کد خبر: ۳۱۵۴۵
تاریخ انتشار: ۰۶ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۳:۳۸-28 July 2022
ابتدا خانه بود و شهر به عنوان بخشی از خانه در ایران متولد شد.
شهر اگر چه به لحاظ فیزیکی جدا از خانه پدید آمد اما به لحاظ ذهنی و هویتی بخشی از خانه محسوب می‌شد(شاید به همین دلیل هیچ گاه جایی نبوده است که فردیت ایرانی شکل گیرد). خانه در ایران با شهر متداخل و ممزوج است. شهر هنوز از خانه منفک نشده است. 

شهر ادامه‌ی خانه است. این چنین است که شما وقتی در شهر قرار می‌گیری هنوز نشانگرهای خانه موجود است و زمانی که در خانه هستی هنوز گویا در شهر قرار داری. اما این در‌هم‌آمیختگی شهر و خانه به نفع خانه جهت‌گیری شده است و این چنین است که مردم شهر را همواره جزوی از متصرفات خود می‌دانند. شهر هویتی مستقل ندارد. در هم آمیختگی شهر و خانه را در شعار معروف «شهر ما خانه ما» می‌توان دید. هم شهر ما خانه‌ی ماست و هم خانه‌ی ما شهر ما!

شاید پاسخ حجم وسیعی از سؤالات خود را در همین امتزاج بجوییم و در همین زندگی مستعمراتی شهرهای ما سوالاتی چون اینکه چرا مردم حس نمی‌کنند که تهران شهر آنهاست. این شهر بخشی از زندگی آنهاست؟ چرا تهران فاقد هویت جمعی است. چرا تهران به واقع یک شهر نیست؟ چرا مردم قوانین را از آن خود نمی‌دانند؟ چرا مردم نمی‌دانند که شهر سطل زباله نیست؟ چرا مردم نمی‌دانند که دیگران هم در شهر حقی دارند؟

اما من یکی از دلایل را در امتزاج شهر و خانه و در مستعمره بودن شهر می‌دانم. شهر به دلیل موقعیت مستعمراتی‌اش فاقد فضای عمومی مستقل و در نتیجه فاقد حوزه‌ی عمومی است. یعنی همان قلمروی مستقلی که در آن انسانها در فردیت خود بزیند، بدون آنکه حس کنند سایه‌ی در آنجا حضور دارد. درست به دلیل فقدان موجودیت شهری ما دوست داریم هر یک به نحوی که علاقه‌مندیم ماکتی از شهر را در خانه خود بنا کنیم. ما ترجیح می‌دهیم بسیاری از چیزهای مورد علاقه‌ی خود را به خانه ببریم. خانه‌های هر یک از ما می‌تواند یک یا چند مورد از موارد زیر باشد کتاب‌خانه، پارک، سینما (تلویزیون‌های بزرگ)، کافی نت، سالن مد و آرایش، سالن ورزشی، رستوران، تالار پذیرایی و نظایر

ما خانه را بیش از اندازه فربه کردیم. ما به خانه قدرت بخشیدیم و از این طریق شهر و فضای عمومی‌اش را نحیف ساختیم (در اینجا تبانی خانه و دولت کاملا آشکار است که در جای دیگر بدان اشاره خواهد شد). بلی، بسیاری از این مصیبت‌ها صرفاً به مردم بر نمی‌گردد. شاید به ساختارهای شهری ناظر باشد که محیط کافی و مناسب عمومی را در اختیار مردم ننهاده است. جایی که مردم آسوده بیارمند، جایی که عشاق بدون استرس خود را متجلی سازند، جایی که شهر مأمن مردم باشد. جایی که نه شهر جای خانه بشیند و نه خانه جای شهر. خلاصه کلام اینکه ما در شهر زندگی نمی کنیم».

عباس کاظمی
( ۲۶ مرداد ۱۳۸۷، وبلاگ جامعه‌شناسی زندگی روزمره) 



سینا جهاندیده

@tabarshenasi_ketab
برچسب ها: خانه ، عشاق ، عباس کاظمی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
آیا گشت ارشاد در اهداف خود موفق بوده است؟
بله
خیر
آخرین اخبار
چشم انداز
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان