کد خبر: ۳۵۳
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۳۹۶ - ۰۹:۱۹-06 April 2017
قرآن كريم قيامت را پايان جهان معرفى می كند و آغاز جهانى ديگر. اين كتاب آسمانى در آيات متعددى سخن از حوادثى می گويد كه در آستانه قيامت رخ می دهند و برخى از آنها نشانه هاى قيامت شمرده می شوند. مفسران و صاحب‏نظران علوم كيهان شناسى در مورد پايان جهان فعلى به چند دسته از آيات نظر دارند:

الف: آياتى كه اشاره به مرگ خورشيد و ستارگان می كند.
«وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّی» . «1»«و خورشيد و ماه را رام گردانيد، هر كدام براى مدّتى معين به سير خود ادامه می دهند.»

«إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ»‏ «2» «آنگاه كه خورشيد به تاريكى گرايد و آنگاه كه ستارگان خاموش شوند.»

ب: آيه اى كه به شكافتن ماه اشاره دارد:
«اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ» «3» «قيامت نزديك می شود و ماه شكافته می شود.»

ج: آياتى كه اشاره به درهم ريختن نظام فعلى آسمان و ستارگان می كنند:
«إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ»‏ «4» «آنگاه كه آسمان شكافته می شود و آنگاه كه ستارگان فرو ريخته و از هم پاشيده شوند.»
«وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ» «5» «و آفتاب و ماه بهم گرد آيند.»

د: آياتى كه اشاره به زلزله هاى عظيم در زمين می كند:
«إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْ‏ءٌ عَظِيمٌ‏» «6» «كه زلزله رستاخيز مطلب مهمى است.»

ه: آياتى كه اشاره به فروپاشى كوهها می كند:
«وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ»‏ «7» «و (روزى كه) كوهها مانند پشم زده شده رنگين شود.»

و: آياتى كه اشاره به انفجار و برافروختگى درياها دارد:
«وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ»‏ «8» «و در آن هنگام كه درياها برافروخته شود.»

ز: آيه اى كه به دود در آسمان اشاره می كند:
«فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِين» «9» «منتظر روزى باش كه آسمان دود آشكارى پديد می آورد.»

 

نظريه هاى علمى در مورد پايان جهان:

در مباحث كيهان شناختى دو مطلب در مورد پايان جهان مطرح می شود:

 

اول: سرانجام حركت انبساطى جهان:

جهان در حال گسترش است و كهكشانها از همديگر با سرعت دور می شوند. «10» ولى آيا جهان هميشه انبساط می يابد؟ يا انبساط روزى متوقف می شود و يا حتى جهان به نقطه آغازين خود بازمی گردد؟ دانشمندان در اين مورد سه احتمال مطرح كرده اند:
الف: گسترش جهان دائمى است.
ب: جهان سرانجام در اثر نيروى جاذبه منقبض شده و به يك نقطه باز می گردد (رمبش)
ج: جهان دائما بين انفجارها و رمبش‏هاى بزرگ در نوسان است.
«الكساندر فريدمن» فيزيكدان روسى در 1920 م نشان داد كه پاسخ اين پرسشها بستگى به جرم جهان دارد. اگر جهان به اندازه كافى ماده داشته باشد، سرانجام گرانش (نيروى جاذبه) انبساط  جهان را متوقف خواهد كرد و اجرام به سوى هم حركت می كنند و در آخر همه آنها در يك نقطه يگانه جمع می شوند اين حادثه «رمبش بزرگ» خوانده می شود. امّا اگر جرم كافى وجود نداشته باشد، جهان همچنان به انبساط خود ادامه خواهد داد.
دانشمندان همچنان سعى می كنند با اندازه گيرى جرم جهان دريابند كه كدام حالت ممكن است.» «11»

 

دوم: سرانجام خورشيد و ستارگان و زمين:

برخى متخصصان فيزيك و كيهان شناسان برآنند كه:
«خورشيد در هر ثانيه 564 ميليون تن هيدروژن به عنوان سوخت مصرف می كند كه از اين مقدار 560 ميليون تن هليم به وجود می آيد 4 ميليون تن مواد باقى مانده كه فقط 7/ 0% سوخت مصرفى می باشد تبديل به انرژى می شود كه در نهايت به صورت نور و گرما انتشار می يابد.
با وجود نياز عظيمى كه خورشيد ما به سوخت دارد می تواند به مدت 10 ميليارد سال بدرخشد كه از اين عمر طولانى 5 ميليارد سال را گذرانده است. بنابراين خورشيد هم اكنون در نيمه راه زندگى خود قرار دارد.» «12»
«پس سياره آبى رنگ ما (زمين) هنوز حدود 5 ميليارد سال ديگر به دور خورشيد خواهد چرخيد آنگاه خورشيد در آخرين روزهاى عمر خود مانند يك بادكنك كاملا باد كرده خواهد شد و به صورت يك ستاره عظيم و غول‏ پيكر سرخ فام در خواهد آمد. و دو سياره داخلى منظومه شمسى خود يعنى عطارد و زهره را فرو می بلعد.
زمين تا هزار درجه سانتيگراد حرارت خواهد يافت تمام آثار زندگى و حيات، مدتها قبل از بين رفته و تمام آب اقيانوس‏ها بخار شده است.» «13»
برخى ديگر از صاحب‏نظران در مورد مرگ يك ستاره می نويسند:
«از آنجا كه همه ستارگان در واقع مولدهاى جوش هسته اى هستند سرانجام روزى سوختشان را به پايان می رسانند، انبساط می يابند و انبوهى از گازهاى درخشان پوسته ستاره به صورتهاى خيال ‏انگيزى در فضا رها می شوند كه بنام «سحابيهاى سياره نما» خوانده می شود.
هنگامى كه سوخت هسته اى ستاره پايان يافت نيروى گرانش سريعا ستاره را در خود فرو می برد و ستاره به تلى از خاكستر بسيار داغ تبديل می شود كه «كوتوله سفيد» خوانده می شود.
ستارهاى بسيار پر حجم با يك انفجار به حيات خود پايان می دهند. هنگامى كه هسته ستاره منفجر شد پوسته هاى بيرونى آن به بيرون پرتاب می شوند ستاره محتضر (در حال مرگ) تنها در خلال چند ساعت، انرژيى را از خود منتشر می كند كه خورشيد ما در مدت پنج بيليون سال منتشر كرده است. و در اين حال ستاره چند ميليون بار درخشان تر می شود. اين پديده را ابر نو اختر نامند.» «14»

 

نكات تفسير و اسرار علمى:

برخى از مفسران و صاحب‏نظران در مورد انطباق آيات و يافته هاى كيهان شناسى كه به پايان جهان اشاره می كنند اظهار نظر كرده اند:
1. استاد آية اللّه مكارم شيرازى در تفسير موضوعى پيام قرآن، آيات مربوط به پايان جهان را مورد تجزيه و تحليل قرار داده و در مورد آیه «إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ‏» «15» می نويسد:
«كوّرت از ماده تكوير در اصل به معنى پيچيدن و جمع و جور كردن چيزى است و اين واژه به معنى تاريك شدن يا افكندن نيز آمده است و ظاهرا اين دو معنى در مورد خورشيد لازم و ملزوم يكديگر است به اين ترتيب كه خورشيد تدريجا لاغر و جمع و جور می شود و رو به تاريكى و بی فروغى می گذارد.
انكدرت از ماده انكدر به معنى تيرگى و تاريكى يا سقوط و پراكندگى است. آرى طبق گواهى قرآن در پايان جهان، پر فروغ‏ترين مبدأ نور در منظومه شمسى ما كه مايه روشنايى تمام سيارات است، خاموش و جمع می شود و ستارگان ديگر نيز به همين سرنوشت گرفتار می گردند.
سپس اشاره می كند كه دانشمندان امروز معتقدند كه انرژى خورشيد از احتراق هسته اى به دست می آيد و هر شبانه روز سيصد و پنجاه هزار ميليون تن از وزن اين كره كاسته می شود. و همين امر سبب می گردد كه تدريجا لاغر و كم ‏نور شود و اين همان جمع شدن و كم‏ نور شدن، يعنى دو مفهومى است كه در ماده تكوير طبق گفته ارباب لغت وجود دارد.» «16»
ايشان در مورد جمع شدن خورشيد و ماه  «وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ» «17» می نويسند:
«جمع شدن خورشيد و ماه ممكن است از اين جهت باشد كه با از بين رفتن تعادل جاذبه و دافعه، كره ماه جذب به مركز اصلى يعنى خورشيد خواهد شد. «18»
آنگاه با اشاره به آيه  «وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ‏» «19» می نويسد:
«نظام موجود كواكب نيز درهم می ريزد گوئى تعادل جاذبه و دافعه كه ارتباط با جرمها و سرعت حركت آنها دارد به هم می خورد و شايد اين همان چيزى است كه در قرآن به آن اشاره شده است (آن زمان ستارگان پراكنده شوند و فرو ريزند)». «20»
ايشان در مورد زلزله هاى عجيب و تلاشى كوهها می گويند:
«آيا اين حوادث عجيب و هولناك كه دامنگير كوهها می شود بر اثر انفجارات درونى و متلاشى شدن نظام اتمى آنها و آزاد شدن انرژی هاى نهفته درونى است؟ يا ضربه اى از خارج بر آنها وارد می شود مانند برخورد سياره هاى آسمانى با سرعت و جاذبه شديد به يكديگر؟ يا علل ديگرى كه امروز براى ما ناشناخته است؟
هيچ كس بدرستى نمی تواند پاسخى به اين سئوالات بدهد و علوم روز نيز از توضيح اين مطلب عاجز است. همين اندازه می گويد كه در كرات آسمانى در گذشته و حال انفجارات عظيمى روى داده و می دهد.» «21»
ايشان با اشاره به آيه های  «وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ»‏ «22» «وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ»‏ «23» كه در مورد انفجار و برافروخته شدن درياهاست‏ «24» سه احتمال مطرح می كنند:
اول: اينكه آب از دو عنصر اكسيژن و ئيدروژن تشكيل شده كه هر دو شديدا قابل احتراق است اگر عواملى سبب تجزيه آبها شوند درياها مبدل به كوره هاى عظيمى از آتش سوزان خواهد شد و يك جرقه كوچك كافى است كه عالمى از آتش ايجاد شود.
دوم: اينكه زلزله هاى شديد آستانه رستاخيز، سبب شكافتن زمين ها و راه يافتن درياها به يكديگر می شوند.
سوم: اينكه متلاشى شدن كوهها و ريخته شدن غبار آنها به درياها و يا فرود سنگهاى آسمانى در آنها موجب می شود تا درياها پر شود و آب سراسر خشكى را فرا می گيرد. «25»

2. يكى از نويسندگان معاصر نيز با اشاره به آيه  «وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ» «26» به درهم ريختن نظام هستى اشاره می كند و می نويسد:
«فضاى ما بين هسته اتم و الكترونهايى كه گرد آن در حركت ‏اند نسبت به حجمشان بسيار وسيع و فضايى خالى و هولناك است شما اگر يك اتم را يك كيلومتر (1000 متر) فرض كنيد تنها يك متر آن توسط هسته و پرتون اشغال شده است و الكترون در فاصله يك كيلومترى به دور هسته حركت می كند.
در واقع كليه موجودات جهان اعم از جاندار و بی جان از موجودى تو خالى چون اتم تشكيل يافته اند و چون بيكباره فاصله و فضاى خالى اتمها از بين برود همه موجودات عالم با حفظ وزن قبلى خود به موجودات بسيار ريزى تبديل خواهند شد و در آن هنگام است كه نظم عالم مادى در يك چشم به هم زدن از هم خواهد پاشيد. آنگاه است كه كره زمين به اندازه يك نارنج كوچك در خواهد آمد «27» و سپس اجرام آسمانى كه به صورت‏ گويهاى كوچكى درآمده به همديگر برخورد خواهد كرد.
اين واقعيتى است كه براى ستاره شناسان امروز با نظاره ستاره بزرگى چون سيريوس كه در يك چشم بر هم زدن به ستاره كوچكى تبديل شد آشكار گشته است». «28»

3. برخى صاحب‏نظران اشاره به آيه  «وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ‏» «29» مسأله انفجار اتمى را در اثر رها شدن اتم اكسيژن از هيدروژن (در تركيب آب‏ها) مطرح می كنند. «30»

4. برخى از نويسندگان معاصر با اشاره به آيات قرآن (تكوير/ 1- 2، انفطار/ 1- 2) در مورد مرگ خورشيد و ستارگان با نقل سخنان دانشمندان، چند نظريه را مطرح كرده اند:
الف: دكتر ژرژ گاموف می گويد: روزى فرا خواهد رسيد كه زمين (و نيز همه سيارات ديگر) پس از انفجارى بزرگ به صورت گاز رقيقى درخواهد آمد. «31»
ب: پروفسورآ. ماسويچ می گويد: روزى كليه ذخاير هيدروژن خورشيد در اثر فعل و انفعالات هسته اى به انتها می رسد. «32»
ج: يكى از صاحب‏نظران می نويسد: طبق قانون دوم ترموديناميك و اصل انتروپى همه اجسام به تدريج حرارت خود را از دست می دهند و رو به نابودى می روند. به اين ترتيب روزى فرا خواهد رسيد كه حرارت در همه اجسام، مساوى ايجاد شود و آن روز ديگر روز مرگ كليه موجودات و اجرام آسمانى است. «33»

5. برخى نويسندگان در مورد شكافته شدن ماه  (انْشَقَّ الْقَمَرُ) «34» اينگونه نگاشته اند:
«مطلبى كه دانشمندان ستاره شناس، اخيرا بدان دست يافته اند اين است كه می گويند:
روزى بيايد كه ماه به دو قسمت يا بيشتر تقسيم گردد و اين قسمت‏ها نيز به نوبه خود به طور هول‏ انگيزى منفجر و هزار بار تكه پاره شوند.
و از «سرجميس» ستاره شناس اروپايى نقل می كند كه: «در آينده ماه به قدرى رفته رفته به زمين كه به بی نهايت درجه نزديكى می رسد در اين موقع كه زمين در معرض خطر سقوط قرار گرفته است تقدير الهى كه در بر هم ريختن ماه و از هم پاشيدن آن تعلق گرفته به مرحله اجرا گذاشته می شود.» «35»

6. عبد الرزاق نوفل نيز در مورد پايان جهان و سرنوشت خورشيد و ماه چند نظريه را مطرح می كند.
سپس در مورد آيات‏ «وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ» «36» «و إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ»‏ «37» «و إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ‏» «38» می گويد كه در اثر جدايى اكسيژن از هيدروژن و آمادگى آنها براى اشتعال اين امور رخ می دهد.
و سپس با ذكر آيه 37 سوره الرحمن و 8- 9 و 15- 16 سوره معارج می گويد كه اين امور در اثر هليوم است كه همه آسمان را آتش فرا می گيرد و سپس انفجارات و فروپاشى وحدت خلق را مطرح می كند. «39»

7. احمد محمد سليمان نيز با ذكر احتمالات متعدد در مورد آيات مورد بحث، آيه  «فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِين»  «40» را مطرح می كند و می گويد «دخان در اينجا آتش است» و آن را بر حوادث پايان جهان حمل می كند. سپس دو احتمال انفجار خورشيد و نقصان نور خورشيد را مطرح می كند كه موجب نابودى زمين در اثر زبانه هاى آتش خورشيد و يا سرماى شديد می شود. «41»

8. برخى صاحب‏نظران نيز با طرح آيه 10 سوره دخان آن را معجزه الهى در قرآن می دانند كه جهان در قيامت «دخان» می شود همانطورى كه اول بود و اين حقيقتى علمى است. «42»

 

بررسى:

هر چند برخى از مطالب علمى با ظاهر آيات قرآن در مورد پايان جهان سازگار است، امّا به نظر می رسد، تذكر چند نكته لازم باشد:
1. مطالب ذكر شده در مورد شكافته شدن ماه  (انْشَقَّ الْقَمَرُ) «43» از دو جهت قابل اشكال است:
نخست اينكه مطالب علمى كه بيان شد از استحكام لازم برخوردار نيست و دليل بر فروپاشى ماه از نظر علوم تجربى ذكر نشد و تنها به ذكر اين نكته اكتفا شده بود كه ماه به زمين نزديك می شود.
اين مطلب بر فرض صحت، مستلزم جذب ماه به زمين است. در حالى كه قرآن كريم سخن از جمع شدن خورشيد و ماه در آستانه قيامت می كند: «وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ» «44».
دوم اينكه مفسران در مورد انشقاق قمر دو احتمال ذكر كرده اند:
الف: مقصود از آيه همان شق القمر معروف باشد كه به عنوان معجزه در زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اتفاق افتاد «45» و خود يكى از نشانه هاى نزديكى قيامت است. همانگونه كه بعثت پيامبر (ص) از نشانه هاى نزديك شدن قيامت است.
ب: مقصود شكافته شدن ماه در آستانه قيامت باشد.
تفسير «الف» با ظاهر آيه تناسب بيشترى دارد چرا كه لفظ آيه (انشق) ماضى است و حكايت از شكافتن ماه در گذشته- نه در آينده- می كند. و بسيارى از مفسران نيز تفسير «الف» را پذيرفته اند و كمتر كسى از مفسران تفسير «ب» را پذيرفته است. «46»

2. در مورد آيه  «يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِين»  «47» سه احتمال در تفاسير ذكر شده است:
اول: اينكه مقصود دود شرربارى، در قيامت باشد كه نوعى عذاب است.
دوم: اينكه مقصود از دود معناى مجازى آن باشد يعنى كنايه از خشكسالى باشد كه در زمان پيامبر گروه عظيمى از كفار را گرفت.
سوم: اينكه مقصود دودى باشد كه در آستانه قيامت همه جا را می پوشاند و مردم دست به دامن لطف خدا می شوند و كمى عذاب برطرف می شود.
مفسران معناى اول و دوم را بعيد می دانند و معناى سوم را قوی تر می دانند و روايات متعددى هم در كتابهاى شيعه و اهل سنت بر طبق آن وارد شده است. «48»
به هر حال استفاده اى كه احمد محمد سليمان از آيه كرده بود يعنى دخان را به معناى آتش گرفته بود، معناى لغوى يا قرينه اى روائى آن را تأييد نمی كند.

3. در مورد مرگ خورشيد و ستارگان و درهم ريختن نظام آنها اگر چه در قرآن كريم اشارات كلى به آنها شده است امّا با توجه به تعدد نظريه ها در اين مورد (انفجار بزرگ- از دست دادن حرارت طبق اصل دوم ترموديناميك و ...) و عدم اثبات قطعى آنها، نمی توان يك نظريه را به قرآن نسبت داد.

4. در مورد تعبير فجّرت و سجّرت (انفطار/ 3- تكوير/ 6) و انطباق آن با انفجار اتم‏هاى آب، قرينه قطعى در دست نيست. در مورد جدا شدن اكسيژن از هيدروژن و آتش گرفتن آنها نيز فقط در حد احتمال می توان سخن گفت بويژه آنكه دو احتمال ديگر نيز در معناى آيات فوق وجود دارد كه با ريشه لغوى فجرت و سجرت بی تناسب نيست.

5. مطالب آيات قرآن در مورد پايان كار خورشيد و ستارگان و سيارات با نظريه های  علمى موجود تا حدود زيادى سازگار است و اين مطلب نوعى رازگوئى علمى قرآن محسوب می شود و اگر روزى از نظر علمى به صورت قطعى اثبات شود می تواند اعجاز علمى قرآن محسوب شود.

 

نویسنده: محمد علی رضایی اصفهانی

 

پی نوشت:

(1) رعد/ 2.
(2) تكوير/ 1- 2.
(3) قمر/ 1.
(4) انفطار/ 1- 2 و نيز انشقاق/ 1- حاقه/ 16- فرقان/ 25- مرسلات/ 9- طور/ 9.
(5) قيامت/ 9 و نيز انبياء/ 104- مرسلات/ 8.
(6) حج/ 1 و نيز مزمل/ 14- واقعه/ 4- زلزال/ 1- 2- نازعات/ 6- 7.
(7) قارعه/ 5 و نيز نباء/ 20- واقعه/ 5- 6- مزمل/ 14- حاقه/ 14- طور/ 10.
(8) تكوير/ 6 و نيز انفطار/ 3.
(9) دخان/ 10.
(10) اين مطلب را تحت عنوان «گسترش جهان» زير آيه  وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُون  (ذاريات/ 47) مورد بررسى قرار می دهيم.
(11) رى ويلارد، كيهان و راه كهكشان، ترجمه سيد محمد امين محمدى، ص 50- 52.
(12) دكتر اريك. اوبلاكر، فيزيك نوين، ترجمه بهروز بيضاوى، ص 20- 21.
(13) همان، ص 54- 55.
(14) كيهان و راه كهكشان، ص 25- 26 با تلخيص.
(15) تكوير/ 1- 2.
(16) آية اللّه ناصر مكارم شيرازى، پيام قرآن، ج 6، ص 33- 34.
(17) قيامت/ 8.
(18) همان، ص 35.
(19) انفطار/ 1- 2.
(20) پيام قرآن، ج 6، ص 35.
(21) همان، ص 30.
(22) انفطار/ 3.
(23) تكوير/ 6.
(24) «فجرت» از ريشه «فجر» به معنى شكافتن به كار رفته كه ممكن است اشاره به انفجار و برافروختگى درياها باشد و «سجرت» از ماده تسجير و در اصل به معنى برافروختن و به هيجان در آوردن آتش و گاه به معنى پر شدن نيز آمده است.
(25) پيام قرآن، ج 6، ص 31- 32، با تلخيص.
(26) قيامت/ 9.
(27) دانشمندى بنام «ژوليو» می گويد: اگر فواصل اتمهاى بدن انسان از بين برود انسان با حفظ وزن، مثلا 70 كيلويى خود، به شكل ميكروبى 70 كيلويى در خواهد آمد كه تنها به وسيله ميكروسكوپ قابل رؤيت است.
(28) گودرز نجفى، مطالب شگفت‏انگيز قرآن، ص 129- 131 با تلخيص.
(29) تكوير/ 6.
(30) احمد امين، راه تكامل، ج 3، ص 189 و گودرز نجفى، مطالب شگفت‏انگيز قرآن، ص 132.
(31) ژرژگاموف، پيدايش و مرگ خورشيد، ترجمه احمد آرام، ص 163.
(32) مطالب شگفت‏انگيز قرآن، ص 134 با تلخيص.
(33) مهندس مهدى بازرگان، راه بی انتها، ص 490 و راه تكامل، ج 3، ص 183.
(34) قمر/ 1.
(35) دكتر عبد الكريم بی آزار شيرازى، گذشته و آينده جهان، ص 183 از «النجوم فى سالكها»، نقل می كند.
(36) طور/ 6- 7.
(37) تكوير/ 6.
(38) انفطار/ 3.
(39) عبد الرزاق نوفل، القرآن و العلم الحديث، ص 163- 167.
(40) دخان/ 10.
(41) احمد محمد سليمان، القرآن و العلم، ص 68- 71.
(42) محمد سامى محمد على، الاعجاز العلمى فى القرآن الكريم، ص 35، دار المحبة، دمشق.
(43) قمر/ 1.
(44) قيامت/ 9.
(45) براى اطلاعات بيشتر در مورد شق القمر و مسايل علمى آن ر. ك: تفسير نمونه، ج 23، ص 12- 19.
(46) ر. ك: پيام قرآن، ج 6، ص 24- 25.
(47) دخان/ 10.
(48) ر. ك: پيام قرآن، ج 6، ص 25- 27 و نيز تفسير كبير فخر رازى، ج 27، ص 242 و نيز روح المعانى، ج 25، ص 107 و بحار الانوار، ج 52، ص 209 و درّ المنثور، ج 6، ص 29.

 

منابع: 
کتاب «پژوهشى در اعجاز علمى قرآن»؛
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
متون اسلامی
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان