپختون خواه» یا به قول افغانها «پشتونستان آزاد» مساعد ومستعد برای هرنوع فعالیت تخریبی علیه حاکمیت های دوکشور افغانستان وپاکستان وخشونت فزاینده درطول تاریخ بوده است. چنانچه آموزه های مذهبی را کما اینکه طی سه دهه اخیر شاهد آن هستیم به دلیل اغراض مشخص برخی قدرت ها جامه وکسوت سیاسی بپوشانند، برآیند آن چیزی جز نیروهای انتحاری طالبان افغانستان وپاکستان به منظور تحقق اهداف بیگانگان به دست نخواهد آمد، که مورد تایید هیچ مسلمانی نیست.

همشهری ماه/میرحامد حسین میری / کارشناس ارشد روابط بین الملل
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان