کد خبر: ۴۲۶۱
تاریخ انتشار: ۰۵ آذر ۱۳۹۷ - ۱۰:۵۱-26 November 2018
لاله زار ا‌ولین خیابانی بود که تمام نشانه های غرب از برند و اسم گرفته تا نهاد ها را کنار هم جمع و از همان نقطه هم به دیگر محله ها توزیع کرد.
 عصراسلام: از کاباره های به سبک آمریکایی تا انواع و اقسام کالاهای با برند جنرال  و جنرال مد و تا خیاط خانه های اعیانی و تجارت خانه ها و پیاله خانه ها  و تا سینماهایی چون کریستال و ونوس و سالن های تاتر پارس و دهقان و کافه های معروفی چون مولن‌روژ و افق طلائی و بسیاری از اماکن و دکان هایی که به سبک غرب رنگ و لعاب گرفته بودند.

موج نوگرایی در لاله زار به اندازه ای بود که به "شانزه لیزه تهران" شهرت یافته بود.

در هر صورت لاله زار تهران محل شکل گیری  سبک زندگی آنطرف آبی آنهم به شکل کاملا ظاهرگرایانه و پوسته ای بود.

 به همین دلیل پاتوق متمول ها و متمکن ها و اعیانی ها و وابستگان دربار بود و به طبع آن محل تجمع  مطرب ها و خواننده های روحوضی معروف...


اما این خیابان پاتوق یک نفر دیگر هم بود.

 پاتوق سید مهدی لاله زاری.


در میانه این خیابان مسجدی بود بنام مسجد لاله زار و آخوندی داشت با شهرت سید مهدی لاله زاری که اسم واقعی او سید مهدی قوام بود.

 سید مهدی هم پاتوق اش همین خیابان بود و اصرار داشت با همین مردم ارتباط داشته باشد.


سعدی افشار تعریف می کند تا سید مهدی را در خیابان دیدم از خجالت سرم را انداختم پایین تا نبیندم.

 نزدیک که شدم گفت برادر مسجد نمیای؟ فرصت نمی کنی ایراد ندارد. اما من برای دیدن شما می خوام کافه بیام کافه.

معروف است یک شب که از منبر مسجد پایین آمده است همان حوالی لاله زار، زن که خوشنام نبود را می بیند که کنار خیابان منتظر است.

او را صدا می زند تا نزدیک بیاید. همراه آقا سید مضطرب می شود که مردم حرف درنیارند.

 از زن  می پرسد چقدر می گیری تن فروشی می کنی؟

زن با تعجب می گوید: فلان قدر.

 سید دست می کند جیبش و پاکتی که پای منبر گرفته بود و البته عادت داشت هیچ وقت نشمارد را به زن می دهد و قسمش می دهد تا این پول تمام نشده از خانه بیرون نیاید.

معروف است پاکت تا زمانی که زن توبه کند، پول داشت.

یکبار دیگر در راه به دسته لات های لاله زار بر می خورد.

 گروه مصطفی دیوونه و همراهانش.

 سید به مصطفی دیوونه می گوید "بزرگترین مرام لاتی شما چیه؟ میخوام مثل شما داش بشم". مصطفی دیوونه میگوید "اینکه اگر نمک بخوریم نمکدان نمی شکنیم."

 سید مهدی میگه "اینکه قانون ما هم هست. ولی شما فقط حرف می زنید یا عمل هم می کنید؟ این همه نمک خدا را خوردید چرا نمک دان می شکنید."

 مصطفی دیوونه با تلنگری عاقبت بخیر میشود و بانی هیات محبین پاچنار که بعدها 50 شهید را تقدیم انقلاب می کند.


سید مهدی قوام وقتی از دنیا رفت به اندازه‌ی دو تا صحن بزرگ حرم حضرت معصومه، کلاه شاپویی و لنگ به دست آمده و صحن را پر کرده بودند و زار زار گریه می‌کردند....


سبک زندگی سیدمهدی قوام برای این روزهای  جامعه ما اموختنی است. زندگی کردن به سبک سیدمهدی اجازه نمی دهد که متدین ها ما برای خودشان شهرک مسکونی جدا و سینمای جدا و موسیقی جدا و پارک و محله جدا و در نهایت طبقه ای اجتماعی و جدا از مردم داشته باشند.  

محسن مهدیان  از کاباره های به سبک آمریکایی تا انواع و اقسام کالاهای با برند جنرال  و جنرال مد و تا خیاط خانه های اعیانی و تجارت خانه ها و پیاله خانه ها  و تا سینماهایی چون کریستال و ونوس و سالن های تاتر پارس و دهقان و کافه های معروفی چون مولن‌روژ و افق طلائی و بسیاری از اماکن و دکان هایی که به سبک غرب رنگ و لعاب گرفته بودند.

موج نوگرایی در لاله زار به اندازه ای بود که به "شانزه لیزه تهران" شهرت یافته بود.

در هر صورت لاله زار تهران محل شکل گیری  سبک زندگی آنطرف آبی آنهم به شکل کاملا ظاهرگرایانه و پوسته ای بود.

 به همین دلیل پاتوق متمول ها و متمکن ها و اعیانی ها و وابستگان دربار بود و به طبع آن محل تجمع  مطرب ها و خواننده های روحوضی معروف...


اما این خیابان پاتوق یک نفر دیگر هم بود.

 پاتوق سید مهدی لاله زاری.


در میانه این خیابان مسجدی بود بنام مسجد لاله زار و آخوندی داشت با شهرت سید مهدی لاله زاری که اسم واقعی او سید مهدی قوام بود.

 سید مهدی هم پاتوق اش همین خیابان بود و اصرار داشت با همین مردم ارتباط داشته باشد.


سعدی افشار تعریف می کند تا سید مهدی را در خیابان دیدم از خجالت سرم را انداختم پایین تا نبیندم.

 نزدیک که شدم گفت برادر مسجد نمیای؟ فرصت نمی کنی ایراد ندارد. اما من برای دیدن شما می خوام کافه بیام کافه.

معروف است یک شب که از منبر مسجد پایین آمده است همان حوالی لاله زار، زن که خوشنام نبود را می بیند که کنار خیابان منتظر است.

او را صدا می زند تا نزدیک بیاید. همراه آقا سید مضطرب می شود که مردم حرف درنیارند.

 از زن  می پرسد چقدر می گیری تن فروشی می کنی؟

زن با تعجب می گوید: فلان قدر.

 سید دست می کند جیبش و پاکتی که پای منبر گرفته بود و البته عادت داشت هیچ وقت نشمارد را به زن می دهد و قسمش می دهد تا این پول تمام نشده از خانه بیرون نیاید.

معروف است پاکت تا زمانی که زن توبه کند، پول داشت.

یکبار دیگر در راه به دسته لات های لاله زار بر می خورد.

 گروه مصطفی دیوونه و همراهانش.

 سید به مصطفی دیوونه می گوید "بزرگترین مرام لاتی شما چیه؟ میخوام مثل شما داش بشم". مصطفی دیوونه میگوید "اینکه اگر نمک بخوریم نمکدان نمی شکنیم."

 سید مهدی میگه "اینکه قانون ما هم هست. ولی شما فقط حرف می زنید یا عمل هم می کنید؟ این همه نمک خدا را خوردید چرا نمک دان می شکنید."

 مصطفی دیوونه با تلنگری عاقبت بخیر میشود و بانی هیات محبین پاچنار که بعدها 50 شهید را تقدیم انقلاب می کند.


سید مهدی قوام وقتی از دنیا رفت به اندازه‌ی دو تا صحن بزرگ حرم حضرت معصومه، کلاه شاپویی و لنگ به دست آمده و صحن را پر کرده بودند و زار زار گریه می‌کردند....


سبک زندگی سیدمهدی قوام برای این روزهای  جامعه ما اموختنی است. زندگی کردن به سبک سیدمهدی اجازه نمی دهد که متدین ها ما برای خودشان شهرک مسکونی جدا و سینمای جدا و موسیقی جدا و پارک و محله جدا و در نهایت طبقه ای اجتماعی و جدا از مردم داشته باشند. 

محسن مهدیان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان