کد خبر: ۴۴۷۸
تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۳۹۷ - ۰۷:۱۹-05 December 2018
آیا خلقت کامل است؟
داروینیسم می گوید حتی انسان اشرف مخلوقات هم کامل نیست.انسان می تواند خیلی قوی تر زیباتر و کامل تر از حالت کنونی باشد.
منظومه شمسی نیز کامل نیست انرژی خیلی هدر می دهد.بعد از مدت طولانی این سیارات از مدار خارج می شوند. 

نیوتن معتقد است که هرگاه باید خدا دخالت کند و این سیارات را تعمیر کند ومدارشان را اصلاح کند.خداوند یک معمار و بنای بازنشسته نیست.
داروین که بعد از نیوتن آمد دیگر نامی از خداوند نیاورد و گفت طبیعت خودش سیستم روزآمدی دارد  و تکامل پیدا می کند.

موجودات ذی حیات و شعور و و معنا وحقیقت و ارزش ناشی از طبیعت است .اخلاق و دانش و شعور و وجدان همه ناشی از طبیعت است و توجیه طبیعی دارد.

پارادایم طبیعت گرایانه قبل از داروین بوده وداروین  طبیعت را مسلح به سلاح تکامل دانست.
ارزش های اخلاقی خیلی پیچیده است تکیه بر طبیعت و نیروهای طبیعت جواب خواهد داد.

طبیعت باوران اعتقادی به هدفمند بودن  ندارند.هیچ نیازی نیست گردش زمین به دور خورشید هدفی داشته باشد.زمین جرم معینی دارد که بر اساس نیروی جاذبه دور خورشید می چرخد

خداباوران معتقدند طبیعت خودش فاقد شعور است .نمی تواند شعور تولید کند.طبیعت خودش بی هدف است .نمی توان تصور نمود یک کرم یا مگس با آن همه مکانیزم حیاتی خودش بوجود بیاید یا مثلا یک باره یک هواپیمای بوئینگ از یک بیابان بیرون بیاید.

ذهن و کیهان کتابی است در پاسخ داروین

خلاصه این است که تکامل پاسخ قانع کننده نیست.طبیعت کفایت نمی کند .طبیعت برای خلقت کافی نیست

او می گوید که داروینیسم طبیعی گرا قریب به یقین باطل است

نیگل میگه می توان گفت ماده از مواد ساده تر ترکیب میشه مثلا مواد از ترکیب  عناصر و مولکول مولکول ها از اتم و اتم ها از الکترون و ...


ولی نمی توان درباره انسان و شعور وخود آگاهی چنین گفت 


ارزش های اخلاقی مثلا از چی بوجود آمده

داروین خودش ناتورالیست بوده؟

ارزش آگاهی حیات شعور هدفمندی را طبیعی گرایی علمی جواب نمی دهد

الان مکتب نیو داروینیسم رایج شده

برهان نظم می گوید ما در جهان یک شعور نیاز داریم که نظم و شعور و هوشمندی وغایت و....را بوجود بیاورد

خداوند صاحب عزم است هوش است شعور است

با طبیعت بی شعور نمی شود

یه چیزی بیرون از طبیعت داریم که سامان بخش طبیعت است

طبیعت قصد و اراده و شعور وعزم واراده و دانش ندارد.

مگر اینکه بگوئیم طبیعت قصد و اراده وهوش و شعور وعزم واراده و دانش دارد و وجود باشعور و هوشمند و قادر متعال طبیعت است‌ وطبیعت وخدا یکی هستند

چیزی که عارفان وفلاسفه ووحدت وجود هم گفتتد‌قرآن هم می گوید طبیعت سمیع و بصیر است 


ما سمیعیم و بصیریم و خوشیم 



با شما نامحرمان ما خامشیم

پارادایم علمی اجازه نمی دهد علم واراده وارد طبیعت شود

ولی نیگل می گوید طبیعت شعور و حساب و کتاب دارد ولی ما نمی دانیم

برهان نظم فقط هوشمندی را اثبات می کند نه خدا را.برهان نظم حداکثر اثبات می کند شعوری در طبیعت وجود دارد

نیگل خودش نیچریست بود ولی تکان بزرگی به داروینیسم داد.بقول جناب # نیگل طبیعت مرده وبی جان طرح شکست خورده است .

آیا عقل برای بقا لازم است؟

خیر ما بی عقل هم می توانیم زندگی کنیم . حیوانات نه عاقل ونه فیلسوف اند ولی زندگی طبیعی منظمی دارند

ما چرا خواب می بینیم؟ خواب دیدن چه نقشی در بقا دارد؟

خواب دیدن نوعی نوییز است؟ارزش بقایی ندارد .چون آدمی مغز و حافظه دارد خاطرات در مغز رژه می روند

نقش عقل برای بقای ما چیست؟ 

عقل کشف حقیقت می کند‌.آیا کشف حقیقت لازم است؟

ما بدون کشف حقیقت می توانیم ادامه حیات بدهیم. سوال این است که مغز این دستگاه عظیم چطور ساخته شده که بتواند کشف حقیقت کند؟ نچرالیست می گوید عقل وجودش لازم نیست . عقل توان کشف حقیقت هم ندارد.


اگر عقل و اندیشیدن توان کشف واقع دارد چراما چرا همش در عالم شک و تردید هستیم؟

لازمه تئوری تکامل این است که عقل را تخریب کنیم
جواب این است که اگر عقل توان کشف حقیقت ندارد چطور تکامل را کشف کرد؟

Evolutionist   
می گوید این تکامل هم به درد بشر نمی خورد؟
جواب این است که خوب و بد چی؟

خوب و بد وجود دارد یا خیر؟

مثلا راست خوب است دروغ بد است ‌اینها به گفته نیگل از خواص عقلانیت است

این ارزش های اخلاقی را طبیعت گرا نمی تواند توضیح بدهد ولی اینها وجود دارند.نیگل می گوید عقلانیت در طبیعت وجود دارد.

پس زمین و چرخ را دان هوشمند


چون که کار هوشمندان می کنند.

نیگل می گوید هوشمندی در طبیعت هست و با مرور زمان شعور نهفته در باطن انسان ها آشکار می شود.یعنی طبیعت جوری آفریده شده که استعدادش منجر به حلق انسان و انسانیات شده است.فی الواقع نیگل امور  متعالی را به طبیعت تقلیل داد و هذا اول الکلام.خوب این طبیعت هوشمند را چه کسی آفرید؟


گفتیم که نیگل در نقد داروین طبیعت بی شعور و بی هدف و مرده وجامد را حیات بخش و شعور بخش نمی داند.
او برای حل مساله ارزش های متعالی را به سطح طبیعت تقلیل می دهد و می گوید حیات و شعور و خود آگاهی و ارزش های اخلاقی در طبیعت نهفته است.

 نیگل منشاء شعور و هوشمندی را بیرون از جهان نمی داند و می گوید همه چیز در طبیعت است.مثلا حیات و اخلاق و عقل را به حد طبیعی تقلیل بدهیم.

حیات همان فعل وانفعال شیمیایی و فیزیکی است اراده هم ناشی از همان است. اراده همان حرکات مادی و اتفاقات شیمیایی و الکترو شیمیایی مغز است.

حالا این همه دانشمند این همه خیل ماتریالیست ها دنبال چی هستند؟
نه پاداش دنیایی و نه آخرتی.چرا کوشش می کنند که با هزار جور تکلف خدا رااز هستی پاک کنند.

 اول بجای خدا طبیعت را مسلح به تکامل می کنند.بعد می بینند از تکامل طبیعت فقط مواد طبیعی پیچیده تر بدست می آید .مثلا از الکترون اتم واز اتم مولکول و از مولکول عنصر و مواد واز ترکیب فیزیکی وشیمیایی مواد؛مواد  و جامدات وارگانیسم ها بدست می آید ولی دیگر انسانیات بدست نمی آید.

وقتی به این بن بست می رسند دوباره طبیعت را به شعور و هوشمندی مسلح می کنند ومی گویند که هوشمندی جزء لاینفک طبیعت است.

حالا اگر طبیعت را با شعور کردیم کار درست است؟تازه نزاع اصلی آغاز می شود.خالق این طبیعت با شعور کیست؟

چرا برترین ویژگی که انسان را از طبیعت متمایز می سازد همان عقل است؟ چرا ما با داشتن عقل خود تر می شویم.

فصل ممیزه انسان از موجودات طبیعی و حیوانات خرد است ‌شاید بهترین تعریف از انسان همان حیوان خردمند است.حیوان ناطق کافی نیست‌چون طوطی هم سخن می گوید‌.سخن همراه با اندیشه فصل ممیزه انسان است.

ترسیدن از عقل ورزی خلاف طبیعت بشر است

اگر کسی به شما توصیه کرد دنبال تفقه و تعقل در کائنات و طبیعیات و دین و....نروید یعنی دارد شما رااز طبیعت بشری تان دور می سازد.
نچرالیست ها می گویند .اصلا عقلی درکار نیست ‌هرچه هست تجربیاتی است که مغز آنها را تجزیه و تحلیل می کند.
عقل هنوز هیچ چیزی را حل نکرده است و جز حیرانی و سردرگمی چیزی بدست مان نداده است.

نیگل ایراد گرفته که اگر عقلی درکار نیست و کشف واقع هم جز سرگردانی وحیرت چیزی ندارد؛پس شما چطور نظریه تکامل نچرالیست را کشف کردید؟

نیگل شاید چیزی شبیه مومن آل فرعون است ایمانش را کتمان کرده و گفته من خدا را باور ندارم ولی طبیعت هم جوابگوی خلقت و حیات و شعور و نفس و کلیات وامور عقلانی نیست.

در پاسخ این امر که اصول عقلی و ذهنی وجود ندارند و همه چیز جز تجربه نیست؛چه پاسخی بدهیم؟
چند پاسخ متصور است:
یکم )ارزش های اخلاقی که ریشه تجربی ندارند.مثل راست و دروغ و کارهای شنیع و مستهجن و کارهای نیکو و ارزشمند. 

دوم)نوع دوستی:چرا انسان هم خودش را دوست دارد.مثلا شما اگر بدانی در دورترین نقاط عالم  یا حتی چند هزار سال پیش انسانی به هم نوعانش ستم کرده است نفرت پیدا می کنی 

بالعکس اگر بدانی هزاران سال یا هزاران مایل دورتر انسانی عادل و دلسوز و دانا تمام وجودش را صرف خوشبختی انسان های دیگر کرده اورا دوست می داری.


سوم)مفاهیم کلی:ذهن آدمی برای همه پدیده ها مفهوم کلی ساخته که در خارج وجود ندارد.مثلا انسان در خارج وجود ندارد انسان ها وجود دارند.کبوتر در خارج وجود ندارد‌کبوتران وجود دارند.


چهارم)قوانین منطق:انسان اصولی برای مصون ماندن ذهن از خطا ساخته است.مانند تصور و تصدیق مقولات عشر وجنس ونوع و فصل و عرض و گزاره های منطقی وقیاس و موجبه وسالبه و کلیه وتناقص و تضاد و....


پنجم )ریاضیات:قوانین ریاضی ناشی از تجربه نیست.حتی اعداد هم ساخته ذهن است.عدد ده در خارج وجود ندارد ‌.در خارج معدود وجود دارد ولی انسان در ذهن عدد ده را تصور نموده است.سایر گزاره های ریاضی کلا ساخته ذهن است.مانند اشکال هندسی ‌در طبیعت هیچ دایره یا خط ممتد یا مثلث وجود ندارد .مربع و مستطیل و طول وعرض و وتر و ارتفاع و قطر وشعاع وهمه این فرمول های پیچیده ریاضی را ذهن بر طبیعت تحمیل کرده است.خیابان های هندسی و ساختمان های هندسی و همه مصنوعات هندسی که اطراف ما را پر کرده همه ساخته ذهن هستند‌نهادهای سیاسی و اجتماعی و حکومت و دانشگاه و خانواده  و بانک و بیمارستان و دادگستری و قوانین موضوعه مدنی وجزایی و نظامی همه ساخته ذهن است.

امور اعتباری کلا زندگی ما را تشکیل داده است از عقود وقراردادها و نهادها و شرکت ها و کمپانی ها که حاصل اعتبار و جعل ذهن آدمی است.


 محمدطاهر کنعانیآ
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان