کد خبر: ۴۲۳۰
تاریخ انتشار: ۰۳ آذر ۱۳۹۷ - ۱۶:۵۲-24 November 2018
على عليه السلام در روزهاى آخر عمر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم لحظه اى آن حضرت را تنها نمى گذاشت.
راسلام: عصدر يكى از روزها على عليه السلام براى انجام كارى از نزد حضرت خارج شد، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم وقتى به هوش آمد ديد على عليه السلام بر بالين او حاضر نيست به يكى از همسرانش كه حاضر بود فرمود: به برادر و دوست من بگوييد نزد من آيد. عايشه به دنبال ابوبكر فرستاد و او بر بالين حضرت حاضر شد اما پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم همين كه او را ديد از او روى برگردانيد. ابوبكر برخاست و گفت اگر با من كارى داشتند مى فرمودند، اين را گفت و رفت. حضرت باز تقاضاى خود را تكرار كرد اين بار حفصه به دنبال عمر فرستاد و چون او حاضر شد حضرت روى خود را از او برگردانيد او هم عمل و حرف ابوبكر را تكرار كرد و رفت.

پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مجددا تقاضاى خود را بيان داشت. ام سلمه گفت: بخدا قسم او على ( عليه السلام ) را مى خواهد. پس او را حاضر نمودند چون رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم على عليه السلام را ديد او را به سينه خود چسبانيد و صحبت هاى مخفيانه اى با او كرد كه بسيار هم طول كشيد. بعدا از على عليه السلام سؤال كردند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چه چيزى به شما گفت؟ حضرت فرمود: هزار باب علم به من آموخت كه از هر باب ديگر برايم باز شد و وصايايى به من كرد كه ان شاء الله به آن ها عمل خواهم كرد [1]

[1] محجة البيضاء، ج 8، ج ص 276.

منبع:پژوهه تبلیغ
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان