کد خبر: ۴۰۳
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۷:۴۸-06 April 2017
قرآن به روایت قرآن

1ـ قرآن و طهارت
«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ * فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ * لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ». (واقعه، 78 تا 80)
همانا آن قرآن كريم است‌* و اين آيات در كتاب مستوري جاي دارد‌* و اين كتاب را جز پاكان نمي‌توانند مس كنند.

2ـ قرآن، غير قابل شكست
«إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ * لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ». (فصّلت، 41 و 42)
اين كتاب به حقيقت غير‌قابل شكست است * و هرگز حوادث گذشته و امروز و آيندة عالم نمي‌تواند راه ورودِ باطل را در آن باز كند، زيرا از جانب خداي حكيم و ستودة صفات نازل شده است.

10ـ محكم و متشابه
«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ». (آل عمران، 7)
او خدايي است كه نازل كرد بر تو (اي پيامبر) قرآن را، كه قسمتي از آن آيات محكمات است كه اصل كتابند و قسمتي ديگر آيات متشابهات است (كه بايد در دريافت معاني آنها، چارچوب محكمات مراعات گردد).

11ـ طريق نزول قرآن
«وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَي النَّاسِ عَلي مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلاً ». (اسراء، 106)
و قرآن كه آن را بخش بخش فرو‌فرستاديم، تا به تدريج و به آهستگي، آن را بر مردمان فرو‌خواني.

12ـ شب قدر، نزول قرآن
«إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ». (قدر، 1)
ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل كرديم.

13ـ عظمت قرآن
«لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلي جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ»( حشر، 21).
اگر اين قرآن را بر كوهي نازل مي‌كرديم، آن را مي‌ديدي كه از ترس خدا فرو افتاده خورده است.

14ـ تدبير در قرآن
«كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ». (ص، 28)
كتابي فرخنده بر تو فرو فرستاديم، تا در آيات آن تدبير كنند و خردمندان از آن پند گيرند.

15ـ قرآن از طرف خداوند
«قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ». (مائده، 15)
از طرف خدا، نور و كتاب آشكاري به سوي شما آمد.

16ـ وحي كلام الهي به سوي رسول خدا (ص)
«وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ». (انعام، 19)
اين قرآن بر من وحي شده تا شما و تمام كساني را كه اين قرآن به آنها مي‌رسد بيم دهم (و از مخالفت با فرمان خدا بترسانم).

17ـ همه چيز در قرآن
«ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ثُمَّ إِلي رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ». (انعام، 18)
ما هيچ چيز را در اين كتاب، فرو‌گذار نكرديم سپس همگي به سوي پروردگارشان محشور مي‌گردند.

18ـ تصديق‌كننده
«وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ». (انعام، 92)
و اين (قرآن) كتابي است پربركت، كه آنچه را پيش از آن آمد تصديق مي‌كند.

19ـ هدايت مردم بوسيلة قرآن
«المص * كِتابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ فَلا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِكْري لِلْمُؤْمِنِينَ». (اعراف، 1)
المص. (بعضي در تفسير آن گفته‌اند خداي مهربان صاحب اقتدار بردبار) اي رسول كتابي بزرگ براي تو نازل شد پس تو دلتنگ و رنجه خاطر (از انكار مردم) مباش تا مردمان را به آيات عذابش بترساني و اهل ايمان را به بشاراتش يادآور شوي.

20ـ تمسّك به قرآن
«وَ الَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتابِ وَ أَقامُوا الصَّلوةَ إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ». (اعراف، 170)
و آنها كه به كتاب (خدا) تمسّك جويند و نماز را برپا دارند (پاداش بزرگي خواهند داشت، زيرا) ما پاداش مصلحان را ضايع نخواهيم كرد.

21ـ حقايق كتاب قرآن
«يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتابِ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ * يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِلي صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ». (مائده، 15و16)
اي اهل كتاب! پيامبر ما، كه بسياري از حقايق كتاب آسماني را كه شما كتمان مي‌كرديد روشن مي‌سازد، به سوي شما آمد؛ و از بسياري از آن، (كه فعلاً افشاي آن مصلحت نيست) صرف‌نظر مي‌نمايد. (آري)، از طرف خدا، نور و كتاب آشكاري به سوي شما آمد * خداوند به بركت آن، كساني را كه از خشنودي او پيروي كنند، به راههاي سلامت، هدايت مي‌كند، و به فرمان خود، از تاريكيها به سوي روشنايي مي‌برد؛ و آنها را به سوي راه راست، رهبري مي‌نمايد.

22ـ انذار‌كننده
«وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِينٌ * لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَي الْكافِرِينَ». (يس، 69و70)
و ما به اوشعر نياموختيم و سزاوار او نيست. نيست آن مگر ياد آوري و قرآن روشنگر* تا انذار كني كسي را كه زنده‌ است و محقق گردد گفتار بر كافرين.

23ـ كتمان قرآن كريم
«إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدي مِن بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ». (بقره، 159)
كساني كه دلايل روشن، و وسيلة هدايتي را نازل كرديم، بعد از آن كه در كتاب براي مردم بيان نموديم كتمان كنند، خدا آنها را لعنت مي‌كند، و همة لعن‌كنندگان نيز، آنها را لعن مي‌كنند.

24ـ قدرت نماييِ قرآن در مقابل جن و انس
«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلي أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً». (اسري، 88)
بگو اگر انس و جن گرد آيند براي اين كه مثل قرآن را بياورند؛ نمي‌آورند اگر چه برخي پشتيبان بعضي ديگر باشند.

25ـ اگر قدرت داريد ده سوره بياوريد
«أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَيهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ * فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ‌فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ». (فصلت، 41و42)
آيا مي‌گويند آن را به دروغ بافته و به خدا نسبت داده‌اي بگو پس بياوريد ده سوره مثل آن دروغ بستها را و بخوانيد و دعوت كنيد هر كه را كه مي‌توانيد، غيرخدا، اگر راستگويانيد پس اگرپاسخ ندادند به شما پس بدانيد كه آن بر اساس علم خداوند نازل شده است و اين كه معبودي جز او نيست پس آيا تسليم شدگانيد؟

26ـ قرآن به زبان عربي
«وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ * نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلي قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذَرِينَ * بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ » (شعراء، 192 تا 195)
مسلماً اين (قرآن) از سوي پرورگار جهانيان نازل شده است * روح الامين آن را نازل كرده است * بر قلب (پاك) تو، تا از انذار كنندگان باشي * آن را به زبان عربي نازل كرد.

27ـ وحي الهي
«وَ ما كانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَري مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ الْكِتابِ لا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ». (يونس،37)
شايسته نبود (و امكان نداشت) كه اين قرآن بدون وحي الهي به خدا نسبت داده شود، ولي تصديقي است براي آنچه پيش از آن است (از كتب آسماني) و شرح وتفصيلي بر آنها است شكي در آن نيست و از طرف پروردگار جهانيان است.

28ـ نسبت دروغ به قرآن
«أَمْ يَقُولُونَ افْتَريهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ».(يونس، 38)
آيا آنها مي‌گويند قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده است؟! بگو اگر راست مي‌گوييد يك سوره همانند آن بياوريد و غير از خدا، هر كس را مي‌توانيد (به ياري) طلبيد.

29 قرآن سخن راست
«ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَري وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُدي وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ».(يوسف، 111)
اينها داستان دروغين نبود؛ (بلكه وحي آسماني است و) هماهنگ است با آنچه پيش روي او (از كتب آسماني پيشين) قرار دارد؛ و شرح هر چيزي (كه پاية سعادت انسان است)؛ و هدايت و رحمتي است براي گروهي كه ايمان مي‌آورند.

30ـ مَثَل‌هاي قرآن
«وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ * قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ» (زمر، 27و28)
و به تحقيق براي مردم در اين قرآن هرگونه مَثَل زديم شايد متذكر شوند * قرآني عربي بدون كژي شايد تقوا پيشه كنند.

31ـ قرآن با عظمت
«وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتي بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً».(رعد،31)
اگر بوسيلة قرآن كوهها به حركت در‌آيند يا زمينها قطعه قطعه شوند يا بوسيلة آن با مردگان سخن گفته شود (باز هم ايمان نخواهند آورد) ولي همه كارها در اختيار خدا است.

32ـ كتاب آشكار
«الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ وَ قُرْآنٍ مُبِينٍ». (حجر، 1)
الرـ اين است آيات كتاب خدا و قرآني كه راه حق و باطل را روشن و آشكار مي‌گرداند.

33ـ قرآن معجزة رسول خدا (ص)
«بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ». (نحل، 44)
به هر رسولي معجزات و كتب و آيات وحي فرستاديم و بر تو قرآن را (كه جامع و كاملترين كتاب الهي است) نازل كرديم تا بر امّت آنچه فرستاده شده بيان كني، باشد كه عقل و فكرت كار بندند. (و در دو عالم سعادت يابند).

34ـ روح القدس
«قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هُدي وَ بُشْري لِلْمُسْلِمِينَ». (نحل،102)
تو (اي رسولِ ما، به كافران) بگو كه اين آيات را روح‌القدس از جانب پروردگار من به حقيقت و راستي نازل كرد تا اهل ايمان را در راه خدا ثابت قدم گرداند و براي مسلمين هدايت و بشارت باشد.

35ـ اختلاف در قرآن
«أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً».( نساء، 82)
آيا پس تدبّرنمي‌كنند در قرآن و اگر از جانب غير خداوند بود هر آينه درآن اختلاف فراواني مي‌يافتند.

36ـ طلب مبارزه
«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلي أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً * وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبي أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُوراً». (اسرا،88 و 80)
بگو اين پيغمبر كه اگر جن و انس متّفق شوند كه مانند اين قرآن كتابي بياورند هرگز نتوانند هرچند همه پشتيبان‌ يكديگر ‌باشند و همانا ما در اين قرآن براي مردم هرگونه مثال (و بيان روشن) آورديم (تا مگر هدايت شوند ليكن) اكثر مردم بجز از كفر و عناد از هر چيز امتناع كردند.

37ـ اقامة حق و راستي
«وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَي النَّاسِ عَلي مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلاً». (اسراء، 105و106)
و ما اين آيات (قرآن عظيم) را به حق فرستاديم و براي اقامه حق و راستي نازل شد و نفرستاديم تو را جز براي آنكه مؤمنان را بشارت به رحمت حق دهي و كافران را از عذاب الهي بترساني. و قرآني را جزء بر تو فرستاديم كه تو نيز بر امت بتدريج قرائت كني (و با صبر و تأني به هدايت خلق بپردازي) اين قرآن كتابي از تنزيلات بزرگ ماست (و مشتمل بر حقايق و علوم بي‌شمار است).

38ـ هدايت خلق
«وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ آياتٍ بَيِّناتٍ وَ أَنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يُرِيدُ». (حج، 16)
و ما همچنين (مانند ساير كتب آسماني) آيات روشن اين قرآن بزرگ را (براي هدايت خلق) فرستاديم و خدا هر كه را بخواهد هدايت مي‌كند.

39ـ وفاء به وعده
«لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ كِتاباً فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ». (انبياء،10)
ما بر شما كتابي نازل كرديم كه وسيلة تذكّر (و بيداري) شما در آن است! آيا نمي‌فهميد.

40ـ قرآن، ماية عبرت خلق
«وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ آياتٍ مُبَيِّناتٍ وَ مَثَلاً مِنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ». (نور، 46)
همانا ما براي (هدايت و سعادت) شما آياتي روشن نازل گردانيديم و داستاني از آنان كه پيش از شما در‌گذشتند براي عبرت خلق و موعظه براي اهل تقوي فرستاديم.

41ـ نشانه‌هاي روشن براي هدايت خلق
«لَقَدْ أَنْزَلْنا آياتٍ مُبَيِّناتٍ وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلي صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ». (نور، 46)
همانا آيات و ادلة بسيار روشن (براي هدايت عموم خلق) فرستاديم و خدا هر كه را خواهد به راه راست هدايت مي‌كند.

42ـ رها كردن قرآن
«وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً». (فرقان، 30)
در آن روز رسول به شكوه امّت در پيشگاه ربّ‌العزّة عرض كند بار الها تو آگاهي كه امّت من اين قرآن بزرگ تو را به كلّي متروك و رها كردند (و پيرو كافران شدند).

43ـ اعتراض كافران به قرآن
«وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلاً * وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلاَّ جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً». (فرقان، 33)
آنان هيچ مَثَلي براي تو نمي‌آورند مگر اين كه ما حق را براي تو مي‌آوريم، و تفسيري بهتر (و پاسخي دندان‌شكن كه در برابر آنان ناتوان شوند).

44ـ منّت بر مؤمنين
«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهُمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ». (آل عمران، 164)
خدا بر اهل ايمان منّت گذاشت كه رسول از خود آنها در ميان آنان برانگيخت كه بر آنها آيات خدا را تلاوت كند و نفوس آنان را از هر نقص و آلايش پاك گرداند و بر آنها احكام شريعت و حقايق حكمت بياموزد هر چند از آن پيش گمراهي آنان آشكار بود.

45ـ حجّت آشكار
«فَقَدْ جاءَكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ هُدي وَ رَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَّبَ بِآ‏ياتِ اللَّهِ وَ صَدَفَ عَنْها سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آياتِنا سُوءَ الْعَذابِ بِما كانُوا يَصْدِفُونَ». (انعام، 157)
پس براي شما هم از جانب پروردگارتان حجت آشكار و هدايت و رحمت رسيد. اكنون ستمكارتر از كسي كه آيات خدا را تكذيب كند كيست؟ و متجاوزتر از روي‌گردان از اطاعت حق كدام است؟ به زودي آنان را كه از آيات ما روي گردانده و مخالفت كرده‌اند به عذاب سخت مجازات مي‌كنيم، و اين عذاب كيفر اعراض از آيات ماست.

46ـ كتابِ دانش
«وَ لَقَدْ جِئْناهُمْ بِكِتابٍ فَصَّلْناهُ عَلي عِلْمٍ هُديً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ». (اعراف، 52)
بر مردمان كتابي فرستاديم كه در آن هر چيزي را بر اساس دانش تفصيل داديم و اين كتاب راهنما و رحمت است براي آنان كه ايمان مي‌آورند.

47ـ كتاب محكم
«الر * تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْحَكِيمِ». (يونس، 1)
اين است آيات كتاب محكم كه به حق و راستي گوياست.

48ـ نزول قرآن بر قلب رسول خدا
«فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلي قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقاً بَيْنَ يَدَيْهِ وَ هُديً وَ بُشْري لِلْمُؤْمِنِينَ». (بقره، 97)
جبرئيل به اذن خدا اين كتاب را بر قلب تو نازل كرد تا تصديق‌كنندة كتب قبل و هدايت و بشارت‌دهندة مؤمنين باشد.

49ـ يادآورِ حق
«وَ ما هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ». (قمر، 52)
كتاب الهي جز پند و حكمت و يادآور برنامه‌هاي حق چيز ديگري نيست.

50ـ بشارت براي مؤمنين
«تِلْكَ آياتُ الْقُرْآنِ وَ كِتابٍ مُبِينٍ * هُديً وَ بُشْري لِلْمُؤْمِنِينَ». (نمل، 1و2)
اين آيات قرآن و كتاب روشن خداست كه هدايت و بشارت براي اهل ايمان است.

51ـ بي‌ اعتنايي به قرآن
«وَ لَمَّا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِّما مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِّنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ كِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لا يَعْلَمُونَ». (بقره، 101)
و هنگامي كه فرستاده‌اي از سوي خدا به سراغشان آمد، و با نشانه‌هايي كه نزد آنها بود مطابقت داشت، جمعي از آنان كه به آنها كتاب (آسماني) داده شده بود، كتاب خدا را پشت سر افكندند؛ گويي هيچ از آن خبر ندارند.

52ـ قرآن كتاب آسماني
«الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ». (بقره، 121)
كساني كه كتاب آسماني به آنها داده‌ايم (يهود و نصاري) آن را چنان كه شايستة آن است مي‌خوانند؛ آنها به پيامبر اسلام ايمان مي‌آورند؛ و كساني كه به او كافر شوند، زيانكارانند.

53ـ پيمان بستن با قرآن
«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَبِئْسَ ما يَشْتَرُونَ». (آل‌عمران،187)
و (به خاطر بياوريد) هنگامي را كه خدا، از كساني كه كتاب (آسماني) به آنها داده شده، پيمان گرفت كه حتماً آن را براي مردم آشكار سازيد و كتمان نكنيد! ولي آنها، آن را پشت سر افكندند؛ و به بهاي كمي فروختند؛ و چه بد متاعي مي‌خرند.

54ـ خضوع و خشوع با شنيدن كلام الهي
أُولئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِّنَ النَّبِيِّينَ مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَ مِمَّنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ وَ مِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْراهِيمَ وَ إِسْرائِيلَ وَ مِمَّنْ هَدَيْنا وَ اجْتَبيْنا اِذا تُتْلي عَلَيْهِمْ آياتُ الرَّ‌حمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُكِيّاً». (مريم، 58)
آنها پيامبراني بودند كه خداوند مشمول نعمتشان قرار داده بود، از فرزندان آدم، و از كساني كه با نوح بر كشتي سوار كرديم، و از دودمان ابراهيم و يعقوب، و از كساني كه هدايت كرديم و برگزيديم. آنها كساني بودند كه وقتي آيات خداوند رحمان بر آنان خوانده مي‌شد به خاك مي‌افتادند، در حالي كه سجده مي‌كردند و گريان بودند.

55ـ تفكر در قرآن
«أَ فَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جاءَهُمْ مّا لَمْ يَأْتِ آباءَهُمُ الْأَوَّلِينَ». (مؤمنون، 68)
آيا آنها در اين گفتار نينديشيدند، يا اين كه چيزي براي آنان آمده كه براي نياكانشان نيامده است؟!

56ـ قرآن بهترين سخن
«اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُّتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلي ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَي اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ». (زمر، 23)
خدا بهترين سخن را نازل كرده، كتابي كه آياتش (در لطف و زيبايي و عمق و محتوا) همانند يكديگر است؛ آياتي مكرّر دارد (با تكراري شوق‌انگيز) كه از شنيدن آياتش لرزه بر اندام كساني كه از پروردگارشان مي‌ترسند مي‌افتد؛ سپس برون و درونشان نرم و متوجه ذكر خدا مي‌شود؛ اين هدايت الهي است كه هر كس را بخواهد با آن راهنمايي مي‌كند؛ و هركس را خداوند گمراه سازد، راهنمايي براي او نخواهد بود!

57ـ تدبّر در قرآن
«أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلي قُلُوبٍ أَقْفالُها». (محمد، 24)
آيا آنها در قرآن تدبر نمي‌كنند، يا بر دلهايشان قفل نهاده شده است؟!

58ـ هماهنگي قرآن با كتب ديگر
«وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسي إِماماً وَ رَحْمَةً وَ هذا كِتابٌ مُّصَدِّقٌ لِّساناً عَرَبِيًّا لِّيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ بُشْري لِلْمُحْسِنِينَ». (احقاف، 13)
و پيش از آن، كتاب موسي كه پيشوا و رحمت بود (نشانه‌هاي آن را بيان كرده) و اين كتاب هماهنگ با نشانه‌هاي تورات است در حالي كه به زبان عربي و فصيح و گوياست، تا ظالمان را بيم دهد و براي نيكوكاران بشارتي باشد.

59ـ خاشع در مقابل كلام الهي
«أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثِيرٌ مِّنْهُمْ فاسِقُونَ». (حديد، 16)
آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاي مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل كرده است خاشع گردد؟! و مانند كساني نباشند كه در گذشته به آنها كتاب آسماني داده شد سپس زمان طولاني بر آنها گذشت و قلبهايشان قساوت پيدا كرد؛ و بسياري از آنها گنهكارند.

60ـ سجده براي قرآن
«قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلي عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً * وَ يَقُولُونَ سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولاً * وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً». (اسراء،107تا 109)
بگو: «خواه به آن ايمان بياوريد، و خواه ايمان نياوريد، كساني كه پيش از آن به آنها دانش داده شده، هنگامي كه (اين آيات) بر آنان خوانده مي‌شود، سجده كنان به خاك مي‌افتند... آنها (بي‌اختيار) به زمين مي‌افتند و گريه مي‌كنند؛ و (تلاوت اين آيات همواره) بر خشوعشان مي‌افزايد.

61ـ تلاوت قرآن
«وَ ما تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَ ما تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَ لا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً».( يونس، 61)
(اي پيامبر) در هر حالي باشي و آنچه از قرآن بخواني و آن عملي كه تو و امّتت به جا آوريد ما شاهدان شما خواهيم بود.

62ـ قرآن و پناهگاه
«وَ اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ كِتابِ رَبِّكَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً». (كهف، 27)
(اي پيامبر) آنچه به تو از كتاب پروردگارت وحي شده تلاوت كن، هيچ چيز سخنان او را دگرگون نمي‌سازد و ملجأ و پناهگاهي جز او نمي‌يابي.

63ـ مأمور بر تلاوت قرآن
«أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ أَنْ أَتْلُوَا الْقُرْآنَ». (نمل، 90)
مأمور شده‌ام كه از مسلمانان باشم و قرآن را (بر شما) تلاوت كنم.

64ـ وحي الهي
«اُتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ». (عنكبوت، 45)
(اي پيامبر) آنچه از كتاب (قرآن) به تو وحي شده است تلاوت كن.

65ـ مداومت بر قرآن
«فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ‌». (مزمّل، 20)
آن