کد خبر: ۳۱۵۵۷
تاریخ انتشار: ۰۷ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۶:۴۸-29 July 2022
چون یکی از کتابهایم را گم کرده‌ام زیاد بی‌حوصله هستم. کم می‌نویسم. در رشت تا اندازه‌ای محترم و محبوب زندگی می‌کنم.
در اول دفعه یکایک جراید ورود مرا اخطار کردند. این شهری ست خیلی بزرگتر از شهر ما. مجامع و مطابع و قرائت‌خانه‌های متعدد دارد. من مخصوصاً مجامع آن را با کمال شعف و خوشرویی دیدن کردم.

در «کانون ایران» چشم من به تصاویر بعضی بزرگان افتاد که به دیوار آویخته بودند. «فرهنگ» کتابخانه‌ی مرتبی داشت بهتر از کتابخانه‌ی «انجمن اخوت». منجمله مدیر کتابخانه یک دوره دائرة المعارف لاروس به من نشان داد. به علاوه یک مجسمه‌ی نیم‌تنه از متجدد معروف گیلان «دایی» کار «کسمایی» دیدم. این کسمایی برادر کسمایی شاعر معروف گیلان است که من به او اعتقاد دارم.

این آثار به این مجمع تقدیم شده بود. البته این قبیل احساسات قیمت دارد و مستحق قدرشناسی ست. نمی‌توان دید و گذشت. کوچکترین عمل انسانی که از روی تقوا و فضیلت نفس صادر شود به عقیده‌ی من قابل بزرگترین تحسین‌هاست.

در حین اینکه افراد این مجمع در اطراف من ایستاده و نمی‌دانستند در اثر چه فکری لبخند می‌زنم، من راجع به محبت مخصوص خود نسبت به آن‌ها فکر می‌کردم. اینک این مؤسسه ۱۲ سال است که با موانع مبارزه کرده، عمر کرده است.

جوان‌های آن مستعدند و منظم کار می‌کنند. هر چه دارند به قدر امکان به مصرف می‌رسانند. پول و از قوای جسم و روح. از هر قبیل، با این جزء می‌توان حال کلی را استقراء کرد و به آن استدلال نمود که عنوان انسان راقيه در باره‌ی آن مورد پیدا می‌کند.

در استقبال از کمال و ارتقاء، گیلانی ابدا با مازندرانی قابل مقایسه نیست. در صورتی که من با مطالعات چندین ساله‌ی خود حظ افضلی در نژاد ییلاقی مازندرانی مخصوصا سراغ دارم. چیزی که هست گیلانی حظ آزادی را از روی پیش آمد و ابتلاء در ورطه به خوبی درک کرده. 

اولین مزیتی که بر تمام شهرهای ایران دارد، به حدی که می‌توانم بگویم مفرط در مدرک خود واقع شده، از این راه در نتیجه‌ی عدم حفظ موازنه اعمال خود با بعضی قیود اجتماعی عصری زیاده روی کرده خود را به سقوط نزدیک می‌کند. در جمعیت عمومی آن‌ها می‌بینم چیزی را که به جای معلومات خود نیز می‌خواهند به کار ببرند همین آزادی است.

مدارس آن‌ها اگرچه اخیر معروض علیه سیاست واقع شده و انتخاب خوب در معلمين و معلمات خود ندارد، بالنسبه منظم‌تر از مدارس ولایتی ماست. منتها با أصول کهنه و غیر علمی، چنانکه در مرکز. و این از عادات قدیمی ماست که به تدریج بر طرف می‌شود.

خانم من در اینجا مدیره‌ی دار‌المعلمات است. حسن تصادف باز می‌توانم راجع به روح جنس زن و طبایع مخصوص او فکر کنم

گرچه رشت هم یک شهر تجارتی ست معهذا اهالی میل دارند سربلند باشند. همین که یک نفر را علاقه‌مند دیدند و دانستند که در تاریخ و آثار آن‌ها کنجکاوی می‌کنند تمام نسب‌نامه‌های خود را به آن شخص نشان می‌دهند. مخصوصاً در باره‌ی چند نفر این را به خوبی تجربه کردم. حظ پیشرفت را وجدان به فکر آن‌ها داده است. قبل از به کار انداختن فکر، نتیجه‌ی فکر را که حوادث البته ممد حقیقی آن بوده است، دریافته‌اند.

حتی دهاتی‌های آن‌ها نیز، که من از هیئت آن‌ها مرئوف و متأثر می‌شوم، نزدیک به افکار و احساسات شهری افکار و احساساتی دارند. یک دهاتی می‌گوید باید کار کنم. مبارزه کنم. به دست بیاورم. بخورم. بعد از زندگی من، آن‌طرف خبری نیست. اگر عقل رسا ندارد، فکر او اقلا کار می‌کند. متمدنین او، که شهر‌های او باشند، علم و هنر را به غارت می‌برند. همانطور که ما در گردنه‌های معروفمان مكاريها را غارت می‌کنیم. به طوری به سرعت پیش می‌روند مثل اینکه آن‌ها را تعاقب کرده‌اند.

طبیعت، صفاتی که به مشارکت به گیلانی و مازندرانی داده است، همان سستی و سکونت در مقابل مصائب است. به حدی که مرا عصبانی می کند چون که این هر دو قبیله در گودال آب زندگی می‌کنند. به اصطلاح خودمان: «وگ چال». قشلاقی‌ها بلبل آبی هستند. هر قدر از بچگی، تا بزرگ شوند و دوره‌ی نشو و نمای جسمانی خود را تمام کنند و تغییر شکل بدهند، ابدا عوض نمی‌شوند.

(قسمتی از نامه‌ی نیمایوشیج به ذبیح‌الله صفا در کتاب «نامه‌ها»ی نیمایوشیج، تدوین سیروس طاهباز، چاپ اول انتشارات نگاه، ۱۳۹۳ صص ۳۱۹- ۳۲۱).

رشت شب ۱۱ آبان ۱۳۰۸
ذبیح الله صفا



سینا جهاندیده
کانال تبارشناسی کتاب 
@tabarshenasi_ketab
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان