نتیجهٔ این ضعف شکستهای پیاپی در نبردهایی نظیر تاننبرگ، دریاچه مازوریان و شکست فاجعه بار و کمرشکن روسها در نبرد گورلیتز - تارنوف در برابر قوای مشترک آلمان و اتریش - مجارستان بود. حتی پیروزی نسبی روسها در تهاجم بروسیلوف نیز نتوانست فشار ناشی از تلفات و خسارات انبوه روسها و نارضایتی شدید مردمی حاصل از فعالیت گروههای انقلابی کم کند.
با وقوع انقلاب در روسیه و برکناری تزار نیکالای دوم در فوریه ۱۹۱۷ و پس از آن انقلاب اکتبر و به قدرت رسیدن بلشوویکها به رهبری لنین، وضعیت جنگ جهانی اول دگرگون شد. لنین طبق قول و قراری که از قبل با آلمانها گذاشته بود؛ ضمن ترک کامل مخاصمه با دول متحد، با امضای پیمان صلح برست - لیتوفسک از ادعاهای روسیه بر خاک کشورهای بالتیک، بلاروس و اوکراین دست کشید و این مناطق تحت کنترل نیروهای متحد درآمد.
پیمانی ننگین که موجب خشم شدید مخالفین بلشوویکها در خاک روسیه شد. اما لنین و کشور تازه تاسیسش بسیار خوش اقبال بودند که چند ماه بعد آلمان و متحدینش در جبههٔ غربی برابر متفقین (فرانسه، بریتانیا و ایالات متحده) شکست خوردند و جنگ جهانی اول پایان یافت. با پایان این جنگ قوای متحد نیز از مناطق غربی روسیه نظیر اوکراین عقبنشینی کردند.
بلشوویکها به تدریج شبهنظامیان تشکیل شده از کارگران و دهقانان روس را که برای نبرد با حکومت تزاری و کمی بعد دولت موقت ساماندهی کرده بودند را تبدیل به یک ارتش کردند؛ «ارتش سرخ». وظبفهٔ ارتش سرخ در سالهای نخستین خود مبارزه با گروههای شورشی و مخالفان بلشوویکها بود که به سفیدها یا ارتش سفید مشهور شدند. نخستین نبرد بزرگی که در منطقه صنعتی دونباس رخ داد حمله تمام عیار ارتش سرخ به مناطق تحت کنترل سفیدها در روستوف و دونباس بود. نبردی که به نخستین فاجعه رقم خورده برای یک قدرت برتر به هنگام ورود به منطقهٔ صنعتی دونباس تبدیل شد.
نوامبر ۱۹۱۸ نیروهای آلمان و اتریش - مجارستان از کلیهٔ مناطقی که طی معاهده برست - لیتوفسک به کنترل درآورده بودند عقبنشینی کردند. در جنوب این منطقه نیروهای ملیگرای اوکراینی از شهرهای اودسا و کیف تا حومه دونباس را تحت کنترل خود داشتند و منطقهٔ صنعتی دونباس و مناطق مابین دریای کاسپین تا دریای سیاه منطقه نفوذ نیروهای ضد بلشوویک «ارتش سفید» به مرکزیت شهر روستوف بود.
ارتش سرخ پس از کنترل و به ثبات رساندن پایتخت، سن پترزبورگ و عمده مناطق مهم دیگر، در ژانویه ۱۹۱۹ آمادهٔ حملهٔ نهایی و نابودی بزرگترین گروه شورشی یعنی ارتش سفید یا روسیهٔ جنوبی بود. ارتش سرخ ابتدا با حمله به خاک تحت کنترل ملیگرایان اوکراینی ضمن بیرون راندن آنها از شهرهای کیف و خارکیف تا پایان مارس ۱۹۱۹، نیروهای موسوم به «جمهوری سوسیالیستی اوکراین» را در این مناطق مستقر کرد.
ارتش سفیدها در فاصله اکتبر ۱۹۱۷ و پیروزی بلشوویکها در مسکو تا ژانویه ۱۹۱۹ تلاش میکرد تا با رسیدن به شهر ساحلی آستاراخان و کرانه دریای کاسپین، ارتباط مناطق تحت کنترل ارتش سرخ با چاههای نفتی قفقاز و حاشیهٔ رودخانه ولگا را قطع کند اما در انجام این کار ناکام ماند. با توجه به برتری محسوس نیرو و تجهیزات ارتش سرخ نسبت به سفیدها، فرماندهی ارتش سفید به رهبری «پیوتر کراسنوف» تصمیم به عقبنشینی به منطقهٔ صنعتی دونباس و تشکیل «جمهوری دون» گرفت. مناطق تحت کنترل سفیدها از شهر روستوف در شرق منطقهٔ صنعتی دونباس تا بندر ماریوپل در جنوب غربی دونتسک بود.
از ماه مارس ۱۹۱۹ ارتش سرخ اقدام به حملهٔ تمام عیار به مناطق تحت کنترل سفیدها کرد. آنها به سرعت بندر ماریوپل را که خارج از منطقهٔ صنعتی دونباس و بدون مواضع دفاعی مستحکم در حومه شهر بود تصرف کردند (مشابه سقوط ماریوپل در ابتدای جنگ اخیر روسیه و اوکراین) اما با رسیدن به منطقهٔ صنعتی دونباس اوضاع متفاوت شد. ارتش سفید به کمک خطوط ریلی گسترده و بافت فشردهٔ شهری و ساختمانهای متراکم دونباس از شهرهای دونتسک، ماکیوکا، دبالتسوه و لیخایا دفاع میکردند و تلاش ارتش سرخ برای ورود به عمق دونباس از جهت غربی با تلفات وحشتناکی همراه شد. آنها تنها موفق به تصرف ماکیوکا در شمال دونتسک شدند و پیشروی در جبههٔ غربی به طور کامل متوقف شد.
این بار ارتش سرخ تصمیم گرفت تا از بخش شرق و شمال شرقی دونباس که زمینهای باز بیشتر و فشردگی ساختمانی کمتری داشت هجوم خود را دنبال کند اما به یک سد دفاعی طبیعی برخورد کردند؛ رودخانهٔ «سیورسکی دونتس».
ارتش سرخ علی رغم تصرف شهر لوهانسک، قادر به ادامهٔ پیشروی و عبور از رودخانهٔ سیورسکی دونتس از جهت شرقی نبود و قوای ارتش سفید با خیالی آسوده از جناح شرقی دونباس دفاع کردند؛ تا اینکه قوای ارتش سرخ در این جبهه به طور کامل از هم فروپاشیدند.
مشابه چنین اتفاقی در سال ۲۰۲۲ نیز رخ داده بود. در ماه می ۲۰۲۲ در ابتدای کمپین شرقی ارتش روسیه برای تصرف دونباس، قوای زرهی - مکانیزهٔ این کشور در تلاش برای عبور از رودخانه سیورسکی دونتس در منطقه بیلوهوریفکا و دور زدن شهرهای سورودونتسک و لیسیچانسک بودند که توپخانهٔ اوکراین با شناسایی مناطق تجمع و پلهای موقت احداث شده روسی بر روی رودخانه، ضمن هدف قرار دادن آنها حدود ۱۰۰ دستگاه ادوات زرهی ارتش روسیه را منهدم کردند و ارتش روسیه ناچار به حمله از جناح شرقی رودخانه و ورود مستقیم به سورودونتسک و لیسیچانسک شد که سه ماه با ارزش برای پیشروی در جبههٔ شرقی را تلف کرد.
شکست تمام عیار و تلفات ویران کنندهٔ ارتش سرخ در تلاش ناکام برای ورود مستقیم به منطقهٔ صنعتی دونباس، موجب فروپاشی کامل صفوف آنها شد به طوری که با پایان ماه مه ۱۹۱۹، ارتش سفید از لاک دفاعی خارج شده و حملهای تمام عیار را آغاز میکند. آنها ابتدا مناطق از دست رفته در دونباس نظیر لوهانسک، ماکیوکا و ماریوپل را بازپس گرفتند. سپس به سمت شهر خارکیف پایتخت جمهوری سوسیالیستی اوکراین (متحد ارتش سرخ) رفته و آنها را از این منطقه بیرون کردند. وضعیت برای ارتش سرخ به قدری وخیم شد که دستور عقبنشینی سراسری از مناطق موسوم به «روسیهٔ جنوبی» صادر شد. قوای ارتش سفید و ملیگرایان اوکراینی به تدریج کلیهٔ خاک اوکراین شامل کیف و شبهجزیرهٔ کریمه را نیز تصرف کردند.
سفیدها در این زمان دو انتخاب پیش روی خود داشتند؛ تثبیت مناطق تصرف شده در اوکراین و روستوف و پیشروی به سمت مناطق حاشیه دریای کاسپین با هدف تشکیل کشور «روسیهٔ جنوبی» یا حمله به جهت شمال و تلاش برای فتح مسکو و نابودی انقلاب بلشوویکی.
با انتخاب گزینه اول، این احتمال وجود داشتند که در سالهای آتی لنین و ارتش سرخ؛ ضمن سازماندهی مجدد قوای خود یک بار دیگر برای سرکوب ارتش سفید و تصرف مناطق تحت کنترل آنها اقدام کنند. بنابراین سفیدها تصمیم پُر ریسک «حمله به سر مار» را برگزیدند.
از ماه جولای تا اکتبر ۱۹۱۹ ارتش سفید به فرماندهی ژنرال «آنتون دنیکین» به پیشروی خود در خاک اصلی روسیه ادامه داده و موفق به تصرف شهرهای کورسک و وُرونژ شد؛ اما پیشروی و موفقیت ارتش سفید در حومه شهر «اوریول» در ۳۶۰ کیلومتری مسکو متوقف شد. با سازماندهی مجدد و ضد حملهٔ بزرگ ارتش سرخ، قوای ارتش سفید در هم کوبیده شده و در پایان ماه نوامبر شکست حمله به مسکو قطعی شد و آنها شروع به عقبنشینیهای پیاپی کردند.
نیروهای سفید بار دیگر مرکزیت خود را در منطقهٔ صنعتی دونباس قرار دادند اما این بار دیگر نیرو و تجهیزات کافی برای دفاع از دونباس نیز وجود نداشت و در سال ۱۹۲۰ آنها به شبهجزیرهٔ کریمه عقب رانده شده و پس از چند ماه درگیری سنگین سرانجام در دسامبر ۱۹۲۰ ارتش سرخ به طور کامل بر سفیدها غلبه کرده و فاتح جنگ داخلی روسیه شد.
به طور کلی میتوان گفت حمله مستقیم ارتش سرخ و ناتوانی در تصرف منطقه صنعتی دونباس که منجر به فروپاشی قوای تهاجمی آنها شد میتوانست به بهای سنگین از دست دادن اوکراین، روستوف، مناطق غرب دریای خزر و چاههای نفت قفقاز تمام شود (در صورت عدم تصمیم ارتش سفید برای حمله به مسکو) یا اینکه اگر سفیدها از نیرو و تجهیزات بیشتری برخوردار بودند حتی امکان شکست ارتش سرخ در نبرد مسکو و از دست دادن پایتخت وجود داشت که به هر ترتیب محقق نشد؛ اما ارتش سرخ از تجربه شکست سنگین خود در دونباس بعدها در نبرد با ارتش جنوبی آلمان نازی بهره برد.
در قسمت بعدی خواهیم گفت منطقهٔ صنعتی دونباس چگونه مانع از تحقق رویای آدولف هیتلر مبنی بر دستیابی به چاههای نفت قفقاز شد.
ژوئن ۱۹۴۱ میلادی پس از نزدیک به دو سال از معاهده مولوتوف - ریبنتروپ که از ابتدا مشخص بود تنها برای به تاخیر انداختن رویارویی دو ابرقدرت امضا شده است، با حمله برقآسای ورماخت؛ آتش نبرد میان آلمان نازی و شوروی شعلهور شد.
ورماخت با استعدادی قریب به سه میلیون سرباز در سه ارتش شمال، مرکز و جنوب در جبههای به طول نزدیک به سه هزار کیلومتر به عمق خاک شوروی حملهور شده و در مدت کوتاهی؛ صدها کیلومتر در هر سه جبهه پیشروی کردند.
در فاصله زمانی شکست ارتش سفیدها در برابر بلشوویکها در جنگ داخلی روسیه (۱۹۲۱) تا آغاز جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹)؛ ارتش سرخ اقدام به توسعه شدید استحکامات دفاعی در منطقهٔ صنعتی دونباس کرده بود. آنها تجربهای گرانبها از شکست بزرگ خود در دونباس کسب کرده بودند و به ویژه در سالهای پایانی دهه ۳۰ میلادی، به خوبی آگاه بودند که یک نبرد بزرگ با آلمان نازی به رهبری هیتلر قطعی بوده و احتمالا در ابتدای نبرد آنها در نقش مدافع خواهند بود.
هدف جبههٔ جنوبی ورماخت در تهاجم به شوروی؛ ابتدا تصرف اوکراین و زمینهای زراعی غنی این منطقه و سپس حرکت نهایی به سمت روستوف، استالینگراد و قفقاز با هدف دستیابی آلمان به چاههای نفت این منطقه بود. هدفی که یک مانع سخت در برابر آن حضور داشت یعنی عبور از منطقهٔ صنعتی دونباس.
یک میلیون سرباز آلمانی به رهبری فیلدمارشال فون روندشتت در ارتش جنوب تا ابتدای سپتامبر ۱۹۴۱ با عقب راندن ارتش شوروی موفق به تصرف بخش اعظم خاک اوکراین شامل شهر کیف شدند و در ورودی شهر ملیتوپل در جنوب و شهر دنیپروپتروفسک در مرکز اوکراین با مقاومت سنگینتر مواجه شدند.
این دوره زمانی مصادف با توقف ارتش مرکزی ورماخت در مسیر مسکو؛ به دستور مستقیم هیتلر و تمرکز بر اجرای طرحهای عملیاتی شمال (لنینگراد) و جنوب (چاه های نفت قفقاز) بود. زمان فاکتور حیاتی در زمینهٔ عملکرد نهایی ارتش جنوب بود. آنها بایستی به سرعت و پیش از فرا رسیدن زمستان سرد و پر بارش شوروی با رسیدن به حاشیهٔ دریای کاسپین کار را به اتمام میرساندند.
ارتش سرخ تنها نیرویی نبود که از دشواری نبرد در منطقهٔ صنعتی دونباس اطلاع داشت. استراتژیستهای آلمانی به فرماندهی کل ورماخت هشدار دادند که قوای جبههٔ جنوب غربی ارتش شوروی؛ نباید فرصت عقبنشینی به منطقهٔ صنعتی دونباس یا مناطق شمالیتر نظیر بریانسک و کورسک برای مقابله با ارتش مرکزی آلمان در راه مسکو را پیدا کنند. با فرمان مستقیم هیتلر، قوای تحت امر روندشتت مامور به انجام عملیاتهای محاصرهای و نفوذ به پشت مراکز تجمع قوای شوروی شدند تا فرصت عقبنشینی به دونباس و نبرد سخت شهری در این منطقه را به ارتش سرخ ندهند.
در ماه سپتامبر ۱۹۴۱ تهاجم بزرگ ارتش جنوب با تکیه بر لشکرهای انبوه زرهی آغاز شد. قوای تحت امر روندشتت در استان زاپوریژیا و دنیپروپتروفسک موفق به دور زدن مراکز تجمع ارتش شوروی شدند؛ اما موفق به جلوگیری کامل از فرار قوای مذکور نشده و بخشی از آنها به دونباس رسیدند و با نیروهای کمکی تازه نفس تقویت شدند. به هر ترتیب ارتش جنوبی ورماخت در ابتدای ماه اکتبر به دروازههای منطقهٔ صنعتی دونباس رسیده و حملهٔ مستقیم از غرب و جنوب را آغاز کردند.
قوای مشترک آلمان و ایتالیا با حمله از بخش جنوبی دونباس موفق به تصرف شهر دونتسک و ماکیوکا شدند اما در حومه شهرهای هورلیوکا و یناکیهوه به مدت یک ماه متوقف شدند. آنها سرانجام موفق به عبور از خطوط دفاعی ارتش سرخ در این دو شهر شدند؛ اما مجددا در شرق این جبهه در شهرهای اسنیژنه و خروستالنی با دفاع سرسختانهٔ مدافعین روس مواجه شدند.
اینبار ارتش آلمان مسیر غربی دونباس را آزمایش کرد. آنها موفق به تصرف شهرهای اسلاویانسک، کراماتورسک، باخموت و پوپاسنا و دبالتسوه شدند اما با رسیدن به شهر لیسیچانسک در نزدیکی رودخانه سیورسکیدونتس بار دیگر پیشروی ورماخت متوقف شد.
ارتش جنوب در طول شش ماه نبرد سنگین؛ موفق به پیشروی قابل توجهی شده بود، اما زمان با ارزش در حال از دست رفتن بود. ارتش سرخ همچنان کنترل نیمی از منطقهٔ صنعتی دونباس را در اختیار داشت؛ نیمهٔ متراکمتر و قابل دفاعتر.
قوای ارتش جنوب تصمیم میگیرند تا بدون ورود به بخش شرقی منطقهٔ صنعتی دونباس، از مسیر جنوب به سمت شهر روستوف پیشروی کرده و در ادامه به سمت قفقاز حرکت کنند؛ اما نیروهای شوروی مستقر در نیمهٔ شرقی منطقهٔ صنعتی دونباس اقدام به قیچی کردن مسیر پیشروی آنها کرده و ورماخت از حومه روستوف به جنوب دونباس عقب نشینی کرد. این بار ارتش آلمان تصمیم به امتحان کردن جبههٔ شمال دونباس گرفت. در دسامبر ۱۹۴۱ شهر خارکیف به تصرف ارتش آلمان نازی درآمد و قوای ارتش سرخ به پشت رودخانه سیورسکیدونتس عقبنشینی کردند.
ورماخت قصد عبور از رودخانه و محاصره دونباس از جهت شمال را داشت اما این بار فرماندهی مرکزی شوروی اقدام به ارسال ۳۶۰ هزار نیروی کمکی در این جبهه کرد. در ماه ژانویه ۱۹۴۲ ارتش سرخ ضمن بازپسگیری شهر ایزیوم در تلاش بود تا با رسیدن به شهر دنیپروپتروفسک و ادامهٔ پیشروی به جنوب؛ دست به محاصره کامل قوای آلمانی در بخش غربی دونباس بزند، اما همان اتفاقی که برای قوای مهاجم آلمانی در حومه روستوف رقم خورده بود برای ارتش سرخ تکرار شد. قوای آلمانی مستقر در نیمهٔ غربی دونباس و جنوب خارکیف دست به حملات سنگین به دو جناح ارتش سرخ زده و آنها را قیچی کردند.
فرماندهی ارتش سرخ ابتدا تصمیم به حمله مستقیم به بخش تحت کنترل آلمان در دونباس زد، اما قادر به عبور از خطوط دفاعی ورماخت در اسلاویانسک و کراماتورسک نبودند. سپس جهت حمله عوض شده و در آوریل و مه ۱۹۴۲ به سمت شهر خارکیف حرکت کردند. در این عملیات ۷۶۵ هزار سرباز ارتش سرخ مشارکت داشتند اما در این محور نیز با شکست مواجه شدند. نتیجه برای ارتش سرخ یک فاجعهٔ بزرگ با از دست دادن ۱۷۰ هزار سرباز (کشته و اسیر) بود.
ارتش سرخ در نبرد دونباس پیروز شده و در نبرد خارکیف شکست خورد. فرماندهی ورماخت دریافت که طرح عبور مستقیم از منطقهٔ صنعتی دونباس یک اشتباه بزرگ بوده و تصمیم به دور زدن آن از عمق مناطق شوروی در شمال اوکراین گرفت؛ اما گذشت زمان به ضرر آلمانها تمام شده بود و رویای رسیدن به قفقاز به زودی در نبرد کابوسوار استالینگراد به تاریخ سپرده میشد.
منبع: کانال تلگرامی پرتو
@Conflicts_Reporter