کد خبر: ۳۱۵۹
تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۳۹۷ - ۰۸:۴۰-07 October 2018
در تفکر انتقادی ، حجیت با عقل است و نه عوامل روانی و غیرعقلی دیگر. این نکته ای است که رویکرد زبانی در تفکر انتقادی روی آن بسیار دست می گذارد.
عصراسلام: در این گستره اگر کسی بگوید چون فلان فرد حرفی را زده یا اکثریت به آن رای قائلند، پس باید پذیرفت ، وضع وی رد می شود. یکی دیگر از موانع زبانی تفکر انتقادی ابراز واژه ها و گزاره هایی است که سد راه تفکر و پرسشگری هستند. فردی را مجسم کنید که مدعایی...

حجیت ، تفکر انتقادی نیست ، استدلال است در تفکر انتقادی ، حجیت با عقل است و نه عوامل روانی و غیرعقلی دیگر. این نکته ای است که رویکرد زبانی در تفکر انتقادی روی آن بسیار دست می گذارد. در این گستره اگر کسی بگوید چون فلان فرد حرفی را زده یا اکثریت به آن رای قائلند، پس باید پذیرفت ، وضع وی رد می شود. یکی دیگر از موانع زبانی تفکر انتقادی ابراز واژه ها و گزاره هایی است که سد راه تفکر و پرسشگری هستند. فردی را مجسم کنید که مدعایی را در مورد سرشت بشر مطرح می کند. مثلا او به ما می گوید که سرشت بشر سرشتی بد است که تنها جامعه و قدرت می تواند آن را تعدیل کنند. ما از چنین فردی می خواهیم دلایلش را برای این مدعا ابراز کند و وی تصریح می کند که بسیاری از متفکران و حتی افراد عادی به این رای قائل هستند.

به تعبیر دیگر، چنین فردی حجیت یک متفکر یا تعداد زیادی افراد را که به آن رای قائل هستند دلیلی برای مدعای خود گرفته است. از فردی می پرسیم چرا سیگار می کشد و او پاسخ می دهد چون متفکران و هنرمندان مشهور زیادی سیگاری هستند من هم این عادت را از آنها اتخاذ کرده ام. از کسی می پرسیم چرا به فرد خاصی در انتخابات رای می دهد و پاسخ وی آن است که چون هنرمند یا نویسنده مطرحی به آن فرد رای می دهد من هم چنین رایی اتخاذ می کنم. در این موارد همان طور که ذکر آن رفت ادله و استدلال ها اهمیت ندارند. آنچه اهمیت دارد این است که اکثریت چه موضعی را اتخاذ می کنند یا افراد مشهور و صاحب نام به چه راهی می روند. جهان ما جهان رسانه محور و فناوری محور است. در این منظومه هنوز بیشتر افراد با توجه به درستی یا نادرستی مدعایی را اخذ یا رد نمی کنند؛ بلکه عوامل معیشتی ، روانی ، اقتصادی و تاریخی بسیاری در قضاوت های آنها دخیل اند. در این گستره شیوه پوشش ، شیوه صحبت کردن ، شیوه استدلال کردن و شیوه ابراز نظر سیاسی و اقتصادی بسیار تابع شهرت و قدرت است. سخت است که بتوان این فضا را به سرعت و به دقت تغییر داد؛ اما کاری که تفکر انتقادی می تواند در اینجا انجام دهد آن است که با تذکرهایی جلوی این سیر بی محابای ظاهربینی ها را بگیرد. افراد باید بدانند کسی که هنرمند خوبی یا متفکر بزرگی است یا موفقیت اقتصادی چشمگیری دارد و حتی هوش برجسته ای را واجد است لزوما در زمینه ای خاص چون سیاست و زندگی شخصی صاحب رایی درست نیست.

اگر این گونه به قضیه نگاه کنیم آن گاه هر فرد باید با تکیه بر قوه فکری خود که به قول دکارت بیش از هر شاخصی دیگر میان انسان ها به تساوی تقسیم شده است سعی کند به مدعیات و قضاوت هایی درست در حوزه هایی که سرنوشت شخصی و جمعی به آن وابسته است ، برسد.تکرار کنیم این که فرد معروفی رایی دارد، برای ما حجت نیست. همچنین اگر همه انسان ها بر نظری پافشاری کنند، اما انسان پی برد این اکثریت ، رایی اشتباه را اخذ کرده اند فرد نباید تابع این جو حداکثری قرار بگیرد. این نکته ای است که ما می توانیم نمونه و شواهدی از آن در متون دینی هم بیابیم. هنگامی که حضرت علی تصریح می کنند این که چه کسی حرفی زده مهم نیست ، بنگرید چه گفته است ، کم و بیش این رویکرد را پررنگ می کند. ‌
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان