کد خبر: ۴۴۵۹
تاریخ انتشار: ۱۳ آذر ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۳-04 December 2018
نگاهي به زندگي كسي كه 50 شركت ساخت، 10 هزار شغل ايجاد كرد، مهدكودك پرورش مديران تاسيس كرد، مسجد بنا كرد؛ اما با دلشكسته از ايران رفت و در غربت جان سپرد!
عصراسلام: در سال 1330کفش ایرانی ها گیوه و نعلین و گالش بود و از طرفی شهر نشینی باب شده بود. یک جوان اصالتا شیرازی،به نام محمد رحیم  متقی ایروانی، پیش خود فکر کرد که مردم ممکن است بی نان سر کنند، اما بی کفش نمیتوانند دنبال نان بروند!

به گفته او  نمی‌توان شهرنشینی کرد، آن هم بدون کفش و پابرهنه؛ پس مردم به دوچیز نیاز دارند. یکی نان و یکی کفش! با این فکر به کشور چکسلواکی رفت و دو کارشناس چک استخدام کرد و یک دستگاه اتوکلاو کفش خرید و به ایران آمد و در خیابان گلوبندک تهران پاساژی ساخت و شروع به  تولید کفش نمود.

ایروانی کارش را با 35 کارگر  شروع کرد؛ او کمر همت بست و چون سوداهای بزرگ در سر داشت، با وام و پس انداز و ارث و ..، زمین بزرگ تری در مهرآباد کرج خرید و در آن محل اول یک مسجد ساخت و بعد کارخانه ی تولید کفشش را هم به آنجا منتقل کرد.

محمد رحیم کم و بیش، از این و آن، سرزنش میشنید که ،"تا وقتی کفش خارجی هست، چه کسی گیوه و گالش ایرانی میخرد؟؟". اما این حرفها او را دلسرد نکرد و کم کم طوری شد که در سال 1337 ، کفش چرمی ای تولید کرد که بسیار با دوام بود.او کفش ها را به قیمت چهارتومان  میفروخت. این در حالی بود که کفش خارجی آن زمان ده تومان بود و آن دوام و زیبایی را نداشت

جالب  اینکه ایروانی، در سال 1343 موسسه ای با هدف پرورش 22 کودک دو ماهه تا 2ساله تاسیس کرد تا در آینده، این کودکان، از مدیران کارخانه اش و مدیران ایرانی بشنود.قرار بر این شد بخشی از درآمدش به مصارف تحصیلی این22 کودک برسد و خوارک، پوشاک و وسایل زندگی ساده و کم خرج  آنها همه به عهده ی خودش باشد. قانونی هم وضع کرد که هیچ کدام از این  کودکانِ تحت سرپرستی او، بعد از رسیدن به سن 18 سالگی، هیچ تعهدی نسبت به او ندارند و آزادند که هرجور دلشان خواست زندگی کنند!! فقط انتظار او اینست که نسبت به "تحصیل" جدی باشند و "اسلام" و "حسن اخلاق" را اساس کارشان قرار بدهند.


ایروانی، طی سال های 35 تا 57 بیش از 50 شرکت تاسیس کرد و برای کارگرانش خانه ی سازمانی ساخت و سرویس رایگان ایاب و ذهاب در نظر گرفت.القصه کسب و کار او پیوسته رو به پیشرفت بود ،تا آنکه در سال 57، شرکت کفش
محمدرحیم متقی ایروانی، با وقوع انقلاب مصادره شد و متاسفانه به دلایلی مثل ضعف مدیریت و واگذار کردن آن به بخش خصوصی، یا همان دزدهای سر گردنه، کارخانه ای که روزگاری، 10هزار  خانوار کارگری را به خوبی اداره می کرد به ورشکستگی کشیده شد.

 قلب کارخانه از تپش ایستاد و کارخانه ی او هم به مرور، تبدیل به انبار ماشین ها و خودروهای سایپا شد! ایروانی، با دل شکسته به آمریکا رفت و کودکان تحت نظرش، که آن زمان 14 تا 16 ساله شده بودند را هم، با هزینه ی خودش به خارج از کشور برد؛ و در آنجا کارخانه ی چرمسازی بوستون را تاسیس کرد و باز هم کفش تولید کرد! و سرانجام در 12بهمن ماه سال 1384 بعد از یک روزِ کاملِ کاری در غربت از دنیا رفت.

محمد رحیم متقی ایروانی، همان موسس کفش "ملی" بود. همان کفشی که در کودکیِ خیلی از ما، خاطره ها برایمان ساخته. همه ی ماها از آن کفش ها پوشیده ایم ! تنگ میشد اما خراب نمیشد! هم اکنون از پرسنل 10 هزار نفریِ کفش ملی، فقط و فقط 700 نفر باقی مانده اند که در کفش گنجه و بخشهای بازرگانی مشغول به کارند.
منبع :کانال کارخونه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان