کد خبر: ۳۲۸۷۳
تاریخ انتشار: ۰۸ اسفند ۱۴۰۱ - ۰۸:۳۴-27 February 2023
در تاریخ­‌ها نوشته­‌اند که فرماندار شهر مرزی اترار گروه فرستادگان چنگیزخان مغول را که به بازارگانی آمده بودند، یکجا بکشت و همان دستاویز شد تا خان مغول بیابانگردان فرمانبردار خودش را فرا آورد و به خاک ایران سرازیر شود.
آنچه را چنگیز مغول و درنده­‌خویان فرمانبردارش با ما کردند، کمتر کسی نمی­‌داند. عطاملک جوینی در کتاب تاریخ خود بنوشته که اگر باری دیگر بلایی بر سر ایران و ایرانی نیاید، مگر هزار سال برآید تا این مملکت باز به سر جایی برسد که تا روز پیش از تازش مغول داشت!

آن بلایی که بر ما فرود آمد پیامد خودخواهی یک تن بود: فرماندار شهر اترار. تاریخ ما از این دست رخدادها کم ندارد. مردمانی که سر در زندگی خود داشتند و دستشان به جایی نمی­‌رسید، تاوان آن خودرایی فرماندار اترار را با جان و زندگانی خویش بپرداختند.

در روزگاران دیگر هم چون بنگریم بیشتر مردمان از آنچه شکل گرفته برکنارند. اندکی هستند آن کسان که رای و عمل ایشان رخدادها را شکل می­‌دهد و به جریان می­‌اندازد. حتی به روزگار خودمان که بارها خیابان­‌هایی را مملو از جمعیت دیده­‌ایم، به رویای دیگرگونیی، باز هم همگان سر در پی زندگانی خویش داشته­‌اند و مسببان برپایی آن اجتماع‌ها، اندک شمارانی بیش نبوده­‌اند.
 
امروز هم می­‌بینیم ممکن است مشتی هیجانزده مسیر رخدادها را، از درون و بیرون میهن، شکل دهند که در نهاد ایشان دانایی کمتر است، از جنجال­‌دوستی و خودنمایی.
و ما همگان از دور می­‌نگریم. بخواهیم و نخواهیم، دستمان به جایی نمی­‌رسد. از ما برنمی­‌آید که مسیر رخدادها را به سویی برگردانیم، شایسته و بایسته همگان.
چندی است که شماری در بیرون ایران غوغا دارند که این میهن را بیشتر تحریم کنید یا بر آن بتازید. و هم در اندرون میهن می­‌شنویم آواهایی دور از بیداری، که گویی اندر دنیای بزرگ کسی جز خویشتن نمی­‌شناسد و نمی­‌بیند. اگر هم­‌میهنی از جایگاهی بلند، که صدایش بیگمان تا دوردست­‌ها می­‌رسد، به فرمانروای کشوری قدرتمند بتازد که تو را خواهیم کشت، بسا که به راه فرماندار اترار رفته باشد.   
آن اندک هم­‌میهنان بیرون، و این هم­‌میهنان اندرون ایران را باید تا پروای پیامد گفتار و کردار خویش کنند.
بسا که در آن دم که فرماندار شهر اترار دستور کشتن فرستادگان چنگیزخان را بداد پیرامونیانش او را به آن پردلی که کرده ستوده باشند. اما باید دید روزی که خونخواران مغول به ایران تاختند و سنگ روی سنگ نگذاشتند، آقای فرماندار چه شد؟ یارا کرد در برابر آنان بایستد که در جاهایی از سرهای بریده ما مناره ها ساختند، و در جاهایی صدها تن از ما را در گچ گرفتند؟
 
ما مردمی هستیم. می­‌خواهیم این چند دم زندگانی را به زنهار باشیم و به آسایش و شادمانی سر کنیم. می­‌دانیم که بزرگان امروز ما هم همین­‌اند، از جنس ما خلقان­. اندیشه می‌کنیم که مبادا در فرجام فراخوان­‌های آن مدعیان و رجزخوانی­‌های این اندرونیان، دود از این مملکت و از زندگانی ما خلقان برآید؟  

محمود فاضلی بیرجندی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
با اصلاحات بنیادین سیاسی موافقید؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان