کد خبر: ۴۵
تاریخ انتشار: ۱۴ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۲-04 March 2017
روزی شتری را دید که زانوهایش بسته شده و هنوز بار سنگینی برروی آن است . گفت به صاحب شتر بگویید خود را برای مواخذه خداوند در روز قیامت آماده کند

کافری را که در جنگ اسیر شده بود، آزاد کرد زیرا اعتقاد داشت که او مرد خوش اخلاقی است که همواره با عفت رفتار می کند.

مردی بادیه نشین در زمانی که او در مدینه هم پیامبر و هم حاکم بود، به سراغش آمد و یقه او را گرفت که باید خرماهایی که از من قرض گرفته بودی، برگردانی. اصحاب عصبانی شدند و خواستند با آن مرد برخورد کنند. پیامبر برآشفته شد و گفت شماها باید طرف صاحب حق را بگیرید.  

گفت اگر در حال کاشتن نهالی بودید و علائم روز قیامت فرا رسید، به کار خود ادامه دهید و نهال را بکارید

گروهی از اصحاب خود را برای تبلیغ اسلام به منطقه ای دیگر فرستاد. قبل از سفر از او پرسیدند تا چگونه این کار را انجام دهند. گفت تعلیمشان دهید و آسان بگیرید. سه بار از او این را پرسیدند و هر بار جواب همین بود

مردی در ماه رمضان به سراغش آمد و گفت که در روز با همسر خود نزدیکی کرده و لذا روزه اش را به عمد شکسته و می خواهد کفاره بدهد تا خداوند او را ببخشد. پیامبر گفت باید 60 روز روزه بگیری. جواب داد توانش را ندارم. گفت برده ای را آزاد کن. جواب داد، برده ای ندارم. گفت 60 فقیر را سیر کن. جواب داد بی پولم. پیامبر قدری خرما به او داد و گفت به مردم مستحق بده. جواب داد خودم از همه مستحق ترم. پیامبر لبخند زد و گفت برو و با همسرت این خرماها را بخور تا خداوند تو را ببخشد

بارها گفت که بر مردم آسان بگیرید زیرا مبعوث نشده ام تا آن ها را به زحمت بیاندازم

گفت مبادا قبل از ذبح گوسفند، در جلوی چشمان گوسفند چاقو را تیز کنید. بدانید که حیوان هم می فهمد ،حق ندارید در دل حیوان غصه بیاندازید

گفت زنی به بهشت رفت و تنها کار خوبش این بود که به گربه ای غذا می داد

روزی زنی را دید که ناخن های خود را از ته کوتاه کرده. گفت برای زن ها زیباتر است که ناخن های خود را بلند کنند

روزی مردی را دید که ژولیده است. گفت آیا در خانه ات روغن نبود تا با آن موهای خود را مرتب کنی؟

گفت اسراف همیشه حرام است مگر برای خرید و استفاده از عطر. خودش همیشه عطر گل بنفشه می زد و در سفر هم همواره آن را با خود می برد

می گفت ریش های خود را کوتاه نگه دارید زیرا به تمرکز و حافظه تان می افزاید
در زمانی که قدری با کفار صلح شده بود. به قصد خریدن زمینی در منطقه خوش آب و هوای طائف، عازم انجا شد. چند روز بعد برگشت و گفت که قبلا همه زمین ها را مردم خریده اند... نخواست بعنوان حاکم به زور چیزی را تصاحب کند

در زمانی که زن ها کالای خرید و فروش مردان بودند ، به مردان توصیه می کرد که در زمان نزدیکی با زنهایشان فقط به فکر ارضای خود نباشند. می گفت مانند خروسی نباشید که تا مرغ را می بیند بلافاصله با او جماع می کند. گفت بدانید که زن هایتان دیرتر از شما ارضا می شوند پس ابتدا به آنها فکر کنید

دختران خود را برروی زانو می نشاند و در جلوی دیگران آن ها می بوسید تا محبت را بیاموزند. از او پرسیدند فرزند پسر بهتر است یا دختر؟ گفت هر دو خوبند اما دختر ریحانه است، برگ گل است.

وقتی پسرش ابراهیم در سن خردسالی فوت کرد، بسیار گریست. گفتند چرا اینقدر بی تابی می کنی؟ گفت گریه از رحم است. کسی که رحم ندارد، خدا هم به او رحم نمی کند

هنگام دفن پسرش ابراهیم، کسوف شد. همه مردم این را بدلیل مصیبتی دانستند که به پیامبر وارد شده، حتی کفار هم کم کم داشتند ایمان می آوردند اما او از این موقعیت استفاده نکرد. به بالای منبر رفت و گفت: خورشید نه برای من و نه برای هیچ کس دیگر نمی گیرد و نخواهد گرفت. خورشید گرفتگی نشانه قدرت خداوند است


گل را می بویید و می گفت که این بوی بهشت است و باید به گل ها و درخت ها احترام بگذارید



***

توجه تام رسول اکرم(ص) به قرآن کریم، سیره نورانی آن حضرت را شایسته تأسّی کرده است:(لقد کان لکم فی رسول الله اٌسوة حسنة)1. البته همان گونه که معارف و بطون قرآن دارای درجات است، سیره هایی هم که بر اساس توجه به قرآن شکل گرفته، یکسان نخاهد بود. چنانکه از سالار شهیدان امام حسین ونیز امام صادق ( علیهما السلام) رسیده است که قرآن بر چهار بخش است: (علی العبارة ووالإشارة واللطائف و الحقایق، العبارة للعوام والإشارة للخواص واللطائف للأولیاء والحقایق للأنبیاء)2؛ عبارات قرآن بای توده مردم، اشارات قرآن برای خواص، لطایف آن برای اولیای الهی و حقایقش که بالاترین مرتبه قرآن است برای پیامبران می باشد.

هرسیره ای به هر میزان و با هر مرتبه از مراتب قرآن هماهنگی کند به همان اندازه قرآنی است وچون رسول خدا(ص) سیره اش را بر حقایق قرآنی تنظیم کرده است، سیره آن حضرت کاملترین سیره هاست، از این رو در باره رسول اکرم(ص)

آمده است :(کان خلقه القرآن). برای بهره وری افزونتر از این سیره مبارک، به اجمال به برخی موارد که شاهدی قرآنی نیز در بردارد اشاره می شود:

1-عبادت وتهجد

خداوند سبحان، رسول گرامی (ص) رابه شب زنده داری امر فرمود تا از این طریق یه مقام محمود باریابد:(وم الیل فتجهد به نافلة لک عسی أن یبعثک ربک مقاما محمودا)2. از آن پس، آن حضرت بدان حدّ در اقامه این عبادت به خود زحمت می داد که خداوند فرمود: (ما أنزلنا علیک القران لتشقی)3؛ قرآن نیامده تا خودرا به زحمت بیندازی.

در کیفیت نماز شب رسول اکرم(ص) آمده است4 که وی آب وضو و مسواک خود را از قبل مهیا می فرمود ومانند یک رزمنده سنگر نشین خواب ممتد وطولانی نداشت وهمواره پاسدر حرم دل بود تا مبادا غفلت در آن راه پیدا کند. آن حضرت پس از خوابی کوتاه بیدار می شد، چهار رکعت نماز می خواند وسپس قدری موی خوابید و دوباره برمی خاست و به همین ترتیب عمل می کرد. ایشان هر بار که بیدار می شدند به آسمانها نگاه کرده، این آیات را تلاوت می کردند:( إن فی خلق السموات والأرض والختلاف اللیل والنهار لایات لأولی الأباب* الذین یذکرون الله قیاما و قعودا وعلی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات والأرض ربّنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار)5.

این گونه آیات هم انسان را به تفکر در نظام آفرینش تشویق کرده، ضمن بیان برخی اوصاف فرزانگان،دیگران را هم به فرزانه شدن تغیب می کند و هم هدف داری نظام خلقت را گوشزد می کند و هم روش نیایش مسبّحانه در پیشگاه خداوند را برای امن از عذاب دوزخ به سالکان می آموزد.

غرض آن که شب زنده دار واقعی کسی است که عبادت عملی او با عبادت فکری و ی هماهنگ باشد، از این رو پیامبر گرامی(ص) که بر اساس آیات سوره آل عمران ، تفکر در معارف را با شب زنده داری توأم می کرد.

2-ساده زیستی و وارستگی از دنیا

رسول گرامی(ص) امور عادی و غیر عبادی زندگی خود را همانند مسایل عبادی بر اساس توجه به قرآن تنظیم می کرد. چنانکه در باره بی توجهی به دنیا و ساده زیستی آن حضرت، از امام باقر و صادق (علیهما السلام) نقل شده است که مخازن عالم و کلیدهای آن به رسول اکرم(ص) ارائه شد واو را در انتخاب آنها مخیّر کردند بدون این که از مقام آن حضرت کاسته شود، ولی آن بزرگوار در بیان راز انتخاب زندگی ساده برای خود، و نیز عدم پذیرش آن پیشنهاد، فرمود: (الدنیا دار من لا دار له ولها یجمع من لا عقل له)1.

همچنین نقل شده است که بستر خواب رسول اکرم(ص) حصیر زبری بود که هرگاه بر روی آن استراحت می کردند، آثار تار پود درشت و خشن حصیر در صورت مبارک آن حضرت نمایان می شد، به آن حضرت عرض شد: چرا قیصر وکسری باید در چنان آسایشی باشند و شما بر روی چنین حصیر زبری بخوابید تا آن که تار وپودش در رخسارتان اثر گذارد؟ پیامبر گرامی(ص)فرمودند: آیا نمی پسندید که دنیای زود گذر برای آنان باشد و سرای جاویدان آخرت برای ما2، شکّی نسیت که من از آنان برترم و نزد خداوند گرامیتر، لیکن مر با تعلقات دنیوی کاری نیست، زیرا زندگی ما در دنیا به مسافری می ماند که لحظاتی در سایه درختی می آرمد و آنگاه که سایه زایل شد آن مسافر برخاسته، به سوی مقصد خود رهسپار می شود1.

این وارستگی  بی رغبتی به مظاهر دنیا، نشان توجه تام رسول اکرم(ص) به معارف قرآنی و از جمله آیاتی است که آن حضرت را به ساده زیستی ترغیب می کند، مانند دو آیه ذیل:

الف: ( فلا تعجبک أموالهم ولا أولادهم)2. یعنی دارییها و فرزندان کفّار و متکاثران دنیا زده تو را به شگفت در نیاورد، زیرا خدای سبحان عدّه ای را بامال و فرزند که فتنه اند عذاب می کند: (إنما أموالکم وأولادکم فتنه)3. کسانی که در جمع مال و پیدایش و پرورش اولاد، حدود الهی را رعایت نکنند، گرفتار فتنه اند. از این رو خداوند سبحان به شیطان دستور می دهد تا با آنها در مال و اولادشان شریک باشد: ( وشارکهم فی الأموال و الأولاد)4.

ب: ( ولا تمدّن عینیک إلی ما متعنا به أزواجا منهم زهرة الدنیا لنفتنهم فیه)5. یعنی ای پیامبر چشمانت به سوی متمکنان گشوده نشود، زیرا زرق و برق دنیا در حد شکوفه(زهزة) است و برای کسی میوه نخواهد شد. دنیا مانند منطقة سردسیری است که شکوفه اش به بار نمی نشیند، از این رو اگر کسی به متاعی یا مقامی نایل شود ناچار است بر اثر علل طبیعی، مانند مرض و کهنسال ومرگ، یا علل سیاسی و اجتماعی آن را به دیگری بسپارد.

با ساده زیست، راه مستقیم به آسانی طی خواهد شد، از این رو رسول اکرم(ص)  فرمود: ( نجی المخفّون)1؛ سبکباران بهتر به مقصد می رسند واهل نجاتند. با توجه به این حقیقت است که امیر المؤمنین علی(علیه السلام) می فرماید:(تخففوا، تلحقوا)2؛ سبکبار شوید تا به واصلان ملحق شده و به مقصد برسید. سنگین بارها از فضایل اخلاقی بی بهره اند، زیرا دنیا طلبی با آخرت خواهی جمع نمی شود و فاصله آن دو مانند مشرق و مغرب است3 که اگر یک کفّه سنگین شد کفه دیگر سبک می شود.

3-شعارها واذکار در میدان نبرد

شعار مسلمانان در میدان جنگ به دستور رسول اکرم(ص) تنظیم می شد، از این رو دارای مضامینی بلند و هدفدار و آموزنده بود، همان طور که شعار مسلمانان به هنگام نماز، اذان واقامه است که کلمات آموزنده دارد بر خلاف ناقوس ترسایان که زنگی بیش نیست. شعار رزمندگان در بعضی از میدانهای نبرد، ( حم لا ینصرون) بود4. این گونه شعارها، دلهای رزمندگان را به قرآن متوجه می کرد.

امیر المؤمنین (ع) در باره تو جه پیامبر گرامی(ص) به قرآن و استفاده از ان در هنگام نبرد، می فرماید: در جنگ بر که اولین درگیری نظامی مسلمانان با مشرکان بود، رسول خدا را در سجده دیدم که جمله نورانی ( یا حیّ یا قیوم) را تکرار می کرد وباری نزول نصرت غیبی وامداد الهی آن قدر ذکر مزبور را بازگو کرد تا جنگ پیروز شد5. ذکر شریف(یا حیّ یا قیوم) از اسمای حسنایی است که از قرآن استفاد می شود و درآیه الکرسی و مانند آن به صورت: (هو الحیّ القیّوم) 6 آمده است.

 4- تکریم شهیدان

پس از آیه شریفه( سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار)1، رسول اکرم(ص) هر گاه بر مزار شهدای اٌحد حضور می یافت این آیه را تلاوت می فرمود2. یعنی درود خدا و پیامبر بر شما باد که صابر و شکیبا بودید و پایان خوبی در انتظار شماست. البته هم پیش ار آخرت ، در پاین دنیا زندگی به کام پرهیزکاران است و هم در آخرت: (والعقبة للتقوی)3، ( والعاقبة للمتقین)4.

یعنی جامعه بشری در پایان دنیا، شاهد آرمانشهر ومدینه فاضله خواهد بود که در آن مردم پرهیزکار، معزّزند، چنانکه در قیامت نیز مکرّمند.

غرض آن که سیره رسول گرامی(ص) در تجلیل از شهیدان،تلاوت و حی خدا بود. ممکن است دیگران نیز در برابر مزار شهدا تکریمی روا بدارند، اما ادب گرامی داشت را باید همچون رسول حق (ص) از قرآن الهام گرفت.

5- خوف و رجای ممدوح

خوف و رجا که دو عامل بازدارنة از تباهی و محرّک به نیکیهاست، در زندگی رسول اکرم(ص) بر اساس قرآن کریم تنظیم شده بود، ازاین رو یکی از آیاتی که آن حضرت مکرّر آن را تلاوت می کرد این آیه بود: (قل إنی أخاف إن عصیت ربّی عذاب یوم عظیم )5. یعنی اگر من معصیت کنم از عذاب دردناک روز بزرگ هراسناکم؛ تا این که سوره مبارکه فتح نازل شد: (إنا فتحنا لک فتحنا لک مبینا* لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک وما تأخر)6 وخداوند با وعده غفران ، به رسولش تسکین داد . البته باید توجه داشت غفران در باره غیر معصوم،رفع گناه موجود است و در باره معصومان دفع آن است، زیرا و سوسه به حرم امن قلب معصوم، راه پیدا نمی کند. این نکته نیز روشن است که عصمت با اختیار منافات ندارد، چون حقیقت عصمت به یک ملکه علمی برمی گردد نه جبر، زیرا معصوم به توفیق خداوند سبحان باطن گناه را مشاهده می کند که همچون سمّ است واگر چنین کسی از سم پرهیز کرد، با حسن اختیار خود این عمل را انجام داده است، چنانکه اگر مرتکب شد با سوء اختیار خود بوده است./منبع : کتاب سیره رسول اکرم در قرآن ج 9 ص 313


از امام صادق (ع) نقل شده است که عده اى از «يمن» وارد بر پيامبر(ص ) شدند؛ در ميان آنان يكى از همه بيشتر با سخنان درشت پيامبر(ص ) را مورد خطاب قرار مي داد و یاوه گویی می کرد.
پيامبر اكرم (ص ) از یاوه گویی‌ها و لجاجت او خشمگين شد؛ به طوري که آثار خشم در پيشانى مباركش هويدا گرديد و رنگ چهره اش تغيير كرد. سر به زير انداخته بود و به زمين می‌نگریست . در این حال، جبرئيل نازل شد و عرض كرد:« پروردگارت سلام می رساند و مي فرماید:«این مرد-با وجود برخی رفتارهای ناشایستی که دارد - سخاوتمند است و مردم را اطعام مي كند.»
خشم پيغمبر(ص ) فرو نشست . آن حضرت سر بلند کرد و فرمود: «اگر نه اين بود كه جبرئيل از طرف پروردگارم خبر داد كه تو مرد سخاوتمندى هستی و مردم را اطعام مي‌کنی، چنان تو را طرد می کردم كه داستانت براى ديگران مایه عبرت شود.»
آن مرد عرض كرد:«آيا پروردگارت سخاوت را دوست دارد؟!»
حضرت جواب داد:« آرى » 
مرد گفت: «من شهادت می دهم که جز خدای یکتا خدایی نیست و تو فرستاده اویی»؛ و سپس گفت:«قسم به آنکه تو را به‌راستی به رسالت مبعوث کرد، من تاكنون كسى را از مال خود مأيوس و محروم نكرده ام.»
منبع:
*فروع کافی جزء 4، ص 39 



كودك يتيمى به حضور رسول خدا (ص) آمد و چنين عرض كرد: پدرم از دنيا رفته است و مادرم بى بضاعت است. خواهرم نیز سرپرستی ندارد. از چيزهایى كه خدا به تو عنايت فرموده است، به من اطعام كن تا خداوند خشنود شود.
پيامبر (ص) به بلال حبشى فرمود: «با شتاب به منزل من برو و جستجو كن؛ اگر چیزی برای خوردن وجود داشت، بياور.»
بلال رفت و به جستجو پرداخت و مشتى خرما، كه 21 عدد بود، يافت و به حضور پيامبر (ص) آورد.
پيامبر مهربان اسلام (ص) خرماها را سه قسمت كرد و فرمود: «این هفت عدد خرما مال خودت و این هفت عدد را به مادرت بده و این هفت عدد ديگر را به خواهرت.»
كودك يتيم، در حالى كه خوشحال بود، از نزد رسول خدا (ص) رفت.
در اين هنگام، «معاذ»(يكى از اصحاب) برخاست و دست نوازش بر سر آن كودك يتيم كشيد و با گفتارى مهرانگيز، كودك را تسلى خاطر داد.
پيامبر (ص) به معاذ فرمود: «اى معاذ، هر كس يتيمى را سرپرستى كند و دست نوازش بر سر او بكشد، خداوند به ازای هر مویى كه از زير دستش مى گذرد، حسنه و پاداشی به او مى دهد، و گناهى از گناهان او را محو مى كند، و بر درجه و مقام معنوى او مى افزايد.»

***


او پیامبر اسلام بود، رحمة للمومنین، رحمتی برای جهان. ...، او پیامبر و موسس دین اسلام، محمد(ص) بود. رحمتی جاودانه برای مردم جهان.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان