کد خبر: ۴۵۷۶
تاریخ انتشار: ۱۶ آذر ۱۳۹۷ - ۱۳:۲۷-07 December 2018
کلید اصلی نگارش فیلم­نامه کوتاه، سادگی ایده­ آن است. فشرده‌کردن ایده­ یک فیلم بلند داستانی یا یک ایده­ پیچیده و پرداخت آن در قالب یک فیلم کوتاه، درست مثل این است که سعی کنید یک رمان بلند را به داستانی کوتاه تبدیل کنید – در حالیکه می­‌دانید این دو، مقوله‌­ها و قالب‌­های جداگانه هستند. در زیر با نکاتی در مورد نوشتن فیلم‌نامه یک فیلم کوتاه آشنا می‌شوید:
 بر روی ایده­ مرکزی (هسته­‌ای) تمرکز کنید

فیلم‌­های کوتاه موفق زیادی هستند که در قالب­های تجربی، ضدساختار یا استعاری ساخته شده‌­اند و دارای روایت یا ساختار متداول نیستند. اما چنانچه شما درصدد پرداختن به یک مفهوم هیجان‌­انگیز و یا گفتن یک داستان معمول هستید، فیلمنامه­ شما باید از یک ایده­ مرکزی تشکیل شده باشد که همه­ اجزاء آن، اعم از کنش­ها، تصویرها، دیالوگ­ها و غیره در خدمت آن ایده باشند.

در فیلم کوتاه زمان کافی برای پرداختن به پیرنگ، شخصیت‌­پردازی و صحنه‌­پردازی مبسوط وجود ندارد. داستان­های چندلایه و داستان­هایی که به شدت وابسته به پیش‌­داستان شخصیت اصلی هستند در فیلم کوتاه جواب نمی‌­دهند. در فیلم کوتاه، زمان کافی برای پرداختن به پیش­داستان را ندارید و البته بهتر است از داستانهای فرعی، تعدد شخصیت، تعدد قهرمان، صحنه­‌پردازی گران­قیمت، و داستان‌­هایی که در دو یا چند زمان مختلف اتفاق می­افتند نیز، پرهیز کنید.


  داستان خود را محدود کنید

به محض اینکه ایده­ داستان اولیه را به دست آوردید، باید تصمیم خود را در خصوص پاسخ این سوالات بگیرید:

ایده اصلی (هسته­‌ای) چیست؟ داستان من درباره­ چیست؟ (فرضیه)داستان درباره­ کیست؟ (قهرمان)ژانر یا سبک فیلمنامه­ من چیست؟چه کسی یا چه چیزی باعث ناراحتی قهرمان شده است؟مسئله­ داستان من چیست؟داستان از زاویه دید چه کسی روایت می­‌شود؟چه اتفاقی در داستان من می‌­افتد؟ (پیرنگ)چطور این اتفاق یه وقوع می­پیوندد؟ (ساختار)تم فیلمنامه­ من چیست؟چگونه می­‌توانم پیرنگ، کنش و تم را تصویری کنم؟

سعی کنید این جمله را بر اساس ایده­ داستانی خود تکمیل کنید:

این داستان در مورد یک …………. است که ………………. و ……………… است، اما بعد ……………………. .

 
  قهرمان خود را بشناسید

از خودتان بپرسید که این داستان برای چه کسی اتفاق می­‌افتد؟ به عبارتی دیگر، قهرمان داستان من کیست؟

قهرمان داستان، شخصیت اصلی داستان است. کسی که داستان ما درباره­ اوست، کسی که زندگی‌­اش­ دچار مشکل شده و یا درصدد تغییر چیزی در زندگی است. ممکن است این شخصیت لزوماً یک انسان نباشد، اما کاراکتری است که مخاطب آن را دوست دارد و تمایل دارد او را دنبال کند.


  ضدقهرمان یا حریف خود را بشناسید

به محض شناخت قهرمان و خواسته­ او، و پس از اینکه در مورد ژانر و سبک نیز به نتیجه رسیدید، به این فکر کنید که چه کسی یا چه چیزی در مقابل قهرمان می‌­ایستد؟ به طور ساده­‌تر اینکه، «ضدقهرمان یا حریف» داستان کیست؟

حریف می‌­تواند در قالب‌­های مختلف ظاهر شود. می­‌تواند یک شخصیت، یک هیولا، یک نیروی طبیعی یا حتی شورایی باشد که آیین­‌نامه­ جدیدی را در دستور کار خود قرار داده است. خلاصه، هرآنچه که زندگی شخصیت اصلی (قهرمان) را دچار مشکل کرده باشد.

 
  ژانر خود را مشخص کنید

از خودتان بپرسید قرار است فیلم خود را در چه ژانری بسازید؟ مخاطب چه انتظاری از فیلمی در این ژانر و سبک دارد؟

منظور این نیست که تجربه‌­گرایی و خلاقیت خود را از بین ببرید. منظور این است که همواره در نظر داشته باشید که هدف اصلی شما نوشتن فیلمنامه­ کوتاهی است که قرار است مخاطب را بترساند، به حرکت وادارد، سرگرم و یا شوکه کند. به هر حال، هر وقت دچار سردرگمی شدید می­‌توانید به هدف اولیه­ خود رجوع کنید.


  لحن و سبک را مشخص کنید

تعیین لحن و سبک فیلم در ذهن شما، در نگارش کنش­‌ها و دیالوگ­های فیلمنامه تأثیر بسزایی خواهد داشت. البته لحن نهایی فیلم، توسط کارگردان و نوع بازی که از بازیگران می­‌گیرد ایجاد می‌­شود، اما بی‌­شک فیلمنامه‌­نویس با انتخاب شخصیت­‌ها، طراحی پیرنگ، مسیر حرکت فیلمنامه، نمادها و سمبل­ها و دیالوگ­ها، در پایه‌­گذاری لحن فیلمنامه مؤثر خواهد بود.

 
 زاویه دید را مشخص کنید (POV)

ما داستان را از زاویه دید چه کسی می­‌بینیم؟ از دید شخصیت اصلی یا از دید فرد دیگری که داستان را روایت می‌­کند؟ مثال­‌های متعددی از این نوع روایت وجود دارد، به عنوان نمونه می توان به فیلم "Ray” (نویسنده و کارگردان: Tony Mahony) و فیلم Zinky  Boys Go Underground (به کارگردانی Paul Tickell و نویسندگی Adsid Tantimedh ) اشاره کرد.


  بر روی مسئله­ اصلی متمرکز شوید

مسئله‌­ای که کنش اصلی داستان را پیش می‌­برد چیست؟ سؤال­هایی همچون آیا پسر به دختر می‌­رسد؟ آیا پسر قهرمانش را ملاقات خواهد کرد؟ و … . به هر حال، در آخر فیلم باید به مسئله­ (دراماتیک) پاسخ داده شود، حتی اگر این پاسخ مبهم باشد.

مسئله­ در فیلم کوتاه می­‌تواند مسئله­‌ای کوچک و بسیار ساده باشد. به عنوان نمونه­ یک داستان جهان­شمول با یک مسئله­ ساده، فیلم «دو ماشین، یک شب» (تایکا وایتیتی) را تماشا کنید.

 
  پیرنگ را طراحی کنید

بدون اینکه خود را سانسور کنید، رویدادهای محتمل را در نظر بگیرید. از خودتان بپرسید چه اتفاقی می­‌تواند برای شخصیتی که در این وضعیت قرار گرفته است، رخ دهد؟ شخصیت در این وضعیت چه واکنشی خواهد داشت؟ و سپس در نتیجه­ عمل شخصیت چه اتفاقی ممکن است رخ دهد؟ عناصر مختلفی همچون ژانر، سرعت، و آنچه شما انتظار دارید مخاطب دریافت کند، بر روی آنچه در داستان شما اتفاق می‌­افتد مؤثر هستند. مثلا، اگر در نظر دارید فیلمنامه­ کمدی بنویسید که مخاطب را بخنداند باید اتفاقات خنده­داری در پیرنگ شما به وقوع بپیوندد.


  پیرنگ را دوباره بسازید

زمانی که پیرنگ خود را بازبینی می­‌کنید، شاید متوجه شوید که برخی از نقاط داستانی و یا برخی از کنش­‌ها در ژانری که برگزیده­‌اید مؤثر نیستند، یا تمی که در نظر دارید را تداعی نمی­کنند و با داستانی که شما قصد روایت آن را داشته‌­اید مغایر هستند. در این مرحله شما باید نقاط داستانی پیرنگ خود را تغییر دهید و رویدادها و کنش­‌هایی را برگزینید که راضی­‌کننده­‌تر باشند و به خلق داستان بهتری منجر شوند.

 
  تم را شناسایی کنید

کافی است به سادگی بیان کنید که داستان درباره­ چیست؛ به عنوان مثال؛ مردی که هر کاری می‌کند که سگش را حفظ کند.

معنایی که در ­لایه­ زیرین داستان در جریان است، به عنوان «تم» شناخته می­‌شود و شناسایی آن به مراتب دشوارتر است. تم باعث برانگیخته شدن شخصیت­ها، هسته­ احساسی و پیرنگ می­‌شود. تم را می­‌توان در تصاویر، سمبل­ها و چیدمان صحنه نشان داد.

تم ایده­ «مردی است که هر کاری می‌­کند که سگش را حفظ کند»، می­‌تواند تنهایی یا میل به دوست داشته شدن باشد، یا حتی می‌­تواند درباره طبیعت تمسخرآمیز بوروکراسی باشد. به محض اینکه تشخیص دادید داستان شما در یک سطح عمیق­تر در مورد چیست، قادر خواهید بود با پاسخ به این پرسش که «آیا تصاویر، سمبل­ها، موسیقی، موتیف­ها و لوکیشن­ها بازتاب‌­دهنده تم من هستند یا نه؟» داستان را بهبود بخشیده و یک دست کنید.


 بازنویسی یک فیلم کوتاه

راه­‌های موثرتری برای القای اطلاعات پیدا کنید!

از آنجا که در فیلم کوتاه، زمان کوتاهی در اختیار شما قرار دارد، باید مسائل غیرضروری که کمکی به پیش­برد داستان نمی‌­کنند را کنار بگذارید. به عنوان مثال، اگر لازم نیست مخاطب رفتن شخصیت­ها از مکانی به مکان دیگر را ببیند، آن را از داستان حذف کنید. نویسنده پیوسته درصدد است سریع­ترین و کوتاه­ترین روش­های القای اطلاعات داستانی را پیدا کند. به این منظور تکنیک­های سینمایی زیر را در نظر داشته باشید:

تصاویر/ نمادهاصدا/ موسیقی/ مونتاژ/ موتیف­های تکرارشونده/ انتخاب لوکیشن/ ترسیم موثر/ بصری

 
 هر واژه از دیالوگ­‌ها را به شمار آورید

از خودتان بپرسید چگونه می­‌توانم مفهوم مورد نظر را با واژه­‌های کمتری منتقل کنم. این پرسش­ها را از خود بپرسید:

آیا چیزی هست که دوبار گفته شده باشد؟ آیا دیالوگی هست که می­­‌توانم آن را با کنشی­ که القا کننده­ همان معنا باشند، جایگزین کنم؟ آیا دیالوگی هست که بیانگر مفهومی باشد که در فیلم دیده می‌­شود؟ آیا دیالوگ­ها داستان را به جلو می­برند یا اطلاعاتی را در مورد شخصیت­ها نمایشی می­‌کنند؟ اگر نه، پس چه نیازی به آن­ها دارم؟ آیا نوع دیالوگ­ها با شخصیت­ها سنخیت دارند؟ توضیحات دیالوگ­ها طبیعی هستند یا خام­‌دستانه؟
اگر دیالوگی باعث پیشبرد داستان نمی‌­شود یا اطلاعاتی در مورد تم داستان یا شخصیت­ها بیان نمی­کند، احتمالاً نیاز به ویرایش یا دوباره‌­نویسی دارد.

نکته: دیالوگ­­ها را با صدای بلند بخوانید. خیلی زود متوجه می‌­شوید که کدام مطول و غیراستادانه است.
 
  استراحتی کنید و سپس نوشته­ خود را مجددا ارزیابی کنید

زیادنویسی در نسخه اولیه فیلمنامه بسیار متداول است. معمولاً نویسنده‌­ها به دلیل ارتباط احساسی که با کار دارند در مقابل ویرایش مقاومت نشان می‌دهند. چطور می‌­توان بر این مشکل غلبه کرد؟

ابتدا، مدتی از فیلمنامه­ خود فاصله بگیرید و قبل از اینکه نوشتن را از سربگیرید، ساعتی را به پرسیدن سؤالات زیر از خودتان اختصاص دهید:

ایده­ اصلی فیلمنامه چیست؟ در چه ژانری هستم؟ چه احساسی را می­‌خواهم در مخاطب ایجاد کنم؟

شخصیت اصلی و نقاط اصلی پیرنگ را مورد بررسی قرار دهید. آیا در خدمت ایده­ اصلی فیلمنامه هستند؟ آیا میزان پیش­‌داستان زیاد نیست؟ آیا تمام اتفاقات جالب در گذشته اتفاق می‌­افتند؟ اگر اینطور است، داستان خود را مورد ارزیابی دوباره قرار دهید.


  هر صحنه را مجددا بررسی کنید

از خودتان بپرسید:

هدف این صحنه چیست؟ آیا این صحنه به ایده اصلی کمک می­‌کند؟ آیا این صحنه به پرسشی ختم می­‌شود که توجه مخاطب را به ادامه­ داستان جلب کند؟ اگر صحنه­‌ای موثر عمل نمی‌­کند، می­توانم ایده­ دیگری را برای آن صحنه خلق کنم؟ آیا زمان زیادی را به شخصیت­‌های جزئی و کم­‌اهمیت اختصاص نداده­‌ام؟ پرسش مطرح شده در ابتدای داستان شما چیست؟ آیا فیلمنامه به آن پاسخ داده است؟ (اگر محور فیلمنامه دزدی از بانک است، نقطه اوج نمی‌­تواند درباره شکست آن دزد در ازدواج باشد)

فراموش نکنید اگر نمی‌­توانید به پرسشی درباره­ صحنه­‌ای پاسخ بدهید، آن صحنه زاید است.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان