کد خبر: ۴۵۷۸
تاریخ انتشار: ۱۶ آذر ۱۳۹۷ - ۱۳:۳۷-07 December 2018
قبل از آن‌که قانون‌هايم را بگويم بگذاريد به نکته‌اي اشاره کنم که شايد بتوان گفت مهم‌ترين چيزي‌ست که مي‌توانم به شما بگويم!
لطفاً از صحنه‌ي توقف يک ماشين فيلم‌برداري نکنيد. آن‌هم به‌گونه‌اي که زاويه‌ي دوربين کمي سربالاست، در باز مي‌شود، کفش يا پاي خوش‌تراش کسي وارد کادر مي‌شود و تصوير به‌طرف بالا حرکت مي‌کند تا ببينيم او کيست. من از چنين صحنه‌‌اي متنفرم! و هم‌چنين از حرکت دايره‌وار دوربين (روي استدي‌کم) دورِ کساني که روبه‌روي هم ايستاده‌اند تا با هم صحبت کنند يا هم‌ديگر را در آغوش بگيرند. از کاربرد کليشه‌هايي نظير اين جداً پرهيز کنيد؛ درست مثل دوري کردن از فردي که ناقل بيماري‌هاي پوستي‌ست!

 
و حالا قوانين:
قانون نخست:

در نخستين روز فيلم‌برداري اسم تمام اعضاي گروه را بپرسيد؛ همه‌شان را...من خودم در حفظ کردن اسم‌ها خيلي تنبلم ولي يادتان باشد اين افراد– که گفتم– هر کاري از دست‌شان برآيد انجام مي‌دهند تا آن‌چه که شما در ذهن يا هارد کامپيوتر خود داريد به فيلم تبديل شود. اين کار آن‌ها ارزش به ياد آوردن اسم‌شان را دارد. به خاطر داشته باشيد اگر همه‌چيز هم‌تراز و مساوي باشد همه‌ي اعضاي گروه تمام سعي‌شان را خواهند کرد تا فيلم به بهترين شکل ممکن ساخته شود. تکرار مي‌کنم: به بهترين شکل ممکن.


 قانون دوم:

سعي کنيد شرايط کار کردن گروه را کمي درک کنيد.اگر مي‌خواهيد کار را دير شروع کنيد سعي کنيد دليلش را به آن‌ها توضيح دهيد. براي اين‌که بگوييد اجراي يک نما قابل قبول است اين کار را تا وقت ناهار طول ندهيد. گاهي وقت‌ها آدم‌ها به وقت اضافه نياز دارند و گاهي وقت‌ها دل‌شان مي‌خواهد به خانه برگردند تا بچه يا بچه‌هايشان را ببينند. در شکل عمومي، افراد، از اين‌که کارشان سر وقت تمام شود خوش‌حال مي‌شوند. طول دادن کار در تمام روز اصلاً چيز خوبي نيست!

 
 قانون سوم:

دستيارتان درباره‌ي کار، چيزهايي بيش‌تر از شما مي‌داند.او (منظور، دستيار شماست) از همه‌ي ورود و خروج کارهاي روزانه و هفتگي اطلاع دارد. رسيدگي به امور عملي را ناديده نگيريد. اين، بخشي از کار شماست. اميدوارم اين نکته را درک کنيد که چرا زمان فراخوان آدم‌ها در طول هفته و سر صحنه، هر بار با تاخير بيش‌تري انجام مي‌شود. اين مي‌تواند نشانه‌اي از احترام به گروه توليد فيلم باشد که مي‌خواهند بدانند شما نسبت به کارهاي روزانه‌شان چه واکنشي نشان مي‌دهيد.


 قانون چهارم:

شخصيت خود را حفظ کنيد.فرياد نکشيد؛ مگر اين‌که آن اتفاق، واقعاً خيلي مهم و البته مستحق فرياد کشيدن باشد. يک دليل خوب براي فرياد کشيدن زماني‌ست که مثلاً يکي از چراغ‌هاي نورپردازي سقوط کرده و نزديک است به کسي اصابت کند! در ضمن ممکن است زير فشار شديدي باشيد ولي توجه داشته باشيد که رها کردن گروه توليد و بازيگران از چنين وضعيتي، بخشي از شغل شماست. اگر کسي واقعاً نياز دارد با شما صحبت کند او را دور از بقيه‌ي گروه، به گوشه‌اي ببريد و با او صحبت کنيد.

 
 قانون پنجم:

جريان توليد فيلم را به‌خاطر ناهار يا شام متوقف نکنيد.اگر جزء آن دسته از افراد هستيد که دل‌تان مي‌خواهد در طول غذا خوردن، نگاهي به روزنامه‌ها بياندازيد، اشکالي ندارد يک ناهار سريع بخوريد؛ ولي اگر منتظر نشسته‌ايد تا غذا از راه برسد همان بهتر که بنشينيد و صبر کنيد. باور کنيد هيچ‌کس از شخصي که باعث توقف روند کار مي‌شود خوشش نمي‌آيد.


 قانون ششم:

مواظب شب‌زنده‌داري‌هايتان باشيد.کارهاي روزانه از صبح خيلي زود آغاز مي‌شود و طبعاً اگر خمار باشيد و بدن سستي داشته باشيد نمي‌توانيد درست فکر کنيد.


 قانون هفتم:

فهرست نماهاي مورد نياز خود را جدي بگيريد.در شکل مطلوب، براي ضبط هر نما و البته صدور فرمان قطع فيلم‌برداري، يک دليل خوب وجود دارد؛ و اين‌، نتيجه‌ي طرح و برنامه‌اي‌ست که از پيش به آن فکر شده. بنابراين سعي کنيد قبل از شروع فيلم‌برداري، سياه‌مشق‌هاي خود را انجام داده باشيد. يادتان باشد ممکن است کار شما ميليون‌ها سال بعد از اين‌که نسل بشر منقرض شد توسط بيگانه‌هاي فضايي بازبيني شود؛ و طبعاً شما دل‌تان نمي‌خواهد به چشم آن‌ها احمق به نظر برسيد! با ايجاد فهرستي از نماهاي مورد نياز خود، جدا از اين‌که مي‌توانيد برنامه‌ريزي دقيقي انجام دهيد، به‌راحتي متوجه خواهيد شد در کدام روز، کار آساني در پيش خواهيد داشت و براي کدام روز بايد رخت عزا به تن کنيد! در چنين شرايطي وقتي شرايط خاصي پيش مي‌آيد آماده باشيد از طرح‌ها و نقشه‌هايي که از قبل کشيده‌ايد دست برداريد. البته تا آن‌زمان، حتماً از قبل آماده باشيد. و به‌عنوان نتيجه‌گيري اين‌که به حرف‌هاي تدوين‌گرتان حتماً گوش دهيد. او مي‌داند شما چه‌قدر به تصوير نياز داريد و کجا بايد کات کنيد.
 
 
قانون هشتم:

نماهاي نزديک، اغلب مبالغه‌آميز هستند.اين نکته را فراموش نکنيد که اگر تاثير نماهاي نزديک يا کلوزآپ‌ها را خيلي زود و با استفاده اغراق‌آميز از اين‌گونه نماها از بين ببريد، در حقيقت، اهميت مضموني و درون‌مايه‌اي فيلم– که به آن نياز داريد– را زير سوال برده‌ايد.


قانون نهم: 

عمق ميدان نيز مبالغه‌آميز است!وقتي نماهاي فيلم روي يک پرده‌ي بزرگ اما چرک و کثيف به نمايش گذاشته شود درست مثل پخش تصويري دانه‌دار و غيرواضح از تلويزيون بزرگي با وضوح خيلي بالاست! از اين‌که چنين حرفي مي‌زنم متاسفم اما خيلي از کارهاي شما همين‌طوري نشان داده مي‌شود. بهتر است از تصويرها و فيلم‌هايي که عمق ميدان کمتري دارند درس عبرت بگيريد؛ و نتيجه اين‌که مطمئن شويد مسئول فوکوس‌کشي دوربين حتماً مي‌تواند از پسِ اين کار پرزحمت، دشوار و صد البته دقيق برآيد.


قانون دهم:

فقط به‌خاطر اين‌که اشتباهي از کسي بروز کرده فيلم‌برداري را قطع نکنيد.ادامه‌ي اين نما ممکن است در خود، چيزهاي خوبي داشته باشد. اجازه دهيد بازيگر يا بازيگران‌تان متوجه اين نکته شوند و هم‌چنين در مواقعي که آن‌ها از مسير اصلي خارج مي‌شوند سعي کنيد به آن‌ها اعتماد داشته باشيد.


قانون يازدهم:

تکرار کردن نماها هميشه هم اتلاف وقت نيست!اگر يک بازيگر درخواست تکرار نما را داشت و شما مي‌توانيد زمان را تنظيم کنيد با درخواست او موافقت کنيد.


قانون دوازدهم:

قبل، وسط و حتي بعد از فيلم‌برداري به حرف بازيگران‌تان گوش دهيد.اين حرف‌ها اغلب واضح، قابل لمس و احساس‌کردني به نظر مي‌رسد اما در بعضي موارد اين‌‌گونه نيست. اساساً کار آن‌ها (بازيگران) پيروي کردن از حرف‌هايي‌ست که نقش آن‌ها (در فيلم‌نامه) به شکلي عملي بر زبان جاري مي‌کند تا براي احساسات انساني قابل باور باشد. بايد پذيرفت اين کار مشکلي‌ست و البته آن‌ها اغلب مي‌دانند که درباره‌ي چه چيزي حرف مي‌زنند. گاهي وقت‌ها شما براي گسترش فضاي ساختاري داستان يا فيلمِ خود به آن‌ها نياز داريد. بنابراين سعي کنيد به‌جاي اين‌که بگوييد «خب، اين فقط يه فيلمه!» توضيح بهتري براي خواسته‌هاي خود پيدا کنيد.


قانون سيزدهم:

سعي کنيد توضيحات خود براي بازيگرتان را به دل‌سوزانه‌ترين شکل ممکن و در قالب الفاظ تاثيرگذار بيان کنيد؛ مگر اين‌که دليل خوبي براي اين‌که طور ديگري رفتار کنيد وجود داشته باشد.چيزي که از بازيگرتان مي‌خواهيد را به‌صورت دقيق تشريح کنيد و به‌جاي اين‌که مثلاً بگوييد «من دلم مي‌خواد از بازيگر نقش مقابلت فاصله بگيري» براي او توضيح دهيد: «شخصيتي که تو آن را بازي مي‌کني نمي‌تواند يک‌جا بنشيند و به او نگاه کند.» اين حرف باعث مي‌شود بازيگر نکته‌ي مورد نظر شما را بهتر درک کند.


قانون چهاردهم:

اگر کاري هست که بايد حتماً انجام شود و افراد زيادي (مثلاً براي حرکت دادن دالي و چيزهايي شبيه آن) آن دور و برها حضور ندارند اين موضوع را محترمانه مطرح کنيد.هيچ‌کس دلش نمي‌خواهد کم‌تر از شما به فيلم فکر کند. اگرچه شما در گروه توليد فيلم، از عنوان مهيج و جالبي برخورداريد و ممکن است همه شما را رييس خود بدانند، اما يادتان باشد همه‌مان فقط براي کار کردن سر صحنه هستيم. همين.

  
قانون پانزدهم:

روزنامه‌ها را سر ناهار بخوانيد.روزهاي فيلم‌برداري به شکل عجيبي طولاني‌ و آزاردهنده‌اند و نيازي نيست که براي انجام اين‌کار (روزنامه خواندن) يک ساعت از خواب خود بزنيد!


قانون شانزدهم:

از بين بردن پول کسي ديگر چندان خوشايند نيست.حتي اگر کار در استوديو باشد! بايد بپذيريد که شما سام پکين‌پا يا ترنس ماليک نيستيد؛ شايد هم هستيد و ما خبر نداريم! به‌هرحال توجه داشته باشيد که احتمالاً يک نفر اين‌کار (ساخت فيلم) را با پول کس ديگري به عهده‌ي شما گذاشته؛ و طبعاً در اين‌باره بايد احساس وظيفه کنيد.

 
قانون هفدهم:

هيچ‌کس به‌خاطر ذخيره‌ي يک ميليون دلار از بودجه‌ي فيلم به شما مدال نمي‌دهد.و طبعاً نيازي نيست براي يک دوره‌ي کوتاه‌مدت در خودتان تغيير ايجاد کنيد. پس به همان يک سِنت زيرِ بودجه رضايت داده و کار را به پايان برسانيد!


قانون هجدهم:

درباره‌ي تامين هزينه‌ها اطلاعات کسب کنيد.آيا چيزي درباره‌ي تامين هزينه يا مثلاً مبلغ حق استفاده از يک قطعه موسيقي مي‌دانيد؟ شما جزء کساني هستيد که دوست داريد قبل از رسيدن به ته جيب‌تان کمي پول‌ پس‌انداز کنيد يا بعداً اين‌کار را انجام مي‌دهيد؟ من يکي که تا وقتي مجبور نباشم به اين چيزها دقت و توجه نمي‌کنم!

 
قانون نوزدهم:

اگر فيلمي مي‌سازيد که در بخشي از اجزاي آن جلوه‌هاي تصويري کامپيوتري به کار رفته يادتان باشد کساني که اين‌گونه کارها را انجام مي‌دهند بيش‌تر هنرمند هستند تا اين‌که آدم‌هاي فنيِ خشک و اعصاب خردکُني باشند.يادتان باشد آن‌ها هم مثل بازيگرها نياز دارند مورد تشويق قرار گرفته و هدايت شوند تا کار خوبي از خود ارائه دهند.


قانون بيستم:

واقعاً جالب است که براي شروع فيلم‌برداري بگوييد «حرکت!» ولي شايد بهتر باشد که قبل از اين‌کار بپرسيد چي و کي آماده است.اين را به عهده‌ي خود آن‌ها بگذاريد. به عبارتي ديگر هيچ‌کس «کات» نمي‌دهد؛ مگر اين‌که دليل خوبي براي اين‌کار وجود داشته باشد. به‌جاي اين‌که بازيگوشي و بازي هنرپيشه‌ها را به هم بزنيد به آن‌ها اجازه دهيد کارشان را تمام کنند و با خنده پيِ کارشان بروند.


قانون بيست و يکم:

خوش بگذرانيد!
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان