کد خبر: ۳۶۸۴
تاریخ انتشار: ۰۹ آبان ۱۳۹۷ - ۱۶:۰۱-31 October 2018
مارشال بِرمن(2013-1940) در« تجربه مدرنیته»، تاریخ مدرنیته را به سه مرحله بخش می کند.
عصراسلام: مرحله نخست، به تقریب از سده شانزدهم آغار می شود و تا پایان سده هجدهم تداوم می یابد. در این مرحله، مردمان بدون داشتن درک دقیق و روشنی از تجربۀ زندگی مدرن و داشتن آگاهی ناچیزی از اجتماع مدرن، در پی جست و جوی واژگان مناسب برای توصیف این وضعیت جدید هستند.

مرحله دوم با جنبش انقلابی دهه 1790 آغاز می شود که انقلاب کبیر فرانسه با سربرآوردن یک جمهور بزرگ مدرن، نقطه عطف آن است. سپس در سده نوزدهم، مردمانی که به این جمهورمدرن تعلق دارند، چگونگی زیستن در جهان های غیر مدرن را از لحاظ مادی و معنوی به یاد می آورند. این دوگانگیِ درونی و حس زیست همزمان در دو جهانِ متفاوت، ایده های مدرنیزاسیون و مدرنیسم را به بارمی آورد و شکوفا می سازد.

مرحله سوم به سده بیستم اختصاص دارد. این مرحله شاهد گسترش فراگیر مدرنیزاسیون در جهان است. فرهنگ جهانی و رشد یابندۀ مدرنیسم در عرصه هنر و اندیشه، پیروزی های بزرگی به دست می آورد. اما از دیگر سو، گرچه جمهور مدرن همچنان گسترش می یابد، اما « به شمار کثیری از پاره های پراکنده تجزیه می شود که هریک با زبان خصوصی و قیاس ناپذیر، خویش سخن می گویند...»

تاریخ مدرنیته نشان می دهد که این پدیده امری خلق الساعه نبوده است، بلکه به مثابۀ فرایندی پویا، چالشگر و رشدیابنده، در طول سده ها به تدریج مراحل زایش، بالندگی و بلوغ خویش را طی کرده است.

 اگر سده شانزدهم میلادی را سرآغاز برآمدن مدرنیته بگیریم، اینک مدرنیته در ابتدای دومین دهه از پنجمین سده عمر خویش است. دوران مدرن، منشا دگرگونی های بزرگ و خیره کننده در قلمرو دانش، فلسفه، هنر، ادبیات، صنعت و فن آوری است؛ اما فلسفه در این میان نقش تعیین کننده ای داشته است و دارد، زیرا تغییرات بنیادین در عرصه تجربه و عمل در این دوران، از پدید آمدن دگرگونی در معرفت شناسی، جهان شناسی و انسان شناسی سرچشمه می گیرد که فلسفه متکفل آن است.

 اندیشه ها و ارزش هایی که مدرنیسم را می سازند، سرچشمه هایی در برآیند تلاش های فیلسوفان، نظریه پردازان و دانشمندان دارند که در مکتب های فکری و فلسفی بازتاب یافته و سپس در چارچوب اصولی صورتبندی شده است. مدرنیسم از آبشخور هایی نظری تغذیه می کند که در درازنای تاریخ به ویژه از دوران نوزایش به این سو، به تدریج فراهم آمده اند.

اگرچه مکتب های گوناگون سیاسی- فلسفی به مثابه پیش زمینه های مدرنیسم با یکدیگر اختلاف هایی دارند، اما می توان چارچوب مشترکی میان آنچه پیشنهاد کرده اند، به دست آورد. بر این اساس، شالوده های اصلی مدرنیسم عبارت اند از: عقلانیت، تکثرگرایی، آزادی، برابری، حقوق بشر، مدارا، حاکمیت مردم و قانون گرایی. پیداست که این مفهوم ها از جایگاهی نظری برخوردارند، اما می توانند در گستره جامعه های انسانی، تحقق و عینیت یابند.

 
سید علی محمودی، «ایران معاصر و چالش مدرنیسم، مدرنیزاسیون و دموکراسی»،
آیین گفتگو، شماره نخست، آذر و دی 1390
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان