کد خبر: ۳۱۶۸۵
تاریخ انتشار: ۲۰ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۹:۲۴-11 August 2022
‏بنا به روایت تورات، بنی اسرائیل یکی از پیامبران را که شکست یهودا در برابر تهاجم آرامیان را پیشگویی کرده بود، در میان معبد به قتل رساندند:
آنگاه روحِ خدا بر زکریا پسر یِهویاداعِ کاهن فرود آمد، و او بر فرازِ قوم ایستاده، گفت: «خدا چنین میفرماید: ”چرا از فرامین خداوند سرپیچی می‌کنید تا کامیاب نگردید؟ از آنجا که خداوند را ترک کرده‌اید، او نیز شما را ترک کرده است."» اما ایشان بر ضد او دسیسه چیدند، و به فرمان یوآش پادشاه او را در صحن خانۀ خداوند سنگسار کردند. زکریا در حال مرگ گفت: «باشد که خداوند این را ببیند و بازخواست کند!» 

به هنگام تحویل سال، سپاه آرام بر ضد یوآش برآمدند. آنان به یهودا و اورشلیم رسیدند و تمامی رهبران قوم را از میان قوم نابود کرده، همۀ غنایم ایشان را نزد پادشاهِ دمشق فرستادند. با اینکه لشکر آرامیان با مردان اندک آمده بود، خداوند سپاه بسیار بزرگی را به دست ایشان تسلیم کرد زیرا که یهودا، یهوه خدای پدرانشان را ترک کرده بودند. 

بدین‌سان ایشان داوری را بر یوآش به اجرا درآوردند. آرامیان یوآش را در حالی که به‌شدّت زخمی بود، ترک کردند. پس خادمان یوآش به سبب خون پسر یِهویاداعِ کاهن بر ضد یوآش دسیسه چیده، او را در بسترش کشتند. بدین ترتیب یوآش مرد و او را در شهر داوود به خاک سپردند، اما نه در مقبرۀ پادشاهان. 
عهد عتیق
۲تواریخ ۲۴: ۲۰-۲۵

تلمود این ماجرا را از جنگ کوچک یهودا و آرام فراتر می‌برد و آن را به ویرانی فراموش ناشدنی معبد در دوران تهاجم بابل مربوط می‌کند و روایت می‌کند که چطور خدا سخن زکریا در حال مرگ را شنید و خون او را نه فقط از شخص یوآش پادشاه یهودا، بلکه از تمام قوم بازخواست کرد:

چون نبوزرادان [فرمانده بخت‌نصر] به معبد رسید، خون زکریا را دید که می‌جوشد و از زمانی که در معبد کشته شده بود، آرام نگرفته بود. نبوزرادان گفت: این چیست؟ گفتند: خون قربانی است.


 نبوزرادان گفت: برای من حیواناتی بیاورید تا ببینم خون کدام قربانی این چنین می‌جوشد. حیوانات فراوان قربانی کرد اما خون هیچ یک نجوشید. نبوزرادان گفت: بگویید این خون از کجاست وگرنه گوشت شما را با شانه‌های آهنین پاره پاره می‌کنم. کاهنان گفتند: این خون پیامبری است که ویرانی اورشلیم را پیشگویی کرده بود و کشته شد. نبوزرادان گفت: من این خون را آرام می‌کنم. پس فرزانگان را آورد و بر سر خون کشت و خون آرام نشد. کودکان مکتبی را آورد و کشت و خون آرام نشد. 

کاهنان را آورد و کشت و خون آرام نشد. همچنان به کشتن ادامه داد تا ۹۴۰ هزار تن را بر سر خون کشت و خون آرام نشد. نبوزرادان به خون گفت: زکریا، زکریا، ای والاترین میان تمام کسانی که کشتم، آیا می‌خواهی تمام ایشان را برای تو بکشم؟‌ بی درنگ خون آرام گرفت. نبوزرادان پس از آن ارتش بخت‌نصر را ترک کرد و توبه کرد و ایمان آورد.
تلمود
سنهدرین ۹۶ب

به روایت انجیل عیسی نیز به این ماجرا اشاره می‌کند، هرچند نام پدر زکریا را برخیا، و نه یهویاداع، ذکر می‌کند:

پس، همۀ خون پارسایان که بر زمین ریخته شده است، از خون هابیلِ پارسا گرفته تا خون زکریا بن بَرَخیا، که او را بین محرابگاه و مذبح کشتید، بر گردن شما خواهد بود. 
عهد جدید
انجیل مَتّی ۲۳: ۳۵

این روایت تلمودی به منابع اسلامی نیز راه یافت، اما شباهت نام زکریا با نام پدر یحیی بن زکریا، باعث شد ماجرا به یحیی نسبت داده شود.

 چه بسا اشارۀ عیسی به او نیز در این انتساب بی تأثیر نبوده باشد، زیرا عیسی با یحیی و زکریا همدوره بود و خوانندگان انجیل در نظر اول زکریای مورد اشارۀ او را همان زکریای معاصر عیسی می‌گرفتند و نه زکریای چند قرن پیش. همچنین بی تردید شباهت تخریب معبد اورشلیم در ۷۰ میلادی به دست رومیان، با تخریب معبد اول در ۵۸۶ قبل از میلاد به دست بابل، به این سهو کمک کرده است. در روایت تلمودی تخریب معبد اول مجازات گناه قتل زکریاست و در روایت اسلامی تخریب معبد دوم مجازات گناه قتل یحیی بن زکریا:

چون ملک یحیی بن زکریا بکشت، خون یحیی آن جا که ریخته بود بجوشید. ملک را خبر آوردند، گفت: خاک بر آن کنید. هرچند که خاک بر سر آن کردند آن خون برمی‌جوشید.

ملکی از ملوک عجم را خبر آوردند که بنی‌اسرائیل پیغمبر خویش بکشتند. این ملک سپاهی بکشید و بیاورد به بیت‌المقدس. سپاهسالاری به اندرون شهر فرستاد نامش نبوزرادان.

پس نبوزرادان به شهر اندر شد و آن خون دید ریخته و همی‌جوشید. گفت: این چه خون است؟ گفتند: این خون قربانیست که ما کردیم و خدای از ما نپذیرفت. و او دانست که دروغ گفتند. بر ایشان چوب زد تا مقر آمدند که این خون پیغمبریست که میان ما کشته شد. پس بپرسید که: این خون را چه جنایت کنند؟ گفتند: تا کشندۀ این را نیارند و خون او نریزند، این خون ننشیند. و او از بنی‌اسرائیل همی‌کشت زن و مرد و خون همی‌ریخت تا خون یحیی بنشست. و در خبر دیگر روایت کنند که او با خون مخاطبه کرد و او را سوگند داد تا بنشست. و ایدون گویند کین نبوزرادان مسلمان شد و دین بنی‌اسرائیل گرفت.
تاریخ بلعمی: ۷۰۱-۷۰۲

شباهت یحیی بن زکریا و حسین بن علی هیچ گاه از نظر مسلمانان دور نبوده است. هر دو در مقابل حاکم گناهکار زمان خود ایستادند و هر دو مقتول و سر بریده شدند. شباهت دو شهید باعث شد وقتی روایت جوشیدن خون به یحیی منسوب شد، به زودی روایاتی در باب جوشیدن خون حسین بن علی نیز شکل گرفت:

حاملان سر حسین در یک فرسنگی موصل فرود آمدند و سر را بر سنگی نهادند. از آن قطره خونی بر سنگ بچکید. پس از آن در هر سال روز عاشورا از آن خون می‌جوشید و مردم از اطراف نزدیک آن سنگ می‌آمدند و عزای حسین برپا می‌کردند. و همچنین بود تا به عهد عبدالملک مروان بفرمود که آن سنگ را به جای دیگر بردند و دیگر اثری از آن معلوم نگشت، لیکن در آن مقام گنبدی ساختند و مشهد نقطه نام نهادند.
کتاب آه: ۴۸۵

ابن اثیر نقل می‌کند که چون مختار از کوفه خارج شد، گفت: «به خدا سوگند که به قصاص قتل حسین به شمار کسانی که به عوض خون یحیی بن زکریا کشته شدند، خواهم کشت.»
الکامل ۴: ۱۷۰

اثبات الوصیة نقل می‌کند که چون مختار قیام کرد و انتقام خون حسین را از قاتلانش گرفت، جوشش خون از زمین باز ایستاد.
اثبات الوصیة: ۱۴۰

فواد سیاهکالی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان