کد خبر: ۳۷۵۳
تاریخ انتشار: ۱۲ آبان ۱۳۹۷ - ۱۰:۱۸-03 November 2018
اوريانا فالاچی، روزنامه نگار ايتاليايی سال های دراز در ايران از معتبرترين و جذاب ترين روزنامه نگاران بود، وی در روزگاری که چپ انديشی، وجه غالب روشنفکری در ايران بود، يکی از پرجاذبه ترين نمونه ها، برای جوانان ايران بود.
عصراسلام: آوازه اوريانا فالاچی در اواخر دهه چهل شمسی [ دهه شصت ميلادی] با رسيدن ترجمه نوشته های وی عليه جنگ ويتنام و حکومت های ديکتاتوری باقی مانده در اروپا [يونان، اسپانيا و پرتغال] به ايران رسيد.

اولين نوشته های وی جسته و گريخته در مجلات فارسی چاپ و کتاب هايش بدون مجوز تکثير شد و وقتی هم سرانجام زندگی، جنگ و ديگر هيچ اجازه نشر گرفت همزمان با سفر ريچارد نيکسون رييس جمهور وقت آمريکا به تهران [مه ۱۹۷۲]ماموران امنيتی کتاب وی را از کتابفروشی ها جمع آوری کردند و نام او در فهرست سياه ساواک جا گرفت، گرچه در بين توده کتابخوان ايرانی بلند آوازه بود.

کتاب زندگی، جنگ و ديگر هيچ که گزارشی جذاب از حضور وی در صحنه های جنگ ويتنام است در سال ۱۹۷۰ جايزه معتبر بانکارلا را برد و او را جهانی کرد، اين کتاب در ايران با ترجمه ای توسط ليلی گلستان منتشر شد. [ انتشارات اميرکبير- فروردين ۵۳، بها ۱۸۵ ريال].

اما مصاحبه اوريانا فالاچی با شاه سابق ايران جنجالی در پی آورد و نزديک بود روابط ايران و ايتاليا را تحت تاثير خود قرار دهد، مصاحبه ای که انتشارش به زبان فارسی ممکن نشد و باقی ماند تا روزهای نزديک به انقلاب که باز در چندين چاپ جلد سفيد [ بعضی نادرست و با اضافاتی] دست به دست شده بود.

مشهورترين مصاحبه های فالاچی با هايله سلاسی، امپراتور حبشه [اتيوپی]، ياسر عرفات، رهبر سابق فلسطينی ها، معمر قذافی، رهبر ليبی، گلداماير، نخست وزير اسبق اسرائيل و اينديرا گاندی، نخست وزير اسبق هند، ذوالفقار علی بوتو و مجيب الرحمن [ رهبران پاکستان و بنگلادش] لخ والسا، [ رهبر جنبش کارگری لهستان]، هنری کيسينجر، وزير خارجه وقت آمريکا و شاه سابق ايران بودند که هيچيک از گزند سئوالات تند وی در امان نماندند، به ويژه کسانی که به ديکتاتوری و يا راستگرايی شهرت داشتند.

مصاحبه با شاه

اکتبر سال ۱۹۷۳ سرانجام دربار ايران با مصاحبه وی با شاه موافقت کرد و حاصل آن يکی از جنجالی ترين کارهای روزنامه نگاری فالاچی بود. در آن مصاحبه چنان که خانم فالاچی بعدها نوشت: وی موفق شد شاه را چنان عصبانی کند که سخنانی بگويد که معمولا نمی گفت. از همين رو، روز بعد از جانب دربار از وی خواسته شد مصاحبه اش را تجديد کند اما او توانسته بود نسخه ای از مصاحبه را در همان ساعت های اول از دسترس ماموران ساواک که در غياب وی در اتاق محل اقامتش به جستجوی آن برآمده بودند، دور نگاه دارد.

 

چنين بود که چند مقاله عليه وی به سفارش دربار در روزنامه های فارسی چاپ شد و باز برای چند سال انتشار ترجمه فارسی کتاب هايش دچار دست انداز شد. وی به همين مناسبت چند مقاله عليه رژيم ايران و سياست های شاه نوشت و در آنها اتهام های تازه ای متوجه مرد قدرتمند ايران کرد.

اين همه باعث شد که در روزهای انقلاب تنها کتاب وی که يک شخصيت سياسی در آن مدح شده بود، يک مرد که بازگويی سه سال زندگی مشترک وی با الکساندر پاناگوليس، از مخالفان حکومت سرهنگ های يونان، بود که سرانجام در يک سانحه عمدی رانندگی کشته شد، و هم کتاب نامه به کودکی که زاده نشد، روايت يک تجربه شخصی درباره سقط جنين، که اوج جسارت وی به عنوان يک نويسنده بود، بارها در تهران چاپ شود، همچنان که متن کامل مصاحبه جنجالی اش با شاه.

در آن مصاحبه، فالاچی از زبان شاه نوشت: " من پيام هايی دريافت می کنم، از عالم غيب الهام هايی به من می شود" و وقتی ناباورانه از وی پرسيد "الهام اعليحضرت؟" پاسخ مفصلی شنيد درباره مواردی که بر اثر اين الهام ها از مرگ نجات يافته و اين که از عالم بالا وی را از آينده با خبر می کنند.

در همين بخش شاه سابق ايران به او گفت: "شما حرف مرا باور نخواهيد کرد چون به خدا ايمان نداريد. پدرم هم باور نداشت و همواره به ريشخند می گرفت، حال آن که معتقدم خدا مرا برای انجام ماموريتی برگزيده است. الهام های من معجزه هايی بودند که کشور را نجات دادند. سلطنت من کشور را نجات داده، چون به خدا نزديک بوده ام".

باز هم ايران

هفت سال بعد از اين مصاحبه پرماجرا، بار ديگر گذار اوريانا فالاچی به ايران افتاد. اين بار حکومت پادشاهی ساقط شده و جمهوری اسلامی به جايش نشسته بود، انقلابی که خانم فالاچی دو چند مقاله در تائيد آن در روزنامه های ايتاليايی و آمريکايی نوشت. اين بار وی با اصرار خود موفق به دريافت رواديد سفر به تهران شد و چنان که خود می خواست به يکی از آرزوهايش رسيد که مصاحبه با آيت الله خمينی بود.

در اين سفر که در آخر تابستان سال ۱۳۵۸ صورت گرفت، وی با روسری در قم به ديدار آيت الله خمينی رفت، در حالی که اعضای خانواده بنيادگذار جمهوری اسلامی از پشت پرده برای ديدن وی سرک می کشيدند و دختران آيت الله همه کتاب های وی را خوانده بودند. با اين همه اين مصاحبه هم جنجالی در پی آورد.

مطابق نوشته اش، اوريانا فالاچی در همان لحظه اول مصاحبه دانست فضا چنان نيست که می پندارد، برخلاف مصاحبه شوندگان ديگر که با وی خوش و بشی داشتند، اين بار خبرنگار ورزيده ايتاليايی که به شدت تحت تاثير فضای ساده خانه ای در يک کوچه خاکی در قم قرار گرفته بود سعی کرد با تسليت درگذشت آيت الله طالقانی [ که همان روزها اتفاق افتاده بود] فضا را از خشکی به در آورد. اما پاسخ کوتاهی شنيد و آنگاه ابوالحسن بنی صدر که نقش مترجم را به عهده داشت برايش ترجمه کرد آيت الله می گويد:"بگوئيد اگر سئوال ها بخواهد زياد باشد من وقت ندارم و محدود باشد. چند سئوالی باشد عيبی ندارد. سئوال ها را انتخاب کنيد و سئوالی را که مهم است بکنيد برای اين که زياد طول نکشد."

در اين مصاحبه آيت الله خمينی، نه بستن روزنامه آيندگان را تکذيب کرد، نه اعدام ها را، نه محدوديت فضای حرکت کمونيست ها و سرانجام وقتی که به سئوالی تند درباره حجاب اجباری زنان در ايران رسيد، پاسخ تندی داد که فالاچی انتظارش را نداشت و از آن پس وی چنان که بعد ها نوشت در همان وضعيتی قرار گرفته بود که ساليان دراز مصاحبه شنوندگانش را قرار می داد، عصبی بود. به خصوص که نتوانست بر طول مصاحبه بيفزايد و آيت الله چنان که گفته بود ناگهان برخاست و حتی آن قدر نماند که آخرين جمله اش برای وی ترجمه شود. "پرده را بالا زد و به اندرونی رفت."

 

ضد مسلمانی

اين خبرنگار بلند آوازه ايتاليايی که از نوجوانی به جنبش ضد فاشيسم ايتاليا پيوست و بعد از جنگ جهانی دوم هم به عنوان خبرنگار جنگی در گوشه و کنار جهان در صحنه های خبر حضور داشت و قلم تيز، و در عين حال انساندوست وی، حمايتش از قهرمانان ضد امپرياليستی زمان وی را در زمره گران ترين خبرنگاران جهان قرار داد، از جنگ ويت نام اوج گرفت. خانم فالاچی از حدود سی سال قبل بيشتر در آمريکا اقامت داشت و به نوشتن کتاب مشغول بود.

آنچه در سال های پايانی عمر بار ديگر نام وی را بر سر زبان ها انداخت، کتاب ها و مقالات جنجالی اش عليه مسلمانان و دين اسلام بود. چندان که اوريانا فالاچی که زمانی محبوب جوانان لبنانی و فلسطينی و اصولا نسلی از جوامع تحت ستم و فقير جهان بود، بعد از انتشار کتاب انشاء الله [روايت هايی از جنگ ۱۹۸۰ لبنان] با موجی از مخالفت ها و اعتراض ها در ميان مسلمانان روبرو شد.

چهره ضد اسلامی وی بعد از واقعه يازده سپتامبر 2001 شدتی باور نکردنی گرفت. معتقد به لزوم بيرون راندن اجباری مسلمانان از آمريکا و اروپا شد، از به کار بردن القاب تند و توهين آميز درباره مسلمانان و اعتقاداتشان ابا نکرد تا آنجا که بعد از حوادث تروريستی اسپانيا در سال ۲۰۰۵ در مقاله ای نوشت که اگر ماده انفجاری در اختيار داشت با آن مساجد را منفجر می کرد.

آخرين بار در سال ۱۳۸۳ گزيده ای از مصاحبه های اوريانا فالاچی توسط غلامرضا امامی در ايران ترجمه و منتشر شد که در آن گفتگوهای او با آيت الله خمينی، مهندس بازرگان، سرهنگ معمرقذافی، آريل شارون، لخ والسا، و محمدرضا پهلوی گردآوری شده بود.

با اين همه به خاطر نقش وی در خاطر نسلی از ايرانيان، روز شنبه بيشتر روزنامه های تهران، خبر درگذشت وی را در ۷۷ سالگی به دليل ابتلا به بيماری سرطان در زادگاهش فلورانس با عکس هايی از دوران جوانی وی در صفحات اول خود منعکس کردند./ مسعود بهنود
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان