کد خبر: ۴۷۲
تاریخ انتشار: ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۲۳:۲۳-24 April 2017
بسم الله الرحمن الرحیم
* سؤال: اگر کسی به یگانگی خدا و نبوت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ولایت أمیرالمؤمنین وسایر ائمه(علیهم السلام) ایمان داشته باشد ولی [خدای ناکرده] در دلش نسبت به آخرینِ آنها یعنی امامِ غایب از نظر ، «شک و تردید» داشته باشد، تکلیف او چه خواهد بود:
* پاسخ : همانطور که «اعتقاد» به توحید و نبوت و معاد، بدون ایمان به ولایت أمیرالمؤمنین(علیه السلام) و برائت از غاصبین حقّ خلافت، ارزشی ندارد،

و همانطور که نماز و حج و دیگر عبادات، بدون ولایت أهل بیت، پشیزی نمی ارزد،

همه این « اعتقادات و عبادات» اگرانجام شود و انسان به ولایت أهل بیت نیز ایمان داشته باشد، امّـــا: امامِ زمانِ خویش را نشناسد، از هیچیک از معتقدات خود، حتی از ولایت ائمه‌یِ قبل نیز، بهره مند نخواهد گردید. [۱]

بهترین سند برای ادعای فوق، این روایت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است [سند این روایت در اصلی ترین منابع شیعه و سنّی موجود است] که می فرمایند:
چ
{ من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة } کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مُرده است.[۲]

بدین معنی که : اگر مسلمانی – یعنی کسی که توحید و نبوت و قرآن و قیامت و دیگر مبانی دین را پذیرفته، و به واجبات دین اهتمام نموده است- بمیرد و امامِ معصومِ زمان خویش را نشناخته باشد، او «نامسلمان» مُرده، دین او همان کُفر و ضلالتِ کفار و مشرکین قبل از اسلام، تلقّی خواهد شد و از اسلام، توحید نبوت، تقوی و عبادت خود نفعی نخواهد بُرد.
در تأیید این کلام متمسک به فرمایشات نورانی أهل بیت عصمت و طهارت می شویم:
اول. امام صادق(علیه السلام) :
کسی که به امامتِ پدرانِ من اقرار نموده، امامت فرزندان (معصوم) مرا نیز بپذیرد، ولی مهدی را که از فرزندان من خواهد بود انکار کند، مانند کسی است که نبوت جمیع انبیــاء را بپذیرفته، ولی نبوت پیامبر اکرم(صلوات الله علیه و آله) را انکار نماید.[۳]
دوم. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
مَن أنکَر القائِمَ مِن وُلدی فی زمان غیبته، فمات، فقد مات میتة جاهلیة.
کسی که در ایام غیبت مهدی از فرزندان من، او را انکار نماید و بمیرد، به مرگ جاهلیت (یعنی غیرمسلمان و کافر و گمراه) از دنیا رفته است.[۴]

سوم.امام کاظم(علیه السلام) به نقل از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
کسی که می خواهد در حالی خدا را ملاقات کند که ایمان او «کامل» و اسلام او «نیکو» باشد،
پس به ولایت حجّة بن الحسن(علیه السلام) که همه در انتظار اویند، معتقد شود.[۵]

چهارم . امام صادق(علیه السلام) خطاب به «سیدحمیری» که شیعه بوده ولی از پیروان کیسانیه بود، یعنی بعد از حضرت امام حسین(علیه السلام) به برادر آن حضرت محمدحنفیه معتقد بود، با وجود همه اشعاری که در حق اهل بیت داشت و مبارزه ادبی که با دشمنان آنان می نمود، خبردار شد که امام صادق(علیه السلام) او را کافر نامیده است؛ خدمت آن حضرت شرفیاب شد و عرض کرد: آیا من با همه محبتی که به شما داشته و با دشمنان شما مخالفت می نمایم، بازهم کافرم؟ امام فرمودند:

در حالی که تو به امامِ زمانت ایمان نداری، آن [ اعتقادت به ولایت ائمه قبل و محبت تو نسبت به ما و دشمنی با دشمنان ما ] برای تو سودی نخواهد داشت.[۶]

نکته این بحث در این است که : بنابر روایات، انکار یکی از ائمه در حکم انکار جمیع آنها و در حکم انکار رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بوده. چنین کسی قطعا منحرف و گمراه خواهد بود.[۷]

آیت الله بهجت
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان