کد خبر: ۳۵۴۹
تاریخ انتشار: ۰۲ آبان ۱۳۹۷ - ۰۸:۵۵-24 October 2018
سال ۱۳۶۷ بود و اوج دوران ایدئولوژیک بودن ما و هم‌نسلان ما. در آن سالها در ایران پوشیدن کراوات خطایی بزرگ شناخته می‌شد
عصر اسلام: سال ۱۳۶۷ بود و اوج دوران ایدئولوژیک بودن ما و هم‌نسلان ما. در آن سالها در ایران پوشیدن کراوات خطایی بزرگ شناخته می‌شد و ما در «انجمن اسلامی شعرای مهاجر افغانستان‌» قصد داشتیم تصویرهایی از مفاخر ادب و فرهنگ افغانستان را برای استفاده در مجالس و محافل آماده کنیم‌، در قالب پرتره‌های نقاشی‌.

عکسی از استاد مرحوم علی‌اصغر بشیر به همین منظور به هنرمند نقاش ما ناصر طالب سپرده شد، برای کشیدن تابلوی از چهرۀ ایشان‌. عکس از دهه‌های چهل و پنجاه بود و همراه با کت و شلوار و کراواتی به سبک متجددان افغانستان در آن سالها. خوب چه می‌کردیم‌، دوستان پیشنهاد کردند که در نقاشی‌، کراوات را حذف کنیم‌، چنان که در آن سالها در نقاشی‌های دکتر علی شریعتی هم این «اصلاح‌» صورت می‌گرفت‌. و ما تصویر استاد بشیر را اصلاح کردیم و با انتظارات جامعۀ انقلابی عصر برابر ساختیم‌.

شاید هیچ‌کدام از ما در این «اصلاح‌»، به اثرات زیانبار آن واقف نبودیم و شاید اگر کسی ما را از این کار برحذر می‌داشت‌، در نظر ما غرب‌زده و ضد دین می‌آمد. ولی اکنون و پس از سالها، می‌بینم که چه کار ناروایی بوده است این تحریف به نیت اصلاح‌.

بزرگ‌ترین زیان این گونه تحریف‌ها این است که ما را از حقیقت دور نگه می‌دارد، حقیقتی که ممکن است بیشتر از کراوات نداشتن استاد بشیر سودمند باشد. وقتی حقیقت را مخدوش می‌کنیم‌، قضاوتهای ما هم مخدوش می‌شود و چه بسا که سالها بعد در مورد تاریخ‌، و فرهنگ خویش اسیر ارزیابی‌های نادرست می‌شویم‌. مثلاً ممکن است کسی با دیدن این نقاشی علی‌اصغر بشیر، او را «از پیشگامان تحریم کراوات‌» در میان روشنفکران افغانستان بپندارد.

یا کسی دیگر تصور کند که استاد آن‌قدر غرق در پژوهشهای علمی و نگارش کتابها و مقالات بوده که بر خلاف غالب هم‌نسلان و هم‌ردیف‌های خویش‌، به سر و وضع خود توجهی نداشته است‌.
اما وقتی حقیقت را حفظ کنیم (هرچند این حقیقت خلاف میل ما باشد) می‌توانیم قضاوت درستی از وضع داشته باشیم‌.

می‌توانیم نفوذ لباس‌پوشیدن غربی را در کشور خویش ردیابی کنیم و بدین نتیجه برسیم که روشنفکران ما در آن زمان غالباً از این فرهنگ متأثر بوده‌اند. هم‌چنین می‌توان دریافت که در آن زمانه‌ها کراوات پوشیدن در کشور ما عیبی به شمار نمی‌آمده است‌.
چرا چنین بوده است‌؟ این خود می‌تواند دلایلی داشته باشد. حتی می‌توان یک سیر تاریخی را پی گرفت‌. یک نسل در دهه‌های چهل و پنجاه کراواتی‌اند؛ نسلی دیگر در دهه‌های شصت و هفتاد آن را به کنار می‌نهند؛ باز در دهۀ هشتاد همه اینها به میدان می‌آید.

اینها خود می‌تواند دستمایۀ تحقیق باشد، البته تحقیق به معنی رسیدن به حقیقت‌. ولی وقتی اسناد دستیابی به حقیقت را مخدوش کرده باشیم‌، دیگر تحقیق ما بر هیچ مبنای درستی استوار نیست‌.

حال بیاییم و ببینیم که ما در رفتارهای روزانه‌، در نوشته‌هایمان‌، در تحقیق‌ها و تصحیح‌ها، در سخنرانی‌ها، چقدر حقیقت را پاس می‌داریم و چقدر از تحریف آن‌، برای هر مصلحتی که باشد، پرهیز می‌کنیم‌. و مهم‌تر از همه اینها، تحریف تاریخ است که حقیقت‌های بسیاری را برای ما باژگونه نموده است‌.

اینک سی سال از آن زمان گذشته است. در آن زمان ما به اختیار کراوات مردم را حذف کردیم. و در همین اواخر به اجبار ناچار شدم در کتابی، کراوات‌های عکس‌های قدیمی را حذف کنم و پیراهن‌های یقه هفت و یقه اسکی زیبایی بر تن دکتر رجایی بخارایی و حسین خدیو جم و استاد محمد قهرمان و دیگران کنم، تا مجوز کتاب‌ به مانع نخورد، در کنار مقنعه‌ها و روسری‌هایی به سبک امروز، بر سر بانوان در عکس‌های دهه‌های سی و چهل.

محمدکاظم کاظمی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان