کد خبر: ۴۵۶۰
تاریخ انتشار: ۱۶ آذر ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۳-07 December 2018
از نظر "سید فیلد"
 
فیلمنامه از یک نظر رمان نیست و بی تردید نمایشنامه هم نیست. در رمان،ماجرا در ذهن شخصیت و در چشم انداز ذهنی ماجرای دراماتیک رخ می دهد. در نمایشنامه، ماجرا یا خط داستانی، روی صحنه و در چارچوب قاب جلو صحنه رخ می دهد و مخاطب تبدیل به دیوار چهارم می شود و حرف های شخصیت ها را استراق سمع می کند. سینما فرق می کند. سینما رسانه ای بصری است که خط داستانی خاصی را نمایشی می کند و فیلمنامه داستانی است که با تصویر در قالب گفت و گو و توضیح صحنه گفته شود و در بطن ساختار دراماتیک قرار گیرد. فیلنامه یک اسم است درباره فرد یا افرادی، مکان یا اماکنی در حال انجام کار یا کارهایشان. در تمام فیلنامه ها این فرض وجود دارد. با فرض اینکه فیلمنامه داستانی است که با تصاویر گفته می شود، پس فصل مشترک داستان ها چیست؟

 
 شروع،میان و پایان. اگرچه همیشه به این ترتیب نیستند. این ساختار خطی ساده "قالب"فیلنامه محسوب می شود و تمام عناصر خط داستانی را در کنار هم نگه می دارد. ساختار یعنی "ساختن" یا "چیزهایی را کنارهم گذاشتن" اما برای درک بهتر آن تعریفی دیگری نیز دارد که"رابطه بین اجزا و کل" است. داستان، کل است و اجزا تشکیل دهنده آن (ماجرا،شخصیت ها،صحنه ها،پرده ها،وقایع،موسیقی و ...) رابطه بین اجزا است که کلیت فیلمنامه را کنار هم نگه می دارد. این الگوی ساختار دراماتیک است. الگو همان مدل یا طرح اولیه است. پس فیلمنامه هم دارای یک الگوست که به صورت زیر تقسیم می شود:

شروع/پرده اول- میان/پرده دوم- پایان/پرده سوم.

 
▫️ پرده اول یا آغاز:

طول فیلمنامه هالیوودی تقریبا 120 دقیقه است، در حالی که فیلمنامه های اروپایی 90 دقیقه طول دارند. سنجش آن هم به صورت"یک صفحه فیلمنامه/یک دقیقه فیلم" است. البته این موضوع بستگی به این ندارد که فیلمنامه تماما گفت و گو باشد یا تماما حرکت یا ترکیبی از هر دو. این قاعده تغییر ناپذیر است: یک صفحه فیلمنامه معادل یک دقیقه فیلم است. حال در مورد پرده ی اول باید گفت، واحد یا مجموعه ای از ماجرای دراماتیک است که تقریبا 30 صفحه طول دارد و به وسیله بطن دراماتیک موسوم به "آغاز" به هم پیوند خورده است. بطن، فضایی است که محتوای داستان را در خود جای می دهد. فیلمنامه نویس تقریبا 30 صفحه فرصت دارد تا داستان، شخصیت ها، فرضیه دراماتیک و موقعیت را بنا کند و رابطه شخصیت اصلی و دیگران را معرفی کند. وقتی به دیدن فیلمی می روید پس از ده دقیقه خودآگاه یا ناخودآگاه متوجه می شوید که از فیلم خوشتان می آید یا نه. ده دقیقه اول همان 10 صفحه اول فیلمنامه است که مهم ترین قسمت فیلمنامه به شمار می رود، زیرا باید به خواننده نشان دهید که شخصیت اصلی کیست، فرضیه دراماتیک داستان چیست و موقعیت کدام است. فرضیه دراماتیک همان چیزی است که فیلمنامه درباره آن است، نیروی دراماتیکی ایجاد می کند که داستان را به نتیجه برساند.

 
▫️ پرده دوم یا تقابل:

واحد یا مجموعه ای از ماجرای دراماتیک که تقریبا 60 صفحه طول دارد، از صفحه 30 تا 90 و با بطن دراماتیک موسوم به "تقابل" به هم پیوند خورده است. شخصیت اصلی در پرده دوم با موانعی برخورد می کند که مانع دستیابی وی به هدف می شود. اگر نیاز شخصیت خود را بشناسید می توانید موانعی برای آن خلق کنید. درام یعنی کشمکش. بدون کشمکش شخصیتی ندارید و بدون شخصیت ماجرایی ندارید، بدون ماجرا داستانی وجود ندارد و بدون داستان فیلمنامه ای در کار نیست.
  
  پرده سوم یا گره گشایی:

واحد یا مجموعه ای از ماجرای دراماتیک که از پایان پرده دوم تا پایان فیلمنامه ادامه دارد و با بطن موسوم به "گره گشایی" به هم پیوند می خورد. مفهموم گره گشایی پایان بندی نیست. گره گشایی یعنی راه حل. راه حل فیلمنامه شما چیست؟ آیا شخصیت اصلی شما زنده می ماند یا می میرد؟ موفق می شود یا شکست می خورد؟ ازدواج می کند یا نه؟ می برد یا می بازد؟ و...پس پرده سوم داستان را می گشاید و پایان بندی نیست. پایان، آن صحنه یا نما یا سکانس خاصی است که فیلمنامه را تمام می کند و راه حل نیست.شروع،میان و پایان، پرده اول، دوم و سوم، آغاز، تقابل و راه حل اجزایی که کل را تشکیل می دهند. حال سوالی در این قسمت پیش می آید، اگر این ها اجزای فیلمنامه هستند چگونه از پرده اول به پرده دوم و از دوم به پرده سوم می روید؟ جواب ساده است: با خلق نقطه عطف در انتهای پرده های اول و دوم.

 
▫️ نقطه عطف:

نقطه عطف حادثه، رویداد یا واقعه ای است که در ماجرا چنگ می اندازد و آن را به جهت دیگری پرتاب می کند. نقطه عطف در انتهای پرده اول در حدود صفحه 20 تا 25 و نقطه عطف در پرده دوم در حدود صفحه 85 تا 90 رخ می دهد.

آیا تمام فیلمنامه های خوب در این الگو می گنجند؟ بله، اما الگو باعث نمی شود که آنها فیلمنامه ها یا فیلم های خوبی شوند. الگو قالب است نه فرمول. قالب به خودی خود در هر حالتی باقی می ماند اما فرمول فرق می کند. فیلمنامه های کارآمد از الگو پیروی می کنند. اما به هر حال حتما با دیدن هر فیلمی که می خواهید ببینید دقت کنید که می توانید ساختار آن را مشخص کنید. شاید بعضی از شما به این گفته اعتقاد نداشته باشید. شاید به شروع، میان و پایان معتقد نباشید. ممکن است بگویید هنر مثل زندگی، لحظه های متعدد و مستقلی است که در طرح عظیمی که میان دارد و شروع و پایان ندارد معلق است.
سید فیلد مورد توجه ترین فیلمنامه نویس دنیا چنین اعتقادی ندارد. وی می گوید: تولد،زندگی،مرگ. آیا این شروع،میان و پایان نیست؟
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان