کد خبر: ۳۱۹۸۴
تاریخ انتشار: ۲۵ شهريور ۱۴۰۱ - ۱۳:۱۹-16 September 2022
«... دهه صفر بود و من منبر را شروع كردم. روزي شهيد مطهري به من تلفن كرد و گفت: در مسجد هدايت منبر می روی؟
گفتم: بلي. گفت: «آقاي طالقاني كار بسيار خوبي كرد، من از ايشان تقدير كرده‌ام و ايشان را تشويق كردم، به ايشان مرحبا و بارك‌الله گفته‌ام چون اين عمل ايشان تودهني به اين‌هاست كه جوسازي مي‌كنند، به خودت هم مي‌گويم منبرت را ادامه بده كه كار بسيار خوبي است».

منبر ما يك دهه ادامه يافت و وقتي تمام شد آقاي طالقاني مرا صدا زد و گفت: «آقاي صالحي! وسط دهه كه منبر مي‌رفتي پيغامي از قم، از طرف آقایي به من رسيد كه نخواستم وسط منبرت بگويم تا نکند موجب رنجش شما شود ولي حالا كه دهه تمام شد مي‌گويم».
 
بعد ادامه داد: «شب پنجم يا ششم منبر شما بود كه از منزل آقای گلپایگانی، یک روحانی از طرف ايشان آمد و پیغام داد: دعوتي كه از صالحي نجف‌آبادي كرده‌اي پس بگير و مابقي دهه نگذار منبر برود و همين مقدار كافي است. ما به خاطر خودتان مي‌گوييم و اگر اين منبر ادامه پيدا كند آبروي شما نزد علماي قم مي‌رود و به شما لطمه مي‌خورد. براي این‌که آبروي شما نزد علمای قم حفظ بشود ادامه مجلس صالحي را تعطيل كنيد».
 
مرحوم آقاي طالقاني مي‌گفت من جواب دادم، مي‌رويد پيش ایشان و از قول من به ايشان مي‌گوييد:

«كتابي نوشته شده است؛ كتابي كه مستند و مستدل است. كتابي است كه دست دانشگاهيان دانشجويان و افراد محقق افتاده. اين كتاب را با هوچي‌گري و جوسازي نمي‌توان از صحنه اجتماع دور كرد. اگر شما منطق داريد منطق در مقابل منطق، قلم در مقابل قلم، دليل در مقابل دليل. اگر حرف حسابي داريد بنويسيد و به دليل‌هاي كتاب شهيد جاويد مناقشه كنيد. 

اين حرف‌هاي بي‌منطق و هوچي‌گري را كنار بگذاريد. بروید به آن آقا بگویید: ما نسبت به آقاي بروجردي با آن عظمتش كه احترام برایش قائل بوديم، دقت نداشتيم كه آیا ايشان به ما عنايت دارد يا ندارد، ما را بخواهد یا نخواهد. حالا شما مي‌گوييد نزد علماي قم آبروي من مي‌رود؟! شما كه جاي خود را داريد و در آن حد و اندازه ایشان نیستید. من درباره آقاي بروجردي هم جوري نبود كه مقلد باشم، اطاعت كنم و كاري كنم كه بخواهم توجه ايشان به من جلب شود يا از من برنجد. 

براي این‌که ايشان به من احتياج داشت و من به ايشان احتياجي نداشتم. ديدِ من به آقاي بروجردي با آن بزرگي‌اش اين بود، شما كه در حد ایشان نیستید و جاي خود داريد و شما به من احتياج داريد و من نيازي به این‌که توسط شما آبرويم حفظ شود ندارم. برويد و اين حرف‌ها را دور بريزيد».

(منبع: شوکران اندیشه، خاطرات صالحی نجف‌آبادی، مجتبی لطفی، نشر کویر، ص ۲۷۹)

۱۹ شهریور درگذشت آیت الله سیدمحمود طالقانی

مجتبی لطفی
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان