کد خبر: ۳۶۸۷
تاریخ انتشار: ۰۹ آبان ۱۳۹۷ - ۱۶:۱۲-31 October 2018
«هوشنگ امینی» یکی از قاتلان زنجیره ای بود که بیشتر جنایاتش را-اگر اشتباه نکنم- در محدوده ورامین مرتکب شد و شاید به همین علت به «هوشنگ ورامینی» مشهور شد .
عصراسلام: ماجرایی را از هوشنگ امینی (یا ورامینی)شنیدم که آقای قیدی که در گذشته های دور منشی شعبه 3 دادگاه جنائی به ریاست مرحوم «امیر کلالی» بود ، برایم نقل کرد .

 مرحوم «امیر کلالی» قاضی مقتدری بود و به تبع او مستشارانش هم افراد جدی و سختگیری بودند . پرونده های تسخیری من در شعبه 4 جنایی بود اما در شعبه 3 پرونده های تعیینی داشتم.


 به هر حال آقای قیدی برایم گفت :

 سربازی را در ایستگاه راه آهن تهران گرفته بودند . دژبان به او ظنین شده بود. چمدان نسبتاً بزرگی همراه داشت. در بازرسی آن جسد مثله شده پسربچه خردسالی را پیدا کرده بودند . سرباز دستگیر شده و نهایتاً کارش به شعبه 3 جنائی کشیده بود .

  ماموران به من (قیدی) گفته بودند که این متهم با کوچکترین بهانه فحشهای رکیک می دهد . بنابراین وقتی همراه با ماموران بدرقه وارد سالن دادگاه شد و بدون سلام و علیک گوشه ای ایستاد با کمال احتیاط گفتم : "نمی نشینی؟"

با تندی و خشونت گفت: "به تو مربوط نیست" .

دیگر هیچ چیز نگفتم . وکیل تسخیری اش از راه رسید و پس از آنکه او را شناخت خود را معرفی کرد و گفت: "من وکیل شما هستم" .

سرباز گفت: :بی خود! آدم زنده وکیل و وصی نمی خواهد" ! البته قبلاً ذهن وکیل را هم روشن کرده بودم .


 بالاخره با حضور قضات دادگاه محاکمه شروع شد . آقای «امیر کلالی» از جایگاه بلند ریاست با نهایت صلابت و وقار گفت:

" آقای ..... محاکمه شما آغاز می شود . مواظب گفتار خود باشید . هویت شما در پرونده منعکس است. خود را معرفی کنید و بگویید آیا اتهام قتل عمدی را قبول دارید یا نه"؟

 متهم به اصطلاح «نه گذاشت و نه برداشت» و در حالی که دست خود را بالا آورده و انگشت اشاره را به طرف هیات حاکمه دادگاه گرفته بود و از اولین نفر سمت راست تا نفر پنجم سمت چپ را با حرکت دست نشان می داد ، گفت : ". . . هر پنج نفرتان را . . ."

در واقع یکی از رکیک ترین دشنام های متداول بین اراذل و اوباش را به کل هیات حاکمه نثار کرد!

آقای «امیر کلالی» فردی سیّاس و هوشیار بود . بنابراین به هیچ وجه خودش را نباخت و از کوره در نرفت . زیرا به عنوان یک قاضی باتجربه و کارکشته برایش روشن بود که با متهمی که در معرض حکم اعدام است ، بابت فحاشی و توهین کار عمده ای نمی شود کرد .

تنفس اعلام و جلسه را به اتاق مشاوره منتقل کرد .

 مرحوم «امیر کلالی» گفت برای متهم چای آوردند و به او تکلیف کرد فعلاً بنشیند و چایش را بنوشد تا بعد صحبت کنند . متهم که گویا انتظار رفتار دیگری را داشت، آرام شد . چای نوشید و طبعاً بقیه دانسته های فولکلوریک و مردمی اش را تحویل دادگاه نداد ! .

 آقای «امیر کلالی» گفت: "پسرجان ، چرا فحش می دهی؟ اگر حرفی داری و ظلمی به تو شده یا نقصی در کار بازپرس و دادسرا و کلانتری بوده ، بگو شاید چاره ای داشته باشد " .


 سر درد دل متهم باز شد معلوم شد چمدان را در ورامین زنی مهری نام به او داده تا در تهران به فردی، که قرار بود به او مراجعه کند ، تحویل دهد .

متهم از محتویات چمدان خبر نداشت و چون مهری رفیقه اش بود، چمدان را گرفته بود . می گفت در ایستگاه راه آهن تهران وقتی دژبان به من ظنین شد و چمدان را باز کرد و جسد را دید با کمک سایر دژبانها و آژان ها شروع به کتک زدن من کردند و اصلاً کسی نپرسید که از کجا آمده ای و به کجا می روی و این جسد چیست و . . .؟

این ماجرا ادامه پیدا کرد . انگار وظیفه همه کسانی که با من سر و کار پیدا می کردند فقط کتک زدن من بود نه روشن کردن قضیه که مثلاً من چطور این بچه را کشته ام و چرا کشته ام و چرا تکه تکه کرده ام و کجا می برم.

   ▫️
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان