کد خبر: ۴۵۳۳
تاریخ انتشار: ۱۵ آذر ۱۳۹۷ - ۱۳:۳۳-06 December 2018
تنهايي برايشان غيرقابل تحمل و نااميدکننده است. اغلب اين افراد در زندگيشان مسووليت هاي اصلي را به ديگران مي سپارند.
عصراسلام:  اين افراد به تصميم ها و اعمال خود اعتماد ندارند و نيازمندند دائما در طول زندگي و کار درستي اعمالشان از سوي ديگران تاييد شود.

 براي حفظ کردن افراد در کنار خود از هيچ کاري دريغ نمي کنند حتي به اعمالي تحقيرآميز و ناخوشايند دست مي زنند.

 اين افراد به محض جدايي از کسي که آنها را حمايت کرده و تکيه گاه آنها بوده است يا دچار افسردگي شده يا فورا خود را وارد رابطه ديگري مي کنند تا حمايت هاي لازم را از طريق او کسب کنند و در چنين شرايطي احتمال ارتکاب اشتباه بسيار بالاست.

 هنگام صحبت و بحث با ديگران حتي اگر با نظر طرف مقابل مخالف باشند او را تاييد مي کنند تا مبادا با ابراز مخالفت موجب ناراحتي و از دست دادن طرف مقابل شوند.

 به شدت احساس نياز به مراقبت دارند و از تحت سلطه قرارگرفتن هراسي ندارند.

فاوست؛چهره شاخص فرهنگ مدرن غرب       فاوست از چهره‌های مرکزی فرهنگ مدرن است که از قرن شانزدهم تا امروز بی‌وقفه روایت شده است و امروز رد او را نه فقط در ادبیات بلکه در حوزه‌هایی دیگر از فرهنگ مدرن هم می‌توان دید. مضمون «فاوست» را می‌توان تراژدی عصر مدرن نامید وگوته به اعتبار همین «نمایشنامه» از نویسندگان مورد علاقه مارکس بوده و او در «سرمایه» ارجاعاتی به برخی تمثیل‌های «فاوست» داده است.
تراژدی فاوست مهمترین اثر منظوم یوهان ولفگانگ فون گوته شاعر و نویسنده آلمانی اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم است.
پیکار بر سر هسته درونی انسان موضوع اصلی فاوست است...........
خداوند بنا به خواهش شیطان به او اجازه می‌دهد، تا درستی و راستی فاوست، خدمتگزار خدا را آزمایش نماید. مفیستوفلس با فاوست سالخورده معامله‌ ای می‌کند. اگر فاوست برای یک لحظه با این معامله موافقت کند، روح از تنش پرواز خواهد کرد. فاوست دوباره جوان می‌شود، و با مفیستوفلس به مسافرت می‌پردازد، تا از تمام لذایذ زمینی برخوردار گردد. در زمین عاشق دختر ساده‌ ای به نام مارگارت می‌شود، بعد به او خیانت می‌کند، و مسؤول سقوط و مرگ او می‌گردد. مفیستوفلس گمان می‌کند، که روح مارگارت را اسیر خواهد کرد، ولی صفای عشق او، نسبت به فاوست، و امتناع او از نجات یافتن از چنگال مرگ، سبب نجات او می‌شود. قسمت اول نمایش به پایان می‌رسد، ولی فاوست هنوز در دنیای شهوات و هوس‌ها، آن لحظه ی پرشکوه هستی را، که در آرزوی به چنگ آوردنش بوده، نیافته است:
کجا عشق ورزیدن ات
رفته است؟
چه کسی گرفت مر از آن؟...
مرا چنان است که گویی بایست خود را به تو تحمیل کنم
چنان که می رانی تو مرا از خود دور
ولیکن این تویی..و می نمایی چنین نیک چنین پارسا
در قسمت دوم فاوست، که مربوط به زندگی عادی، و زیبایی طبیعی است، شعر فلسفی عمیقی به کار گرفته شده، که شباهت کمتری به قسمت نخست دارد. فاوست در اینجا تمام قدرت‌های دنیوی و معنوی را می‌آزماید، و هنوز آن لحظه‌ ای را که مشتاقانه در جستجویش است، حتی در عشق هلن تروا نیز نمی‌یابد. مفیستوفلس تقریباً از انجام معامله اش نومید شده است. سرانجام فاوست خسته، و سیر از گشت و گذار، دوباره مرد سالخورده‌ ای می‌شود؛ و علاقمند می‌گردد که اراضی دریا را دوباره آباد کند. این نقشه در نظر او، کار کوچکی می‌نماید، و حال آنکه فواید بیشماری برای تعداد بسیاری از مردمان دربردارد. در اینجا فاوست با تعجب می‌بیند، که این کار غیر جالب، و اجتماعی، خوشحالی ژرف و حقیقی را به او ارزانی داشته است. این انگیزه چنان شریف است که مفیستوفلس عاقبت از به چنگ آوردن روح فاوست، همانند روح مارگارت بیچاره، در قسمت نخست داستان، محروم می‌شود.......
گوته اولین نویسنده فاوست نبود اما روایت او ماندگار شد...............

منابع
یوهان ولفگانگ گوته. (1385). فاوست. ترجمه م. ا. به آذین. تهران: نیلوفر
لوکاچ، گئورگ.(1388). مطالعاتی درباره فاوست. ترجمه امید مهرگان. تهران: ثالث
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان