کد خبر: ۳۱۸۵
تاریخ انتشار: ۱۶ مهر ۱۳۹۷ - ۰۸:۳۳-08 October 2018
علی اکبر نخستین نفر از بنی هاشم بود که به میدان جنگ رفت، او ۱۹ سال یا ۱۸ سال یا ۲۵ یا ۲۷ سال داشت، نزد پدر آمد و اجازه طلبید، امام حسین علیه السلام به او اجازه داد سپس نگاه مایوسانه به اکبرش کرد و دو انگشت اشاره را به طرف آسمان بلند کرده و گفت:
عصر اسلام: اَللَّهمَّ کُن اَنتَ الشَّهیُد عَلَیهِمِ، فَقَد بَرزَ اِلَیهم غُلامٌ اَشبَهُ النّاس خَلقاَ وَ خُلقاً وَ مَنطِقاً بِرَسولِکَ وَ کُنّا اِذا اَشتَقنا اِلی نَبِیّکَ نَظَرنا اِلَیه.(۱)

خدایا خودت بر این قوم ، شاهد باش، که به سوی آنها جوانی رفت که از نظر جمال و کمال و سخن گفتن، شبیه ترین مردم به روس تو است و ما هر گاه مشتاق دیدار پیامبر تو بودیم به چ هره علی اکبر می نگریستیم.

علی اکبر به میدان آمد و با دشمن می جنگید و چنین رجز می خواند:

اَنَا عَلِیّ بنِ الحُسِینِ بنِ عَلِی***نَحنُ وَ بَیتِ اللهِ اَولی بِالنّبِیِ

تَاللهِ لایَحکُمُ فِینا ابنُ الدَّعِیِ *** اَضرِبُ بِالسَّیفِ اُحامِی عَن اَبِی

ضَربَ غُلامٍ هاشِمیٍّ عَلَوِیٍّ

من علی پسر حسینم، سوگند به کعبه ما نزدیکتر و شایسته تر به مقام پیامبر صلی الله علیه و آله هستیم سوگند به خدا نباید پسر زنازاده (ابن زیاد) بر ما حکومت کند با شمشیر شما را می کوبم همچون کوبیدن جوانی هاشمی و علوی و از حریم پدرم حمایت می نمایم.

ضربات خورد کننده ای بر دشمن وارد ساخت و ۱۲۰ نفر از سواران دشمن را کشت تشنگی بر آن حضرت چیره شد، نزد پدر برگشت و عرض کرد:

یا اَبَه ! اَلعَطَشُ قَتَلَنِی وَ ثِقلُ الحَدِیِد اَجهَدَنِی

پدر جان ! شهادت تشنگی مرا کشته و سنگینی اسلحه مرا به زحمت انداخته

امام حسین علیه السلام گریه کرد و فرمود: محبوب دلم صبر کن بزودی رسول خدا صلی الله علیه و آله تو را سیراب خواهد کرد که بعد از آن هرگز تشنه نخواهی شد.

امام زبان جوانش را در دهان مبارک گذاشت و مکید و انگشتر خود را به او داد و فرمود: آن را در دهان خود بگذار و به سوی دشمن برگرد.

علی اکبر در حالی که دست از جان شسته و دل به خدا بسته به سوی میدان رفت و از هر سو بر دشمن حمله کرد و از چپ و راست بر آنها یورش برد و جماعتی را کشت در این هنگام تیری به گلویش رسید که گلویش را پاره کرد آنن حضرت در خون خود می غلطید همچنان تحمل می کرد تا اینکه روحش به گلوگاه نزدیک شد صدا بلند کرد:

یا اَبَتاهُ عَلَیکَ مِنِّی السَّلامُ هذا جَدِّی رَسُولُ اللهِ یَقرَئُکَ السَّلامُ وَ یَقُولُ عَجِّلِ القُدُومَ اِلَینا

ای پدر ! سلام بر تو باد هم اکنون این جد من رسول خدا صلی الله علیه و آله به تو سلام می رساند و می فرماید: به سوی ما شتاب کن.

قَد سَقانیِ بِکاسِهِ الاَوفی شَربَهً لا ظَمَاً بَعدَها اَبَداً

مرا از جام خود سیراب کرد کرد که هرگز بعد از آن تشنه نخواهم شد.(۲)

در روایت دیگر آمده: وقتی که ضربات علی اکبر دشمن را تار و مار کرد مره بن منقذ عبدی گفت: گناه عرب بر گردن من باشد که اگر این جوان با این وصف بر من بگذرد و من داغ او را بر دل پدرش ننهم، مره بن منقذ با نیزه خود در کمین آنحضرت قرار گرفت و او که گرماگرم جنگ بود مره چنان نیزه بر او زد که آن بزرگوار به زمین افتاد دشمنان گرد آن حضرت را گرفتند فَقَطَّعُوهُ بِاَسیافِهِم: با شمشیرهای خود، بدن او را پاره پاره کردند.

بابا بیا که تیغ جفا ساخت کار من***برگی نچیده گشت خزان نوبهار من

قاتل تنم ز خنجر کین پاره پاره کرد***رحمی نکرد بر مژه اشکبار من

تا بر تنم بود رمقی بر سرم بیا *** بنگر به وقت مرگ بر احوال زار من

بابا زپا فتادم و جانم به لب رسید *** دست اجل گرفت ز کف اختیار من

بابا به همرهان و رفیقان من بگو*** شبهای جمعه پا نکشند از مزار من

در روایت دیگر آمده: هنگامی که مره بن منقذ بر سر مقدس آن حضرت ضربه زد آن حضرت نتوانست بر مرکب بنشیند خم شد و سرش را روی یال اسب نهاد اسب او وحشت زده به سوی لشگر دشمن روانه شد.

فَقَطَّعُوهُ بِسُیُوفِهِم اِرباً اِرباً.

دشمنان با شمشیرهای خود بدن نازنینش را پاره پاره کردند.

آنگاه وقتی که روحش به گلوگاه رسید صدا زد:

یا اَبَتاهُ هذا جَدِّی رَسُولُ اللهِ قَد سَقانِی بِکَاسِهِ الاَوفی…

و سپس صدائی از گلویش برخاست و جان سپرد.(۳)

امام حسین علیه السلام با شتاب به بالین جوانش آمد و ایستاد و فرمود:

قَتَلَ اللهُ قَوماً قَتَلوُکَ، یا بُنَیَّ ما اَجر اَهُم عَلَی الرَّحمانِ وَ اِنتَهاکِ حُرمَهِ الرَّسُولِ.

خداوند آن قوم را بکشد که تو را کشتند ای پسرم چه بسیار این مردم بر خدا و دریدن حرمت رسول خدا گستاخ و بی باک گشته اند؟

اشک از دیگان امام سرازیر شد سپس فرمود:

عَلَی الدُّنیا بَعدَکَ العَفا. بعد از تو خاک بر سر دنیا

در این حالت زینب سلام الله علیها از خیمه بیرون دویده فریاد می زد: ای برادرم، وای فرزند برادرم، با شتاب آمد و خود را به روی پیکر به خون طپیده آن جوان افکند.

حسین علیه سلام سر خواهر را بلند کرد و او را به خیمه بازگردانید.(۴)

و در نقل دیگر آمده: امام خون پاک اکبر را می گرفت و به طرف آسمان می ریخت و از آن هیچ قطره ای به زمین نمی ریخت و فرمود:

یَعِزُّ عَلی جَدِّکَ وَ اَبیکَ اَن تَدعُوُهُم فَلا یُجِیبونَکَ وَ تَستَغِیثُ بِهِم فَلا یُغِیثُونکَ.

بر جد و پدر تو سخت است که آنها را صدا بزنی و به تو پاسخ ندهند و از آنها دادرسی کنی، ولی به داد تو نرسند.

امام صورت اشک آلود خود را روی چهره خون آلود علی اکبرش گذاشت، و به قدری بلند گریه کرد که تا آن روز کسی این گونه صدای گریه بلند را از او نشنیده

و سپس صدائی از گلویش برخاست و جان سپرد.(۵)

امام حسین علیه السلام با شتاب به بالین جوانش آمد و ایستاد و فرمود:

قَتَلَ اللهُ قَوماً قَتَلوُکَ، یا بُنَیَّ ما اَجر اَهُم عَلَی الرَّحمانِ وَ اِنتَهاکِ حُرمَهِ الرَّسُولِ.

خداوند آن قوم را بکشد که تو را کشتند ای پسرم چه بسیار این مردم بر خدا و دریدن حرمت رسول خدا گستاخ و بی باک گشته اند؟

اشک از دیگان امام سرازیر شد سپس فرمود:

عَلَی الدُّنیا بَعدَکَ العَفا. بعد از تو خاک بر سر دنیا

در این حالت زینب سلام الله علیها از خیمه بیرون دویده فریاد می زد: ای برادرم، وای فرزند برادرم، با شتاب آمد و خود را به روی پیکر به خون طپیده آن جوان افکند.

حسین علیه سلام سر خواهر را بلند کرد و او را به خیمه بازگردانید.(۶)

و در نقل دیگر آمده: امام خون پاک اکبر را می گرفت و به طرف آسمان می ریخت و از آن هیچ قطره ای به زمین نمی ریخت و فرمود:

یَعِزُّ عَلی جَدِّکَ وَ اَبیکَ اَن تَدعُوُهُم فَلا یُجِیبونَکَ وَ تَستَغِیثُ بِهِم فَلا یُغِیثُونکَ.

بر جد و پدر تو سخت است که آنها را صدا بزنی و به تو پاسخ ندهند و از آنها دادرسی کنی، ولی به داد تو نرسند.

امام صورت اشک آلود خود را روی چهره خون آلود علی اکبرش گذاشت، و به قدری بلند گریه کرد که تا آن روز کسی این گونه صدای گریه بلند را از او نشنیده

بود.(۷)

هر که دلش داغ مهر یار ندارد *** او خبر از قلب داغدار ندارد

گریه کنم زار زار ناله کنم های های *** داغ دلم یا علی شمار ندارد

شهره عشق است اگر چه شمع شب افروز ***شمع چون من چشم اشکبار ندارد

ناله نمی کردم اختیارم اگر بود***لیک دلم تاب اختیار ندارد

نیست گلی در چمن خزان زده چون تو ***چون تو گلی باغ روزگار ندارد.

سپس امام، پیکر خون آلود اکبرش را در آغوش گرفت و فرمود:

یا بُنَّیَ لَقَد اِستَرَحتَ مِن هَمِّ الدُّنیا وَ غَمِّها و بَقِیَ اَبُوکَ فَریداً وَحِیداً

پسرم، از غم و اندوه دنیا راحت شدی ولی پدرت غریب و تنها باقی ماند.(۸)

آنگاه امام حسین علیه السلام جوانان بنی هاشم را صدا زد و فرمود:

تَعالَو اِحمَلُوا اَخاکُم

جوانان بنی هاشم! بیائید و برادرتان را به سوی خیمه ها ببرید.

جوانان بنی هاشم بیائید*** علی را بر در خیمه رسانید.

خدا داند حسین طاقت ندارد***علی را بر در خیمه رساند

بگوئید مادرش لیلا بیاید ***تماشای علی اکبر نماید.

جوانان آمدندو جنازه علی اکبر را برداشته تا جلو خیمه که پیش روی آن جنگ می کردند بر زمین نهادند.

حمید بن مسلم نقل می کند زنی از خیمه های حسین علیه السلام بیرون آمد صدا می زد: وای بچه ام، وای کشته ام، وای از کمی یاور، وای از غریبی…

امام حسین علیه السلام به سرعت نزد او رفت و او را به خیمه اش بازگردانید، پرسیدم: این زن چه کسی بود؟ گفتند: این زن زینب سلام الله علیها دختر امیرمومنان علی علیه السلام بود، امام حسین علیه السلام از گریه او به گریه افتاد و فرمود:

اِنّا لِلهِ وَ اِّنا اِلَیهِ راجِعُون. (۹)

بعضی نقل کرده اند: حضرت لیلا مادر علی اکبر نزد امام حسین علیه السلام آمد و گفت:

سَیِّدی اِبنِی اِبنِی

آقای من، پسرم، پسرم را می خواهم

امام به او فرمود: به خیمه برگرد و دعا کن.(۱۰)

در روایت دیگر آمده: پس از شهادت علی اکبر علیه السلام خواهرش سکینه نزد پدر آمد و گفت: پدرم! چرا آنقدر غمگین هستی، برادرم چه شد؟

امام فرمود: دشمنان او را کشتند.

فَنادَت وا اَخاه! وا مُهجَهَ قَلباهُ!…

سکینه فریاد زد: ای وای برادرم، آه میوه دلم، برادرم را کشتند، مرا بی برادر کردند.

امام به او فرمود: دخترم سکینه، خدا را در نظر بگیر، صبر و تحمل کن.

سکینه گفت:

یا اَبَتاهُ ! کَیفَ تَصبِر مَن قُتِلَ اَخُوها وَ شُرِدَ اَبُوها

ای بابا چگونه صبر کند آنکس که برادرش کشته شده و پدرش غریب و تنها مانده است؟

امام فرمود :

اِنّا لِلهِ وَ اِّنا اِلَیهِ راجِعُون. (۱۱)

به گزارش شفقنا کتاب سوگنامه در نقل دیگر آورده است: بانوان حرم که حضرت زینب سلام الله علیها جلودار آنها بود، به استقبال جنازه علی اکبر علیه السلام شتافتند، زینب سلام الله علیها وقتی که به جنازه رسید، آن را در بغل گرفت و با شور و هیجان عجیب، و قلب پردرد و با جان دل صدا می زد: علی جان! علی جان!(۱۲)

ابوالحسن تهامی از زبان امام حسین علیه السلام خطاب به علی اکبر می گوید:

یا کَوکَباً ما کانَ اَقصَرُ عُمرهُ ***وَ کَذا تَکوُنُ کَواکِبَ الاَسحارِ

عَجِلَ الخُسوُفُ اِلَیهِ قَبلَ اَوانِهِ ***فَغَشاهُ قَبلَ مَظَنَّهِ الاَبدارِ

فَاِذا نَطَقت ُفَاَنتَ اَوَّلَ مَنطِقی *** وَ اِذا سَکَتتُ فَاَنتَ فِی مِضمار

ای ستاره من چقدر عمرت کوتاه بود، آری عمر ستارگان سحر کوتاه است. پیکر مه سیمای علی اکبر، قبل از وقتش به سوی او شتافت و پیش از آنکه آن ماه، بدر درخشان شود، پنهانی او را فرا گرفت.

اگر سخن بگویم نخست سخن تو بر زبانم جاری است، و اگر سکوت کنم یاد تو از قلبم بیرون نمی رود.

چه زود بود ای پسر که همچو کوکب سحر***غروب کردی از نظر اجل بشد دچار تو

اگر کنم تکلمی کلام اولم توئی ***سکوت اگر کنم دمی، دلست داغدار تو

چسان به خیمه رو کنم، چه ناله و فغان کنم***چه چشم خونفشان کنم، ز روی گلعذار تو

سکینه من از عطش ، فتاد و نموده غش ***چسان به او بگویمش، که شد خزان بهار تو

رسم است هر که داغ جوان دید دوستان***رافت برند حالت آن داغدیده را

یک دوست زیر بازوی او گیرد از وفا***وان یک ز چهره پاک کند اشک دیده را

آن دیگری بر او بچشاند گلاب و شهد***تا تقویت کند دل محنت کشیده را

یک جمع دعوتش به گل و بوستان کنند***تا بر کنندش از دل، خار خلیده را

القصه هر کسی به طریقی ز روی مهر***تسکین دهد مصیبت بر وی رسیده را

آیا که داد تسلیت خاطر حسین؟***چون دید نعش اکبر در خون طپیده را

۱- و در بعضی از عبارات در آغاز این فراز آمده: اَلّلهُمَّ اشهَد عَلی هولاءِ …
۲- اعیان الشیعه ج۱ص۶۰۷-مقتل الحسین مقرم ص ۳۱۲-منتهی الآمال ج۱ ص۲۷۲-مثیر الاحزان ابن نما ص ۶۹

۳- کبریت الاحمر ط اسلامیه ص۱۸۵
۴- ترجمه ارشاد مفید ج۲ ص۱۱۰-مثیرالاحزان ابن نما ص۶۹

۵- کبریت الاحمر ط اسلامیه ص۱۸۵
۶- ترجمه ارشاد مفید ج۲ ص۱۱۰-مثیرالاحزان ابن نما ص۶۹

۷- نفس المهموم ص۶۲-محدث قمی می گوید: اما اینکه مادر علی اکبر در کربلا بود یا نبود، چیزی در این باره نیافتم (همان مدرک ص ۱۶۵)
۸- ترجمه مقتل ابی مخنف ص۱۲۹

۹- تاریخ طبری ج۶ ص۲۵۶-ترجمه مقتل ابی مخنف ص۱۲۹
۱۰- معالی السبطین ج۱ص۴۲۲ (این مطلب بنابر قولی است که لیلا در کربلا بوده است ولی ثابت نیست)

۱۱- الوقایع و الحوادث ج۳ص۱۳۱
۱۲- مقتل الحسین مقرم ص۳۱۵
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان