کد خبر: ۳۸۶
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۵:۱۳-06 April 2017
آموزشها، طرحها، پندها، خبرها، قصّه‏ ها و حكمتهاى قرآن، به زمان نزول، عصر جاهلى و يا به تاريخ گذشته اختصاص ندارد بلكه هر يك از آنها، در مواردى سخن از آينده نيز به ميان آورده و حقايقى را پيشگويى نموده است كه آنها را در مجموع به دو قسمت عمده مى ‏توان تقسيم كرد:

1- پيشگويي هايى كه تاكنون يا محقّق نشده يا بتدريج در حال تحقّق است.
2- پيشگويي هايى كه بخش عظيمى از آنها در حوزه قرآن كريم، در زمان خود پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله يا اندكى پس از وى به كرسى حقيقت نشسته است و تنها در زمان نزول قرآن، يا مدّتى پس از آن پيشگويى محسوب مى‏ شده و بعدها در بستر تاريخ آرميده و از مسائل مهمّ تاريخى گشته است.

آينده نگرى و پيش‏بينى ‏هاى قرآن، چه از نوع اول، چه از نوع دوم، اختصاص به بُعد خاصّى ندارد بلكه داراى ابعاد مختلف و آفاق گسترده است كه هر كدام بايد بطور مستقل مورد بحث و بررسى قرار گيرد؛ چرا كه برخى از آنها در بُعد نظامى و سياسى است برخى مربوط به اوضاع پيروان آيين ‏هاى يهود و مسيحيّت است و برخى ديگر بُعد جامعه ‏شناسى دارد و آينده را از نظر سياسى و اجتماعى و چگونگى‏ تحقّق «جامعه برين و ايده ‏آل» بررسى مى ‏كند. ما در اين درسها، تنها به سلسله پيشگويي هايى مى ‏پردازيم كه تحقق آنها در گذشته، جهان اسلام و جامعه مسلمين را متحوّل ساخته و يا در آينده سبب تحول و تغييرات بنيادين تاريخ بشريت خواهد بود.

 

1- استمرار نسل محمد صلى الله عليه و آله‏

از پيشگويي هاى تاريخى قرآن استمرار نسل پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و زياد شدن فرزندان وى در سراسر گيتى است؛ هنگامى كه قاسم و عبداللَّه دو فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله از دنيا رفتند برخى از دشمنان كينه ‏توز اسلام همانند «عاص بن وائل» به پيامبر خدا زخم زبان زده گفتند:

محمّد «ابتر» است، يعنى اولاد ذكور ندارد و اگر وفات يابد، اثرى از وى نمى ‏ماند و نامش از صفحه روزگار محو مى‏شود. خداوند در ردّ اين تفكّر، سوره «كوثر» را نازل كرد و فرمود:
«إنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ» 
ما به تو كوثر [خير و بركت فراوان‏] عطا كرديم.

كوثر به ‏معناى خير كثير و بركت فراوان است و يكى از مصداقهاى آن وجود فاطمه زهرا عليها السلام است كه خداوند اعطاى آن را به پيامبر نويد مى ‏دهد و پس از مدتى اين وجود پربركت متولّد مى‏ شود و وعده خداوند تحقق مى ‏يابد زيرا او تنها دختر رسول خدا بود كه فرزندان كثيرى از او پديد آمدند و پس از پيامبر، مكتب نوبنيادش را تحكيم بخشيدند، معارف آن را گسترش دادند و اسلام را از آفات حفظ كردند. نه ‏تنها امامان معصوم بلكه ميليونها نفر از فرزندان او در سراسر جهان پخش شده ‏اند. قرآن، از طرف ديگر پيشگويى مى‏ كند كه نسل دشمنان اسلام منقرض مى ‏شود و نشانه ‏اى از خاندان آنها باقى نخواهد ماند:
«إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ» 
به يقين بدخواه تو بريده نسل است.

اين دو پيشگويى اندكى بعد تحقق يافت در حدى كه امروزه براى همه ملموس است چنانكه فخر رازى مى‏ گويد:
«اين سوره به‏ عنوان ردّ بر كسانى نازل شده كه عدم وجود اولاد را بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ايراد مى‏ گرفتند، بنابراين معناى سوره اين است كه خداوند به او نسلى مى‏ دهد كه در طول زمان باقى مى ‏ماند. [امّا] ببين كه چه اندازه از اهل بيت را شهيد كردند در عين حال جهان مملو از آنهاست، اين در حالى است كه از بنى اميّه [به‏ عنوان نمونه‏ اى از دشمنان اسلام‏] شخص قابل ذكرى در دنيا باقى نماند و نيز بنگر كه چقدر از علماى بزرگ در ميان آنهاست، مانند [امام‏] باقر و [امام‏] صادق عليهم السلام و [امام‏] رضا عليه السلام و نفس زكيّه».

صاحب الميزان مى‏ نويسد:
«منظور از كوثر، تنها و تنها كثرت ذريّه ‏اى است كه خداوند به آن حضرت ارزانى داشته و بركتى است كه در نسل او قرار داده است ... و خالى از اين دلالت، نيست كه فرزندان فاطمه عليها السلام ذرّيه رسول خدا صلى الله عليه و آله هستند و اين خود يكى از خبرهاى غيبى قرآن كريم است. چون همانطور كه مى ‏بينيم خداوند بعد از درگذشت آن حضرت، بركتى در نسل او قرار داد بطورى كه در همه عالم هيچ نسلى معادل آن، ديده نمى‏ شود، آن هم با اين همه بلاها كه بر سر ذريّه آن حضرت آوردند و گروه گروه از آنان را كُشتند!» 

 

2- بازگشت فاتحانه‏

از ديگر پيشگويي هاى قرآن، برگشت رسول خدا به شهر مكّه است؛ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مدتى كه در مكّه بود با وجود خويشاوندان زياد در اثر آزار بى ‏شمار قريش، نتوانست در اين شهر به ترويج آيين خود بپردازد. به ناچار همانند ياران خود، مكّه را ترك گفت و شبانه به مدينه هجرت نمود. در اين موقعيت حسّاس، مردمان مكه و مسلمانان، استمرار رسالت را براى پيامبر ناممكن مى ‏دانستند، درهاى رسالت را مسدود و مأموريّت پيامبر را پايان يافته تلقّى مى ‏كردند.

از طرفى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مشتاق بود زمينه براى تبيين آيات قرآن كه بتدريج در حال نزول بود، آماده شود و بتواند رسالت خود را انجام دهد. و نيز از اين كه مردم مكّه تن به رسالت وى نمى ‏دادند نگران و دورى از حرم امن الهى بر او ناگوار بود. با جمود فكرى و جوّ خفقان حاكم بر اين شهر، باور كردنى نبود كه آيين اسلام به سرعت رونق يابد و مردم حجاز نبوت محمّد صلى الله عليه و آله را بپذيرند و پيامبر دوباره و به سلامت و عزّت به مكّه برگردد و به مكتبش رونق بخشد، در چنين شرايطى، خداوند با نزول آيه ‏اى برگشت پيروزمندانه او را به مكّه، نويد داد و از نگرانى رهايى بخشيد:
«انَّ الَّذى‏ فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْانَ لَرادُّكَ الى‏ مَعادٍ»
براستى آن كس كه [قرائت، تبليغ و عمل به‏] قرآن را برايت واجب كرده است به يقين تو را به وعده ‏گاهت باز مى‏ گرداند.

بافت آيه و جوّ حاكم بر سوره كه در مورد نجات حضرت موسى و بنى اسرائيل از فرعونيان است، اين معنا را مى‏ رساند كه پيروان محمّد صلى الله عليه و آله نيز چون قوم موسى‏ عليه السلام در امنيّت كامل، به‏ جايگاه اوليه و ميعادگاه رسالت «مكّه مكرّمه» بازخواهند گشت و از غُربت و ستم زدگى نجات يافته و موقعيّت اجتماعى و سياسى خواهند يافت. خداوند با اين داستان، «مى‏خواهد (نه تنها به پيامبر بلكه) به همه مؤمنان وعده ‏اى نيكو دهد كه به ‏زودى از فتنه‏ ها و شدائد و عسرت و سختى كه اكنون گرفتارش هستند نجاتشان داده و دينشان را بر همه اديان برترى مى‏بخشد و آنان را بعد از آنكه در زمين جايى نداشتند، مكنت مى‏دهد». 

تحقّق پيشگويى‏ اين پيشگويى تاريخى پس از هشت سال تحقق يافت و پيامبر همراه ده‏ هزار نفر با فتح و پيروزى و درحالى به مكّه برگشت كه پايه ‏هاى دينش محكم و اركان ملتش مستحكم‏ شده بود. بتهاى مكّه را شكست و بنيان شرك را ويران ساخت و مؤمنان وارث آن سرزمين شدند درحالى كه از آنجا با ذلّت و خوارى بيرون گشته بودند.»
                   

 

3. شكست و پيروزى روم‏

شكست و پيروزى روم، از پيشگويي هاى قرآن كريم است كه در صدر اسلام با كمال صراحت و اطمينان ابراز شده و پس از مدّتى تحقق يافته و امروزه از وقايع مهم تاريخى محسوب مى‏شود:

«غُلِبَتِ الرُّومُ فى‏ ادْنَى الْارْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ فى‏ بِضْعِ سِنينَ لِلَّهِ الْامْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ» 
روميان مغلوب شدند! (و اين شكست) در سرزمين نزديكى رخ داد؛ امّا آنان پس از (اين) مغلوبيّت بزودى غلبه خواهند كرد. در چند سال! همه كارها از آنِ خداست؛ چه قبل و چه بعد (اين شكست و پيروزى) و در آن روز، مؤمنان به نصرت الهى خوشحال خواهند شد.

توضيح واقعه‏

در اوائل بعثت، هنگامى كه مؤمنان در مكّه در اقليّت بودند، جنگى ميان ايرانيان و روميان درگرفت. در اين نبرد ايرانيان شكست فاحشى بر روميان وارد ساختند و تمام آسياى صغير (بيزانس)، مصر، انطاكيّه، دمشق، بيت‏المقدس و فلسطين را تصرّف كردند.
مشركان مكّه اين شكست و پيروزى را به ‏عنوان شكست دين و پيروزى كفر و شرك بر توحيد تلقّى كرده و دليل بر حقّانيّت شرك خود دانستند و آن را به نفع خود تحليل كردند و گفتند: ايرانيان به آيين شرك معتقدند و روميان مسيحى و پاى‏بند مكتب آسمانى هستند.
                     
همانگونه كه لشكر ايران بر روم غلبه كردند ما هم به زودى بر اسلام پيروز مى‏شويم. اين نوع برداشت و تحليل سياسى، گرچه پايه‏ اى نداشت ولى موجب تقويت روحى مشركان و تضعيف مسلمانان مى‏شد. خداوند براى بى‏اساس ساختن تحليل آنها و ايجاد روح اميد در مسلمانان و نيز براى اثبات معجزه بودن قرآن، اين آيات را نازل و شكست قريب‏ الوقوع ايرانيان و پيروزى روميان را كه امرى ناممكن مى‏نمود، پيشگويى كرد. 

دو پيش‏بينى:

قرآن، تحقّق دو امر مهمّ را در يك زمان، پيشگويى كرده است:
الف- پيروزى روم بر ايران: و اين در موقعيّتى بود كه چنين احتمالى نمى ‏رفت؛ زيرا از طرفى جنگهاى ويرانگر سرزمين روم را در عمق خاكش متوقف كرده بود و همچنان بخشى از خاك آن در تصرّف ايران بود. چنانكه جمله «فى‏ ادْنَى الْارْضِ» بر آن دلالت دارد و مقصود از آن (نزديكترين اين سرزمين) مرزهاى خود روم است؛ يعنى كشورى كه در درون مرزهايش شكست خورده، شكستى كه اميد پيروزى در آن نيست. «2» گرچه احتمال مى ‏رود كه مقصود از آن، نزديكترين نقطه به سرزمين حجاز باشد، در اين صورت نيز احتمال پيروزى نمى ‏رفت. 

ب- پيروزى مسلمانان بر مشركان مكّه: ارزش اين پيش‏بينى هنگامى روشن مى ‏شود كه بدانيم مكّه در آن روز، چه موقعيّتى داشت؟ در آن ايّام، مسلمانان مكّه، در اوج ضعف و ناتوانى بودند؛ نمى ‏توانستند مراسم عبادى خود را آشكارا انجام دهند، هر روز مورد آزار و شكنجه مشركان قرار مى‏ گرفتند. برده ‏داران مكّه، باغداران طائف و كاروان داران قريش، حاكم اين ديار بودند. از سوى ديگر دنيا، بين دو قدرت تقسيم شده بود و سرنوشت ملّتها، در «قسطنطنيّه» يا در «مداين»- مركز دو قدرت «روم» و «ايران»- تعيين مى ‏شد و سرزمين حجاز و مكّه و مدينه، در وسط اين دو قدرت جهانى قرار گرفته بود.
دنيا با اين قسمت جهان ارتباطى نداشت تا دريابد چه حركت و نهضت تازه ‏اى شده ‏است.
در چنين جايى هر موج و طوفانى كه پيدا بشود در صحراى تشنه اين ديار فرو مى ‏رود و صدايش به جايى نمى‏ رسد. در چنين وضعى پيامبر به پيروان خود، روح اميد مى ‏دمد و آنان را به نيكبختى ابدى نويد مى ‏دهد:
«وَ يَؤْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ»
و اين وعده خداوند با پيروزى در جنگ «بدر» كه همزمان با پيروزى روم بود محقق گرديد. 

 

4. پيروزى مسلمانان‏

در صدر اسلام سران قريش و دشمنان محمد صلى الله عليه و آله در اوج قدرت بودند و مسلمانان مكّه از نظر نفرات، تسليحات و تداركات (عِدّه و عُدّه) در ضعف شديد بودند و براى جنگ و پيكار هيچ‏گونه آمادگى و امكانات نداشتند. در چنين موقعيتى كه راهى براى نجات جان و مال خود نمى ‏يافتند، قرآن پيروزى قريب‏ الوقوع و آينده درخشان آنان را نويد و شكست عاجل و حتمى دشمن اسلام را بشارت داد:

«امْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَميعٌ مُنْتَصِرٌ سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ» 
يا مى‏ گويند: ما جماعتى هستيم پيروزمند [ولى‏] بزودى آن جمع در هم شكسته خواهد شد و پشت كرده خواهد گريخت.

اين پيشگويى پس از چند سال و بعد از هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله در مدينه و در جنگ «بدر كبرى» تحقق يافت. خداوند مسلمانان را بطور شگفت‏ انگيز و ناباورانه بر مشركان متّحد و بت‏پرستان منسجم مكّه پيروز نمود و مسلمانان توانستند ضربه سنگينى بر آنها وارد آورند. نكته قابل دقت اينكه آيه بطور ضمنى دلالت دارد كه سرآغاز اين شكست، از ناحيه خود دشمن خواهد بود و چنين هم شد زيرا كه اين فتح و شكست در بدر كبرى‏ ظاهر گشت و آن را خود آنها پديد آوردند ولى با يارى خداوند سر افكنده و شكست خورده برگشتند.
صاحب الميزان در اين باره مى ‏نويسد:
«آيه بر اين معنا دلالت دارد كه اين شكست و استيصال ايشان در جنگى واقع خواهد شد كه خودشان [كفّار] به راه مى‏اندازند و همينطور هم شد، يعنى جنگ بدر پيش آمد و كفّار در آن حادثه شكست خوردند. 

خلاصه‏
قرآن برخى از حوادث تاريخى را پيشگويى كرده و سالها پيش، از وقوع آنها خبر داده است.
پيدايش خير و بركت فراوان در خاندان پيامبر، تكثير و استمرار نسل محمّد صلى الله عليه و آله و انقطاع نسل دشمنان او، از جمله آنهاست؛ قرآن كريم ازدياد فرزندان رسول خدا را در سوره «كوثر» نويد داده بود و آن با تولّد فاطمه زهرا عليها السلام تحقق يافت. اكنون تعداد زيادى از فرزندانش در اقطار عالم پراكنده ‏اند و هر چه زمان مى‏ گذرد به تعداد آنها افزوده مى ‏شود و عكس آن نيز در مورد نسل دشمنانش صادق است و اين خود از معجزه ‏هاى عينى و مشهود قرآن كريم است و از نظر جامعه ‏شناسى و فلسفه تاريخ ارزش ويژه ‏اى دارد.

خروج شبانه پيامبر صلى الله عليه و آله از مكّه و هجرت به مدينه، به ‏ظاهر نشانه شكست و محدوديت بود و هيچ روزنه ‏اى براى پيروزى به چشم نمى ‏خورد. در چنين موقعيّتى خداوند، با يك خبر غيبى به پيامبر اميد مى ‏بخشد و بازگشت فاتحانه او را به مكّه معظّمه نويد مى ‏دهد. اين پيش‏بينى پس از هشت سال محقق شد و پيامبر با ده ‏هزار نفر، پيروزمندانه بدانجا برگشت.

پيروزى روم شكست خورده بر كشور مقتدر ايران، در صدر اسلام از وقايع شگفت ‏آور تاريخ است كه قرآن كريم آن را در اوائل بعثت و در جوّ خفقان در نقطه ‏اى دور از روابط سياسى با جهان، پيشگويى كرد. اين خبر غيبى براى مردم بعيد مى‏ نمود و علائمى بر صحت آن نبود ولى همزمان با پيروزى حيرت ‏انگيز مسلمانان در بدر كبرى‏، به ‏ثمر نشست و تحقّق يافت.

قرآن پيروزى سريع مسلمانان و شكست مسلم دشمنان صدر اسلام را زمانى پيشگويى كرد كه نشانه اى از نصرت آنان و شكست دشمنانشان نبود و در نظر مردم ناباور مى ‏نمود تا آنكه غزوه بدر پيش آمد و اين خبر غيبى قرآن تحقّق يافت.
 

 

نویسنده: جعفر وفا

 

منابع: 
تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج ‏البلاغه، ص:
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
متون اسلامی
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان