کد خبر: ۵۰۳۲
تاریخ انتشار: ۰۲ دی ۱۳۹۷ - ۱۲:۱۸-23 December 2018
دومین نشست از سلسله نشست هاى گروه فلسفه سیاسى پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسى پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى قم با موضوع تکوین و تعالى اندیشه و فلسفه سیاسى در پرتو حکمت متعالیه، با سخنرانى حجت الاسلام والمسلمین دکتر احمد عابدی، استاد حوزه و دانشگاه و عضو هیئت علمى دانشگاه قم، برگزار شد...
عصراسلام: تکوین و تعالى اندیشه و فلسفه سیاسى در پرتو حکمت متعالیه دومین نشست از سلسله نشست هاى گروه فلسفه سیاسى پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسى پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى قم با موضوع تکوین و تعالى اندیشه و فلسفه سیاسى در پرتو حکمت متعالیه، با سخنرانى حجت الاسلام والمسلمین دکتر احمد عابدی، استاد حوزه و دانشگاه و عضو هیئت علمى دانشگاه قم، برگزار شد.

در ابتداى این جلسه، دکتر شریف لک زایى با بیان این مطلب که حکمت متعالیه از ظرفیت بالایى براى تاسیس فلسفه سیاسی، برخوردار است، خاطر نشان ساخت که صدرالمتالهین در آثار خود، بحث هاى سیاسى را مطرح، کرده است. همچنین اجمالا پذیرفته شده که ملاصدرا اندیشه سیاسى دارد و برخى گفته اند که این اندیشه، منسجم است.

سپس هدف این نشست را پاسخ به این سوالات، عنوان کرد که آیا مى توان گفت که از فلسفه سیاسى که مبتنى بر حکمت متعالیه باشد، مى توان سخن گفت و آیا مى توان فلسفه سیاسى متعالیه داشت. آن گاه دکتر احمد عابدى با بیان این مقدمات که براى ساختن حکمت متعالیه سیاسى از نگاه ملاصدرا، باید شخص، اهل سیر و سلوک و چله نشینى باشد و نیز ملاصدرا عرفان نظرى را بال راست و عرفان عملى را بال چپ انسان مى داند، به بحث خود درباره تکوین و تعالى اندیشه و فلسفه سیاسى در پرتو حکمت متعالیه پرداخت و گفت که به دو معنا مى توان فلسفه سیاسى متعالیه داشت: یکى اینکه فلسفه مضاف جدیدی، پى ریزى و تاسیس شود که با عنوان فلسفه سیاسى متعالیه معرفى شود؛ و دیگرى به این معنا که از بطن حکمت متعالیه صدرالمتالهین و بر اساس اصول و ابتکارات صدرایی، فلسفه اى سیاسى استخراج و به نام فلسفه سیاسى متعالیه نامیده شود.

از منظرى دیگر مى توان از فلسفه دانى و فلسفه عالى سخن گفت. در فلسفه دانى یا فلسفه متعارف مباحثى از قبیل علت و معلول،حدوث و قدم، قوه و فعل، حرکت، وجود، ماهیت و ... مورد بحث قرار مى گیرند. براساس این نگرش به فلسفه، با رویکرد مشائى یا اشراقى و متعالیه، سخن گفتن از فلسفه سیاسى متعالیه بى معنا خواهد بود؛ زیرا فلسفه مطلق و فلسفه مضاف، دو مقوله متفاوت خواهند بود. اما اگر به فلسفه عالی، یعنى رویکردى که صدرالمتالهین در پایان مبحث علت ومعلول به آن پرداخته و به جاى علیت به مسئله تشان پرداخته است و به عبارت دیگر، مستقل ندیدن انسان و جهان و همه پدیده ها و نیاز و فقر و وابسته بودن آنها به خداى متعال، در این صورت طرح یک فلسفه سیاسى متعالیه کاملا درست خواهد بود. از این رو است که مفاهیم بنیادینى همانند قدرت، امنیت، مشروعیت و دهها مسئله اى که ذیل هر مفهوم وجود دارد، مطابق مبانى حکمت متعالیه قابل پاسخگویى است و مى توان ادعا نمود که صدرالمتالهین به این مباحث توجه داشته و دغدغه فکرى او بوده است. نویسنده براین باور است که از مباحث وجودشناسى حکمت متعالیه که از چند اصل اصالت الوجود، تشکیک خاص مراتب وجود و اشتراک معنوى تشکیل شده، پاسخ بسیارى از ابهامات در باب فلسفه سیاسى متعالیه را مى توان به دست آورد.

اصالت الوجود، نوعى وحدت و پیوند درکل نظام ایجاد مى کند. این نگرش همانند نخ تسبیحى است که همه اجزاى حاکمیت را به یک دیگر متصل، معرفى مى کند. تشکیک خاص مراتب وجود، اگر به درستى تحلیل شود علاوه بر نگرش وحدت گرا بین راس وقاعده حکومت و انسجام بین حکومت و مردم مى تواند توجیه کننده کثرت گرایى در نظام سیاسى در عین وحدت آن باشد.این نظریه از طرفى کثرت هاى عرضى و اختلاف آرا و سلیقه هاى مختلف و احزاب و گروه هاى مختلف را پذیرفته و در عین حال با یک وحدت متعالى طولى تشکیکى آنها را در یک جهت و هدف کلى واحد قرار مى دهد. در تفکر حکمت متعالی، اعتبارى بودن به معناى بى ارزش بودن و سست و واهى تلقى کردن و نگاه منفى داشتن نیست، بلکه اعتبارى دانستن دنیا و حاکمیت و سایر مولفه هاى فلسفه سیاسى به معناى آن است که آنها را مقصد و هدف نهایى ندانسته، اما براى رسیدن به هدف نهایی، توجه کامل به آنها لازم و ضرورى است.

مطابق فلسفه سیاسى متعالیه، تفاوت یک حکومت دینى از حکومت غیر دینى به شکل حکومت نیست، بلکه آن چه مهم است مبانى و اهداف هر کدام است. ملاصدرا به فلسفه سیاسى توجه داشته و اصول و مبانى آن را ارائه کرده است. بحث از وجود رابط و مستقل، تشکیک مراتب وجود، بحث از علت غایی، حرکت جوهری، اسفار چهارگانه عقلی، اثبات عالم خیال، عقول طولى و عرضى و نقش آنها در جهان ماده، اثبات نفس و تجرد آن، توحید افعالى و لا موثر فى الوجود الا الله، توحید در ربوبیت و در تشریع و در حاکمیت، وحدت صنع و تدبیر و ...اصولى ارزش مند، عالى و برهانى هستند که بر اساس آنها مى توان یک مکتب "فلسفه سیاسى متعالیه” پى ریزى کرده و تدوین نمود. در پایان، دکتر احمد رضا یزدانى مقدم، مدیر گروه فلسفه سیاسى پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسى از ادامه این نشست ها در هفته هاى آتى و با همین رویکرد، خبر داد.
روزنامه رسالت

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان