کد خبر: ۴۸۴۹
تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۳۹۷ - ۱۸:۴۱-16 December 2018
در خصوص سال پیامبر اعظم(ص)، اهمیت و جایگاه فرهنگ، راههای مبارزه دشمنان با فرهنگ شیعه، عوامل موفقیت در عرصه فرهنگ، ویژگی های دانش جهت دار، موانع جنبش نرم افزاری و... با پرویز سروری نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی گفتگویی صمیمانه داشته ایم که ماحصل آنرا از نظر می گذرانید.
عصراسلام: یکی از اولین نکات قابل تأمل در نامگذاری امسال به سال رسول الله الاعظم، علت آوردن لقب اعظم پس از نام رسول اکرم است. این نوع نام گذاری چون در جوامع شیعی رایج نبوده، تعجب برخی از محققین را برانگیخته است. در حالی که رهبر انقلاب می توانستند بفرمایند سال رسول اکرم. استفاده از لقب اعظم برای رسول الله در جوامع اهل سنت بیشتر رواج داشته است. به همین دلیل می توان فهمید که هدف مقام معظم رهبری از استعمال این لقب افزایش همدلی و وحدت همه مسلمانان و تقریب مذاهب اسلامی بوده است. استقبال سایر مسلمین از این ابتکار رهبری از نتایج مثبت این نام گذاری می باشد.

اهمیت تقریب مذاهب اسلامی

اهتمام رهبر انقلاب به همدلی مذاهب اسلامی تا حد زیادی به شرایط حساس کنونی جهان اسلام برمی گردد. مسئله تقریب مذاهب از زمان سیدجمال الدین اسدآبادی و حتی قبل از آن در زمان نادرشاه افشار مطرح شده است. این موضوع در زمان مرحوم حضرت آیت الله بروجردی و با همکاری شیخ محمد شلتوت عالم بزرگ اهل سنت بسیار جدی شد. پس از انقلاب اسلامی و به خاطر دوراندیشی امام راحل، تقریب مذاهب وارد مرحله جدیدی شد. از اینرو هانتینگتون معتقد است که بعد از انقلاب اسلامی جهان اسلام وارد مرحله خودآگاهی شده است. در واقع در حال حاضر جهان اسلام شرایط حساسی را در پیش رو دارد که بیش از هر زمان وحدت و همدلی همه مسلمین را ایجاب می کند. آمریکائیها و اردوگاه استکبار عملا به جهان اسلام اعلان جنگ کرده و از همه ابزار خود برای تحت فشار قرار دادن مسلمانان استفاده می کنند.

آمریکا طرح خاورمیانه بزرگ را مطرح کرده و بهترین راه برای تحقیق این هدف دامن زدن به اختلافات مذهبی بین مسلمانان است. برای همین در عراق بشدت طرح تشدید اختلافات مذهبی در دستور کار اشغالگران قرار گرفته است. این در حالی است که حتی امام وحدت همه پیروان ادیان توحیدی در برابر مستکبرین را مطرح نموده بودند.

نکته دیگری که در رابطه با وحدت جهان اسلام می توان طرح نمود مفهوم «دارالاسلام» است. دارالاسلام را می توان کشور واحد اسلامی با مرزهایی فرهنگی نامید. مرزهای این سرزمین مرزهای سیاسی نیست که با اختلاف حاکمان کشورهای اسلامی مخدوش شود. دارالاسلام کشوری فرهنگی است که در آن قلوب مسلمین با هم نزدیک است. سابقه این موضوع به دوران شکوه تمدن اسلامی بازمی گردد. در این دوران نیز حکومتهای سیاسی گوناگونی در جهان اسلام می زیستند که به خون هم تشنه بودند. برای مثال خلفای عباسی دشمن فاطمیان مصر بودند اما اگر مسلمانی در سرزمین عباسیان مثلا از بغداد می خواست به قاهره برود معمولا نمی گفت که می خواهم به سرزمین فاطمیان یا به مصر بروم. می گفت به قاهره می روم زیرا تمام جهان اسلام از مرزهای چین تا اندلس (اسپانیای کنونی) را یک سرزمین واحد می دانست.

تشکیل کشور فرهنگی جهان اسلام

گام اول مسلمین باید تشکیل کشور متحد فرهنگی باشد که درگیریهای سیاسی و ملیت ها و قومیت ها و گوناگونی های آنها را نادیده می گیرد. در گام بعدی نیز باید تلاش کرد تا همه حق طلبان عالم بر علیه نظام استکبار با یکدیگر متحد شوند. نکته مهم اینجاست که دارالاسلام در مفهومی وسیعتر جبهه همه حق طلبان است و نه فقط مسلمانان. در تمدن اسلامی هم مسیحیان شام همیشه در نبرد مسلمانان با مسیحیان رومی و صلیبی ها از مسلمانان طرفداری می کردند زیرا که رفتار رومیها و صلیبی ها با مسیحیان شام برعکس تساهل مسلمین، بسیار زشت بود.

رهبر انقلاب اهداف دیگری نیز از نام گذاری امسال مدنظر داشته اند. از نظر ایشان هر کس امسال باید یک گام به جلو بردارد. در این سال کشور می بایست روند توسعه خود را سرعت دهد اما از نظر ایشان توسعه اگر همراه با رشد اخلاق نباشد سعادت به بار نخواهد آورد. در این سال مردم و مسئولین می بایست در کسب برخی از ویژگی های مثبت بکوشند. مقام معظم رهبری برخی از این ویژگی ها را برشمرده اند که از جمله آنها حکومت با حکمت ، عبادت همراه با خدمت به خلق، جهاد توأم با رحمت، عزت فروتنانه و روزآمدی همراه دوراندیشی است. نکته جالب و مشترک در ویژگی های فوق دو بعدی بودن آنهاست. به عبارت دیگر مجاهد باید رئوف باشد و حاکم حکیم و عزیز فروتن. ایشان همچنین راههای رسیدن به جامعه اخلاقی و توسعه یافته را اینچنین برمی شمرند:
1-تمرین و مجاهدت فردی

2- تعلیم اخلاق توسط نهادهای آموزشی و پرورشی. ایشان با صراحت این نهادها را موظف به تعلیم اخلاق و پرورش نمودند. به همین دلیل نظارت مجلس بر نهادهای آموزشی و پرورشی در جهت تحقق این فرمان ضروری است.

نکته مهم دیگری که در فرمایشات رهبری منعکس شده توصیه ایشان به جوانان است. ایشان از جوانان خواسته اند که با حرکتی جهادی به سوی تولید علم و تبدیل علم به فناوری و تبدیل فناوری به صنعت و سپس تبدیل آن به توسعه گام بردارند.

اهمیت و جایگاه فرهنگ

اگر ما اندیشه های امام را مبنای تحلیل قرار دهیم ایشان فرهنگ را زیربنای همه چیز می دانند. به اعتقاد بنده انقلاب ما اساسا فرهنگی بود. حتی در تئوری های انقلاب، تا قبل از انقلاب اسلامی فرهنگ جایی نداشت اما با وقوع انقلاب اسلامی برخی نظریه پردازان غربی ناچار شدند تا جایی برای فرهنگ باز کنند. هر تحولی در داخل انقلاب می بایست بر محور فرهنگ انجام پذیرد.

غرب در مواجهه با هر انقلابی محور آن را هدف قرار می دهد. به همین دلیل آمریکائی ها متوجه شدند که نقطه حساس جمهوری اسلامی و محور آن فرهنگ است برای همین یک جنگ تمام عیار فرهنگی را به راه انداختند. جدی بودن این جنگ فرهنگی را رهبری در سه مقطع زمانی توصیف کرده اند: 1-تهاجم فرهنگی 2-شبیخون فرهنگی 3- غارت فرهنگی.

برعکس مقام معظم رهبری، بعضی از مسئولین نظام خصوصا مدیران فرهنگی کشور اهمیت این نبرد را آن گونه که شایسته است درک نکردند. آسیب های فرهنگی مختلفی که حتی به شئون سیاسی و اقتصادی و اجتماعی جامعه ما رسوخ کرده ناشی از همین سهل انگاری هاست. تفاوت جنگ فرهنگی با نبرد نظامی در این جاست که تلفات و میزان پیشروی و نتایج جنگ نظامی به وضوح قابل درک است و به همین دلیل اگر دشمن پیشروی محسوسی انجام دهد فرماندهان نظامی خود را به هر دری می زنند تا جلوی پیشروی دشمن را سد کرده و درنهایت دشمن را درهم بشکنند. درحالی که در جنگ فرهنگی همه چیز تا به نتیجه قاطعی نرسد و اثرات خود را نشان ندهد ناملموس است. حتی برخی از اندیشمندان داخل کشور وجود تهاجم فرهنگی را نفی می کنند، عده دیگری نیز وجود تهاجم را می پذیرند ولی آن را باور نکرده اند. دلیل این امر نیز بی تفاوتی عملی آنها در برابر آسیب های فرهنگی گریبانگیر جامعه اسلامی ماست. رژیم پهلوی زمانی متوجه ابعاد و اهمیت پیروزی های فرهنگی امام خمینی شد که دیگر کاری از دستش برنمی آمد. شکست فرهنگی هنگامی که به بحران های سیاسی و اجتماعی منجر شود، کنترل و علاج آن بسیار دشوار خواهد شد. به همین دلیل برخی سازمان های اطلاعاتی حساب ویژه ای برای جنگ فرهنگی باز کرده اند. برای مثال می توانید کتاب جنگ سرد فرهنگی را ملاحظه کنید. این کتاب قطور را فرانسیس ساندرس با استفاده از تنها بخشی از اسناد سازمان سیا منتشر کرده است. سازمان سیا برنامه فرهنگی بسیار جدی و دقیقی برای به زانو درآوردن شوروی طراحی و اجرا نمود و شما مطمئن باشید که برنامه دقیق تری بر علیه مسلمانان در جریان است و هزینه های سرسام آوری به این امر اختصاص یافته است. همانطور که می دانید تنها در آمریکای شمالی دهها موسسه ایران شناسی وجود دارد که تمام نقاط قوت و ضعف ایران را بررسی می کنند. همچنین کنگره های متعدد شیعه شناسی در تل آویو و سایر نقاط جهان برگزار شده تا نقش آموزه های مذهبی شیعی در به ثمر رسیدن انقلاب و بقای آن و همچنین هجوم به باورهای رایج غربی را بررسی کنند. اگر ما نسبت به فرهنگ و اندیشه خود کم اعتنا باشیم غربی ها و صهیونیست ها قطعا در تحریف آن به موفقیت خواهند رسید. الآن یکی از بزرگترین مراکز سیره شناسی دنیا در تل آویو قرار دارد و دانشگاه های بزرگ آمریکا و انگلیس پروژه های بزرگی برای تدوین تاریخ ایران در دست دارند. در کنگره شیعه شناسی تل آویو وقتی صهیونیست ها به این نتیجه رسیدند که مهار نظامی شیعیان بسیار دشوار است.

پیشنهادهای دشمنان برای مهار فرهنگ شیعه

مروین زونیس یکی از شرکت کنندگان این همایش پیشنهاداتی برای مهار فرهنگی شیعیان ارائه کرد که دو مورد از آن را برای شما نقل می کنم. یکی از آنها تقویت ملی گرایی بین ملل مسلمان و خصوصا شیعه بود. به این ترتیب شیعیان ایران، عراق و لبنان و البته همه مسلمانان از اتحاد فرهنگی که به تشکیل دارالاسلام منجر می شود دست کشیده و به جان هم می افتند. نکته دیگری که زونیس می گوید این بود که به جای اینکه فیلم های عشقی فرانسوی به این کشورها صادر کنید، افرادی از بین خود آنها تربیت کنید تا چنین فیلم هایی بسازند. به عبارت دیگر تربیت نیروی انسانی از همان کشورها که اگر از طریق نفوذ و تسلط فکری بر مراکز آموزشی آن کشور باشد خیلی مطلوب است. من عین سخنان زونیس را نقل می کنم: «احساسات ملی گرایی را تقویت کنند. روی تاریخ قومی بیشتر تکیه کنند.

... و نیز تولید فیلم های داخلی به جای وارد کردن فیلم های وسترن آمریکایی یا فیلم های عشقی فرانسوی و بهبود صنعت پوشاک به جای وارد کردن جنس از خارج مورد نظر باشد.» ملاحظه می کنید که زونیس حدود دو دهه پیش به برجسته کردن تاریخ قومی البته از جهت تفرقه افکنی اشاره کرده است.

در حدود دو دهه بعد یعنی یک ماه قبل هم برژینسکی ارسال مأمورین ویژه آمریکایی به نواحی شهری ایران برای تحریک قومیت ها را برملا کرد.

عوامل موفقیت در عرصه فرهنگ

دو عامل مهم می تواند سرنوشت فرهنگ کشور را به خوبی مشخص کند:

الف) تدارک و آرایش نیروهای فرهنگی کشور

ب) استراتژی و راهبرد یا اصول کلی حرکت فرهنگی

مراکز آموزشی وظیفه تدارک نیرو، مهندسی فرهنگی نقش آرایش نیروهای فرهنگی و استراتژی برنامه راهبردی برای حرکت این نیروهاست. برای مهندسی فرهنگی ابتدا باید تکلیف خود با جایگاه فرهنگ در کشور را مشخص کرد. البته جامعه خود یک کل ارگانیک است. فیلسوفانی چون فارابی جامعه را به بدن انسان تشبیه نموده اند. مهندسی فرهنگی را می توان از دو نظر طراحی کرد تعیین جایگاه حوزه های گوناگون فرهنگی در ارتباط با هم و در ارتباط با کل منسجم و همچنین تعیین جایگاه نهادهای فرهنگی در آن کل منسجم. به این ترتیب دستگاه منسجم فرهنگی کشور شکل می گیرد که به مثابه یک کل و زنده عمل می کند و استراتژی فرهنگی برنامه راهبردی عملکرد این مجموعه منسجم فرهنگی است.

استراتژی فرهنگی کشور در درجه اول می بایست از آموزه های قرآن و عترت گرفته شود. در مقام بسط آموزه های مذکور نیز می بایست رهنمودهای ولی فقیه سرلوحه کار نهاد فرهنگی کشور قرار گیرد. همچنین آموزه های قرآن و عترت در محور تمام حوزه های فرهنگی کشور باید قرار گیرد. اما در مقام چینش نهادهای فرهنگی، مراکز آموزشی و پرورشی در رأس همه نهادهای فرهنگی و حتی غیرفرهنگی قرار می گیرند زیرا مراکز تولید نیروی انسانی هر کشور محسوب می شوند. مساجد نیز در کنار حوزه ها و دانشگاه ها سنگرهای کلیدی عرصه فرهنگ کشورمان محسوب می شوند.

از تلفیق دو مطلب بالا یک نتیجه حاصل می شود و آن مدارس، مساجد، حوزه های علمیه و دانشگاهها «قرآن و عترت محور» می باشد و این اولین گام حرکت فرهنگی ماست. مراکز آموزش وپرورشی و مساجد کشور مراکز اضطرار جمهوری اسلامی می باشند. اسلامی کردن این نهادها مقدمه بازسازی جریان فرهنگی کشور است. در نتیجه در بعد سخت افزاری باید مراکز آموزشی و پرورشی و مساجد محور و در بعد نرم افزاری قرآن و عترت محور باشیم.

جنبش نرم افزاری

درباره جنبش نرم افزاری که موتور محرک نهادهای آموزشی وپرورشی و کل جامعه محسوب می شوند. اگر همین تشبیه موتور را درنظر بگیریم سه نیاز برای ماشین جامعه ما بوجود می آید:

1- ماشین موتور پرقدرت و بادوام می خواهد که به منزله تولید علم با کیفیت و کمیت بالاست

2- کشور باید در تولید موتور خودکفا باشد که همان خودکفایی در تولید علم است.

3- موتور باید ماشین جامعه را به جهت درستی هدایت کند که این به منزله جهت دار بودن علم است. اگر یک موتور داخلی باشد، با کیفیت و پرقدرت هم باشد اگر سکاندار ماهری آنرا هدایت نکند با سرعت و شدت بیشتری به دره می افتد.

پس جهت مندی دانش مهمترین نیاز دانش است.

ویژگی های دانش جهت دار

یک دانش جهت دار سه شاخص احتیاج دارد:

1- اسلامی شدن دانش، 2- تناسب با نیازهای کشور، 3- همراهی آموزش دانش با تهذیب و تربیت.

اسلامی شدن دانش به این معناست که به طور اختصاصی در علوم انسانی، تولید دانش باید بر مبنای آموزه های اسلامی که برگرفته از قرآن و عترت است شکل گیرد و محققین این حوزه با مبنای اسلامی نظریه پردازی کنند. در غرب نیز جامعه شناسان و روان شناسان و فیلسوفان و دانشمندان علوم انسانی بر مبنای اومانیسم نظریه بپردازی می کنند. اومانیسم یعنی حاکمیت انسان به جای خدا. در جامعه اومانیستی از حقوق همجنس بازان دفاع می شود اما توهین به انبیاء و مقدسات دینی به عنوان نماد آزادی بیان تلقی می گردد.

اما در سایر علوم، اسلامی بودن را می توان از سه دیدگاه مورد بررسی قرار داد: 1- یک دسته از اندیشمندان که بعد از رنسانس ظهور کردند و تحت تأثیر مکتب تجربی انگلس، اساساً تنها علوم تجربی را علم دانسته و به این دسته از دانش ها اصالت می دهند. این گروه علم و دین را کاملاً از هم جدا می دانند. 2- گروه دوم اساساً تنها علوم دینی و برخی منحصراً علوم نقلی را علم می دانند و آیات قرآن و احادیث مربوط به ارزش علما را مختص به علمای دینی تعبیر می کنند. مکتب اهل حدیث در بین اهل تسنن و اخباریون نمایندگان شاخص این جریان بوده و البته جریانی نیز درحال حاضر علم تجربی و تکنولوژی را بکلی طرد می کنند. دو گروه اول هر کدام از یک زاویه علم و دین را از هم جدا می کنند. اما گروههایی نیز قائل به تعامل علوم تجربی و دین هستند. برخی همچون آیت الله جوادی آملی معتقدند که علم تجربی از آن جهت که آیتی از آیات خداست می تواند اسلامی شود. به تعبیر ایشان بدون تغییر قواعد و قوانین علم تجربی می توان با نگاهی عمودی به آن دانش یعنی به این عنوان که ما را به خالق این پیچیدگی های علمی راهنمایی می کند، آن را علم اسلامی بنامیم. امام هم دیدگاهی نزدیک به همین نظر داشتند. اما دیدگاه دیگری متفاوت و جدی بحث علم اسلامی را مطرح می کند. دو نسخه آخر بیشتر قابل تأمل است و البته نظر آیت الله جوادی آملی فعلاً پخته تر به نظر می رسد و دیدگاه دوم نیاز به کار و پختگی بیشتری دارد تا به نتیجه برسد.

دومین شاخص جهت مندی دانش تناسب آن با نیازهای کشور است. به جمله رهبری برمی گردیم. رهبر انقلاب فرموده اند که جوانان با حرکتی جهادی به تولید علم و تبدیل آن به فناوری و تبدیل فناوری به صنعت و در نهایت تبدیل صنعت به توسعه بپردازند. امروز اگر جوانان ما هم بخواهند این چرخه را از مرحله تولید علم به سوی فناوری و صنعت پیش ببرند با مانعی تحت عنوان وزارت علوم مواجه می شوند. نظام آموزشی ما اساساً نیاز محوری را فراموش کرده و با صراحت می گوید هدف ما از تولید علم باید دو چیز باشد یکی گسترش مرزهای دانش و دیگری بهبود وجهه علم کشور، به همین دلیل مهمترین شاخص ارزیابی آموزشی وپرورشی چاپ مقاله است. وزارت علوم مقاله محور است و حتی در رشته های تکنولوژیک که تولید محصول باید اصل باشد، اولویت را به تولید مقاله می دهد و نه تولید محصول و فناوری. جالب است که وزارت علوم می گویم به من مربوط نیست که مقاله تو چقدر بدرد مملکت می خورد. من پول و امکانات می دهم تا تو مقاله چاپ کنی و سپس تو را ارتقا می دهم، جالب اینجا است که چاپ مقاله را در همه رشته ها برای ارتقاء اساتید اجباری کرده و اگر استادی همه کارهای خود را تعطیل کند و چندین سال وقت خود را صرف تولید یک فناوری کند، چون در این فاصله فرصت نکرده مقاله چاپ کند بدلیل افت علمی تنبیه می شود. جالب این جاست مجلات خارجی که مقالات ISI می پذیرند بیشتر مقالاتی را چاپ می کنند که نیازهای خودشان را برطرف کند و نه نیازهای کشور را.

شرایط تحقق جنبش نرم افزاری

بدون تغییر نگرش و اصلاح ساختارهای آموزشی و پژوهشی جنبش نرم افزاری شکل واقعی نمی گیرد. با برگزاری همایش و ارائه مقالات انتزاعی درباره تولید علم هیچ پیشرفتی در کشور انجام نمی شود. به اعتقاد بنده قبل از هرچیز نظام ارزیابی آموزشی وپرورشی و نظام آموزشی کشور باید اصلاح شود. باید در امتیاز دادن به مقالات نیازهای کشور مدنظر قرار گیرد و باید به محققین فرصت داد که فارغ از نگرانی به تولید فناوری بپردازند و باید رشته های آموزشی و تسهیلاتی برای به تولید انبوه رساندن فناوری در کشور درنظر گرفته شود. از این مهمتر، رشته های مدیریتی باید در کشور گسترش پیدا کند تا ساختارهای آموزشی وپژوهشی کشور نهضت تولید علم را تحمل کنند.

لزوم همراهی آموزش با پرورش

اما آخرین شاخص جهت داری علم همراهی پرورش با آموزش است. امام بیشترین تأکید را بر مسئله آموزش وپرورش توامان داشته اند. امام آموزش صرف را امری بی فایده و در بیشتر اوقات زیانبار می دانند. ازنظر امام ملاک سودمندی دانش حتی علوم مذهبی و حتی علم فقه را پرورش می دانستند. رهبری هم امسال نهادهای آموزشی را موظف به تعلیم پرورش و اخلاق فرمودند. در برنامه چهارم توسعه به مسئله فرهنگ و پرورش خصوصاً در حوزه آموزش عالی بسیار کم اعتنایی شده است. حتی در سالهای اخیر واژه فرهنگ و آموزش عالی به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تغییر نام یافته که در نام اخیر که عنوان این وزارت خانه است هیچ سخنی از فرهنگ و پرورش به میان نیامده است. گویی که پرورش باید در ذیل این سه واژه قرار بگیرد و درحالی که امام خمینی می فرمودند که دانشگاهها را مراکز پرورش قرار دهید، دانشمند اگر تربیت یافته باشد محصولات مفید می سازد یا جامعه ای را هدایت می کند، امام خمینی می شود، پاستور می شود، اما اگر تربیت نشده باشد بمب اتمی می سازد، اکستازی می سازد.

مانع بزرگ جنبش نرم افزاری

علوم انسانی باید مبنای توسعه باشد و فناوری و علوم کاربردی ابزار آن واقع شوند. در آلمان که بزرگترین کشور صنعتی اروپاست در حدود60% دانشجویانش در رشته های علوم انسانی تحصیل می کنند. رنسانس اروپا هم از علوم انسانی خاصه از ادبیات و تاریخ و بعد هنر شروع شد. جالب اینجاست که موسسه «رند» آمریکا در ضمن طرحی که برای مهار فلسطینی ها ارائه کرده بود در یکی از بندهایش گفته بود برای مهار فلسطینی ها باید علوم مهندسی را گسترش دهیم و به جای آن علوم انسانی را محدود کنیم. اگر ما در کشور مدیر خوب نداشته باشیم، هرچقدر که مهندس تربیت کنیم چون مدیری برای استفاده از مهندسان نداریم با هزینه خودمان آنها را به دیگران تقدیم می کنیم. نکته دیگر این است که در کشورهای غربی نظارت بسیار شدیدی بر رشته های علوم انسانی وجود دارد و به هر جریانی اجازه داده نمی شود که در محافل علمی مطرح شوند. هولوکاست یکی از مواردی است که آشکار شده است درحالی که در کشور ما برخی جریانات فکری غربگرا در دانشگاهها فرمانروایی می کنند و حتی اجازه ورود اندیشه های جدیدتر را نمی دهند و جمهوری اسلامی هزینه مخالفتهای آنان را می پردازد.[1]
منابع :

[1] . گفتگو با پرویز سروری عضو کمیسیون فرهنگی مجلس ، استراتژی فرهنگی کشور باید از آموزه های قرآن و عترت گرفته شود

روزنامه کیهان، شماره 18605 9/6/85


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان