کد خبر: ۳۲۴۴
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۷ - ۰۸:۴۶-10 October 2018
استاد هادی سروش در نوشتاری با عنوان «اصول و برنامه سیاسی حضرت کاظم (ع)» که در اختیار شفقنا قرار داده آورده است:
عصر اسلام:

۱) حفظ حرمت‌ها

امام کاظم(ع) در قبال تهمت «براندازی» از سوی دستگاه حاکمه به ایشان و نیز به برخی شیعیان، پای‌بندی خود به همین اصل را به هارون الرشید متذکر شد که «به ما سخنانی نسبت داده می‌شود که فقط تکذیب نموده و بیشتر از آن را به جهت حفظ حرمت‌ها وارد نمی‌شویم»:
نَحْنُ أَهْلُ بَیْتٍ مُنِینَا بِالتَّقَوُّلِ عَلَیْنَا وَ رَبُّنَا غَفُورٌ سَتُورٌ أَبَى أَنْ یَکْشِفَ أَسْرَارَ عِبَادِهِ إِلَّا فِی وَقْتِ مُحَاسَبَتِهِ(تحف العقول /۴۰۴)

عدم رعایت این اصل اصیل در بین سیاست ورزان به دو ضایعه‌ی غیر قابل جبران تبدیل می‌شود یکی «پرده دری» و دیگری «تولید بُغض و عداوت» که این دو رذیله‌ی اخلاقی -اجتماعی ابتداء در میان سیاسیون و رفته رفته در میان اجتماع و حتی خانواده‌ها رسوخ می‌کند. و آنجاست که دیگر در جامعه‌ی اسلامی چیزی به نام «امنیت اخلاقی» باقی نمیماند .

۲) مقابله با سوءظن‌ها و دشمن سازی‌های فرضی

آن امام بزرگوار اجازه به دشمن سازی و خروج افراد از اردوگاه سیاسی شیعیان را نمی‌داد:
«شخصى از خواصّ شیعه در مجلس حضرت موسى بن جعفر (ع) با حالت اضطرار و لرزش وارد شدو حضرت(ع) از علت ناراحتی او سوال فرمود و او گفت:
"فلان ینافقک فی اظهار اعتقاد امامتک”
«فلانی در اظهار اعتقاد امامت شما کاذب است»
حضرت فرمود: نه اینطور نیست، او از شما أفقه است و مقصود او از آن موسى که نام برده من (موسی بن جعفر) نیستم و شما باید از این سوءظن توبه کنی و او را راضی نمایی.
آن مؤمن وقتی این کلام ولىّ خداشنید بسیار غمگین شد و گفت: یابن رسول اللَّه من دارایی دنیوی ندارم تا بدهم و از من راضی شود، لکن مقداری از ثواب عبادت و ارتباطی که با شماأهل البیت دارم را به او می‌دهم.حضرت فرمود:الان خرجت من النار.(احتجاج /۳۹۴)

برهان قاطع امام کاظم در این رفتار این جمله‌ی امام علی (ع)است:
«انتم اخوان علی دین الله ما فرق بینکم الا خبث السرائر» (نهج خ / ۱۱۳)

۳) برخورد کریمانه با سوءنیّت‌ها

امام کاظم (ع) در مواجهه با فردی که آمد برای خداحافظی به جهت سفر به پایتخت سیاسی آن روز یعنی بغداد و حضرت می‌دانست که ایشان دارای نیّت‌های سوء سیاسی مانند ورود به دستگاه حاکمه‌ی بنی عباس است به او فرمود:
"أُوصِیکَ أَنْ تَتَّقِیَ اللَّهَ فِی دَمِی”
اما آن شخص از سخن امام استقبال نکرد و اجازه‌ی ترخیص گرفت و رفت و امام به اخوی‌شان (علی بن جعفر) امر کرد مقداری پول هم به او بدهد که یکصد دینار به او دادند و متاسفانه نزدیک دستگاه حاکمه شد. (کافی ۱/۴۸۵)

۴) پرهیز از هیجانات سیاسی کور

امام کاظم (ع)مشی سیاسی خود را بدین شکل در نامه‌ی مفصلی به یحیی بن عبدالله نوشت که بنای مقابله‌ی بی‌نتیجه با حاکمیت وقت ندارم.
«انا مقدم الیک احذرک معصیه الخفیه و احثک علی برّه و طاعته …» (کافی ۱/۳۶۷).
این نشان دهنده‌ی این نکته‌ی پر اهمیت است که سیاسیون نباید چنان دچار سیاست و بازی‌های آن شوند که از مصالح اهم غافل شوند و با یک سری از حرکات سیاسی کور و بی فایده یا کم فایده خود باعث تحمیل هزینه‌های گزافی به مجموعه­ای از نیروهای بالقوه و یا بالفعل شود .

۵) توجه عاطفی به افراد غیرهمسوی سیاسی

امام کاظم (ع) با اینکه با یک خط مشخص در صحنه‌ی سیاست و اجتماع حاضر می‌شود که مثلا صفوان جمال را توبیخ می‌کند که چرا شترانش را برای سفر زیارتی حج دستگاه بنی عباس کرایه می‌دهد. (ر.ک: وسائل ۱۲/۱۳۱) امّا هیچ گاه از افرادی که فاقد معیارهای ایشان در دریافت حق و باطل هستند غافل نمی‌شود. (ر.ک: بحار الانوار۴۸ / باب ۳۸).

به عنوان نمونه در مدینه که حضور دارد از شرایط اقتصادی جوانانی که به علت ضیق معیشت توان ازدواج ندارند بی اطلاع نیست و لذا با مشکلات فراونی وجوهی از دستگاه حاکمه تهیه می‌کند تا نسل جوان جامعه‌ی خود را به سر و سامانی برساند و صریحاً می‌فرماید:
«لو لا انی اری من ازوّجه بها من عزاب ال ابی طالب، قبلتها ابداً»(وسائل ۱۷/۲۱۶ از عیون)
و در مورد دیگر به شخصی به نام عبدالرحمن بن حجاج اجازه می‌دهد در معاملاتش وارد عرصه‌ی وسیع‌تری که چه بسا اشخاص همسویی حضور نداشتند شود تا از رفاهیات متعارف بی‌بهره نماند (ر.ک وسائل ۱۷/۲۱۸ از تهذیب)
و در مورد سوم به نقل قطعی تاریخ به جناب علی بن یقطین نه تنها اجازه بلکه «امر» می‌فرماید در حاکمیت ظلم بنی العباس مسوولیت مهم صدارت را بپذیرد تا بتواند به افراد و شهروندان جامعه خدمات رسانی مورد نظر را داشته باشد. (رجال کشی / ۲۷۶)
و موارد دیگری که درتاریخ و حدیث آمده .

همین روش عملی امام کاظم در مدینه به شکل دیگری در زندان‌های بغداد ظهور و بروز می‌کند که نتیجه‌ی آن شیفتگی زندانبانان آن حضرت می‌شود و تا حدی در این زمینه امام هفتم شیعیان موفق بودند که ملقب به لقب «امام القلوب» شد. (ر.ک: الصواعق /۲۰۴)
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان