کد خبر: ۵۰۵۵
تاریخ انتشار: ۰۲ دی ۱۳۹۷ - ۱۳:۰۹-23 December 2018
نام آیت الله العظمى حسین بروجردى در میان علما و فقها و مراجع شیعه متقدم و متاخر تلالو ویژه دارد. امکانات علمى و فضیلت اجتماعى و دینى وى تا آن اندازه بود که انوار وجودیش توانست از مرزهاى شیعه فراتر رود و در جهان اهل سنت نیز جایگاهى بیابد.
عصراسلام:ایشان پس از وفات موسس حوزه علیه قم، حضرت آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائرى (وفات 1393 هجرى قمری) و با وساطت و پادرمیانى بسیارى از علماء از جمله حضرت امام خمینى (ره) از بروجرد به قم مهاجرت کرد، و نقشى بى نظیر و یگانه در احیاى حوزه علمیه قم ایفا کرد. ایشان با تدبیر و کیاست توانست شکوه علمى و فقهى این حوزه را در جهان اسلام فراگیرکند و به پشتوانه همین اقتدار علمى و فقهى حتى به شیعیان سراسر عالم نیز آبرویى بخشید و با اقدامات پى گیرانه و آینده نگرى پایگاههایى را در برخى از کشورهاى غربى ایجاد کرد و با اعزام نمایندگانى اندیشمند به این پایگاهها، به ترویج اندیشه هاى اسلامى از زاویه نگاه اهل بیت پرداخت.

جالب است بدانیم که آیت‌الله‌العظمى بروجردی، تنها توجه به مباحث و دروس متداول حوزوى نداشت- گرچه اساس کارش بود- بلکه به دانش روز و مدارس امروزى نیز علاقه داشت و کمکهاى مادى و معنوى زیادى در اختیار مدارس نوین قرار مى داد. به اعتقاد وى آگاهى علمی- به معناى خاص- افراد، پیوند آنان را با دین مستحکم مى کند. از اثربخش‌ترین اقدامهاى آن مرحوم توجه به نزدیکى مذاهب اسلامى بود که نشانگر وسعت نگاه وى به جهان اسلام وموقعیت دنیاى اسلام در جهان بود. حرکت تقریب مذاهب وى به دلیل شان علمى و تقوایى اش سبب جلب توجه علما و اندیشمندان اهل سنت گردید و تلاشهاى دو سویه نتایج نیکویى را در برداشت. تدابیر ایشان در مدیریت حوزه علمیه نیز نقطه عطفى است در تاریخ مدیریت این نوع مراکز علمى همان طور که در شرح احوال این بزرگمرد آمده است، نحوه تدریس وى در فقه و اصول و دیگر موضوع ها و همین طور نگارش وى نیز باب جدیدى است در حوزه هاى علمیه که مرحوم استاد شهید مرتضى مطهرى به پیگیرى و توجه هر چه بیشتر به روش فقاهتى ایشان تاکید دو چندان کرده اند.

نکته مهم و حائز اهمیت دیگرى که در اندیشه هاى این مرجع بزرگ باید مدنظر قرار دهیم ایمان قوى وى به رابطه دوطرفه و محکم دین و سیاست است. آیت‌الله بروجردى با درک عمیق و صحیح و جامعى که از دین داشت به خوبى و در نقاط مختلف این مسئله را گوشزد مى کرد. شاهد این مدعا گفته آیت‌الله ناصر مکارم شیرازى از شاگردان مرحوم بروجردى است که در هنگام درس از زبان ایشان شنیده اند.

این عبارت بدین ترتیب است:

«ما چگونه مى توانیم مسائل سیاسى را از مسائل دینى جدا سازیم، در حالى که حج یکى از عمیقترین عبادات اسلامى است که رابطه انسان را با خدا به طرز نیرومندى برقرار مى سازد و از نظر بعد عبادى چنان است که انسان را به کلى از ما سوى الله جدا کرده و به خداوند بزرگ مربوط مى‌سازد ولى با این حال بعد سیاسى آن به قدرى نیرومند است که از مهمترین ارکان اسلام محسوب مى شود.» 1
بیان این عبارت و مسئله حج به عنوان شاهد مثال خود به خوبى نشان دهنده عمق اعتقاد قلبى آن مرحوم به این مسئله مى باشد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
با در نظر گرفتن مطالب بالاآ نچه که قصد داریم در اینجا به آن بپردازیم نگاهى هرچند کوتاه به مقوله ولایت فقیه از نگاه آیت‌الله العظمى بروجردى است. اگرچه ایشان به روایت شاگردانش مستقلا و تفصیلى بحث ولایت فقیه را در قم مطرح نکرده اند، لکن ما با اشارات پراکنده اى که ایشان در یکى از کتب فقهى شان آورده اند تا حدود زیادى به ابعاد نظرى شان پیرامون ولایت فقیه و ادله اثبات آن دست یافتیم. نکته اى که در اینجا حائز اهمیت است آنکه محدودیت منابع در دستیابى به این مسئله مانع بزرگى بود تا بتوانیم به طور تفصیلى و کامل به این بحث مهم بپردازیم:

«حوزه اختیارات فقیه و ادله اثبات آن»

کتاب «البدرالزاهر» که به قلم آیت الله حسینعلى منتظرى جمع آورى گردیده است در واقع مجموعه اى از آراء فقهى مرحوم بروجردى در باب «صلاه الجمعه و المسافر» است. در همین حال در بخشى از کتاب ایشان بحثى را تحت عنوان «اشاره الاجمالیه الى ولایه الفقیه و حدودها» مطرح مى نمایند. در ابتداى این بحث مرحوم بروجردى مباحثشان را پیرامون اذن فقیه در اقامه نماز جمعه در عصر غیبت مطرح مى کنند و تصریح مى نمایندکه در عصر غیبت فقها ماذون به اقامه نمازجمعه هستند و جایز است که مومنین گرد او جمع شوند و نماز را در دو خطبه اقامه نمایند.2
در اینجاست که با توجه به اذن فقیه بر اقامه نماز جمعه شرایط دیگرى از ولایت فقیه و حوزه اختیارات او توسط آیت الله بروجردى استنباط مى شود و آن اینکه با توجه به اینکه فقیه ماذون به اقامه و برپایى نمازجمعه مى باشد، براى ارائه فتوى نیز جواز دارد، پس نتیجه آنکه در جمیع امور حکومت نیز همچون زمان پیامبر گرامى اسلام و خلفاى راشدین زعامت باقى امور را برعهده خواهد داشت. متن دقیق عبارت بدین ترتیب است:

...« استفاد ذلک من ادله ولایه الفقیه و حکومته، بتقریب ان جعل الحکومه له اذن له فى ان یتصدى جمیع وظائف الحکام و منها اقامه الجمعه، فانها کما عرفت کانت فى عهد النبى (ص) و الخلفاء الراشدین و غیرهم من الوظائف و المناصب لزعماء المسلمین و حکالهم و کان هذا المعنى مرکوزا فى اذهان جمیع المسلمین حتى اصحاب الائمه علیهم الاسلام کما مى تفصیلیه، و علیهذا یکون جعل الحکومه تشخص ملازما عرفا للکونه ماذونا فى اقامه الجمعه و...» 3

در واقع همانطور که در متن بالا نیز به آن اشاره شد کسى که حکومت براى او و اذن حکمرانى در جامعه مسلمین در نزد او رقم خورده است همانا اذن دارد تا قصدى جمیع وظایف حکام را برعهده گیرد که از آن جمله اقامه نماز جمعه است و این مقوله در زمان نبی، خلفاى راستین از وظایف و مناصب زعیم مسلمانان و حکام بوده است و در ذهن جمیع اصحاب ونزدیکان ائمه که از افراد مورد اعتماد و موثق هستند این مسئله تثبیت و تسجیل گردیده است.

«ادله نقلی»

مرحوم بروجردى براى بیان ادله نقلى ولایت فقیه و ضرورت وجود آن در عصر غیبت به 2 روایت مشهور اشاره مى کند که از سوى برخى از مراجع و علماى مشهور دیگر نیز مورد استناد قرار گرفته است:

-1 روایت عمربن حنظله -2 روایت ابى خدیجه

اما متن روایات:

1) روایات عمربن حنظله:

سالت ابا عبدالله عن رجلین من اصحابنا یکون بینهما منازعه فردین او میراث فتحاکما الى السطلان او الى القضاه ایمل ذلک؟ فقال: من نخاکم الى الطاغوت فحکم که فانما یاخذ سخنا و ان کان حقه ثابتا لانه اخذ بحکم الطاغوت و قد امى الله عزوجل ان یکفر به، قلت: کیف یصنعان؟ قال و انظروا الى من کان منکم قد روى حدیثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا فارضوا به حکما فانى قد جعلته علیکم حاکما، فاذا حکم بحکمنا فلم یقبله منه فانما بحکم الله استغف و علینارد، و الراد علینا راد على الله و هو على حد شرک.

با توجه به این روایت کسى که نقل کننده احادیث، محیط بر احکام الهى و شناسنده حلال و حرام باشد (که همانا فقیه است) حاکم بر مردم محسوب شد و رد و مخالفت با حکم او همچون رد و مخالفت با حکم الهى و دستورات اهل بیت است و مشرک شناخته مى شود. نکته مهم در اینجا آن است که منظور «عرف احکامنا» کسى است که در مسائل شرعیه آشنا به مقصود دو منظور امام معصوم در بیان حکم الهى باشد و این ممارست و تسلط کامل بر علم رجال و آراء مختلف را مى طلبد.

2) روایت ابى خدیجه (س:)

قال لى ابوعبدالله: ایاکم ان یحاکم بعضکم بعضا الى اهل الجور، و لکنانظروا الى رجل منکم یعلم شیئا من قضائنا فاجعلوه بینکم فانى قد جعلته قاضیا فتحا کموا الیه4

البته این روایت را در بیان شرایط قاضى مطرح مى کنند لکن برخى اذعان دارند هنگامى‌که رضایت به قضاوت داده شده است پس آن فرد حاکم بر مردم نیز قرار گرفته است چون از شئون حکومت قضاوت است.

هنگامى که موارد و مواضع فوق الذکر توسط مرحوم بروجردى در اثبات ولایت فقیه و بیان ضابطه کلى آن مطرح مى گردد، ایشان مسائلى را مطرح مى کنند و تصریح مى کنند که شئون و حدود امور فقیه متوقف بر این چند مورد است. آنچه در ادامه مى آید عینا ترجمه متن عربى نوشته ایشان مى باشد:

1) در جوامع انسانى امورى وجود دارد که از وظایف افراد محسوب نمى شود و ارتباطى به آنها ندارد بلکه از امور عمومى اجتماع محسوب مى شود و آن امور نیز متوقف بر حفظ اساس نظام اجتماعى است. این مقولات عبارتند از: قضا، ولایت، برغیب، بیان جایگاه و میزان مصرف اموال مجهول المالک، حفظ نظم داخلی، امر به جهاد و دفاع در برابر هجوم دشمنان... که به سیاست و اداره کشور مرتبط است و این امر از امورى نیست که هر فردى به تنهایى متصدى آن باشد بلکه از وظایف زمامدار جامعه است و برعهده کسى است که به دست او زمام امور اجتماع ریاست و تدبیر مى شود.

2) براى کسى که از قوانین اسلام و ضوابط آن تبعیت مى کند شکر وجود ندارد که این دین، یک دین سیاسى و اجتماعى است و احکام آن محدود به عبادات محض شرعى براى تکامل افراد و تامین سعادت آخرت نمى باشد بلکه قسمت عمده احکام آن مرتبط به سیاست مدون و نظم امور اجتماع و فراهم کردن سعادت و سهولت در این عرصه است و در واقع آماد ه ساختن زمینه جهت رشد فردى است. از جمله این احکام مى توان به احکام معاهدات، حدود، قصاص، دیات، قضا، احکام وارد شده براى تامین مالیات دولت اسلامى مثل خمس و زکات... اشاره کرد که همگى به عرصه زندگى اجتماعى مربوط مى شود و امورى گریزناپذیرند. بنابراین عوام و خواص همگى متفق بر لزوم حضور یک سیاستمدار و زعیم در محیط جامعه اسلامى براى تدبیر امور مسلمانان هستند و این از ضروریات اسلام است که به وضوح در روایات و سیره نبوى مشهود است.

3) پنهان نیست که سیاست مدون و تدبیر امور اجتماع دردین اسلام جدا از جهات روحانى و شئون مربوط به تبلیغ احکام و راهنمایى مسلمانان نمى باشد بلکه سیاست در وهله اول مخلوط و همگون با دین و شئون آن است، همانطور که رسول خدا اداره امور مسلین را برعهده مى گرفتند و آنها را هدایت مى کردند و براى حل و فصل دعواها و اختلافات نیز به ایشان رجوع مى شد. همچنین ایشان حکامى براى ولایات مختلف نصب مى نمودند و از ایشان مالیاتهاى همچون خمس و زکات را دریافت مى کردند و این سیره امیرالمومنین و خلفاى راشدین نیز بوده است. آنها در ابتداى امر وظایف سیاسى‌شان را در مراکز ارشاد و هدایت مثل مساجد انجام مى دادند و مسجد جامع شهر را در نزدیکى دارالاماره و محل خلافت خلفا و امراء بنا مى کردند. ایشان برپا کننده اجتماعات مذهبى و مراسماتى مثل اعیاد بودند و امورى مثل صبح راهم تدبیر و اداره مى کردند این عبادات (ذکر شده در سطر قبلی) در برگیرنده قوائد سیاسى است که نظیر آن در غیر ازآن یافت نمى شود و این نوع اختلاط جهات معنوى و فوائد سیاسى با هم از خصایص و امتیازات خاصه دین اسلام است.

4) و خلاصه آنچه که ذکر کردیم این است که : -1 به‌درستى‌که براى ما نیازهاى اجتماعى وجود دارد که برطرف کردن آن برعهده اداره کننده و رهبر جامعه است -2 دین مقدس اسلام این امور را رها نمى کند بلکه اهتمام بسیارى به آن دارد و به لحاظ شرعى احکام کثیرى را براى آنها لحاظ کرده و اجراى آن را به رهبر و اداره کننده امور مسلمانان واگذار کرده است. -3 اداره کننده امورمسلمین در وهله اول بعد از پیامبر اکرم (ص) خلفاى راشدین نمى باشند ودر این زمان ما شیعیان معتقدیم که خلافت رسول خدا و زعامت مسلمین از حقوق دوازده امام (علیهم صلوات الله) است و رسول خداى خلافت را رها نکرده بلکه بعد از خود على (ع) را تعیین کرده و پس از او این مسئله به اولاد على (ع) منتقل شده است. پس مرجع بر حق و درست براى امور اجتماعى جمیع مسلمانان، ائمه دوازده گانه (علیهم السلام) هستند و این از وظایف خاصه ایشان است و

این امرى است که جمیع شیعه امامیه به آن اعتقاد راسخ دارند.5
عباراتى که در بالا ذکر شد خود به خوبى بیانگر موضوع مى باشد و نیاز به تفصیل و توضیح نیست ولى آنچه که باید به عنوان رکن اصلى بحث مدنظر داشته باشیم آن است که مرحوم بروجردى احکام اسلام و امور اجتماعى وسیاسى آن را در هم تنیده و بهم بافته مى داند و تصریح مى کند اسلام به عنوان کاملترین دین دنیا براى امور اجتماعى و اداره زمام کارها نیز برنامه اى دارد و جامعه را رها نخواهد کرد.

نتیجه گیری:

نکته اى که در آخر باید به آن اشاره کنیم که با توجه به مباحث مطرح شده مرحوم بروجردى اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه دارند و بر این عقیده هستند که فقیه در زمان غیبت توان و جواز حضور در شئون مختلف زندگى انسانى را به راحتى دارا مى باشد شاهد این مدعا حکایتى نقل شده از سوى آیت الله مکارم شیرازى (شاگرد مرحوم بروجردی) نیز مى‌باشد که به ترتیب ذیل است:

«آیت الله بروجردى اگرچه در قم، بحث ولایت فقیه را مستقلا مطرح نکردند، ولى نظر ایشان همانند امام، ولا‌یت مطلقه فقیه بود. شاهدم این است که ایشان به هنگام تاسیس مسجداعظم ناچار شدند، حیاطى را که وضوخانه آستانه و در کنار آن، بقعه هایى بود و در این بقعه ها، قبرهایى وجود داشت خراب کنند و جزء صحن مسجد اعظم قرار دهند. ایشان وضوخانه و بقعه ها را خراب کردند (البته بدون این اصل قبرها را از بین ببرند) و جزء مسجد اعظم قرار دادند. کسى به ایشان اعتراض مى کند که: حیاط مربوط به آستانه است و بقعه ها مربوط به دیگران، شما به چه مجوزى آنها را تصرف کردید؟ ایشان لبخندى مى زنند و مى فرمایند: «معلوم مى شود این آقا هنوز ولایت فقیه، درست برایش جا نیفتاده است.»

معناى سخن ایشان این است که: فقیه، ولایت مطلقه دارد، کارى را که مصلحت ببیند، به حکم این ولایت مى تواند انجام دهد.»6

منابع:
1) برقله فقه و فقاهت: یادها و یادمان هایى از مرجع اعلاى شیعه آیت الله‌ العظمى بروجردی- یالثارات الحسین 222.
2) البدرالزاهر (فى صلاه الجمعه و المسافر-) حسینعلى منتظرى نجف آبادی- تابستان -1362 دفتر تبلیغات اسلامى قم- صفحه50 .
3) همان صفحه50 .
4) همان صفحه 51 .
5) همانص فحه 54-52 .
6) برقله فقه و فقاهت- یالثارات-222 .

منبع : روزنامه رسالت
سید مرتضى مفید نژاد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان