کد خبر: ۳۷۵
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۸-06 April 2017
بسم الله الرحمن الرحيم
وهش حاضر، به مسئلة حجاب و احكام مربوط به آن در سه دين اسلام، يهود و مسيحيّت، بر مبناي متون مقدّس آن‌ها، يعني قرآن كريم، عهد قديم و عهد جديد می‌پردازد، و نوع نگرش‌ این اديان نسبت به حجاب زنان و در نهايت مقايسه و مقارنة آن‌ها با يك ديگر را به دور از هرگونه پيش‌داوري و تعصّب و به شيوة كاملاً روشمند و علمي، وجهة همّت خود می‌سازد.
شايان ذكر است در ‌این مقال، به‌منظور شناخت هرچه عميق‌تر و فهم كامل‌تر نسبت به مسئلة حجاب، ابتدا مفهوم حجاب از نظر لغوي و اصطلاحي بررسي گردیده و بعد به وضعيّت حجاب در آيين يهود، مسيح و اسلام پرداخته شده است. در پايان، نیز این مسئله در پرتو مقايسه و مقارنه از ديدگاه قرآن و عهدين مورد بحث و بررسي قرار گرفته است؛ به ‌این ‌ترتيب پژوهش حاضر پس از يك بررسي تطبيقي با ارائة نتيجه‌گيري نهايي به پايان می‌رسد.

كليدواژه‌ها: حجاب، عفاف، قرآن، عهدين

 

مقدّمه

قصّة حجاب و پوشش با داستان خلقت انسان كه ابتدا لباس بهشتي داشت و پس از هبوط از بهشت به برگ درختان پناه آورد و با پوشاندن، ‌این نياز فطري خويش را رفع کرد، پيوندي ناگسستني دارد. اديان الهي و تشريع «حكم حجاب» نيز براي ‌این نياز فطري چهارچوب مشخّص كردند و محدودة ارتباط با محرم و نامحرم و مرزها را تبيين نمودند. همة اديان آسماني، از جمله دين مبين اسلام، حجاب و پوشش را واجب و لازم شمرده و افراد بشر به‌ويژه زنان را به‌سوي آن دعوت كرده است. البته حجاب در اديان قبل از اسلام به‌صورت شديد‌تري وجود داشته و اسلام تنها به تنظيم و قانونمند كردن و در پاره‌اي موارد به تسهيل قانون حجاب پرداخته است.

بهترين شاهد و گواه ‌این مدّعا، كتاب‌هاي مقدّس، دستورها و احكام ديني، آداب، مراسم و سيرة عملي پيروان ‌این اديان است. حجاب در فرهنگ ملّي و اسلامی‌ ما از جايگاه رفيعي برخوردار است و دانشمنداني چون استاد مطهّري (ره)، دانشمند بزرگ جهان اسلام، دربارة آن تحقيقاتي به عمل آورده‌اند ولي با توجّه به اهميّت موضوع و ظرافت‌هاي ابعاد آن، شايسته است‌این سنّت اسلامي- اجتماعي، هرچه بيشتر مورد بحث قرار گيرد و از آثار و ارزش‌های آن سخن به ميان آيد. لذا در ‌این پژوهش تلاش بر ‌این است که به بخشي از احكام حجاب در قرآن و عهدين، كه دانش آن براي زنان و اعمّ از مسلمان و غيرمسلمان، لازم و ضروري است پرداخته شود.

 

حجاب در آيين يهود

رواج حجاب در ميان يهوديان به‌گونه‌ای مشهود، مشخّص و مستند است. بسياري از مورّخان و ‌انديشمندان، رعايت حجاب را در اقوامی‌كه با يهوديان مرتبط بوده‌اند، متأثّر از سرايت فرهنگ قوم يهود دانسته‌اند. مورّخان نه‌تنها از مرسوم بودن حجاب در بين زنان يهود سخن گفته‌اند بلكه به افراط‌ها و سخت‌گيري‌هاي فراوان آنان در ‌این زمينه تصريح كرده‌اند.

ويل دورانت دربارة پوشش زنان در قوم يهود می‌نويسد: «در قرون وُسطا، يهوديان، هم‌چنان زنان خود را با البسة فاخر می‌آراستند لكن به آن‌ها اجازه نمی‌دادند كه سر برهنه به ميان مردم بروند. نپوشاندن موي سر خلافي بود كه مرتكب را مستوجب طلاق می‌ساخت و از تعاليم شرعي ‌این بود كه مرد يهودي نبايد در حضور زني كه موي سرش هويداست، دست دعا به درگاه خدا بردارد.» (دورانت، 1366: ج 4: 461).

 

حجاب در آيين مسيحيّت

در ‌این آيين به مسئلة حجاب بيشتر از قوم يهود اهميّت داده شده است. این آیین، نه‌تنها احكام شريعت يهود را در مورد حجاب زنان تغيير نداده، بلكه در برخي از موارد پا را فراتر گذاشته و تأكيد بيشتري بر ‌این مسئله داشته است. زيرا در شريعت يهود، تشكيل خانواده و ازدواج امري مقدّس محسوب می‌شود و طبق نوشتة «تاريخ تمدّن»، ازدواج در بيست سالگي اجباري بوده است (همان، ج1: 439). امّا از ديدگاه مسيحيّت، كه مجرّد بودن مقدّس شمرده می‌شود، جاي هيچ شكّ و‌ ترديدي نيست كه براي از بين بردن زمينة تحريك، زنان به رعايت پوشش كامل و دوري از آرايش و تزيين به‌صورت شديدتري فراخوانده شده‌اند. جرجي زيدان، دانشمند مسيحي، می‌گويد: «اگر مقصود از حجاب پوشانيدن تن و بدن است،‌ این وضع قبل از اسلام و حتّي پيش از ظهور دين مسيحيّت معمول بوده است و ديانت مسيحيّت هم تغييري در آن نداده و تا اواخر قرون وُسطا در اروپا معمول بوده و آثار آن هنوز در خود اروپا باقي مانده است.» (زيدان، 1386 ش: 942).

 

حجاب در آيين اسلام

حجاب و لزوم پوشيدگي زن در برابر مرد بيگانه از ضروريّات دين مبين اسلام است. حجاب جزئي از تمدّن، فرهنگ، آداب و رسوم اسلامی ‌و شريعت الهي است. قانوني الهي است كه دين اسلام براي سلامت فرد و جامعه آن را به‌مراتب سهل‌تر و شفّاف‌تر از آنچه در ساير اديان بوده‌، وضع نموده است؛ چراكه ضرورت زندگي اجتماعي، ارتباط بين زن و مرد نامحرم را اقتضا می‌كند و اسلام به‌عنوان آخرين و كامل‌ترين دين الهي، با وضع مقرّرات مربوط به حجاب توانسته است روابط سالم ميان زن و مرد را در خانواده و جامعه تحكيم بخشد.

قدر مسلم آن است كه پوشش از مختصّات اسلام نيست و به‌عبارت ديگر، اسلام، مبتكر آن نیست، بلكه قبل از اسلام، حجاب و پوشش در ميان زنان عرب و مردم جهان معمول و متداول بوده است، حال حجاب، چه در ميان زنان اعراب قبل از اسلام وجود داشته يا خير، اسلام در خصوص آن دستوراتي به مراتب سهل‌تر و در عين حال متعادل و متناسب با شخصيّت زن و غيرت مرد صادر کرده است. آنچه در آيات قرآن كريم و روايت‌های وارده از ائمّة معصومين (ع) آمده، شاهد و گواه بر‌ این امر است.

 

بررسي تطبيقي حجاب در قرآن و عهدين

به گواهي متون مقدّس آسماني و عقل سليم انسان، حجاب تنها مختصّ به شريعت اسلام نبوده، بلكه مورد تأييد و تأكيد همة اديان الهي است. از ‌این‌رو با يك نگاه كلّي به بحث حجاب در آيين يهود، مسيحيّت و دين مبين اسلام، مشتركات ‌این اديان را در امر «حجاب» درمی‌یابیم. در هر سه دين بحث حجاب در دو مورد عفّت و پاك‌دامني و پوشش مطرح می‌گردد. باید متذکر شد که حجاب فقط پوشش ظاهر نیست، بلكه دوري كردن از هر عملي را كه زمينه‌ساز برانگيختن آتش شهوت می‌گردد، ضروري محسوب می‌کند. لذا در این پژوهش تلاش شده تا عواملي كه فرد با رعايت آن‌ها از آلوده شدن در امان می‌ماند، در فرامين يهود، مسيحيّت و اسلام به‌طور جداگانه مورد توجّه و بررسي قرار گيرد.

 

1. نگاه

اوّلين زمينه‌ساز برانگيخته شدن آتش شهوت نگاه است. شخص اگر نگاه خود را كنترل نمايد و از آنچه ديدنش حرام است نگاه برگيرد، چنين فردي از آلوده شدن در امان خواهد بود.

الف. آيين يهود

«آن شخص كه با چشمان خود زنا می‌كند، زناكار خوانده می‌شود» (راب، 1350: 116).

ب. آيين مسيحيّت

«اگر چشمت تو را لغزش دهد، آن را قطع کن و از خود دور ‌انداز؛ زيرا تو را بهتر است با يك چشم وارد حيات شوي، از‌ اینكه با دو چشم در آتش جهنم افكنده شوي» (انجيل متي، باب 18، فقره 10- 8).

ج. آيين اسلام

«قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ» (النّور/30)؛ به مردان با‌ایمان بگو، ديده فرو نهند. «قُل للمؤمنات يغضضن من أبصارهنَّ.» (همان/31)؛ به زنان بگو، ديدگان خود را از هر نامحرمی ‌فروبندند. بنابراين از ديدگاه ‌این اديان الهي، نگاه كردن به نامحرم مطرود است و امر پسنديده‌ای نیست.

 

2. پوشش بدن

پوشش بدن و زينت‌هاي آن، اعمّ از اینکه زينت طبيعي بدن باشند يا زينت اضافه شده بر بدن، براي زنان و پوشش فرج براي مردان واجب است كه البتّه از باب رعايت اصول اخلاقي براي مردان نيز پوشانيدن تمام بدن امري ضروري است.

الف. آيين يهود

«براي سنگسار كردن ...، اگر مجرم مرد باشد، بايد جلو بدن او را بپوشانند و اگر مجرم زن باشد، پوشانيدن تمام بدن او ضروري است» (راب، 1350: 320). با توجّه به ‌اینكه پوشش بدن براي مجرم در حال سنگسار كردن ضروري است، به طريق اولي، پوشش بدن براي مردان و زنان در حال معمولي نیز ضرورت دارد.

ب. آيين مسيحيّت

«خواتين اصيل، پيراهن كتاني طويلي به بر می‌كردند و بر روي آن جامة درازي كه حاشيه‌ای از خز داشت و تا روي پا می‌آمد و روي آن نيم‌تنه‌ای می‌پوشيدند كه در خلوت از بدن آويزان بود و جلو اغيار با بند محكم به بدن می‌چسبد؛ زيرا كليّة خواتين عاليه اشتياق عجيبي داشتند كه‌اندامشان باريك باشد.» (دورانت، 1366: ج 10، 87- 86).

ج. آيين اسلام

«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنّ» (الاحزاب/ 59): ‌ای پيامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمن بگو پوشش‌هاي خود را بر خود فروتر گيرند. بنابراین، پوشش موي سر در ‌این سه دين امري واجب است و رعایت نکردن آن گناه محسوب می‌شود.

 

3. پوشش صورت و چهره

الف. آيين يهود

در آيات تورات از واژة «برقع» استفاده شده و آن عبارت از پوششي است كه به‌وسيلة آن صورت را می‌پوشاند. مرد را در حالي‌كه صورتش رو به مردم باشد بر دار می‌آويزند امّا زن چهره‌اش بايد به‌سوي چوبة دار باشد: «اينك تو زيبا هستي ‌ای مجبوبه ي من، ‌اینك تو زيبا هستي و چشمانت از پشت برقع مثل چشمان كبوتر است» (كتاب غزل‌هاي سليمان، باب 4، آية 1).

ب. آيين مسيحيّت

اما دين مسيحيّت، پوشاندن صورت را نمی‌پذيرد و پوشاندن تن و بدن را سفارش می‌كند.

ج. دين اسلام

ولي در آيات و روايات اسلامي، دستوري براي پوشش صورت نیست و غالب مفسّران، هدف جمله مربوط به حدود حجاب در قرآن را با كمال صراحت چنين گفته‌اند: پوشانيدن چهره و دو دست لازم نيست. (مطهّري، 1372 ش، ص 194).

 

اهميّت عفاف در زندگي زناشويي

الف. در آيين يهود

عهد قديم براي رعايت عفاف در زندگي زناشويي، اهميّت فراواني قائل است؛ به‌طوري كه در موارد متعدّدي به مسائل پيرامون‌ این اصل می‌پردازد و احكام مربوط به آن را بيان می‌كند. از جمله مواردي كه نشان دهندة اهميّت ‌این مسئله در عهد قديم است، اختصاص يافتن دو فرمان از فرمان‌هاي ده‌گانه به ‌این امر است. در فرمان هفتم، زنا كه از جمله موارد منافي عفّت است، نهي می‌شود «زنا نكن» (سفر خروج/ 20 : 14) و به دنبال آن در فرمان ديگري آمده است: «چشم طمع به مال و ناموس ديگران نداشته باش» (همان/ 20: 17). به‌ این‌ترتيب در عهد قديم، عفاف در زندگي زناشويي اهميّت فراواني داشته و همواره در دستورات ديني آن‌ها به‌طور صريح يا ضمني مورد توجّه قرار گرفته است.

ب. در عهد جديد

رعايت اصل عفاف در عهد جديد، اهميّت فوق‌العاده‌ای دارد و با نگاهي هر چند گذرا بر كتب آن می‌توان به ‌این امر پي برد. در عهد جديد زن و مرد همواره به رعايت نكات ظريف و دقيق عفاف سفارش شده‌اند. در كتاب مقدّس به زن و مرد سفارش شده است: «به ازدواج خود و عهد و پيماني كه بسته‌اید وفادار باشيد و پيوند زناشويي‌تان را از آلودگي دور نگه داريد؛ زيرا خداوند افراد فاسد و زناكار را حتماً مجازات خواهد كرد» (نامه‌ای به مسيحيان يهودي نژاد، 13: 4).

ج. در قرآن كريم

در قرآن نيز رعايت عفاف از اهميّت والايي برخوردار است؛ به‌طوري كه تنها نگاهي به آيات سورة مباركة نور (كه بيشتر آيات آن در اطراف مسائل مربوط به عفاف است) - به‌غير از آيات ديگري كه در‌این زمينه نازل شده است- هر خواننده‌ای را به اهميّت ‌این مسئله در قرآن واقف خواهد ساخت. اگرچه بررسي تمام آيات‌ این سوره موجب اطالة كلام خواهد شد، ذكر مسائل بسيار جدّي مربوط به عفاف، در ‌این قسمت ضروري به‌نظر می‌رسد.

1. زناكار، اعمّ از مرد و زن، بايد مجازات شود و قرآن كريم برای آن صد تازيانه تعيين كرده است.

2. به مؤمنان آگاهي می‌دهد كه در مورد مجازات تحت تأثير عواطف خود قرار نگیرند كه ‌اینجا، جاي رأفت و رحمت نيست.

3. ‌این مجازات را در خفا انجام ندهيد؛ چون مجازات براي‌ این است كه ديگران عبرت بگيرند. پس بايد جمعي از مؤمنين در اجراي آن شاهد و ناظر باشند (مطهّري، 1372: 157).

 

وجه اشتراك اسلام با اديان الهي (يهود- مسيحيّت) در مورد حجاب

1. همة اديان الهي از آن جايي كه هدف واحدي را دنبال می‌كنند كه همان رهنمون ساختن بشر به‌سوي خداوند و در نتيجه سعادت دنيوي و اخروي اوست. لذا همة آن‌ها در مسئلة مهمّي چون حجاب، كه می‌تواند نقش بسيار مهمّي در سلامت فرد و جامعه داشته باشد، ديدگاه كلّي مشتركي دارند. به ‌این معني كه اصل تشريع و وجوب حجاب در همة اديان الهي، امري مسلّم و يقيني است، گرچه در كم و كيف آن با هم اختلاف نظر دارند ولي همگي بر‌ این ديدگاه‌اند كه حجاب، واجب است و لذا همة پيروان خود را ملزم به رعايت آن نموده‌اند.

دستوراتي چون پوشاندن موي سر، به‌خصوص در مكان‌هاي مقدّس مذهبي جهت انجام مراسم عبادي دعا و نيايش، پرهيز از چشم‌چراني و نگاه به نامحرم، نهي از آرايش و استعمال عطر به‌خصوص در خارج از خانه، پرهيز از اختلاط زن و مرد، لزوم پرهيز از هر امر تحريك‌آميز، لزوم پرهیز از تشبُّه زن و مرد به يك ديگر، نهي از لمس و تماس و مصافحة زن و مرد با يك ديگر و... همگي بيانگر ‌این است كه همواره حجاب، مورد توجّه اديان الهي بوده است.

2. مسئلة پوشش و حجاب مورد تأكيد همة اديان الهي بوده است ولي هيچ يك از ‌این اديان مبتكر حجاب و پوشش نبوده‌اند بلكه حجاب و پوشش در زمان پيدايش همة اديان در ميان جوامع بشري به تناسب رواج داشته است.

 

وجه افتراق اسلام با اديان الهي يهود و مسيح در مورد حجاب

اگر ديدگاه اديان مورد تحقيق را در مورد حجاب، خوب مدّنظر قرار دهیم و با هم مقايسه كنيم، خواهيم فهميد كه حجابي كه در ساير اديان نسبت به دين اسلام وجود داشته به مراتب شديدتر و سخت‌تر بوده است. البتّه ‌این امر، با توجّه به جايگاه دين اسلام در ميان ساير اديان، طبيعي به‌نظر می‌آيد، چراكه اساس دين اسلام، بر اعتدال و پرهيز از هرگونه افراط و تفريط در همة زمينه‌ها و از جمله در مسئلة حجاب است.

 

نتيجه‌گيري  نهايي

1. حجاب در شريعت يهود، رواج كامل داشت. بر اساس كتاب مقدّس تورات و كتاب فقهي تلمود، حجاب نه‌تنها در ميان زنان يهود رواج داشته است بلكه به‌ مراتب شديدتر از آنچه بوده كه اسلام می‌خواسته است.

2. مسيحيّت نيز از جمله اديان الهي است كه در مورد حجاب زنان احکام سختی دارد؛ چراكه نه‌تنها احكام شريعت يهود را در مورد حجاب زنان تغيير نداده و قوانين شديد آن را استمرار بخشيده است، بلكه در برخي موارد دستورات مؤكّد نيز در مورد وجوب حجاب صادر نموده و ‌این امر از كتاب مقدّس مسيحيان و نيز از دستورات ديني پاپ‌ها و كاردينال‌ها مبني بر رعايت كامل حجاب فهميده می‌شود.

3. اسلام نيز كه آخرين و كامل‌ترين دين الهي است و در هدف خود (كه همان رهنمون ساختن مردم به‌سوي سعادت است) با ساير اديان الهي مسير واحدي را تعقيب می‌نمايد، دیدگاه خاص خود را نسبت به مسئلة حجاب و پوشش زن بیان می‌دارد. در قرآن كريم و در روايات وارده از معصومين (ع)، مسئلة حجاب و كيفيّت پوشش كاملاً معيّن و مشخّص شده است به‌طوري كه مسأله ي پوشش و حجاب زن در برابر مردان بيگانه، يكي از ضروريّات دين مبين اسلام محسوب می‌شود.

4. وجه اشتراك همة اديان الهي در مسئلة حجاب دو امر است. يكي ‌اینكه در زمان همة اديان الهي، حجاب و پوشش به تناسب ميان افراد جامعه وجود داشته است. ديگر آنكه در همة اديان الهي اصل تشريع و وجوب حجاب امري مسلّم و يقيني است و وجه افتراقي كه بين دين اسلام با آيين يهود و مسيحيّت وجود دارد،‌ این است كه نوع نگرش اسلام به حجاب با نوع نگرشي كه ساير اديان به آن دارند، با يك ديگر متفاوت است. حجابي كه در اسلام مطرح شده به مراتب سهل‌تر و راحت‌تر از چيزي است كه در اديان يهود و مسيحيّت مطرح شده است.

 

منابع

1. قرآن كريم.

2. كتاب مقدّس (عهد قديم).

3. كتاب مقدّس (عهد جديد).

4. خليل بن احمد، الفراهیدی؛ كتاب العين، دارالهجره، قم، 1405 هـ .ق.

5. دورانت، ويل؛ تاريخ تمدّن، مترجم: ابوالقاسم طاهري و ديگران، بي‌نا، تهران: 1366.

6. راب، اماكهن؛ گنجينه‌ای از تلمود، زيبا، تهران، 1350.

7. زيدان، جرجي؛ تاريخ تمدّن اسلام، مترجم: علي جواهركلام، امير كبير، تهران: 1386.

8. مطهّري، مرتضي؛ مسئلة حجاب، صدرا، قم، 1372. مسئلة حجاب
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
متون اسلامی
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان