کد خبر: ۴۵۵۸
تاریخ انتشار: ۱۶ آذر ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۴-07 December 2018
اگر کسی از شما بپرسد صدا چیست، شاید در پاسخ بگویید: وقتی جسمی به جسم دیگری برخورد می‌کند و به آن ضربه می‌زند صدایی بر‌می‌آید (شنود اول). ابونصر فارابی (۳۳۹- ۲۵۹ هـ.ق) نیز صدا را این‌گونه توصیف کرده است.
برای منظور خود در اصلاح قَرَع به معنای ضربه در عربی استفاده کرده است. شاید هم در پاسخ این پرسش بگویید صدا آن چیزی است که می‌شنویم (شنود دوم). شاید هم با دانش آکوستیک مدرن آشنایی داشته باشید و بگویید صدا ارتعاشات منتشر شده در هوا می‌باشد (شنود سوم). هر کدام از این سه پاسخ را بدهید در پس‌زمینه آن یک نظرگاه هستی‌شناختی (ontological) نهفته است. در این جا تلاش می‌کنیم با اشاره‌ای کوتاه به هر یک بپردازیم و نتایج و مفاهیمی که بعد‌تر در مباحث زیبایی‌شناسی صدا به آن‌ها نیاز پیدا می‌کنیم را بررسی کنیم..

 
در شنود اول تأکید بر عینی بودن (ابژکتیو) جسم تولیدکننده‌ی صداست. در شنود دوم تأکید بر روی شنونده و یا دریافت‌کننده‌ی صدا است. من و شما ممکن است درک و دریافت متفاوتی از یک صدا داشته باشیم، در اینجا تأکید بر ماهیت فاعلی و امر ذهنی فاعل درک و دریافت صدا (سوبژکتیو) است. در شنود سوم صدا مستقل از منبع تولید کننده‌ی صدا و هم‌چنین فاعل درک و دریافت صدا وجود دارد و این خود صدا است که حیثیت عینی (ابژکتیو) دارد. پرسش از چیستی چیزها همیشه همراه با پرسش از هستی و معنی هستی آن چیز‌هاست. شاید معنای هستی چیزها به صورت ضمنی برای ما بدیهی به نظر آید. صدا را می‌شنویم پس صدا هست.

 
ولی معنی هستی چیزها یا به عبارتی چیستی چیزها بدیهی نیست. حسی خاص، شهودی، منحصر به فرد و وحی گونه‌ای در برخورد با چیزها به ما دست می‌دهد که حتی ما را از خود بی‌خود می‌کند، تا جایی که گویی چیزها را تنها در این حس از خود بی‌خود شدن به راستی درک کرده‌ایم. هم‌چون شاعری که رقص و موسیقی باد در برگ درختان را لمس می‌کند و شگفتی وجودش را فرا می‌گیرد. این چنین لحظات شگفتی است که زندگی را برای ما معنی می‌بخشد. گویی معنی هستی خود را در این لحظات شگفتی درمی‌یابیم. این‌که شاعرانه رقص باد و برگ درختان را لمس کنیم یا این‌که فقط تکان‌تکان خوردن و صدای خش‌خش برگ درختان را بشنویم و سرسری از آن بگذریم دو ژرفای متفاوت از معنی را در ما می‌انگیزد. معنی هستی چیزها را نمی‌توان چیزی بی‌نهایت کلی (universal) و یا بی‌نهایت تهی از معنی در نظر گرفت و تلاش برای دست‌یابی به ژرفای معنی آن نکرد، یا به عبارتی درک معین هستی چیزها را مطلقاً ناممکن دانست.

@PatogheFilm

اگرچه ما هستی چیزها را بی‌درنگ و بی‌واسطه درک می‌کنیم، اما این درک، مبهم و نامعین است. پرسش از چیستی چیزها اگر هم نتواند کاملاً به رفع ابهام از هستی چیزها و معین کردن و ارائه‌ی تعریف دقیق از هستی چیزها بیانجامد حداقل می‌تواند کمی نظرگاه (viewpoint) ما را به جهان پیرامون‌مان روشن‌تر سازد. به بررسی سه شنود بپردازیم.


در شنود اول هر صدایی، صدای چیزی است. هستی‌شناسی قدیم، از یونان باستان تا کرانه‌های دوره مدرن، بر این نظرگاه استوار است. برای ارسطو هستی هر چیز مشتمل به ذات (essence) یا جوهر (substance) و صفات عرضی آن چیز است. ذات هر چیز آن چیزی است که هست (the what it is) یعنی خاصیت‌هایی که وجود هر چیزی را از بنیاد آن‌گونه که هست می‌سازد. آن‌چه ضرورت (necessity) وجود آن چیز و اگر آن چیز آن خاصیت‌ها را نداشته باشد دیگر آن چیز نیست و این همانی (identity) خود را از دست می‌دهد. صفات عرضی، آن صفات تصادفی و متغیری هستند که یک موجود آن‌ها را به صورت مشروط، موکول (contingent) و یا موقتی داراست. صدای رقص باد در برگ درختان ممکن است من را شاد و غمگین، دلتنگ و یا سرخوش کند. این‌ها صفات عرضی من هستند اما من، من‌ام و من، من می‌مانم. در نظام هستی شناسی قدیم صدا یک عرض (accident) است. صدا همیشه صدای چیزی است. وقتی صدای واق‌واق سگی می‌آید، حتماً و ضرورتاً سگی در نزدیکی یا در دوردست دارد واق‌واق می‌کند. صدا به خودی خود هیچ ‌جوهری (substance) نیست. صدا بدون هیچ منبع صدایی که خود دارای جوهری است وجود ندارد.

  وداد فامورزاده


 
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان